چگونه هدف های قابل دستیابی برای خود  تعیین کنیم؟

تحقیقات به ما می گویند که افراد به جای مشکل داشتن در دستیابی به اهداف خود، بیشتر با تعیین هدف دست و پنجه نرم می‌کنند. در واقع نشستن و فکر کردن در مورد اینکه خدا از ما چه انتظاری دارد، اغلب سخت ترین بخش از زندگی ما است.

با این وجود بزرگترین تفاوت یا وجه تمایز بین کسانی که در زندگی خود در حدّ ​​عادی موفق بودند و کسانی که در حد بسیار عالی موفق بودند این بوده که آیا اهداف آنها تعریف شده و نوشته شده است یا خیر.

کتاب مقدس در باره تعیین هدف هرگز سکوت نکرده است. کتاب امثال به طور مکرر در مورد مشخص کردن هدف ها صحبت می کند:

  • "اگر در پی‌ نیکی‌ باشی‌ مورد لطف‌ خدا خواهی‌ بود(امثال سلیمان 11: 27، ترجمه تفسیری ).
  • "دل‌ انسان‌ در طریقش‌ تفكّر می‌كند، اما خداوند قدم‌هایش‌ را استوار می‌سازد" (امثال سلیمان 16: 9، ترجمه قدیم).
  • "خانه‌ به‌ حكمت‌ بنا می‌شود، و با فطانت‌ استوار می‌گردد، و به‌ معرفت‌ اطاقها پر می‌شود، از هر گونه‌ اموال‌ گرانبها و نفایس‌" (امثال سلیمان 24: 3-4 ، ترجمه قدیم).

خدا، داشتن هدف در هر زمینه از زندگی (ازدواج، خانواده، شغل، امور مالی، امور فیزیکی و غیره) و نیز تلاش ما برای رسیدن به این اهداف را امری مفید می‌داند.

کتاب مقدس نه تنها در باره تعیین هدف سخن می گوید بلکه الگوی این عمل را نیز به ما ارائه می دهد.

به داستان ابراهیم و خادمش در پیدایش 24 نگاه کنید. در ترجمه هزاره نو، پنج بار کلمه "کامیاب" را در متن خواهید دید. در واقع این فصل را می توان فصل کامیابی در کتاب مقدس شمرد. این فصل نحوه تعیین و  دستیابی به هدف را به ما آموزش می‌دهد.

وقتی العازار، خادم ابراهیم جهت یافتن همسری برای اسحاق عزم را جزم نمود، ده قدم خاصی را دنبال کرد که این ده مرحله درست به همان اندازه که در زمان ابراهیم مؤثر واقع شدند، امروز نیز برای ما کاربرد دارند.

این ده مرحله عبارتند از:

1. موقعیت خود را مشخص کنید.

قبل از اینکه هدفی را برای خود تعیین کنید، ببینید در حال حاضر کجا قرار دارید. اگر شما در راه رسیدن به خانه من گم شده باشید، برای اینکه بتوانم به شما کمک کنم تا به مقصد برسید، می بایست در مرحله اول از شما سؤال کنم که کجا هستید؟

این موضوع در هر زمینه زندگی صادق است. قبل از اینکه بدانید کجا می‌خواهید بروید، باید بدانید کجا هستید. همین امر در زندگی روحانی شما نیز صدق می‌کند. من هر سه ماه یک بار یک معاینه روحانی از خود به عمل می آورم.

ابراهیم این کار را قبل از فرستادن خادمش العازار به مأموریت انجام داد. پیدایش 24: 1 می‌گوید: " و اما ابراهیم پیر و سالخورده شده بود، و خداوند او را در همه چیز برکت داده بود." ابراهیم خوب می‌دانست که خدا وعده داده است فرزندانش را در بسیاری از نسلهای آینده تکثیر خواهد کرد، اما پسرش هنوز همسری نداشت. پس او تصمیم گرفت که بهتر است قبل از اینکه خیلی دیر شود در این مورد اقدامی بکند.

2. هدف خود را مشخص کنید.

هدف خود را به تصویر بکشید. " ابراهیم گفت: بلکه به ولایت من و نزد خویشاوندانم بروی و برای پسرم اسحاق همسری بگیری" (پیدایش 24: 4). ابراهیم به وضوح تعریف کرد که چه می‌خواهد. بعداً، شرایط دیگری را نیز اضافه می‌کند. خواست او این بود که همسر اسحاق هم وطن و از قوم و خویش خود و دارای ایمانی مشترک باشد.

شما هرگز به یک هدف مبهم دست نخواهید یافت. یک هدف مبهم قدرت به تصویر کشیده شدن ندارد. به علاوه وقتی هدفی به تصویر کشیده نشده، هرگز از عملی شدن آن آگاهی نخواهید یافت.

به عنوان مثال، هنگامی که می خواهید هدف را محک بزنید، سه سؤال زیر را از خود بپرسید:

  • می‎‌خواهم چه بشوم؟ 
  • می‌خواهم چه کار کنم؟ 
  • می‌خواهم چه چیزی داشته باشم؟ 

بعد از اینکه به این سؤالات پاسخ دادید، جزئیات بیشتری را مشخص کنید. آیا می‌خواهید به تعداد بیشتری در کلیسایتان دست بیابید؟ از خود بپرسید: "به چه کسانی می خواهیم دست بیابیم؟آیا می‌خواهید کلیسای جدیدی را شروع کنید؟ در آن صورت از خود بپرسید، "کجا؟"

3. وعده‌ای را از کلام خدا بیابید.

غالباً، وقتی شروع به تعیین اهداف می‌کنید، نگرانی ها به سراغتان می آیند و شروع به فکر کردن در مورد همه آن چیزهایی می کنید که ممکن است به خطا ختم شوند.

هرگز مرحله تصمیم‌گیری را با مرحله حل مسئله اشتباه نگیرید. تصمیم بگیرید و سپس مسئله را حل کنید.

نگرانی و ترس می‌تواند شما را فلج کند. به همین دلیل در این مرحله نباید روی اینکه "چطور به آن می رسم" تمرکز کنید بلکه خدا چطور این هدف را عملی خواهد کرد.

در آیه 7، خدا به العازار وعده داد. ابراهیم می‌گوید: "خداوند، خدای آسمان، که مرا از خانۀ پدرم و از سرزمین خویشاوندانم بیرون آورد و با من سخن گفته، برایم سوگند خورد که، این سرزمین را به نسل تو می‌بخشم". تفاوت مسیحی و غیرمسیحی در مسئله تعیین هدف، در همین اصل نهفته است. یک مسیحی همیشه مبتنی بر وعده خدا هدفش را تعیین می کند. بگذارید اندازه عظمت خدایتان تعیین کننده اندازه اهداف شما باشد.

4- منفعت حاصل از این هدف را تشریح کنید.

هر هدفی باید سود یا پاداشی داشته باشد. اگر جایزه‌ای در کار نباشد انگیزه‌ای برای تحقق هدف نخواهید داشت. ابراهیم در آیه 7 به وضوح نتیجه نهایی را برای العازار توصیف کرد: " خداوند فرشته‌ خود را پیش‌ روی‌ تو خواهد فرستاد و ترتیبی‌ خواهد داد که‌ در آنجا همسری‌ برای‌ پسرم‌ اسحاق‌ بیابی‌ و همراه‌ خود بیاوری‌." (ترجمه تفسیری).

العازار انگیزه داشت که برای پسر آقایش همسری بیابد و او خوب می دانست که  وقتی این اتفاق بیفتد، آقایش خرسند شده و به او پاداش خواهد داد.

از خود سه سؤال زیر را بپرسید:

  • پاداش من چیست؟ 
  • چرا این پاداش را می‌خواهم؟ 
  • وقتی به پاداش برسم چه احساسی خواهم داشت؟

وقتی علت برای شما روشن است، خدا چگونگی تحقق آن را نیز نشان می دهد.

5- علاقه و اشتیاق خود را در دعاهایتان نشان دهید.

وقتی برای اهداف خود دعا می‌کنید، دو چیز صورت می پذیرد:

اول، این کار شما علاقه و اشتیاقتان را نشان می دهد. اغلب، خدا باعث تأخیر در دستیابی ما به هدفی که برایش تلاش می کنیم می شود تا ببیند آیا این هدف شما فقط یک هوس بود یا خیر.  او هدفی را که برای رسیدن به آن تلاش می‌کنید عمداً به تأخیر می‌اندازد تا ببیند آیا برای آن جدّیت به خرج می دهید یا اینکه این مسئله هوسی بیش نبوده.

دوم، اعتماد و وابستگی شما را نشان می دهد. به دیگران نشان می‌دهد که برای رسیدن به هدف خود، به خدا توکّل دارید.

العازار در تمام این مراحل به طور مداوم دعا می‌کرد. او قبل از اینکه به سفر برود دعا می‌کند تا همسر اسحاق را بیابد (آیه 12). پس از رسیدن دعا می‌کند (آیه 15). در مقابل خانواده دختر دعا می‌کند (آیه 52). او دائماً هدفهای خود را در دعا شستشو می دهد. این طریقی است که همه مسیحیان می بایست هدفهای خود را نشانه بگیرند.

مردم فقط اهدافی را که قصد عملی شدن آنها را دارند، تحقق می‌بخشند. احتمالاً نقشه های بزرگی را برای درگیر کردن جامعه تان با پیام عیسی مسیح دارید، اما باید این چشم‌انداز را با اهداف ملموس و نوشته شده پشتیبانی کنید.

پیدایش 24 و داستان العازار نمونه بسیار خوبی جهت توسعه و پیگیری هدفها است.

6. مشکلات را تشخیص دهید.

برای شناسایی موانع موجود که اغلب سر راهتان قرار می گیرد، این دو سؤال را از خود بپرسید:

  • چرا قبلاً با این مشکل روبرو نشدم؟
  • موانع چیست؟

وقتی این کار را کردید، ممکن است انواع مختلف موانعی را بیابید که جلودار شما شده اند.

تمام مشکلاتی  را که العازار برای رفتن به یک سرزمین غریب به منظور یافتن همسری برای اسحاق با آن روبرو بود، در نظر بگیرید. او به سرزمینی می‌رود که هرگز آنجا نبوده است و بایستی زنی را پیدا می کرد که هرگز ندیده بود و نیز باید او را متقاعد می کرد که با یک مرد کاملاً غریبه ازدواج کند. به علاوه همه اینها می بایست رضایت والدین او را نیز کسب می کرد.

العازار با مشکلات مختلفی روبرو شد. شاید شما نیز با مشکلات مختلفی دست و پنجه نرم می کنید. یادداشت این مشکلات دارای اهمیت زیادی است.

7. نقشه ای را طراحی کنید.

از لحظه ای که موانع جلوی راهتان را شناسایی کردید، به یک سِری اقدامات نیاز خواهید داشت. بعضی از قدمهای مشخص را یادداشت کنید و ضرب الاجلی را تعیین کنید. سؤالات زیر را از خود بپرسید:

  • چطور می خواهم به این نقطه برسم؟
  • چقدر طول می کشد؟

نقشه العازار در نوع خود یک شاهکار بود. او همه این موارد را در پیدایش 24: 11-15 کنار هم می گذارد. اساساً تنها عروسی بالقوه برای اسحاق می توانست از این آزمایشها با موفقیت عبور کند.

8.  برای شخصیت خود انضباط قائل شوید.

بدون نظم و انضباط شخصی به هیچ کار بزرگی را دست نمی یابیم. همشیه مسئله شخصیت شما دارای اهمیت خاصی است. در حینی که شما مشغول اهداف خود هستید، خدا مشغول شخصیت شما است. در طول مراحل برنامه ریزی و تعیین هدف، در حالی که مشغول رسیدن به هدفتان هستید، خدا شما را عوض می کند.

من بارها وقتی با کشیشان صحبت کرده ام، گفته ام: " كلیساهای در حال رشد به كشیشان در حال رشد نیازمندند". این موضوع در تمام زمینه‌های زندگی ما صادق است. مشاغل در حال رشد خواهان افراد در حال رشد هستند. ازدواج در حال رشد به زنان و شوهران در حال رشد احتیاج دارد. لحظه توقف رشد شما، لحظه نابودی و مرگ شماست.

العازار در این واقعه چندین بار انضباط شخصی را به نمایش می گذارد. دقت کنید که چگونه قبل از شروع ارتباط با ربکا، او را با صبر و حوصله زیاد تحت نظر داشت (آیه 21). ببینید او چطور از غذا خوردن اجتناب ورزید تا صحبتی را که مدنظر داشت با خانواده ربکا داشته باشد (آیه 33). او حتی پس از رسیدن به هدف، مدیریت وقتی عالی در بازگشت فوری به سوی ارباب خویش، از خود بُروز داد(آیه 56).

العازار به شخصیت خود انضباط می دهد. اگر می‌خواهید به هدفهایتان نائل آیید. برای نائل آمدن به آنها بایستی یاد بگیرید چطور این کار را انجام دهید. در حالی که روی اهدافتان کار می کنید باید روی شخصیت خود نیز کار کنید.

9. بها را بپرداز.

 هدفهای بزرگ به ایثار و فداکاریهای بزرگ نیز نیاز دارند. من افراد زیادی را می‌شناسم که هدفهای بزرگی دارند، اما زمانی می خواهند به این هدفها برسند که راحتی و آسایش آنها به هم نخورد. چنین چیزی هرگز نتیجه ای نخواهد داشت.

در این مرحله سه سؤال  زیر را از خود بپرسید:

  • این کار با چه بهایی برای من تمام خواهد شد؟ 
  • چه چیزهایی را حاضرم برایش فدا کنم؟ 
  • آیا ارزشش را دارد؟

در پیدایش 24: 53، کتاب مقدس به بهایی که العازار برای رسیدن به هدف حاضر به پرداخت آن شد، اشاره می کند: " سپس جواهرات طلا و نقره و لباسهایی بیرون آورد و آنها را به رِبِکا پیشکش کرد؛ و هدایای گرانبها نیز به برادر و مادر او داد" (ترجمه هزاره نو).

شما هم درست مثل العازار، بهایی را برای رسیدن به هدفتان خواهید پرداخت.  قبل از شروع هر چیز باید برایتان روشن باشد که بهایی که باید بپزدازید چیست و آیا برای آن آمادگی دارید یا خیر؟

10. به مردم نیاز دارید.

تا زمانی که نتوانید با دیگران کنار بیایید، هرگز در زندگی، موفقیت های زیادی کسب نخواهید کرد. این را بیاموزید که به مردم اطرافتان نیاز دارید چون خدا به وسیله مردم کار می کند. برای رسیدن به هدفها، کار تیمی و همکاری لازم است. موفقیت هرگز نمایش تک نفره نیست. بلکه تلاشی مشترک است.

در این مرحله از خود بپرسید: چه کسی می تواند مرا کمک کند؟

العازار برای همکاری با خانواده ربکا هر کاری از دستش برمی‌آمد انجام داد. پیدایش 24: 49-51 را بخوانید. او به خوبی بر این امر واقف بود که به حمایت آنها شدیداً نیاز دارد. پس با خانواده همراهی کرد.

راز کلیسای موفق در تعهد و اتحاد آن است. وقتی تعهد و همکاری باشد، خدا کارهای خارق العاده انجام می دهد.

رهبران موفق هدف هایی را معین می کنند که می توانند به آنها برسند. در مسیر رسیدن به هدفهایتان، پیروی از نمونه العازار بسیار عاقلانه است.

نوشته: کشیش ریک وارِن

ترجمه: ناجیه راعی

Oct/22/2020 زندگی روزمره مسیحی کشیش ورژ باباخانی 141 بازدید 3  

نظرات کاربران


ارسال نظر