جایگاه مریم در الهیات مسیحی چیست؟

یکی از آرزوهای زنان یهود این بود که، آن مادری باشند که از طریق وی مسیح موعود به دنیا می آید. برکت و افتخاری والاتر از این برای یک زن یهود نبود، که مادر مسیح گردد. اما زمانی که مریم مژده بدنیا آمدن مسیح را از طریق فرشته شنید ناراحت و مغموم گشت. غم او به این خاطر بود که اطرافیان وی، با شنیدن حاملگی مریم، او را متهم به انحراف جنسی می کردند. افزون بر این، قرار بود پسری که از بطن وی بدنیا می آید روزی کشته شود. (لوقا 2: 35) برکتی و افتخاری که همراه با درد و رنجی غیرقابل وصف بود. بیاد می آورم، که شمایل مریم، همیشه در خانه ما وجود داشت. مجسمه کوچک و تابلویی که مادرم، از مریم در خانه نگاه داشته بود، از خاطرم نمی رود. مریم، مادر عیسی، از جایگاه والا، و ارزش خاصی در خانواده و جامعه میسحی که در آن زندگی می کردم، برخوردار بود. هر بار که به کلیسا می رفتم، شمایل مریم، در حالی که در محراب کلیسا، عیسی نوزاد را در آغوش خود کشیده، نخستین چیزی بود که به آن نگاه می کردم. چشمانی که بنظر می رسید به اعماق روحم نفوذ کرده، مرا را بر آن می داشت تا با حرمت و فروتنی، در مقابل آن زانو زده و به مناجات بپردازم. این احساس احترام آمیخته به ترسی که از مریم مقدس داشتم، هرگز فراموش نخواهم کرد. اینکه کلیسا همواره در طول تاریخ توجه خاصی به مریم داشته، مادری که نجات دهنده عالم، خدا را به دنیا آورده، انکار ناپذیر است. به عنوان مثال توجه کنید که نام "مریم" یکی از رایجترین و معمولترین اسامی است که والدین به فرزند دختر خود، چه در مذهب مسیحیت و چه در اسلام بخشیده اند. مسیحیان او را زنی مقدس و فرخنده ای می دانند که میوه بطن وی، نجات را برای جهان به ارمغان آورد و مسلمانان بجهت تقوا و پرهیزکاری مریم، مایل هستند تا فرزند خود را به این نام بخوانند. او شخصیتی است که بسیاری از وی الهام گرفته، نمونه عفت و سیرت نیکوی یک زن مسیحی گشته است. اخبار تجربه های روحانیی که بنا بر ادعای بسیاری در ملاقات با مریم داشته اند نیز، همیشه بگوش می رسد. مکانهایی که مریم مقدس به جمع عابدین ظاهر گشته، تبدیل به زیارتگاهایی شده، که سالیانه میلیونها نفر از آن بازدید می کنند.   مسلمأ کلیسای مسیح توجه خاصی به مریم دارد، مادری که خدا از طریق وی به دنیا می آید. اما پرسشهایی که باید در خصوص این شخصیت کتاب مقدس مطرح کرد این است که، نقش مریم در این معجزه (انسان شدن شخص دوم تثلیث) چه بود؟  چه جایگاه و حرمتی را برای این زن باید در نظر داشت؟ آیا مریم نقشی در نجات انسان دارد؟ آیا دعا کردن به او و تکریم و احترام وی، ما را به بت پرستی نمی کشاند؟ هرچند عهد جدید در خصوص مریم، چندان سخن نمی گوید، اما اجازده دهید پیش از هر چیز به آیاتی چند از کلام زنده خدا که در خصوص مریم مقدس نگاشته شده است، نظری افکنیم. در انجیل لوقا 1: 28 می خوانیم:"پس فرشته نزد او داخل شده، گفت، سلام بر تو ای نعمت رسیده، خداوند با توست و تو در میان زنان مبارک هستی. " الیصابات نیز: . " (لوقا1: 42) انجیل متی نیز به ما گزارش می دهد که او با یوسف ازدواج کرده، فرزندانی برای وی آورد.  آیا این پسر نجّار نمی‌باشد؟ و آیا مادرش مریم نامی نیست؟ و برادرانش یعقوب و یوسف و شمعون و یهودا؟ " (متی 13: 55)   یاروسلاو پلیکان، پروفسور تاریخ در دانشگاه ییل که در اواخر عمر خود به کلیسای اروتدوکس شرق ملحق گشت، در کتاب خویش، "مریم: در طی قرون"، اعتراف می کند که گزارشات عهد جدید در قیاس با سنت و تحولاتی که در طول تاریخ در جهت تکریم و تجلیل مریم شکل گرفته، بصورت باورنکردنی ناچیز و انگشت شمارند. این حقیقتی است که بسیاری از الهیات دانان کاتولیک و اورتدکس به آن واقف و معترفند. "خوانندگان اناجیل، نخست، پس از مطالعه این کتب، از اینکه چیز زیادی از مریم در این متون نمی یابند متعجب و گاهی حیرت زده می شوند". کارل کیتنگ، مدیر سازمان "کاتولیک پاسخ می دهد" که متمرکز بر دفاعیات این کلیساست، در خصوص همکاری مریم با عیسی مسیح در فدیه بشر، می نویسد:" این نوع آموزه در عمل، آخرین آموزه ای است که شخصی با زمینه الهیاتی اصولگرا در زمان پیوستنش به کلیسای کاتولیک می پذیرد و این پذیرش بر اساس اقتدار و مدارک کتاب مقدس نیست بلکه این باور بر روی اقتدار کلیسا بنا نهاده شده است. اصولگرایان دائمأ به دنبال آیات کتاب مقدس می باشند...". بنابراین اقتدا به کتاب مقدس و رجوع به کلام خدا برای ادای محتوای این آموزه و تهیه و تنظیم ساختار قابل ارائه، امری است که مبلغین مریم شناسی به آن چندان علاقمند نیستند. داربست و استخوان بندی مریم شناسی، بیشتر تکیه بر سنت، گفتگوها و تفکرات کلیسا دارد تا اینکه به گزارشات عهد جدید وابسته باشد. ایشان در دفاع از این ویژگی می گویند که مسیحیت در شکل گیری بسیاری از آموزه های الهیاتی خود، چنین روندی را طی کرده است. به عنوان مثال، آموزه تثلیث، یکی از اصول الهیات مسیحیت است که ساختار کتاب مقدسی و بنیاد عهد جدید آن، چندان زیاد و وسیع نیست، اما کلیسا پس از سالها، این آموزه را در بطن نیایشهای خود و مجادلات الهیاتی، در اعتقادنامه ها معترف شد. آنها می گویند، اگر تثلیث می تواند حاصل چنین فرایندی باشد، چرا مریم شناسی را باید از این قاعده مستثنی دانست؟ محض فقدان متون توضیحی کتاب مقدسی، در شکل گیری مریم شناسی، به خودی خود، دلیل کافی، به معترضان جهت رد این باور نمی دهد، زیرا که بسیاری از آموزه های مسیحی نیز، حاصل فرایندی هستند که در حیات کلیسا و نیایشها و تاملات او ریشه دارد. سنت و تاملاتی که خود محصول الهام روح القدس بوده و تغافل و تجاوز از آن، چیزی جز بی احترامی و بی ایمانی نخواهد بود. در مورد معترضان پروتستانی که در مقابل باور کلیسای اورتدوکس و کاتولیک در خصوص جایگاه مریم ایستاده اند، گفته می شود که چگونه است که آموزه تثلیث که خود استنتاجی از آموزه های دیگر می باشد، برای بسیاری از الهیات دانان اونجلیکال، تبدیل به وسیله و دریچه ای گشته که از طریق آن، کتاب مقدس را تفسیر و تاویل می نمایند. روشی که پژوهشگران اونجلیکال بانفوذی چون الیستر مک گراث، خود نیز بر آن معترضند. او می گوید: باید صادقانه معترف شد که باور به تثلیث نتیجه گرفته شده و انعکاس یافته از سایر تعالیمی است که کتاب مقدس در صفحات خود برای خواننده اش به قلم کشیده است.  اما جایگاه این آموزه کجاست؟ آیا آموزه تثلیث تبدیل به کلیدی می گردد که بسیاری از درهای بسته باورهای مسیحی را می گشاید؟ آیا تثلیث باوری است که سایر آموزه ها در زیر نور حقیقت آن، معنای عمیق و ثابتی می یابند؟ پرسشی که مایل هستم از دانش آموزان کتاب مقدس بپرسم این است، که آیا واقعا مدارک و دلایلی که از آن آموزه تثلیث برگرفته شده و بدان ساختار این آموزه شکل گرفته است، چه از لحاظ حجم و چه از لحاظ اهمیت با آنچه مریم شناسی بر آن تکیه کرده است یکسان است؟ آنچه واضح است، عدم وجود سندیت کتاب مقدسی و آیات مشخص و نبود منابع الهامی برای استنتاج چنین آموزه ای، کلیسای کاتولیک را بر آن داشته است تا از اقتدار پاپ و "بیانیه مصون از خطای" وی جهت تثبیت و اجرای آن در کلیسا سود جوید. شگفت انگیز این است که دو بیانیه مصون از خطای که پاپها در طی تاریخ کلیسای کاتولیک صادر کرده اند در خصوص مریم مقدس می باشد. نخستین این بیانات در دسامبر 1854 توسط پاپ پایوس نهم در تثبیت آموزه لقاح مطرح و دومین آن در نوامبر سال 1950 توسط پاپ پایوس دوازده ام، در ارتباط با عروج وی می باشد. در هر صورت، آنچه حائذ اهمیت می باشد، رابطه و همخوانی نتیجه این تفکرات (مریم شناسی) با گزارشات کتاب مقدس و آموزه های دیگر مسیحیت است. آیا می توان به باور کلیساهای اورتدوکس و کاتولیک در خصوص مریم معترف بود، در حالی که دیگر اصول اساسی ایمان مسیحی بدون خدشه و تاثیر باقی بماند؟ این پرسشی است که در نهایت باید پاسخ داده شود.   سرگیوس بولگاکف می گوید: کلیسای اورتودکس مادر خدا را به عنوان والاترین مخلوقات، محترم می شمارد. او حتی از کروبین نیز شریفتر است، در قیاس با صرافین نیز پرجلالتر می باشد. هیچ ذهنی قادر به درک این نیست که چگونه ستایشی سزاوار او است. با این وجود کلیسا تعریف جامع الهیاتی از مادر خدا، جز تصمیمات گرفته شده شورای جهانی در خصوص تئودوکس ، ندارد. به عبارت دیگر، آموزه ای تعریف شده، یکدست و کامل، که بیانگر معنی و مفهوم، دلیل و برهان وجود این ستایش و تکریم باشد در خداشناسی کلیسا اورتدوکس یافت نمی شود. تکریم مریم بر اعتقادات کلیسایی و سنن عباداتی که البته بر طبق باور این فرقه، از سوی روح القدس برانگیخته شده است، بنا گشته است. این درصورتی است که کلیسای کاتولیک دارای موضعی راسختر و مشخصتری است. "این کلیسا با اینکه بنوعی از مریم شناسی در سنت خود معترف بود، اما در نهایت در سال 1854 و سپس دوباره در سال 1850، تعریف شیواتر و واضحتری از این آموزه معرفی کرد."           تجلیل و تکریم مریم       همانطور که پیشتر اشاره شد، مریم از جایگاه والا و برجسته ای که درخور تکریم و احترام ویژه ای از سوی عابدین کاتولیک و اورتدکس است، برخوردار می باشد. احترامی که منجر به شکل گیری آموزه های متعددی در این خصوص گشته است. کتاب اصول و تعالیم اساسی پذیرفته شده کلیسای کاتولیک، نوشته لودیگ اوت چنین فهرستی را به ما ارائه می دهد. 1-     لقاح مطهر 2-     مریم طاهر از گناهان شخصی بود 3-     بکارت دائمی مریم 4-     عروج جسمی مریم به آسمان   شاید خواننده گمان برد که تکریم و تجلیل مریم در کلیسای کاتولیک، به خودی خود دلیل کافی و بهانه صحیحی برای جدایی کلیساهای پروتستان از آن نمی باشد. چرا اکرام و ستایش شخصی چون مریم، باید چنین شقاق ژرفی را در بین کلیساها بوجود آورد؟ آنچه را که نباید از خاطر ببریم و از کنار آن بسادگی عبور نماییم، این است که در الهیات کاتولیک مریم، مادر عیسی نقش مهمی در نجات برگزیدگان دارد. مریم شناسی و نجات شناسی کلیسای کاتولیک از هم ناگسستنی است. و هر آموزه ای که نجات شناسی الهیاتی را شکل دهد، بنوعی انجیل را تعریف می کند و تفاوت دیدگاه در خصوص مفهوم انجیل، بناچار شکاف خداشناسی عمیقی را ایجاد می کند. البته چنین واکنشی مختص به کلیساهای پروتستان نیست، کلیسای اورتدکس و کاتولیک نیز در این مورد نظر قاطع خود را ابراز می دارند. سرگیوس بورگالکوف می گوید: "اگر بدعت کهن نسطریوس مورد بررسی کلیسا قرار نمی گرفت، بدعتی که توسط کلیسا شکست خورده و محکوم گشت، چه کسی به این آگاهی می رسید که مریم تئودوکوس است و نه کریستوکوس؟" البته شاید لازم باشد به یاد خوانندگان گرامی بیاورم که اطلاق واژه تئودوکوس بجای کرسیتوکوس به مریم، به قصد تاکید بر الوهیت مسیح بود و نه ارتقا جایگاه مادر وی در نیایشها و عبادات کلیسا!. او ادامه می دهد: "در زمانهای اخیر در فرقه پروتستانیزم، بدعتهای تازه ای در خصوص مادر خدا ظهور کرده است، بدعتهایی که با هرگونه تکریم و تجلیل از مادر خدا مخالفت می کند. این آموزه بدعت(مخالفت با آموزه مریم شناسی)، نه تنها دلیل بلکه نتیجه اعوجاج، فقر و پژمردگی تقوا در پروتستانیزم است"   گمان نمی برم، مرکزیت و محوریت این آموزه در این فرقه ها بر کسی پوشیده باشد. اگر تا به الان به جدیت و اهمیت این آموزه از دیدگاه این کلیساها واقف نشده اید، اجازه دهید تا بخش دیگری از نظرات بورگالکوف، یکی از الهیاتدانان برجسته و پیشتاز قرن بیستم کلیسای اورتودکس را اضافه کنم. "مسیحیتی که تنها با مسیح باشد، یعنی مسیحیتی که مادر خدا در آن غایب است، در واقع شکلی از مذهبی، بجز راست دینی است و در واقع دلیل جدایی پروتستانیزم از کلیسا، تنها بخاطر تعالیم اشتباه و شقاقهای خودخواسته نبوده، بلکه فراتر از اینها، فقدان حساسیت روحانی ایشان به مادر خدا می باشد."   خواننده باید آگاه باشد که تاکید بر این آموزها پیرامون شخص مریم، تعلیمی حاشیه ای و آموزه ای که بسادگی بتوان از آن چشم پوشید نیست. تعلیمی که اروین لوتزر در کتاب خود بنام "آموزه هایی که جدا می سازند" در فهرست باورهایی قرار می دهد که کلیسای پروتستان در پاسبانی از راستی، مجبور شد تا از کلیسای کاتولیک جدا شود. القابی چون Co-redemptrix , Mediatrix, Advocate گویای جایگاه منحصر بفردی می باشد که مریم مقدس از طرف کلیسای کاتولیک دریافت نموده است.   لقاح مطهر     در هشتم دسامبر 1854 پاپ پایوس نهم بر اساس قدرت و اختیاری که کلیسای کاتولیک برای پاپ قائل است، اقتداری که می تواند تعلیمی را مصون از خطا و اشتباه به کلیسای کاتولیک آموزش دهد، اعلام کرد: " ما اعلام می کنیم، رسمأ بیان کرده،  مشخصأ تعریف می کنیم؛ آموزه ای که می گوید، مریم باکره مبارک، در هنگام لقاح و بسته شدن نطفه، بوسیله فیض منحصر بفرد و بخشش قادر متعال و به لیاقت عیسی مسیح نجات دهنده نسل بشر، از لکه گناه اولیه محفوظ نگاه داشته شد، آموزه ای است که از طرف خدا مکشوف شده است و به همین دلیل باید راسخانه و دائمأ مورد باور مومنین باشد."   بر طبق این آموزه، مریم بدون لکه گناه اولیه بدنیا آمده است. گناه اولیه، تاثیرات گناه آدم بر نوادگانش است که البته همانطور که گفته شد، بر طبق باور کلیسای کاتولیک، مریم از آن بری بود. خدا روحی مخصوص برای مریم خلق کرد، روحی که در نطفه وی دمیده شد تا وی از تاثیرات گناه آدم در امان باشد. هرچند مریم بدون گناه اولیه بدنیا آمد، اما در هر صورت می بایست فدیه داده می شد. به همین جهت او به شایستگی عیسی مسیح فدیه داده شد، اما این فدیه در قیاس با سایر فدیه داده شدگان کاملتر بود. سایرین از گناه اولیه در زندگی حاضر خود رستگار می شدند، اما مریم از سرایت گناه اولیه محافظت گشت. البته باورمندان بر این تعلیم معتقدند که آموزه لقاح مطهر در این زمان مشخص توسط پاپ پایوس نوزدهم، ابداع نشد، نه تنها این باور ریشه ای قدیمی در اعتقادات کلیسا دارد، بلکه تعلیمی، انعکاس یافته از متون کتاب مقدس است. اینکه اعلان پاپ، نقطه آغازین نشر این باور نبود صحیح است، اما پرسشی که لازم به طرح می دانم این است که با به اجرا گذاشتن این اقتدار (بیانیه مصون از خطا) آیا جایی برای اصلاحات در کلیسای کاتولیک در خصوص این باور باقی خواهد ماند؟ هرچند که اصلاحات چندانی در شورای دوم واتیکان در  این کلیسا دیده نشده، اما نظر کاتولیکها غیر از این است. حال اگر فرض بر این گرفته شود که کلیسای کاتولیک طالب اصلاحات بوده، نیاز به پالودن باورها را در رشد و فهم کلیسا از کتاب مقدس اساسی می داند، تا چه حد این اعلان پاپ، بر مسیر اصلاحات (اگر نیاز به اصلاح در این زمینه از طرف کلیسای دیده شود) این آموزه در آینده قرار خواهد گرفت. افزون بر این، باید توجه کرد، قدمتی که از وجود چنین باوری در کلیسا به میان می آید، چندان زیاد نیست، در حقیقت لئو اول، اسقف روم در سال 440 تا 461، بر این عقیده بود که بجز عیسی مسیح، تمام انسانها گناهکارند. آگوستین، الهیاتدانی که نوشته های وی در فرقهای کاتولیک، اورتودکس و پروتستان نفوذ زیادی دارد، معتقد بود که مریم مانند سایر انسانها گناهکار بود. هرچند الهیات دانان کاتولیکی چون اوت، بر این واقعیت که پدران کلیسا از قبیل اورجین، بزیل، جان کریستوستوم و سیریل اسکندریه بر گناهکار بودن مریم باور داشتند، معترفند، اما با این وجود این آموزه را تاریخی و ریشه در سنن و تعالیم کهن کلیسا می دانند!. اما خاستگاه این آموزه چیست؟ سند و دلیل کتاب مقدسی این باور کجاست؟ این آموزه بر کدام آیات کتاب مقدسی استوار است؟   پس فرشته نزد او داخل شده، گفت، سلام بر تو ای نعمت رسیده، خداوند با توست و تو در میان زنان مبارک هستی. (لوقا 1: 28) (الیصابات) به آواز بلند صدا زده گفت، تو در میان زنان مبارک هستی و مبارک است ثمرهٔ رحم تو. (لوقا1: 42) بنظر می رسد این تنها دلیل مبنی بر آیات کتاب مقدسی است که ایشان بدون بهره گرفتن از تمثیل و نمونه شناسی، آموزه لقاح مطهر را از آن استخراج کرده اند. پاتریک مادرید، نویسنده و مدافع الهیات کاتولیک در مقاله ای که در دسامبر 1991 تحت عنوان "مریم، کشتی عهد جدید" در مجله راک منشتر کرد، از گفتگوی خود با خادمی از کلیسای کالوری چپل می نویسد، که در این ملاقات توسط این شخص، بخاطر آموزه لقاح مطهر مورد سرزنش قرار گرفته بود. او می گوید پس از اینکه مراجع کتاب مقدسی این آموزه را مطرح کردم، این شخص دست از اعتراض کشیده، سکوت کرد. او ادامه می دهد که برای بسیاری از پروتستانها، دلایل کتاب مقدسی کافی نیست و شخص باید با دعا و مطالعه کلام خدا به این باور رهنمود شود. و اما متونی که وی برای تاویل، جهت دریافت آموزه لقاح مطهر ارائه می دهد، آیاتی است که پیشتر درج کردم. هر چند بخشی از این آموزه بر نمونه شناسی از عهد عتیق بنا شده است، اما تا آنجایی که به تاویل بخش مستقیمی از کلام خدا مربوط می شود، این تنها قسمتی است که آموزه لقاح مطهر بر آن استوار است. عبارت "نعمت رسیده" در آیه 28 به گمان باورمندان این آموزه، اشاره ای به وضعیت بی گناهی مریم است. و منظور الیصابات از اقرار به اینکه مریم در "میان زنان مبارک" است، در حقیقت گویای این مطلب است که مریم از همه زنان مقدستر می باشد. مایل هستم در اینجا یکبار دیگر توجه شما را به ادعای اینکه "بنیاد کتاب مقدسی آموزه لقاح مطهر همانند آموزه تثلیث است"، جلب کنم. گمان نمی برم یک ذهن پژوهشگر و صادق این دو آموزه را از لحاظ مستندات کتاب مقدسی در یک سطح مساوی قرار دهد. دکتر جیمز وایت در تفسیر کلیسای کاتولیک از  آیه بیست و چهارم باب اول انجیل لوقا در جهت ارائه آموزه لقاح مطهر می گوید: "اینگونه بررسی با تاویل جدی متن یونانی این بخش فاصله بسیار زیادی دارد. چنین برخوردی با متون مقدس، نظیر تفیسر مورمونها از رومیان 8: 17 در اثبات باور ارتقای انسان به درجه خدایی می باشد. " او سپس بر چنین استنتاجی از عبارت "نعمت رسیده"، برگرفته تنها از  یک آیه برای شکل دادن به آموزه ای که تایید کتاب مقدسی برای آن در هیچ یک از متون کلام یافت نمی شود و باوری که در سه قرن نخست برای کلیسای مسیح غریب بوده است، اعتراض می کند.   به همین منوال، نیز عبارت "تو در میان زنان مبارک هستی" نمی تواند معنایی جز، تو مبارکترین زنان هستی، داشته باشد. حال واژه "مبارک" (خجسته) چگونه در تفسیر این گروه به "مقدس" تبدیل گشته است، پرسشی است که پاسخی مبتنی بر اصول صحیح تفسیر ندارد.   بولگاکوف با وجود تایید اصرار کلیسای کاتولیک در تقدس مریم و بی گناهی وی، با آموزه لقاح مطهر مخالف است و می گوید این باور بدرستی فهمیده نشده و در واقع نادرست است. لازم به ذکر است که موضع بولگاکوف در این مورد، انعکاس باور کلیسای اورتدوکس در خصوص آموزه لقاح مطهر می باشد. کلیسای اورتودکس با این آموزه مخالف است. جالب است بدانید که در قرون دوازدهم و سیزدهم، الهیات دانان برجسته کاتولیک، (طوماس آکواینس نیز در زمره این افراد بود) با آموزه لقاح مطهر به مخالفت پرداخته آن را نوآوری بی اساس می دانستند. این مجادله داغ الهیاتی در بین مکاتب دومنیکنها که از آکوانیس در خصوص مخالفت با این آموزه پیروی می کردند و فرنسیسکنها که در تایید آن می کوشیدند ادامه داشت. این تفاوت نظر در کلیسای کاتولیک برای مدتها وجود داشت.   مریم طاهر از گناهان شخصی بود و هرگز بکارت خود را از دست نداد   هرگاه به اختلاف بین پروتستانها و کاتولیکها می اندیشیم، یکی از تفاوت نظرها و اختلافهای الهیاتی که این دو را از هم جدا می سازد (در کنار آموزه های بسیار اساسی دیگر) جایگاه مریم و احترام و ستایش ویژه ای است که کلیسای کاتولیک در خصوص وی دارد. تعلیمی که پروتستانها بشدت از پذیرش آن امتناع نموده و کاتولیکها با احساسات برانگیخته، با حرارت بسیاری از آن دفاع می کنند. آنچه را که خواننده باید به خاطر بسپارد این است که جدال این دو فرقه در خصوص مریم، تنها بر میزان اکرام و حرمت این بانو نیست، بلکه نتایج الهیاتی و استنتاجهای عقیدتی است که سایر باورهای کلیسای کاتولیک از این تعلیم تاثیر می پذیرند. تاثیری که کلیسای پروتستان معتقد است به ویرانی مفهوم انجیل و به قیمت مخدوش کردن کار منحصر بفرد مسیح در فدیه بشر ختم می شود. ناگفته نماند که تکریم مریم از طرف کلیسای کاتولیک، به باور کلیساهای پروتستان، بت پرستی بوده و منجر به پرستش این بانو گشته است. در این باب بیشتر سخن خواهم گفت. دعاها و مناجاتی که به حضور مریم بلند کرده می شوند، جز لاینفک باورها و سنت یک کاتولیک مومن است. "عروسان دسته گل خود را در محراب، زیر پایهای وی (مریم) می نهند، مادران هنگام زایمان نام او را ندا می دهند و بیماران در بستر مرگ، از او طالبند تا ایشان را نزد پسر خود برد" چنین تعلیمی در کلیسای پروتستان نه تنها غایب است بلکه با عداوت و انزجار پس زده می شود. پروتستانها معتقدند که آنچه کلیسای کاتولیک در قالب و چارچوب اکرام و حرمت به مریم ارائه می دهد، چیزی جز مریم پرستی نیست. آنچه کلیسای کاتولیک در خصوص مریم، مادر عیسی تعلیم می دهد، بر روی ویژگیهایی بنا شده است که یکی از آنها (لقاح مطهر) را در مقاله پیشین مطرح کردیم. در حقیقت مقامی که مریم در الهیات و تعلیم کلیسای کاتولیک یافته است بناچار باید بر این ویژگی ها بنا شده، استوار گردد. نقش وی در میانجیگری و شفاعت و همکاری وی در فدیه بشری که عیسی مسیح خداوند تهیه کرده است، خصوصیاتی را می طلبد که منحصر بفرد می باشند. لقاح مطهر که ادعای برائت وی از لکه گناه اولیه را فریاد می زند، به همراه بکارت همیشگی، و تقدس وی در طول زندگی، چهره ای بی همتا از انسانیت والا و برجسته ای را برای ما بتصویر می کشد که از نظر پروتستانها، الوهیت و روحانیت قدسیی را دریافت نموده که شباهت چندانی به زمینی ها ندارد. کلیسای کاتولیک نه تنها مریم، مادر عیسی را فارغ از لکه گناه اولیه اعلام کرد، بلکه بر اینکه او در طی زندگی خود از گناه بدور بود، اصرار زیادی ورزیده است. سرگیوس بولگاکوف، الهیات دان اورتودکس، می گوید که الهیون این کلیسا با این که با غیرت زیادی در طلب از هم پاشیدن آموزه لقاح مطهری که کلیسای کاتولیک ترویج می دهند، می باشند،(کلیسای اروتدوکس شرق، آموزه لقاح مطهر را نمی پذیرد) اما با طهارت مریم و فارغ از گناه بودن او کاملأ موافقند. البته ایشان بر اینکه پدران کلیسا با چنین تعلیمی نا آشنا و شاید بهتر است بگوییم مخالف بودند، آگاهی کامل دارند. این باوری بود که در قرون بعدی، پس از الهیات دانانی چون اورجین، جان کریستوستوم و بیزل مطرح می گردد و پیشتر مورد پذیرش کلیسا هرگز نبوده است.   شورای ترنت می گوید: "هیچ شخص عادلی قادر نیست که در طی زندگی خود از گناه دوری کرده از آن عاری باشد، حتی گناهان صغیر نیز اجتناب ناپذیر می باشند. این تنها زمانی امکان پذیر است که خدا بخشش ویژه ای را به او عطا نماید، بخششی مانند آنچه به آن باکره مبارک عطا شده است. اروین لوتزر می گوید: "اعتقاد کلیسای کاتولیک بر این است که هرچند او چون عیسی مسیح از کاستی های انسانی برخوردار بود، اما با وجود این، بی گناه زیست. او به طور خاص، به هیچ وجه امیال جنسی غیرمتعادلی نداشت" و افزون بر این، کلیسای کاتولیک می گوید، که نه تنها تولد عیسی، بکارت وی را از او مخدوش نکرد، بلکه مریم تا به آخر زندگی خود همچنان یک باکره باقی ماند. پاپ جان پل دوم می گوید: "این بیانیه اعتراف ایمان و آموزه کلیسای کاتولیک است، که به کتب مقدس، سنت رسولان و تعالیم کلیسا گواهی داده و یا از آن منور گشته (انعکاس کلام خدا) است." اما تنویر کلام و آن گواه بر متون مقدس، بر اساسی از کتاب آسمانی استوار است؟ آیا نباید سنت کلیسا و تعالیم پدران برگرفته از کتب مقدسه باشد؟   . " (متی 1: 18) ." (متی 1: 25)   متی در تلاش است تا به خوانندگان خود بگوید که مریم و یوسف، پیش از تولد عیسی از هرگونه رابطه جنسی خودداری کردند. رابطه جنسی ای که از بنیادی ترین روابط زندگی زناشوئی است، مسلمأ در زندگی این زوج، پس از تولد عیسی مسیح، غایب نبود. چرا که اناجیل در مورد خواهران و برادران عیسی به ما گزارش می دهند.   او با آن جماعت هنوز سخن می‌گفت که ناگاه مادر و برادرانش در طلب گفتگوی وی بیرون ایستاده بودند". (متی 12: 46) (همینطور آیات  لوقا 8: 18، مرقس 3: 31، متی 13: 35، یوحنا 7: 1- 10)   و اما کلیسای کاتولیک بر این باور است که برادران عیسی در آیات ذکر شده، اشاره به فامیلهای نزدیک وی بوده و یا احتمالا ایشان، محصول ازدواج پیشین یوسف، قبل از مریم می باشند. نه تنها کتاب مقدس چنین اندیشه ای را به ما القاء نمی کند، بلکه آیاتی چون غلاطیان 1: 19، باور کلیسای پروتستان را بر اینکه یوسف برادر عیسی مسیح بوده، تثبیت می نماید.   ".  (غلاطیان 1: 19)   و یا، " " (اول قرنتیان 9: 5)   برای تفسیر این آیات بگونه ای که کلیسای کاتولیک ارائه می دهد به نوعی که با تخیلات و تراوشهای ذهن ایشان منبطق باشد، باید تلاش فراوانی کرد، زیرا که آنچه این متون بیان می کنند بسیار صریح و مفهوم آنها آشکار است. به عنوان مثال به تاملات گری متاتیکز، مسیحی پروتستانی که بعدأ به کلیسای کاتولیک ملحق شد، توجه کنید. او در خصوص بکارت مریم اینچنین می گوید:   " او (مریم) نذر کرده بود تا باکره باقی بماند. هرچند کتاب مقدس بروشنی این را به ما نشان نمی دهد اما سنت گویای این مطلب است که او در جوانی نذر کرده بود تا خود را در باکرگی به خدا تقدیم نماید. او مایل بود تا خود را وقف خدا کند. او آنقدر عاشق خدا بود که بدین رضا داد تا همسر خدا گردد... به همین جهت او در پاسخ به فرشته می گوید: "این چگونه می‌شود و حال آنکه مردی را نشناخته ام"، تفسیر این پرسش غیر از این نیست"   تشخیص اینکه آیا بیانات فوق تاملی معتبر و تفسیری صحیح از کلام است، نباید برای پژوهشگر صادق کتاب مقدس دشوار باشد. بنای چنین برداشتی از این متن بر سنت و نظرات کلیسا، آن هم پس از قرن چهارم استوار است و نه بر عبارات روشن کتاب مقدس. واکنش مریم به اعلان فرشته، برای خواننده کلام آشکار است. او وعده لقاح را به دختر باکره ای می دهد که تا به آنروز مردی (یا شاید صحیحتر باشد بگوییم "نامزد خود یوسف") را نشناخته بود. آیا اینکه مریم در پاسخ به فرشته بگوید:  این چگونه می‌شود و حال آنکه مردی را نشناخته ام"   غریب می نماید؟ چنین فهمی از کلام در علم تفسیر با این واژه معرفی می گردد: eisegesis . منظور، اضافه کردن، مفهوم بیگانه (غیرکتاب مقدسی) به داخل متن می باشد. افزون بر این، پرسشی که مایل هستم، از مبلغین"بکارت دائمی مریم" بپرسم، این است که، اگر مریم قصد داشت تا خود را به عنوان باکره نذری، به خدا وقف نماید، به چه دلیل به جهت ازدواج، به نامزدی یوسف در آمد؟ هرچند این مقاله به بررسی عمیق آیات و تاویل متون مربوطه نمی پردازد (مقصود این نوشتار بررسی کلی مریم شناسی است) اما زمینه نخستین این مطالعات را برای علاقمندان فراهم کرده است تا در بررسی فراتر این آموزه، مسیر صحیحی را پیش گیرد. افزون بر این امیدوار هستم، نگاه اجمالی که بر این مطالب داشتم، ژرفای کم، ریشه این آموزه را در کتاب مقدس، به تصویر کشیده باشم.   صعود مریم به آسمان   اگر پذیرای ادعای کلیسای کاتولیک بر اینکه آموزه های پیشین بر مستندات کتاب مقدس بنا شده است، باشیم، مسلمأ اقرار بر آموزه صعود مریم به آسمان حتی بر یک کلمه از متون مقدس نمی تواند بنا شده باشد. آیا کتب عهد جدید در خصوص مریم، پس از پنطیکاست گزارشی به خوانندگان خود می دهد؟ پاسخ منفی است. اما آیا سکوت کتاب مقدس در خصوص وی، نشانه و تاییدی بر صعود او به آسمان است؟ چرا جایی که کتاب مقدس سکوت می نماید، مترصدین و معلمین کذبه، فرصت و میدان جولان خود را می یابند؟ پاپ پایوس دوازده ام در نوامبر سال 1950 اعلام کرد:   "از آنجایی که کلیسای جامع که در آن روح راستی رشد می کند، روحی که کلیسا را بدون خطا در تحصیل دانش حقیقت مکشوف، راهنمایی می نماید، در طی اعصار  مرتبأ ایمان خود را بیان نموده است و از آنجایی که اسقفان تمام دنیا، تقریبا یکدل و یک زبان، به حقیقت صعود جسمانی مریم باکره خجسته به آسمان را، به عنوان تعلیم جزمی ایمان کاتولیک و الهی رضایت دادند، حقیقتی که بر کتب مقدس بنا شده است، حقیقتی که عمیقأ در اذهان وفاداران در مسیح ریشه دوانده، و توسط پرستش و نیایشهای کلیسای تایید گشته است، حتی از زمانهای کهن، حقیقتی که با سایر حقایق مکشوف در هماهنگی است و در شکوه تمام، درغیرت، دانش و حکمت الهیات دانان، توضیح داده شده و اعلام گشته است. ما فکر می کنیم که زمانی که در نقشه خدا مقرر شده بود تا رسمأ  این مزیت مریم باکره را اعلام نماییم، فرا رسیده است . بنابراین، با اقتدار خداوندمان عیسی مسیح، رسولان مبارک، پطرس و پولس و با اقتدار خودمان، ما رسمأ بیان، کرده، اعلام نموده، تعیین می کنیم که این آموزه از طرف خدا کشف شده است، که مادر خدا که بدون لکه گناه اولیه نطفه اش بسته شد، مریمی که همیشه باکره باقی ماند، پس از پایان زندگی خود بر روی زمین، در بدن و روح خود، به جلال آسمان صعود نمود. بنابراین اگر کسی، خدایی ناکرده، جرات کند تا این آموزه را رد نماید، و یا عمدأ به آنچه که ما تعیین نمودیم شک کند، باید آگاه باشد که خود باعث گشته تا از ایمان کاتولیک و الهی دور انداخته شود."   آیا خواننده می تواند متنی از کتاب مقدس، برای تثبیت ادعای پاپ پایوس دوازده ام بر اینکه این آموزه، " حقیقتی که بر کتب مقدس بنا شده است" ارائه دهد؟ پاسخ به این پرسش فرضی، خیر است. چرا پرسشی "فرضی"؟ چون، ادعای "اساس کتاب مقدسی" این باور، تنها یک ادعای پوشالی و تهی است. اجازه دهید تا منظور خود را از  استدلالهای کتاب مقدسی بیان کنم. منظور بنده از تاویل کلام، همانندی های عهد عتیق و تشابهات کتب پیش از تولد مسیح نیست. حتی لودیک آت، به فقدان مدارک مستقیم و آشکار کتاب مقدسی اعتراف می کند. و اما کارل کیتینگ که از اصرار پروتستانها برای دیدن مدرک کتاب مقدسی به ستوه آمده، اینچنین معترضانه به این درخواست پاسخ می دهد:   "هنوز هم، بنیادگرایان می پرسند؛ دلیل کتاب مقدسی کجاست؟، اکیدأ مدرکی وجود ندارد. این کلیسای کاتولیک بود که از طرف مسیح مامور گشت تا مصون از هرگونه خطا، به تمامی ملتها تعلیم دهد. اینکه کلیسا آموزه صعود مریم را، به عنوان حقیقت تعلیم می دهد، خود ضمانتی بر راستی این تعلیم است.   آیا لازم است تا بیشتر از این در کوشش رد این آموزه باشم؟ اگر تعالیم کلیسا مصون از خطا است و اگر آنچه را که کلیسا در طی تاریخ بیان نموده، به هیچ وجه از ناراستی فاصله نگرفته است، چرا تاریخ گواه آن نیست؟ یا شاید این آروزیی خوش باورانه ای است که مایل بودیم بنوعی و بطریقی حقیقت بود؟ چرا کلیسا در پنج قرن نخست در این خصوص سکوت اختیار نموده است و چرا نخستین اشاره به این باور در کتب آپورکریفا یافت می شود؟ کتبی که این باور را ترویج می دادند، حاوی بدعتهای کبیری بودند که کلیسای کاتولیک خود آنها را رد نموده است. جیمز وایت با اشاره به این مطلب می گوید که آنچه را که اسقف روم در قرن پنجم بدعت اعلام می کند، در میانه قرن بیستم تبدیل به یکی از تعالیم جزمی کلیسا می گردد. و این تنها زمانی امکان پذیر است که شعار، "تنها کتاب مقدس" که اصلاحگرایان فریاد می زدند، مردود اعلام شود. آنوقت حصار و سرحد نظریات انسانی و تفکرات شیطانی به بی نهایت پس زده شده، دیگر کلام هادی جانها و چراغ گامهای ما نخواهد بود. محک و چوب خط مقرر شده توسط خدایی که ما را آفریده و مالک کلیساست به دست انسان می افتد و اوست که بر تخت جلوس فرموده، خود را سر کلیسا دانسته و دهان اوست که در راستی کامل و مصون از خطا، به جای خدایی که قدوس است و هرگز دروغ نمی گوید، لب به سخنان کفر آمیز می گشاید.    آوریل 2013   The Doctrines that Divides, Erwin Lutzer, Kregel Publications,1998, p51 بر اساس مقااله ای که در سال 2006 در وب سایت IslamOnline.net منتشر شد. در سال 1981در مدجوگورجه، روستایی در کروات، با جمیعت 250 نفر، گزارش ظهور مریم داده شد. پس از آن، بیش از 20 میلیون زائر از این مکان زیارت کرده اند. Mary: Through Centuries, Her place in History of the culture. Jaroslav Pelikan, Yale University Press, 1996, p8 Catholic Encyclopedia, 15:464E. Karl Keating, Catholicism and Fundamentalism: The attack on "Romanism" by "Bible Christians" (San Francisco: Ignatius Press, 1988), 279 Mariology Ibid p9 Descriptive passages God The Holy Trinity, Reflections on Christian Faith and Practice, Editor Timothy George, The Doctrine of the Trinity,by An Evangelical Reflection, Alister McGrath, Baker Academic, 2006, p30 Papal Infallibility The burning bush; on Orthodox veneration of the mother of  God, Sergius Bulgacov, WM. B. EERDMANS Publishing Co.2009, p5 Are we together? A Protestant Analyzes Roman Catholicism, R.C.Sproul, Reformation Trust, August 2012, p101 Fundamentals of Catholic Dogma, Ludwig otte, 1952 با وجود اینکه شورای دوم واتیکان در سال 1962 شکل گرفت و مدعی اصلاحاتی بجهت ایجاد پل ارتباطی بین پروتستانها و کاتولیکها بود، هیچ تغییر جدی در آموزه های پیرامون مریم شناسی در باورهای کلیسای کاتولیک انجام نگرفت. آموزه هایی که از پیش پروتستانها با آن مشکل داشتند. The Immaculate Conception Marry was free from personal sin She was perpetually a virgin The bodily assumption of Mary into heaven The burning bush; on Orthodox veneration of the mother of  God, Sergius Bulgacov, WM. B. EERDMANS Publishing Co.2009, 47 Ibid p47 Orthodoxy Ibid p48 کلیسای کاتولیک این لقب را به مریم مقدس داده است تا بدین وسیله نقش او را در فدیه بشر ابراز دارد این لقب، "شفیعه" از طرف کلیسای کاتولیک به مریم مقدس داده شده است تا نقش وی در شفاعت برای ایمانداران را بیان کند The doctrines that divide, A fresh look at the historic doctrines that separates Christians, Erwin Lutzer, Kregel Publishing1998, p54 Mary-Another Redeemer? What you should know about the controversial  movement to name Mary as Co-Redeemer with Christ, Bethany House Publishing, 1998, James R. White, p40 http://patrickmadrid.com/wp-content/uploads/2011/05/Madrid_ark_newcov.pdf Full of grace .  (رومیان 8: 17) http://vintage.aomin.org/In_sententius.html Is Reformation over?p 133 The burning bush; on Orthodox veneration of the mother of  God, Sergius Bulgacov, WM. B. EERDMANS Publishing Co.2009, 7   Fundamentals of Catholic Dogma, Ludwig otte, 1952, p203 The doctrines that divide, A fresh look at the historic doctrines that separates Christians, Erwin Lutzer, Kregel Publishing1998, p56 Catechism of the Catholic Church (New Hope, Ky.: Urbi et Orbi Communications, 1994) section 499 Marian seminar on tape from 1992, produced by Biblical Foundations, The organization directed by Matatics APOSTOLIC CONSTITUTION OF POPE PIUS XII, MUNIFICENTISSIMUS DEUS,DEFINING THE DOGMA OF THE ASSUMPTION, November 1, 1950 Fundamentals of Catholic Dogma, Ludwig otte, (Rockford, III.: Tan Book Publishers, 1974), 208.   Karl Keating, Catholicism and Fundamentalism: The attack on "Romanism" by "Bible Christians" (San Francisco: Ignatius Press, 1988), 275 Mary-Another Redeemer? What you should know about the controversial  movement to name Mary as Co-Redeemer with Christ, Bethany House Publishing, 1998, James R. White, p54   Sola Scriptura  


Jan/18/2016 دفاعیات ایمان کشیش ورژ باباخانی 615 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر