ادامه فصل سوم: بررسی شواهد-نقد پیشگوییهای قرآن و یگانگی قرآن

پیشگویی­های قرآن

آیا در قرآن پیشگویی یا نبوتی هست که مؤید منشأ الهی آن باشد؟ خارج از اردوی اسلام، تعداد انگشت­ شماری بر این باورند که واقعاً پیشگویی­ های غیرمعمولی در قرآن آمده باشد ولی حتی این افراد نیز آنها را خارق ­العاده و ماوراءالطبیعی نمی­ دانند. در رابطه با صحت و سقم ماهیت معجزه­ آسای به اصطلاح پیشگویی ­های قرآن می­ توان به موارد زیر اشاره نمود:

اول، اکثر این پیشگویی­ های به اصطلاح ماوراءالطبیعه، اصلاً به هیچ­وجه ماهیتی ماوراءالطبیعی ندارند. بحث خود را با این سؤال شروع می­ کنیم که کدام فرمانده ارتش مذهبی برای تشویق سپاهیانش به آنها نمی­ گوید: «خدا با ماست، بجنگید که ما پیروز این جنگ خواهیم بود؟» به علاوه فراموش نکنیم که محمد، پیامبر اسلام به «پیامبر شمشیر» معروف است.

محمد پس از مباحثات بسیاری که با مخالفین و دشمنانش داشت و نتوانست آنها را متقاعد سازد و موفقیتی در انتشار پیامش کسب کند، طریقه مسالمت­ آمیز را ترک نمود و به جنگ روی آورد و در چنین حالتی اصلاً جای تعجبی ندارد که پیشاپیش از پیروزی سپاهیان اسلام صحبت کند.

همچنین با توجه به شور و شوق سپاهیان اسلام برای دستیابی به وعده­ هایی که در عوض مجاهدت ­های خود کسب می­ کردند (حج 58-59؛ آل عمران 157-158 و 170-171)، هیچ تعجب­ آور نیست که غالباً فاتح جنگ­ها باشند.

بالاخره اینکه چندان تعجب­ برانگیز نیست که چرا بسیاری خود را تسلیم سپاهیان اسلام می ­کردند با توجه به فرمانی که محمد صادر کرد: «همانا کیفر آنانی که با خدا و رسول او به جنگ برخیزند و در روی زمین به فساد کوشند جز این نباشد که آنها را کشته یا به دار کشند و یا دست و پایشان را به خلاف ببرند یا با نفی بلد و تبعید از سرزمین صالحان دور کنند. این عذاب دنیوی آنها است و اما در آخرت باز به عذابی بزرگ معذب خواهند بود» (مائده 33).

دوم، تنها موردی که حالتی کم و بیش پیشگویانه دارد، در رابطه با پیروزی لشکریان روم بر پارسیان می ­باشد (روم 2-4) که آمده است: «رومیان مغلوب شدند در جنگی که به نزدیک­ترین زمین واقع شد و آنها پس از مغلوب شدن فعلی، به زودی باز غلبه خواهند کرد و این در اند سالی خواهد شد...»

بررسی دقیق این پیشگویی نشان می ­دهد که این پیشگویی حالتی نامشخص دارد و هیچ چیز ماوراءالطبیعی در آن نیست.[1]

(1) طبق تفسیر یوسف علی «اندی سال» یعنی بین 3 الی 9 سال، ولی عده ­ای دلیل می ­آورند که این پیروزی عملاً سیزده یا چهارده سال بعد از پیشگویی آن واقع شد. شکست رومیان به دست پارسیان در جریان فتح اورشلیم در حدود سال­های 614 یا 615 میلادی روی داد و ضد حمله رومیان که منجر به پیروزی آنها گردید، سال 622 آغاز شد و پیروزی واقعی در سال 625 میلادی به دست آمد و این زمان حداقل ده یازده سال به طول انجامید و نه «اندی سال» که محمد پیشگویی کرده بود.

(2) قرآن منسوب به عثمان در ابتدا مصوّت (دارای اِعراب) نبود بلکه مدتها بعد این امر صورت گرفت.[2] بنابراین در این «پیشگویی» کلمه «سَیَغلِبونَ» (غلبه خواهند کرد) را می ­توان با تغییر حرکت­های دو حرف، «سَیِغلَبونَ» (مغلوب خواهند شد) نیز قرائت نمود.[3] در واقع جالب است بدانیم که «در یکی از نسخه ­های دیگر قرآن، جای افعال معلوم و مجهول عوض شده، به نحوی که گفته می­ شود، رومیان در گذشته بر دیگران غلبه کردند اما به زودی در اندی سال مغلوب خواهند شد».[4]

(3) حتی اگر این ابهام نیز رفع شود، این پیشگویی همان حالت نامشخص خود را دارد، چراکه نه مربوط به آینده ­ای دور و نه امری غیرعادی است. طبیعتاً انتظار می ­رود که رومیان شکست­ خورده، تجهیز قوا کنند و این بار پیروز شوند، موضوعی که بارها و بارها در تاریخ جنگ­های بشر روی داده و پیشگویی آن نیاز چندانی به قوه تخیل نیز ندارد.

در بهترین حالت می­ توان گفت که این پیشگویی می­ تواند حدس درستی در مورد وقایع آینده باشد، در هر صورت، ظاهراً زمینه کافی برای اثبات خارق ­العاده بودن آن وجود ندارد.

سرانجام به آخرین موردی که مسلمانان ادعای پیشگویی آن را دارند، می ­رسیم که در سوره فجر، آیه 2 آمده است: «قسم به ده شب» که عده­ ای آن را پیشگویی ده سال سختی و آزار مسلمانان اولیه می ­دانند.[5] ولی این تفسیر بسیار دور از ذهن است و حتی عبداللّه یوسف علی، مفسر و محقق بزرگ مسلمانان اذعان دارد که «منظور از ده شب، معمولاً اشاره به ده شب اول ماه ذوالحجه، ماه مقدس زیارت خانه خدا است».[6]

در هر صورت، یقیناً هیچ پیشگویی روشنی وجود ندارد که ناظر بی ­طرف بتواند آن را دال بر اعلام پیشاپیش واقعه­ای ببیند.* توسل دانشمندان مسلمان به چنین مطالبی به عنوان پیشگویی و نبوت، نشان­دهنده ناامیدی آنان از یافتن چیزی خارق­ العاده برای پشتوانه قرار دادن قرآن است.

 

یگانگی قرآن

اصرار بر اینکه چون قرآن یکدست و فاقد تناقض است و از این رو باید وحی الهی باشد نیز قانع­ کننده نیست. برخی از منتقدان، سؤالات مهمی در خصوص چگونگی ثبات و یکپارچگی قرآن مطرح کرده ­اند. به عنوان مثال اشاره می ­کنند که بارزترین تناقض در الهامات محمد آن است که آیاتی بر او نازل می­ شد و برخی آیات قبلی را نسخ می­ کرد، مانند سنگسار زانیان که صد ضربه شلاق تغییر یافت (نور 2) یا آیات مشهور به آیات شیطانی در باب پرستش بت­ها که بعداً با آیاتی فاقد آنها جایگزین گردید (نجم 21-23).[7]

کل ایده «ناسخ و منسوخ» در قرآن، راهی برای اصلاح اشتباهات گذشته (آیات منسوخ) با مطالب جدیدتر (آیات ناسخ) است. این تعلیم در سوره بقره، آیه 106 آمده که می­ گوید: «هرچه از آیات قرآن را نسخ کنیم یا حکم آن را متروک سازیم، بهتر از آن یا مانند آن بیاوریم. آیا مردم نمی ­دانند که خدا بر همه چیز توانا است؟»

به عنوان مثال، آیه­ ای که به آیه شمشیر معروف است (توبه 5) حدود 124 آیه از قرآن را که مشوق مسلمانان به تحمل و بردباری بود (رجوع کنید بقره 256) نسخ کرده است.[8]

قرآن با تأکید بیان می­ کند که «در دین هیچ اجباری نیست» (بقره 256)، ولی در بسیاری جاهای دیگر، مسلمانان را تحریک می­ کند که «با هر که اهل کتاب که ایمان به خدا و روز قیامت نیاورده و آنچه را که خدا و رسولش حرام کرده، حرام نمی­ دانند و به دین حق نمی­ گروند، قتال و کارزار کنید تا آنگاه که با ذلت و تواضع به اسلام جزیه دهند» (توبه 29) و «مشرکان را هر جا یابید، به قتل رسانید» (توبه %).

تناقض دیگر در این واقعیت نهفته است که قرآن مدعی است: «سخنان خدا را تغییر و تبدیلی نیست» (یونس 64) که مسلمانان مصداق آن را قرآن می ­دانند، زیرا «هیچ­کس کلمات خدا را تغییر نتواند داد» (انعام 34) ولی با این وجود، قرآن آموزه «ناسخ و منسوخ» را تعلیم می ­دهد که به موجب آن آیات جدید، آیات قبلی را باطل می­ سازد.

در اینجا با آیاتی روبرو می ­شویم که «نسخ کنیم یا حکم آن را متروک سازیم» (بقره 106). به علاوه محمد اذعان می ­کند که «بهتر از آن یا مانند آن را می ­آوریم» و با این گفته بر نظریه معاصرانش که او را «جعل ­کننده» می­نامیدند، مُهرتأیید می ­زند.

همانطور که «نهلس» به فراست دریافته بود: «ظاهراً باید یاد بگیریم که چگونه مکاشفه الهی می­ تواند اصلاح شود، اما حقیقت این است که انتظار داریم الهام خدا از همان ابتدا کامل و حقیقی باشد».[9] البته بعضی از مسلمانان نظیر یوسف علی بر این باورند که «نسخ» چیزی نیست جز «الهام تدریجی» که پیام خدا را با مردمان مختلفی که در زمان­های مختلف زندگی می­ کنند، تطابق می­ دهد.

بهرحال، نهلس اشاره می­ کند که «آیه 106 از سوره بقره (آیه نسخ) از فرهنگ یا الهامی مترقی­ تر از آنچه در کتب مقدسه پیش از محمد سخن نمی­ گوید بلکه منظورش تنها آیات قرآن است!»[10]

این موضوع معقول به نظر می­ رسد که انسان بپذیرد خدا طی 1500 سال به تدریج خود را به مردم مکشوف سازد (کاری که در دوران کتاب­مقدس انجام داد). بنابراین نهلس می­ افزاید: «نمی­ توان پذیرفت که در محدوده زمانی حدود 20 سال، نیازی به تغییر یا اصلاح کلام خدا پیش آمده باشد. چنین امری مطمئناً نشان­ دهنده این است که یا خدا دانای مطلق نیست یا ثبت­ کننده کلام، آن را تغییر داده است».[11]

مورد اخیر مخصوصاً درست به نظر می ­رسد، چراکه آیات اصلاح­ شده غالباً بسیار نزدیک به آیات اولیه هستند. موضوع مهمتر این است که آیاتی در قرآن وجود دارد که آیات ناسخ، فراموش کرده آنها را مجدداً و از سر نو تنظیم نماید.

در اعراف 54 (و نیز سجده 4) آمده است که خدا جهان را در شش روز آفرید ولی در فصلت 9-12 گفته شده که خدا جهان را مجموعاً در 8 روز آفرید (2+4+2). ولی هر دو را نمی­ توان صحیح دانست.*

قرآن همچنین بیان می­ کند که انسان­ها مسئول انتخاب­های خود هستند (کهف 29) و در عین حال می­ گوید که خدا پیشاپیش تقدیر همه را مُهر کرده است: «و ما مقدرات و نتیجه اعمال نیک و بد هر انسان را طوق گردن او سازیم، در روز قیامت کتابی بر او بیرون آریم در حالی که آن نامه چنان باز باشد که همه اوراق آن را یک مرتبه ملاحظه کند» (بنی اسرائیل 13؛ یونس 99-100).

حتی اگر قرآن یک دست و یکپارچه می ­بود، باز در بهترین حالت، این ویژگی نه آزمونی مثبت، بلکه تنها محکی منفی برای کشف حقیقت است. یقیناً چنانچه کتابی از جانب خدای خطاناپذیر باشد، هیچ تناقضی در آن نخواهد بود. با این وصف، تنها به این دلیل که کتابی فاقد تناقض درونی است، نمی ­توان آن را وحی خدا دانست.

چنین فرضی بدون شک نه استدلال بلکه سفسطه است.* همانطور که جان مونتگمری با تیزهوشی دریافته بود، «هندسه اقلیدسی یکدست و یکپارچه است ولی دلیل این نمی­ شود که آن را مکاشفه الهی بنامیم»[12]

 

[1] Joseph Gudel, To Every Muslim an Answer (Simon Greenleaf School of Law, April 1982), 54.

[2] H. Spencer, Islam and the Gospel of God (Delhi: S. P. C. K., 1956), 21.

[3] See St. Clair- Tisdall, 137.

[4] W. Montgomery Watt, Muhammad’s Mecca (Edinburgh: Edinburgh University Press, 1988), 14.

[5] Hazrat Mirza Bashir- Ud- Din Mahud Ahmad, Introduction to the Stude of the Holy Qur’an (London: the London Mosque, 1949), 374f.

[6] Abdullah Yusuf Ali, The Meaning of the Glorious Qur’an, 1731, note 6109.

* برخلاف قرآن، نبوت­های صریح و روشنی در کتاب­مقدس وجود دارد که به صدها سال قبل از تحقق آنها برمی­ گردد (رجوع کنید به فصل چهارم).

[7] See Comment above, notes 47-48.

[8] See Anis A. Shorrosh, Islam Revealed: A ChristianArab’s View of Islam (Nashville: Thomas Nelson, 1988), 163.

[9] See Nehls, 11.

[10] Ibid., 12.

[11] Ibid., 14.

* حتی مفسر مسلمان، یوسف علی اذعان دارد که «این متن بسیار مشکل است». او و سایر مفسرین می­ کوشند دو روز آیه 9 و چهار روز آیه 10 و دو روز آیه 12 همان سوره فصلت یعنی مجموع هشت روز را با تداخل دو روز آیه 9 و چهار روز آیه 10 توجیه کنند. بهرحال، این تفسیر نیز به چند دلیل قانع­ کننده نیست. اول اینکه، اگر تداخلی در روزها وجود دارد پس چرا به صورت جداگانه از آنها نام برده می­ شود؟ به علاوه، هر کدام از این روزها بیانگر مراحل مختلف آفرینش هستند. اولی از آفرینش «زمین در دو روز» (آیه 9) و دومی «قوت و ارزاق اهل زمین را در چهار روز مقدر و معین فرمود» (آیه 10). این آیات بیانگر مراحل مختلف و متوالی آفرینش هستند.

* این موضوع در علم منطق، دگرگونی نامعقول موقعیت نامیده می­ شود. به عنوان مثال، تنها به این دلیل که «همه سگ­ها جانوران چهارپا هستند» بدان معنی نیست که «همه جانوران چهارپا سگ هستند».

[12] John Warwich Montgomery, Faith Founded on Fact (Nashvill: Thomas Nelson Inc., Publishers, 1978), 94.

نویسنده: نورمن گایسلر و عبدالصلیب

کتاب پاسخ به اتهام

Oct/30/2017 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 976 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر