عیسی یا محمد؟ مقایسه ای میان بنیانگذاران دو مذهب بزرگ جهان

پیشگفتار

عیسی مسیح بنیانگذار مسیحیت و محمد بنیانگذار اسلام است. این دو از بزرگترین مذاهب دنیا به شمار می آیند. یکی با 2.3 میلیارد و دیگری با 1.9 میلیارد پیرو. بی شک این دو نفر، تأثیر شگرفی بر تاریخ بشریت داشته اند. آنان به عنوان رهبران مذهبی، اصول بسیاری را برای زیستن ارائه داده اند.

         هر دو مذهب وجوه مشترک زیادی دارند، اما در مواردی دیگر اختلافات شدیدی در میان آنها مشاهده می شود. شخصیت این بنیانگذاران چگونه بوده است؟  چگونه می توانیم آنها را با یکدیگر مقایسه کنیم؟ کتاب مقدس و قرآن در مورد عیسی مسیح چه می گویند؟ آموزه ها و اعمال آنها پیروانشان را برای چه کارهایی بر می انگیزد؟ این مقاله در حالی که بعضی از اعمال آنها را مورد قیاس قرار می دهد و تضادهای میان آنها را بررسی می کند، به این سؤالات پاسخ می دهد.

توجه : اینجانب در این مقاله از ترجمه جدید کتاب مقدس به عنوان منبع سخنان و اعمال عیسی استفاده خواهم کرد و در ضمن در نقل قولهایم از قرآن از ترجمه داوود و نیز از حدیث " البخاری" و "صحیح مسلم" و "سیره رسول الله"  که ترجمه ای است از "السیره النبویه" از ابن اسحاق و نیز تاریخ طبری و سنن ابو داوود استفاده کرده ام.

در واقع " حدیث البخاری" و " صحیح مسلم"  مجموعه سخنان و کردار محمد هستند که از نظرعلمای اسلام،  معتبرترین شناخته شده اند. السیره النبویه ، از ابن اسحاق ، به عنوان بهترین و جامع ترین زندگی نامه محمد پذیرفته شده و تاریخ طبری بهترین روایات تاریخی از محمد و جامعه نخستین اسلامی می باشد که در دسترس ما است.

بعضی از آخرین سخنان این دو شخصیت

عیسی مسیح: " ای پدر، اینان را ببخش ، زیرا نمی دانند چه می کنند " ( لوقا 23: 34 ) ( این را  پس از اینکه به او خیانت شده بود و بدون هیچ علت قانونی محکوم به مرگ شده بود و بر روی صلیب جلجتا در حال جان سپردن بود، گفت.)

محمد: " «خداوند یهود و نصاری را لعنت کند؛ قبرهای پیامبران خو را مسجد اتخاذ کرده اند ." ( البخاری جلد 1 ، # 427 ) { محمد سالها پیش از این  به وسیله زنی یهودی که شوهرش را مسلمانان کشته بودند، مسموم شده بود و سمّ به تدریج اثر خود را کرده بود. او این سخنان را در هنگام مرگش در آغوش عایشه یعنی همسرش به زبان آورده بود.}

چون من زندگی این دو شخصیت را مطالعه کرده ام ، به نظرم مقایسه فوق، جزئیات تفاوت شخصیتی این دو را به طرزی قوی نشان می دهد. اینها سخنانی هستند که در زمان مرگشان بیان کرده اند، سخنانی که لحظه آخر زندگی آنان را متبلور می سازد. در حالی که محمد لعنت و نفرین تلخی را نسبت به اشخاصی که پیامبری او را رد کردند، به زبان می آورد و در مقایسه با او، مسیح از خدا طالب بخشش دشمنانش است. آیا برای محمد برازنده تر نبود تا در لحظه آخر زندگی اش بر زمین از الله طلب هدایت و راهنمایی مسیحیان و یهودیان می نمود؟!

برده داری در زندگی عیسی مسیح و محمّد

عیسی مسیح هیچ برده ای نداشت . عیسی می آموخت که با دیگران چنان رفتار کنیم که دوست داریم با ما رفتار شود. عیسی برده ای نداشت ، و از آموزه هایش آشکار است که او هیچگاه برده ای نمی خواست. او بسیاری را آزاد کرد و نه برده. هیچ کس نمی خواهد بر خلاف خواست خود برده شود.

پولس رسول در نامه  اول تیموتاؤس 1: 8-10 می نویسد:

" ما می دانیم که شریعت نیکوست، اگر کسی آن را به درستی به کار بندد. نیز می دانیم که شریعت نه برای درستکاران ، بلکه برای قانون شکنان و سرکشان وضع شده است، برای بی دینان و گناهکاران، و ناپاکان و کافران، برای قاتلان پدر و قاتلان مادر، برای آدمکشان، زناکاران و لواط گران، تاجران برده، دروغگویان و شهادت دهندگان به دروغ و نیز برای هر عملی که خلاف تعلیم صحیح باشد."

در این آیات کاملاً مشخص است که شخصی را به زور به بردگی گرفتن یا فروختن آنان، بر خلاف آموزه های مسیحی است.

از سوی دیگر محمّد برده دار بود . او صاحب و فروشنده بردگان بسیاری بود. چه زن و چه مرد. او گفت الله این اجازه را به او و پیروان مسلمان خود داده است تا هر وقت که بخواهند می توانند با غلامان یا بردگان زن خویش رابطه جنسی برقرار کنند! به سوره های الآحزاب آیات50 و 52  و المؤمنون آیه 5 و المعارج آیه 30 در قرآن مراجعه نمایید. بردگانی که توسط مسلمانان غارت شده بودند به عنوان "غنیمت  جنگی" به شمار می آمدند و در نتیجه بخشی از دارایی آنان بودند. یکی از افتخارات و سبب غرور محمد این بود که صاحب هزاران برده بود.

طبری تاریخ نگار بزرگ اسلامی در مورد رابطه جنسی محمد با برده خود به اسم ماریه اینچنین می نویسد: " محمد در سال ششم هجرت سفیرانی به کشورهای خارج فرستاد و طی نامه هایی فرمانروایان این کشورها را به ائین توحید و اسلام دعوت کرد. در این میان نامه ای به مقوقس(پادشاهان اسکندریه) فرمانروای مصر نوشت و او را به ائین اسلام دعوت کرد. اگرچه مقوقس اسلام را نپذیرفت، اما هدایایی برای محمد فرستاد. در میان این هدایا کنیزی بود به نام ماریه که محمد او را به خدمت حفصه، دخنر عمر بن خطاب گذاشت. وی از پیامبر باردار شد، نام فرزند او را ابراهیم نهادند، دوسال زیست و بمرد. ( تاریخ طبری جلد .8 برگ 66131. / تاریخ طبری جلد .39 برگ 194 / سیره ابن هشام، ص5)

محمد اشخاصی را که  با آنان می جنگید و غارت می کرد به بردگی می گرفت. به زنان و بچه هایی (سنین نوجوان و بالا) که بعد از کشتار 800 مرد یهودی بنی قریظه توسط محمد به بردگی گرفتار شدند توجه کنید: سوره الآحزاب آیه 26.

در تاریخ طبری اینگونه آمده:

" سپس رسول الله اموال و زنان و کودکان بنی قریظه را تقسیم نمود در آن هنگام پس از دریافت خمسش، سه سهم برای سوارکار مرد و یک سهم برای سوارکار زن و برای پیاده نظام یک سهم و در آن روز تعداد اسب‌های بنی قریظه 36 اسب بود.... سپس سعد ابن زید انصاری از برادران بنی عبد الاشهل را به همراه زنان و کودکان اسیر بنی قریظه برگزید و به نجد فرستاد تا بوسیله فروش آنان اسحله و اسب بیاورد و رسول الله (ص) ریحانه بنت عمرو بن جنانه یکی از زنان بنی عمرو بن قریظه را تا آخر عمر برای خودش برداشت، رسول الله از او خواست تا مسلمان شود و او با وی ازدواج نماید و محجبه شود، ولی او به رسول الله گفت: مرا به عنوان کنیزت نگه دارد که این برای من راحت تر است و او هم وی را به همین حال وا گذاشت.

البخاری نیز همچنین استناد می کند که محمد برده های بسیاری داشت. محمد بردگان سیاه پوست، عرب، مصری، مرد، زن، یهودی، مسیحی و اعراب مشرک داشت.

محمد همچنین اجازه می داد تا پیروانش، اسیران و بردگان را به شدت مجروح سازند. هنگامی که زنش مورد باز جویی بود که آیا مرتکب زنا شده یا خیر، علی یعنی داماد محمد، کنیز عایشه را جلوی چشمان محمد وحشیانه و به شدت کتک زد، تا  مطمئن شود که او حقیقت را در مورد عایشه بیان می کند. در اینجا به نقل قولی از  کتاب " سیره رسول الله " به نقل از ابن اسحاق که درباره " زندگی محمد" می باشد، توجه کنید:

" پس پیامبر بریره (کنیز عایشه) را صدا کرد و از او سؤال کرد، و علی برخاسته او را به شدت کتک زد و گفت، " به پیامبر حقیقت را بگو"،...(قابل ذکر است که محمد مانع کتک زدن بریره توسط علی نشد!)

در حدیث صحیح مسلم آمده که محمد حتی اجازه می داد تا پیروانش زنانی را که اسیر می کردند، به منظور داشتن رابطه جنسی مورد استفاده قرار دهند:

ابو سیرما به ابو سعید الخدری گفت: " آه ابو سعید ، آیا شنیدی که رسول الله در باره العزل چه گفته ؟ او پاسخ داد: "بله" و اضافه کرد : " ما با رسول الله به مستعلق برای مأموریت اعزام شدیم و در آنجا زنان عالی عرب را اسیر کردیم و به آنان تمایل داشتیم چون از دوری زنانمان رنج می بردیم، (اما در عین حال) می خواستیم که آنان را بازخرید نماییم. پس تصمیم گرفتیم که با آنان ضمن رعایت عزل ( خارج کردن آلت جنسی مرد قبل از جاری شدن منی برای جلوگیری از بارداری) رابطه جنسی برقرار کنیم. اما به خود گفتیم " وقتی رسول الله با ما است، چرا از او در باره کاری که می خواهیم بکنیم سؤال نکنیم ؟" پس از رسول الله پرسیدیم و او پاسخ داد: " اهمیتی ندارد که این کار را نکنید، چون هر فردی که می بایست تا قبل از روز قیامت به دنیا بیاید به هر حال زاده می شود."

و باز در صحیح مسلم می خوانیم که:

"ابو سعید الخودری از جنگ خونین شرح می دهد که رسول الله سپاهی را برای نبرد فرستاد و در آنجا با دشمن مقابله کرده و جنگیدند. بعد از اینکه بر آنان پیروز شدند و آنان را به اسارت گرفتند، همراهان رسول الله از رابطه جنسی با اسیران زن خودداری می کردند، چون همسران آنان معتقد به خدایان مختلف بودند. پس الله تعالی، در این مورد وحی فرستاد: " [ازدواج با] زنان شوهردار [بر شما حرام شده است] مگر زنانی که [به سبب جنگ با شوهران کافرشان از راه اسارت] مالک شده اید؛ [این احکام] مقرّر شده خدا بر شماست." ( سوره النساء آیه 24 ) ، ( آنها بعد از پایان دوران عادت ماهیانه، برای رابطه جنسی قانونی و مشروع بودند.)

تفسیر:

آموزه های عیسی افراد را از اینکه به زور اشخاص دیگر را برده خود سازند منع می نماید. " با مردم همانگونه رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند " (لوقا 6: 31). ولی محمد و سپاهش بارها به مردم هجوم برده و آنان را به اسارت و بردگی می گرفتند. بدتر از آن، محمد خانواده های اسیران را در میان سربازان خود تقسیم کرده و به مردان خود اجازه تجاوز به  زنان اسیر را می داد.

گناه در زندگی عیسی و محمد

عیسی بدون گناه متولد شد، و بدون هیچ خطایی زیست. عیسی بی گناهی خود را اعلان کرد. " کدام یک از شما می تواند مرا به گناهی محکوم کند؟ پس اگر حقیقت را به شما می گویم ، چرا سخنم را باور نمی کنید؟" (یوحنا 8: 46) همچنین به  دوم قرنتیان 5: 21 و اول یوحنا 3: 5  و عبرانیان 4: 15 مراجعه فرمایید.

محمد در سوره غافر آیه 55 گناهکار معرفی شده: " پس صبر کن که وعده خدا حق است و برای گناهت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت شامگاهان و بامدادان ستایشگر باش. "

و سوره الفتح آیه 1و2 : " ما به تو پیروزی بخشیدیم [ چه] پیروزی درخشانی، تا خداوند از گناه گذشته و آینده تودرگذرد و نعمت خود را بر تو تمام گرداند و تو را به راهی راست هدایت کند."

محمد همچنین برای بخشش گناهان خویش دعا کرد، در کتاب البخاری چنین می خوانیم:

" یا الله ! گناهان مرا که در گذشته کرده ام و در آینده خواهم کرد بیامرز وهمچنین گناهانی را که در خفا یا در میان عموم مرتکب شدم."

محمد حتی به آسیب رساندن و توهین به اشخاصی که مستحق آن نبودند نیز معترف بوده است! در صحیح مسلم چنین آمده:

" اگر رسول الله شخصی را که سزاوار نباشد لعنت کند، آن لعنت منشاء پاداش و رحمت برای او خواهد بود."

و نیز: " ابو جریره به نقل از رسول الله گزارش داد که: " یا الله من انسان هستم و هر مسلمانی را که لعنت کرده ام و یا شلاق زدم، آن را سبب طهارت و رحمت بساز."

تفسیر:

عیسی مردی بی گناه و پسر خدا بود. محمد رسول خود گمارده بود یعنی فردی جایزالخطا، دارای ویژه گی های خوب و بد. بعضی اوقات خوب و در مواردی دیگر افراد را لعنت می کرد و آسیب می رساند. شخصیت این دو بر مذهبشان بسیار تأثیر گذار بوده است؟ عیسی پاک ومقدس بود ، محمد خود معترف بود که برای گناهانش روزی 70000 بار طلب آمرزش می کرد! کدام یک شایسته پیروی هستند.

(ترجمه بقیه این مقاله در دست تهیه می باشد.)

نوشته: سیلاس

برگرفته از وب سایت: www.answering-islam.org

Jun/25/2020 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 70 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر