با سلام و خسته نباشید 1-چرا پلوس چنین چیزی را بیان کرده است که عهد جدید می گوید عیسی ملعون است! لعنت یعنی دوری از رحمت خداوند و مورد غضب وی قرار گرفتن، و از این نظر نمی توان بر کسی لعنت فرستاد و او را ملعون خواند مگر آنکه بسیار آلوده بگناه و فاسد باشد اما با کمال تأسف عهد جدید میگوید عیسی مورد لعنت قرار گرفته و ملعون است پولس می نویسد: مسیح ما را از لعنت شریعت فدا کرد چونکه در راه ما لعنت شد چنانکه مکتوبست ملعونست هر که بردار آویخته شود. 2-چرا عیسی حکم خدا و عهد عتیق را اجرا نکرد ؟ انجیل با اینکه از قول عیسی نقل می کند که وی دربارة تورات گفت: گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیاء را باطل سازم نیامده ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم زیرا هر آینه بشما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزه یا نقطه ای از تورات هرگز زائل نخواهد شد تا همه واقع شود پس هر که یکی از احکام کوچکترین را بشکند و بمردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود اما هر که بعمل آورد و تعلیم نماید او در ملکوت آسمان بزرگ خوانده خواهد شد. با اینحال هنگامیکه جمعی از فریسیان زنی را در حال زنا دیدار کردند و بنزد وی آوردند تا حکم تورات را دربارة او اجرا سازد عیسی امتناع ورزید و از بکار بستن دستوری که تورات دربارة زانیه داد خودداری نمود، انجیل در این باره می گوید: و چون جمیع قوم نزد او آمدند نشسته ایشان را تعلیم می داد که ناگاه کاتبان و فریسیان زنی را که در زنا گرفته شده بود پیش او آوردند و او را در میان برپا داشته بدو گفتند ای استاد این زن در حین عمل زنا گرفته شد و موسی در تورات بما حکم کرده است که چنین زنان سنگسار شوند اما تو چه می گوئی و این را از روی امتحان بدو گفتند تا ادعائی بر او پیدا کنند اما عیسی سربزیر افکنده به انگشت خود بر روی زمین می نوشت و چون در سؤال کردن الحاح می نمودند راست شده بدیشان گفت هر که از شما گناه ندارد اول بر او سنگ اندازد و باز سربزیر افکنده بر زمین می نوشت پس چون شنیدند از ضمیر خود ملزم شده از مشایخ شروع کرده تا ب آخر یک یک بیرون رفتند و عیسی تنها باقی ماند با آن زن که در میان ایستاده بود پس عیسی چون راست شد و غیر از زن کسی را ندید بدو گفت ای زن آن مدعیان تو کجا شدند آیا هیچکس بر تو فتوی نداد گفت هیچکس ای آقا عیسی گفت من هم بر فتوی نمی دهم برو و دیگر گناه مکن. ملاحظه می فرمائید که چگونه عیسی (بنا به نقل انجیل کنونی) با آنکه خود گفته بود که احکام تورات باید اجرا گردد و «هر که یکی از این احکام کوچکترین را بشکند و بمردم چنین تعلیم دهد در ملکوت آسمان کمترین شمرده شود» با اینحال خود احکام تورات را نادیده می گیرد و مجازاتی که آن کتاب برای زانیه مقرر کرده است درباره آن زن اجرا نمی سازد دو در موردی از انجیل عیسی می گوید: «اگر من بر خود شهادت دهم شهادت من راست نیست.» ولی در جای دیگر می گوید: «آنگاه فریسیان بدو گفتند تو بر خود شهادت می دهی پس شهادت تو راست نیست عیسی در جواب ایشان گفت هر چند من بر خود شهادت می دهم شهادت من راست است.» در این دو آیه یک بار عیسی می گوید شهادت من دربارة خودم راست نیست بار دیگر می گوید درباره خود شهادت بدهم راست است سه عیسی (طبق نقل انجیل) در یک مورد فقط خدای را نیکو می داند ولی در مورد دیگر از غیر خدا هم به «نیکو» یاد می کند. عهد جدید می نویسد: «چون براه می رفت شخصی دوان دوان آمده پیش او زانو زده سؤال نمود که ای استاد نیکو چه کنم تا وارث حیات جاودانی شوم عیسی بدو گفت چرا مرا نیکو گفتی و حال آنکه کسی نیکو نیست جز خدا فقط.» و در جای دیگر خلاف آنرا چنین نقل می کند: «مرد نیکو از خزانة نیکوی دل خود چیزهای خوب برمی آورد و مرد بد از خزانة بد چیزهای بد بیرون می آورد.» 3-چرا فکر نمی کنید که کتاب انجیل را مریم مقدس نوشته باشد چه کسی را در زمان عیسی بهتر از ان می دانید چرا که تمامی یاران عیسی مسیح او را ترک کردند ولی مادرش هیچ خطایی از او سر نزد ؟ 4-چرا چنین نسبتهایی داده شده است ؟ :1-. نسبت دروغ به خدا؛ از میوه درختی (علم و دانش) كه در وسط باغ است، خدا فرموده كه مخورید كه مبادا بمیرید. ۲. نسبت بخل به خدا؛ او راضی نبود كه آدم و حوا از درخت دانش بخورند و چونان فرشتگان (در عقل و آگاهی) شوند؛ بلكه باىد هميشه در ناداني بمانند. ۳. خداوندْ جسم است و در باغ قدم مى‏زند و آدم و حوا از او پنهان مى‏ شوند، مبادا چشمان خدا به اىشان بيفتد؛ البته خداوند آواز هم دارد و آدم و حوا آن را هنگامي كه خدا در باغ مى‏ خرامید مي‏ شنیدند. ۴. شیطان (مار) نسبت به آدم و حوا مهربان‏تر از خداوند بود؛ چون او مى‏خواست كه چشم آدم و حوا به خوب و بد گشاىش يابد، اما خداوند آن را دوست نمی ‏داشت. ۵. چون آدم به خیر و خوبی (نیك و بد) آگاه شد، از بهشت رانده شد. ۶. گناه رانده شدن (مار) شيطان از دستگاه ربوبى، نصیحت و پند او به آدم 5-مسیحیت از اسحاق است یا اسماعیل؟ ۱ـ در سفر پیدایش می خوانیم: «واقع شد بعد از این ایام که خداابراهیم(علیه السلام) را امتحان کرده بدو گفت: ای ابراهیم! عرض کرد: لبیک. گفت: اکنون پسر خود را که یگانه ی تست او را دوست می داری، «یعنی اسحاق(علیه السلام)» را بردار و بر زمین موریا برو و او را در آنجا بر یکی از کوه هایی که به تو نشان می دهم برای قربانی سوختی بگذران … و ابراهیم دست خود را دراز کرده کارد را گرفت تا پسر خویش را ذبح نماید. در حال فرشته ی خداوند از آسمان وی را ندا در داد و گفت: ای ابراهیم! ای ابراهیم!، عرض کرد: لبیک. گفت: دست خود را بر پسر دراز مکن و بدو هیچ مکن زیرا که الآن دانستم که تو از خدا می ترسی چون که پسر یگانه ی خود را از من دریغ نداشتی … بار دیگر فرشته ی خداوند به ابراهیم از آسمان ندا در داد و گفت: خداوند می گوید به ذات خودم قسم می خورم چون که این کار را کردی و پسر یگانه ی خود را دریغ نداشتی هر آینه ترا برکت دهم و ذریت ترا کثیر سازم مانند ستارگان آسمان و مثل ریگ هایی که بر کناره ی دریاست و ذریت تو دروازه های دشمنان خود را متصرف خواهند شد و از ذریت تو جمیع امت های زمین برکت خواهند یافت.»(۱) در این متن، پس از عبارت «یکتا فرزند» عبارت «یعنی اسحاق» قرار گرفته است، در حالی که عبارت صریح عهد عتیق وعده ی تولد اسحاق(علیه السلام) را سیزده سال پس از تولد اسماعیل می داند.(۲) پس اسماعیل تا چهارده سالگی یکتا فرزند ابراهیم است. به نظر می رسد که عبارت «یعنی اسحاق» بعداً به متن عهد عتیق اضافه شده است. شاید روحانیت یهود ابتدا با تفسیربه رای متن، یکتا فرزند را با تاویلاتی بر اسحاق(علیه السلام) تطبیق کرد و سپس به این نتیجه رسید که عبارت «یعنی اسحاق» را به متن اضافه کند. بنابراین، در ابتدا تحریف معنوی متن و پس از آن تحریف لفظی تحقق یافته است. 6-اگر خدا در عهد عتیق همه را نابود کرد به خاطر گناهانشان و فقط نوح را بی گناه می دانست ایا از اینده ان با خبر نبود که او روزی شراب خوار می شود وپسرانش او را می بینند که اریان است ؟و بعد از ان هم پیامبرانی که انتخاب کرد همه گنهکار شدند پس تقصیر انسانها و موجوداتی که از بین برد چه می شود غیر از این است که انها هم گناه کردند پس نتیجه انکه بیشترین لطمه را شیطان به خدا زده است ولی خدا حاضر نشده چیزی به نام شیطان را از بین ببرد و فقط انسانها دراین راه نابود شده اند ؟ 7-چرا اشعیا نبی در نخوردن شراب تاکید کرده است ولی عیسی مسیح خوردن ان را مجاز کرد ه و همچنین بعد گفته دیگه نمی خورم یکجا مجاز کرده جای دیگر گفته دیگر نمی خوردم ؟ «اشعیاء پیغمبر باب پنجم/ 11» می گوید:«وای بر آنان که صبح زود بر می خیزند تا در پی مسکرات بروند و شب دیر می نشینند تا شراب، ایشان را گرم نماید و در بزمهای ایشان عود و بربط و دف و نای و شراب می باشد.» اما در انجیل یوحنا باب دوم مفصلاً جریان معجزه حضرت عیسی را بیان می کند که در قانای جلیل، عروسی بود و چون شراب تمام شد، حضرت عیسی گفت قدح ها را پر از آب کنید و سپس همه آبها را شراب کرد؛ و این ابتدای معجزاتی است که از عیسی صادر گشت و شاگردانش به او ایمان آوردند. یا در انجیل متی باب بیست و ششم 27 می گوید:«و عیسی پیاله را گرفت و شکر نمود و بدیشان داد و گفت: همه شما از این بنوشید. اما به شما می‌گویم که بعد از این، از میوه مو دیگر نخواهم نوشید تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدر خود، تازه آشامم.» 8-چه جوابی دارید ؟ مثلاً در انجیل متّی باب بیست هفتم/ 39 می‌گوید: « آن دو دزد نیز که با وی مصلوب بودند، او را دشنام می‌دادند.» ولی در انجیل لوتا باب بیست و سوم/ 40 می گوید:«یکی از آن دو خطا کار مصلوب بر وی کفر گفت که: اگر تو مسیح هستی، خود را و ما را برهان.» و نیز در انجیل مرقس باب ششم/ 8 می‌گوید:«. . . به جهت سفر با خود توشه. . . بر ندارید، جز عصا. » ولی در انجیل متی باب دهم/ 10 می گوید:«. . . برای سفر . . . عصا بر ندارید.» و نیز در انجیل متی باب بیست و ششم 70 می گوید: « دو کنیز از پطرس پرسیدند. . .» ولی همین جریان را در انجیل مرقس باب چهاردهم/ 67 میگوید: « یکی از کنیزان پرسید که تو نیز با عیسای ناصری بودی. . .» و نیز قصه آمدن مریم مجدلیه را در انجیل لوتا باب بیست و چهارم 1 و انجیل یوحنا باب بیست/ 1 چنین بیان می‌کند:«آنها هنگام سپیده صبح که هوا هنوز تاریک بود، آمدند.» ولی در انجیل مرقس باب شانزدهم/ 1و2 می‌گوید:«هنگام طلوع آفتاب، مریم مجدلیه و مریم مادر بر سر قبر عیسای مسیح آمدند.» 9--ایا خداوند اجازه داده بوده است که در عهد قدیم بسیاری از ادمها به عنوان کنیز و برده باشند ؟ “اجازه دارید بردگانی از اقوامی که در اطراف شما ساکنند خریداری کنید و همچنین می‌توانید فرزندان غریبانی را که در میان شما ساکنند بخرید، حتی اگر در سرزمین شما به دنیا آمده باشند. آنان بردگان همیشگی شما خواهند بود و بعد از خودتان می‌توانید ایشان را برای فرزندانتان واگذارید. ولی با برادرانتان از قوم اسرائیل چنین رفتار نکنید” (لاویان، باب ۲۵، ۴۶- 10-در مقابل این همه خشونت در عهد عتیق چه جوابی دارید ؟ ابتدأ به شواهد دوازده گانه زیر از کتاب مقدس بنگرید: شاهد اول- قتل عام همه‌ی مردم مدیان: خداوند به موسی فرمود:”از مدیانیها به دلیل این که قوم اسرائیل را به بت پرستی کشاندند انتقام بگیر. پس از آن، تو خواهی مرد و به اجداد خود خواهی پیوست”. پس موسی به قوم اسرائیل گفت:”عده‌ای از شما باید مسلح شوند تا انتقام خداوند را از مدیانیها بگیرند. از هر قبیله هزار نفر برای جنگ بفرستید”. این کار انجام شد و از میان هزاران هزار اسرائیلی، موسی دوازده هزار مرد مسلح به جنگ فرستاد. صندوق عهد خداوند و شیپورهای جنگ نیز همراه فینحاس پسر الغازار کاهن به میدان جنگ فرستاده شد. تمامی مردان مدیان در جنگ کشته شدند. پنج پادشاه مدیان به نامهای اوی، راقم، صور، حور و رابع در میان کشته شدگان بودند. بلغام پسر بعور نیز کشته شد. آن وقت سپاه اسرائیل تمام زنان و بچه‌ها را به اسیری گرفته، گله‌ها و رمه‌ها و اموالشان را غارت کردند.سپس همه شهرها، روستاها و قلعه‌های مدیان را آتش زدند. آنها اسیران و غنایم جنگی را پیش موسی و الغازار کاهن و بقیه‌ی قوم اسرائیل آوردند که در دشت موآب کنار رود اردن، روبروی شهر اریحا اردو زده بودند. موسی و الغازار کاهن و همه‌ی رهبران قوم به استقبال سپاه اسرائیل رفتند. ولی موسی بر فرماندهان سپاه خشمگین شد و از آنها پرسید:”چرا زنها را زنده گذارده اید؟ اینها همان کسانی هستند که نصیحت بلعام را گوش کردند و قوم اسرائیل را در فغور به بت پرستی کشاندند و قوم ما را دچار بلا کردند. پس تمامی پسران و زنان شوهردار را بکشید. فقط دخترهای باکره را برای خود زنده نگهدارید” (کتاب مقدس، اعداد، ۳۱، آیات ۱۸-۱). شاهد دوم- مرتد شدن یهودیان و مجازات آنها: حضرت موسی جهت دیدار با خداوند به کوه سینا می‌رود. بازگشت او به طول می‌انجامد. هارون گوساله‌ای برای آنها از طلا می‌سازد و یهودیان گوساله پرست می‌شوند. خداوند به شدت خشمگین شده و به موسی می‌گوید:”می دانم این قوم چقدر سرکشند. بگذار آتش خشم خود را بر ایشان شعله ور ساخته، همه را هلاک کنم” (کتاب مقدس، خروج، ۳۲، آیات ۱۰-۹). موسی واسطه شده و خشم خدا را می‌خواباند. به نزد قوم بازگشته و گوساله را در آتش انداخته و ذوب می‌کند. سپس به یهودیان مرتد گفت: “خداوند، خدای بنی اسرائیل می‌فرماید: شمشیر به کمر ببندید و از این سوی اردوگاه تا آن سوی اش بروید و برادر و دوست و همسایه خود را بکشید” لاوی‌ها اطاعت کردند و در آن روز در حدود سه هزار نفر از قوم اسرائیل کشته شدند” (خروج، ۳۲، آیات ۲۸-۲۷). روز بعد موسی به نزد خدا رفته و خواستار بخشش یهودیان می‌شود. خدا به او می‌گوید: “هرکس نسبت به من گناه کرده، اسم او را محو خواهم کرد…من به موقع قوم را به خاطر این گناه مجازات خواهم کرد”. خداوند به خاطر پرستش بتی که هارون ساخته بود، بلای هولناکی بر بنی اسرائیل نازل کرد” (خروج، ۳۲، آیات ۳۵- ۳۳). شاهد سوم- شکست عوج پادشاه: “سپس به جانب سرزمین باشان روی آوردیم. عوج، پادشاه باشان لشکر خود را بسیج نموده، در ادرعی به ما حمله کرد. ولی خداوند به من فرمود که از او نترسم. خداوند به من گفت:”تمام سرزمین عوج و مردمش در اختیار شما هستند. با ایشان همان کنید که با سیحون، پادشاه اموری‌ها در حشبون کردید”. بنابراین خداوند، خدای ما عوج پادشاه و همه مردمش را به ما تسلیم نمود و ما همه آنها را کشتیم. تمامی شصت شهرش یعنی سراسر ناحیه ارجوب باشان را به تصرف خود درآوردیم. این شهرها با دیوارهای بلند و دروازه‌های پشت بنددار محافظت می‌شد.علاوه بر این شهرها، تعداد زیادی آبادی بی حصار نیز بودند که به تصرف ما درآمدند. ما سرزمین باشان را مثل قلمرو سیحون پادشاه واقع در حشبون، کاملاً نابود کردیم و تمام اهالی آن را چه مرد، چه زن و چه کودک، از بین بردیم؛ ولی گله‌ها و غنایم جنگی را برای خود نگه داشتیم” (کتاب مقدس، تثنیه، ۳، آیات ۷-۱). شاهد چهارم- قوم خاص خدا: گویی قوم برگزیده خداوند وظیفه‌ای جز نابودی دیگران ندارد: “هنگامی که خداوند شما را به سرزمینی که در شرف تصرفش هستید، ببرد، این هفت قوم را که همگی از شما بزرگتر و قویترند نابود خواهد ساخت:حیتیها، جرجاشیها، اموریها، کنعانیها، فرزیها، حویها و یبوسیها. زمانی که خداوند، خدایتان آنها را به شما تسلیم کند و شما آنها را مغلوب نمایید، باید همه‌ی آنها را بکشید. با آنها معاهده‌ای نبندید و به آنها رحم نکنید، بلکه ایشان را بکلی نابود سازید. با آنها ازدواج نکنید و نگذارید فرزندانتان با پسران و دختران ایشان ازدواج کنند. چون در نتیجه ازدواج با آنها جوانانتان به بت پرستی کشیده خواهند شد و همین سبب خواهد شد که خشم خداوند نسبت به شما افروخته شود و شما را بکلی نابود سازد. قربانگاه‌های کافران را بشکنید، ستونهایی را که می‌پرستند خرد کنید و مجسمه‌های شرم آور را تکه تکه نموده، بتهایشان را بسوزانید؛ چون شما قوم مقدسی هستید که به خداوند خدایتان اختصاص یافته اید. او از بین تمام مردان روی زمین شما را انتخاب کرده است تا برگزیدگان او باشید…خداوند آنانی را که از او نفرت دارند بی درنگ مجازات و نابود می‌کند…تمامی قوم‌هایی را که خداوند، خدایتان بدست شما گرفتار می‌سازد نابود کنید. به ایشان رحم نکنید و خدایان ایشان را پرستش ننمایید، وگرنه در دام مهلکی گرفتار خواهید شد…خداوند، خدایتان زنبورهای سرخ و درشتی خواهد فرستاد تا آن عده از دشمنانتان را نیز که خود را پنهان کرده اند، نابود سازد…شما هم به آن قوم‌ها حمله نموده، آنها را از بین خواهید برد” (کتاب مقدس، تثنیه، ۷، آیات ۲۴- ۱). شاهد پنجم- قوانین جنگ: “هنگامی که به شهری نزدیک می‌شوید تا با آن بجنگید، نخست به مردم آنجا فرصت دهید خود را تسلیم کنند. اگر آنها دروازه‌های شهر را به روی شما باز کردند، وارد شهر بشوید و مردم آنجا را اسیر کرده، به خدمت بگیرید؛ ولی اگر تسلیم نشدند، شهر را محاصره کنید. هنگامی که خداوند، خدایتان آن شهر را به شما داد، همه مردان آن را از بین ببرید؛ ولی زنها و بچه ها، گاوها و گوسفندها، و هرچه را که در شهر باشد می‌توانید برای خود نگه دارید. تمام غنایمی را که از دشمن بدست می‌آورید مال شماست. خداوند آنها را به شما داده است. این دستورات فقط شامل شهرهای دور دست می‌باشد و نه شهرهایی که در خود سرزمین موعود هستند. در شهرهای داخل مرزهای سرزمین موعود، هیچ کس را نباید زنده بگذارید. هر موجود زنده‌ای را از بین ببرید. حیثیها، اموریها، کنعانیها، فرزیها، حویها و یبوسیها را بکلی نابود کنید. این حکمی است که خداوند، خدایتان داده است” (کتاب مقدس، تثنیه، ۲۰، آیات ۱۷- ۱۰). شاهد ششم- خداوند خطاب به سموئیل: “حال برو و مردم عمالیق را قتل عام کن. بر آنها رحم نکن، بلکه زن و مرد و طفل شیرخواره، گاو و گوسفند، شتر و الاغ، همه را نابود کن” (کتاب مقدس، اول سموئیل، ۱۵، آیه‌ی ۳). شاهد هفتم- تسخیر و خرابی شهر عای: “لشکر اسرائیل پس از این که افراد دشمن را در خارج شهر کشتند، به عای وارد شدند تا بقیه اهالی شهر را نیز از دم شمشیر بگذرانند. در آن روز، تمام جمعیت شهر که تعدادشان بالغ بر دوازده هزار نفر بود، هلاک شدند، زیرا یوشع نیزه خود را بسوی عای دراز نموده بود، به همان حالت نگاه داشت تا موقعی که همه مردم آن شهر کشته شدند. فقط اموال و چهارپایان شهر باقی ماندند که قوم اسرائیل آنها را برای خود به غنیمت گرفتند. یوشع شهر عای را سوزانیده، به صورت خرابه‌ای در آورد که تا به امروز به همان حال باقیست” (کتاب مقدس، یوشع، ۸، آیات ۲۸- ۲۴). شاهد هشتم- نگاه داشتن آفتاب برای کشتار بیشتر: خداوند آفتاب را یک روز تمام در آسمان نگاه می‌دارد تا اسرائیلیان بتوانند دشمنان بیشتری را نابود سازند: “آفتاب و ماه از حرکت باز ایستادند تا بنی اسرائیل دشمن را نابود کردند. این واقعه در کتاب یاشر نیز نوشته شده است. پس آفتاب، تمام روز در وسط آسمان از حرکت باز ایستاد” (کتاب مقدس، یوشع، ۱۰، ۱۳). شاهد نهم- مجازات اورشلیم: “آن گاه شنیدم که خداوند به مردان دیگر فرمود:”به دنبال او به شهر بروید و کسانی را که بر پیشانی شان علامت ندارند، بکشید. هیچ کس را زنده نگذارید و به کسی رحم نکنید. پیر و جوان، دختر و زن و بچه، همه را از بین ببرید؛ ولی به کسانی که بر روی پیشانی شان علامت هست، دست نزنید. این کار را از خانه‌ی من شروع کنید”. پس با کشتن بزرگان قوم که در خانه‌ی خدا بودند، کشتار را شروع کردند. خداوند ایشان را گفت:”این عبادتگاه را آلوده کنید! حیاط آن را از جنازه پر سازید! دست به کار شوید! ” پس ایشان فرمان خدا را در تمام شهر اجرا کردند” (کتاب مقدس، حزقیال، ۹، آیات ۷- ۵). شاهد دهم- قتل عام هفتاد و پنج هزار ایرانی: هامان رئیس وزرأ خشاریار شاه توطئه‌ای می‌چیند تا یهودیان را بکشد. استر همسر یهودی خشایار شاه وی را از توطئه آگاه می‌سازد و با تغییر حکم، حکم کشتن مخالفان یهودیان را از خشایار شاه می‌ستاند. آن گاه یهودیان ۷۵ هزار ایرانی را قتل عام کرده و به یاد آن از همان زمان تاکنون همه ساله جشن پوریم را برگزار می‌کنند: “به این ترتیب یهودیان به دشمنان خود حمله کردند و آنها را از دم شمشیر گذرانده، کشتند. آنها در شهر شوش که پایتخت بود، ۵۰۰ نفر را کشتند. ده پسر هامان، دشمن یهودیان، نیز جزو این کشته شدگان بودند. اسامی آنها عبارات بود از: فرشنداتا، دلفون، اسفاتا، فوراتا، ادلیا، اریداتا، فرمشتا، اریسای، اریدای و ویزاتا. اما یهودیان اموال دشمنان را غارت نکردند. در آن روز، آمار کشته شدگان پایتخت بعرض پادشاه رسید. سپس او ملکه استر را خواست و گفت:”یهودیان تنها در پایتخت ۵۰۰ نفر را که ده پسر هامان نیز جزو آنها بودند، کشته اند، پس در سایر شهرهای مملکت چه کرده اند! آیا درخواست دیگری نیز داری؟ هر چه بخواهی به تو می‌دهم. بگو درخواست تو چیست.” استر گفت:”پادشاها، اگر صلاح بدانید به یهودیان پایتخت اجازه دهید کاری را که امروز کرده اند، فردا هم ادامه دهند، و اجساد ده پسر هامان را نیز به دار بیاویزند.” پادشاه با این درخواست استر هم موافقت کرد و فرمان او در شوش اعلام شد. اجساد پسران هامان نیز به دار آویخته شد. پس روز بعد، باز یهودیان پایتخت جمع شدند و ۳۰۰ نفر دیگر را کشتند، ولی به مال کسی دست درازی نکردند. بقیه یهودیان در سایر استانها نیز جمع شدند و از خود دفاع کردند. آنها ۷۵ هزار نفر از دشمنان خود را کشتند و از شر آنها رهایی یافتند، ولی اموالشان را غارت نکردند” (کتاب مقدس، استر، باب ۹، آیات: ۱۶- ۵). شاهد یازدهم- قتل عام ۴۵۰ پیامبر بت پرست در یک روز: ایلیا به سامره می‌رود و به پادشاه آنان می‌گوید که همه قومش با ۴۵۰ پیامبرشان را جمع کند. ایلیا آنان را از بت پرستی نهی کرده و می‌گوید: “از انبیای خداوند تنها من باقی مانده ام، اما انبیای بعل چهارصد و پنجاه نفرند” (اول پادشاه، ۱۸: ۲۲). سپس دو گاو را تکه تکه می‌کنند تا ایلیا و ۴۵۰ پیامبر بعل معجزه کرده و آتش را روشن کنند. آنان شکست می‌خورند: “آنوقت ایلیای نبی به آنها گفت:”این انبیای بعل را بگیرید و نگذارید یکی از ایشان نیز فرار کند”. پس همه آنها را گرفتند و ایلیا آنها را کنار رود قیشون برد و آنها را در آنجا کشت” (اول پادشاهان، ۱۸: ۴۰). شاهد دوازدهم- برده داری: “اجازه دارید بردگانی از اقوامی که در اطراف شما ساکنند خریداری کنید و همچنین می‌توانید فرزندان غریبانی را که در میان شما ساکنند بخرید، حتی اگر در سرزمین شما به دنیا آمده باشند. آنان بردگان همیشگی شما خواهند بود و بعد از خودتان می‌توانید ایشان را برای فرزندانتان واگذارید. ولی با برادرانتان از قوم اسرائیل چنین رفتار نکنید” (لاویان، باب ۲۵، ۴۶- ۴۴). “اگر غلامی عبرانی بخری فقط باید شش سال تو را خدمت کند. سال هفتم باید آزاد شود بدون این که برای کسب آزادی خود قیمتی بپردازد. اگر قبل از این که غلام تو شود همسری نداشته باشد و در حین غلامی همسری اختیار کند در سال هفتم فقط خودش آزاد شود. اگر قبل از این که غلام تو شود همسری داشته باشد، آن گاه هر دو آنها در یک زمان آزاد شوند. ولی اگر اربابش برای او زن گرفته باشد و او از وی صاحب پسران و دخترانی شده باشد، آن گاه فقط خودش آزاد شود و زن و فرزندانش پیش او بمانند. اگر آن غلام بگوید: من ارباب و زن و فرزندانم را دوست دارم و آنها را بر آزادی خود ترجیح می‌دهم، آن وقت اربابش او را پیش قضات قوم ببرد و در حضور همه گوش او را با درفشی سوراخ کند تا از آن پس همیشه غلام او باشد” (خروج، باب ۲۱، ۶- ۲). “اگر مردی دختر خود را به کنیزی بفروشد، آن کنیز مانند غلام در پایان سال ششم آزاد نشود. اگر اربابش که آن کنیز را خریده و نامزد خود کرده است، از او راضی نباشد، باید اجازه دهد تا وی بازخرید شود، ولی حق ندارد او را به یک غیر اسرئیلی بفروشد، چون این کار در حق او خیانت شمرده می‌شود” (خروج، باب ۲۱، ۸-۷). “اگر کسی غلام یا کنیز خود را طوری با چوب بزند که منجر به مرگ او گردد، باید مجازات شود. اما اگر آن غلام یا کنیز چند روزی پس از کتک خوردن زنده بماند، اربابش مجازات نشود، زیرا آن غلام یا کنیز به او تعلق دارد” (خروج، باب ۲۱، ۲۱- ۲۰). “اگر کسی با وارد کردن ضربه‌ای به چشم غلام یا کنیزش او را کور کند، باید او را به عوض چشمش آزاد کند. اگر کسی دندان غلام یا کنیز خود را بشکند، باید او را به عوض دندانش آزاد کند” (خروج، باب ۲۱، ۲۷- ۲۶). “زمانی که به جنگ می‌روید و خداوند، خدایتان دشمنان شما را به دست شما تسلیم می‌کند و شما آنها را به اسارت خود در می‌آورید، چنان چه در میان اسیران، دختر زیبایی را ببینید و عاشق او بشوید، می‌توانید او را به زنی بگیرید. او را به خانه خود بیاورید و بگذارید موهای سرش را کوتاه کند، ناخنهایش را بگیرد و لباسهایش را که هنگام اسیر شدن پوشیده بود عوض کند. سپس یک ماه تمام در خانه شما در عزای پدر و مادرش بنشیند. بعد از آن، می‌توانید او را به زنی اختیار کنید” (تثنیه، باب ۲۱، ۱۳- ۱۰). “شما خدمتکاران، باید مطیع اربابان خود باشید و به ایشان احترام کامل بگذارید، نه فقط به اربابان مهربان و با ملاحظه، بلکه به آنانی نیز که سختگیر و تندخو هستند” (اول پطرس، باب ۲، ۱۸). “غلامان را نصیحت کن که از دستورهای ارباب خود اطاعت کنند و بکوشند تا در هر امری رضایت خاطر ایشان را فراهم سازند؛ در مقابل گفته‌های ارباب خود نیز جواب پس ندهند؛ یادآوری کن که دزدی نکنند، بلکه در عمل نشان دهند که از هر جهت درستکار می‌باشند. با مشاهده رفتار مناسب شماست که مردم علاقه مند می‌شوند تا به نجات دهنده ما خدا ایمان بیاورند” (تیطوس، باب ۲، ۱۰- ۹). “ای غلامان، در هر امری مطیع اربابان خود در این دنیا باشید. نه تنها در حضور ایشان به وظایف خود خوب عمل کنید، بلکه به سبب محبت و احترامتان به مسیح، همیشه از صمیم قلب خدمت نمایید. هر کاری را از جان و دل انجام دهید، درست مانند این که برای مسیح کار می‌کنید، نه برای اربابتان. فراموش نکنید که شما پاداشتان را از مسیح خداوند دریافت خواهید کرد، یعنی همان میراثی را که برای شما نگاه داشته است، زیرا شما در واقع غلام مسیح هستید. پس اگر مسیح را خوب خدمت نکنید، خدا نیز پاداش خوبی به شما نخواهد داد، چون کسی که در انجام وظیفه اش کوتاهی کند، خدا به او رحم نخواهد نمود (کولسیان، باب ۳، ۲۵- ۲۲). “شما اربابان نیز باید با عدل و انصاف با غلامان خود رفتار کنید. فراموش نکنید که خود شما نیز در آسمان ارباب دارید که همیشه ناظر بر رفتار شماست” (کولسیان، باب ۴، ۱). شاهد سیزدهم: برخی از مجازات‌های کیفری کتاب مقدس: مجازات مرگ به سه روش سنگسار، سوزاندن و به دار آویختن آمده است. ۱– مجازات سنگسار: این مجازات در دین یهود برای موارد زیر وضع شد: قربانی کردن کودک: “هر کس اگر بچه‌ی خود را برای بت مولک قربانی کند، قوم اسرائیل باید او را سنگسار کنند” (کتاب مقدس، لاویان، ۲۰، آیه‌ی ۲). جادوگری: “احضار کننده روح یا جادوگر، چه مرد باشد چه زن، حتماً سنگسار شود. خون او به گردن خودش است” (لاویان، ۲۰،“پس در روز سبت، استراحت و عبادت کنید، چون روز مقدسی است. آن از این آیین سرپیچی نماید و در این روز کار کند باید کشته شود. در هفته فقط شش روز کار کنید و روز هفتم که روز مقدس خداوند است استراحت نمایید. این قانون، عهدی جاودانی است و رعایت آن برای بنی اسرائیل نسل اندر نسل واجب است” (خروج، باب۳۱، آیات: ۱۶- ۱۴). “یک روز که قوم اسرائیل در بیابان بودند، یکی از آنها به هنگام جمع آوری هیزم در روز سبت، غافلگیر شد. پس او را گرفته، پیش موسی و هارون و سایر رهبران بردند. ایشان او را به زندان انداختند، زیرا روشن نبود که در این مورد چه باید کرد. خداوند به موسی فرمود:”این شخص باید کشته شود. تمام قوم اسرائیل او را در خارج اردوگاه سنگسار کنند تا بمیرد“. پس او را از اردوگاه بیرون برده، همانطور که خداوند امر فرموده بود وی را کشتند” (اعداد، ۱۵، ۳۶-۳۲).

دوست عزیز و خوبم سلام و روز به خیر و خوشی،

بابت تأخیر طولانی در پاسخ به سؤالات شما، به علت مشغله کاری زیاد و ازدحام سؤالات بسیار و ایام تعطیلات میلاد مسیح و آمادگی برای سالی که در پیش است، صمیمانه از شما پوزش می طلبیم.

پرسش های بی شمار شما در مورد كتاب مقدس را ديدم وآنها به من اين انگيزه را می داد كه شما واقعاً حق جو هستيد ودر تلاش هستيد كه حق را بشناسيد واين باعث می شود، شما راكه ند يده ام و نمی شناسم، بی نهايت احترام بگذارم  و از شما قدردانی كنم، چرا كه دنيای امروزی ما به سوژه های ديگری اشتياق دارد تا به امور خدا.

من پرسش هاي شما را  به دقت خواندم و آنها  را آناليز نمودم و همه آنها پرسش هايی  بودند كه تقربياً پاسخ همه آنها به تفصیل در وب سایت پر پاسخ موجود است.

ولي آنچه به طور  واضح در سؤالات  شما مشهود است اين است كه سؤالات شما مستقيماً از مطالعه كتاب مقدس بدست نيامده، بلكه از نقد يك كتاب اسلامی كپی شده است كه شماره های آخر هر سؤال؛ نشان دهنده  منبع يا كتابنامه آن كتاب است و نه آيه مربوطه!

به عنوان مثال شما دوست خوب و عزيزم، در اولين سؤال خود فرموديد كه آيا كتاب تورات گم شده است و در دنباله آن ذكر نموديد كه تورات تحریف شده و گم شدن آن از نظر تاريخی حتمی است ومثالی كه آورديد از كتاب دوم تواريخ ایام فصل ١٤ می باشد. درحالی که اگر خودتان به فصل ١٤ مراجعه كنيد، عملاً چنين چيزی در آنجا نمی بينيد واين نشان می دهد كه شما شخصی هستيد كه اهل مطالعه هستید، ولي كتاب مقدس را بطور دقيق بررسی  نكرده ايد.

 نكته دوم: در اكثر سؤالات شما آيه ها، بطور دقيق  بيان نشده اند. مثلاً در سؤا ل اولتان كه از مجازات خداوند برای سه نسل بعدی سخن گفتيد از کتاب خروج سخن گفتيد وشماره ١٧ را ذكر نموديد در حالي كه عدد ١٧ شماره باب یا فصل كتاب  نمي باشد بلکه به آیه فصل پنجم کتاب خروج اشاره دارد. ودر قسمت دوم پرسش هم آیه بطور دقيق ذكر نشده. برادر خوبم، من احساس وتشنگی شما را  نسبت به كتاب مقدس درك می كنم و پرسش هايتان برای من تقریباً قابل درك است و پاسخ های همه آنها  در وب سایت پرپاسخ موجوداست. جهت اطلاع شما، كتاب مقدس دائماً از طرف ايمان داران مسيحي مورد نقد و بررسی قرار می گیرد واين برای ما  كفر محسوب نمی شود ودر دوره های الاهيات مسیحی، شخص مسیحی می بایست حتماً واحد نقادی كتاب مقدس را بگذارند!

 بنايراين موضوع  و اِشکال اصلی شما در یافتن پاسخ نیست بلكه  مشكل اساسی تان روش پر سيدن شما است!  شايد بیجا نباشد اين نقل قول را از آلبرت آینشتين فيزيكدان برجسته برايتان نقل قول كنم که می گويد: " اگر برای حل مسأله ای كه جانم در گروی آن باشد يك ساعت فرصت به من داده شده باشد؛ 55 دقيقه آن را صرف طرح پرسش های صحيح می کردم! چون اگر پر سش صحيح معادله ام را بدانم، مسأله در كمتر از ٥ دقيقه حل می شود!!!"

پر سش های شما به طور كلی به سه دسته تقسیم مي شود:

 پرسش های دسته اول: مربوط به مجازات های  خداوند در عهد عتيق  يعنی نظام حقوقی خداوند در عهد عتيق

پرسش های دسته دوم: در مورد تحريف كتاب مقدس

و پرسش های دسته سوم: مربوط به داستانهای غیر اخلاقی

در نخستين نگاه بايد به شما يادآوری كنم که هيچ جوابی برای شما قانع کننده نخواهد بود، چرا كه كناب مقدس هیپ شباهتی به قرآن و ساير كتب آسمانی ندارد و کتابی كتاب کاملاً زمينی می باشد كه خدا بر روی زمين  به وسيله انسانهای زمينی با انسان سخن گفت!

دوست خوبم کتاب مقدس يك دايره المعارف نيست كه به ما فقط یک سری اطلاعات تحویل بدهد. برای درک آن، می بایست به آن باور داشت.

در ابتدا به پرسش شما در مورد داستانهای غير اخلاقی  در كتاب مقدس می پردازم:

يكي از ايرادات  متداول و قديمی اين است كه می گويند فصل هايی در آن وجود دارد كه از أول تا اخر آن آلوده است وحتي مصلحت در آن است که  آنها را براي بچه ها نخوانیم. ولي دوست خوبم اين ها واقعيت های تاریخ زندگی بشر خاكی است. يعني كتاب مقدس نمی تواند وقايعی را كه در تاريخ اتفاق افتاد ناديده بگيرد و از آنها چشم پوشی کند، حتي اگر آن وقایع مربوط به إنسانهایی بزرگ باشد. اگر قرآنِ اسمانی شما بخاطر اینکه محمد آسمانی و قطعاً از نظر قرآن هم بی گناه می باشد؛ به این علت است که نسبت به گناهان محمد بي تفاوت است. اما آيا واقعیت امر چنين است؟ آیا محمد بر روی زمین هیچ گناهی مرتکب نشده؟ در حالی كه خدای كتاب مقدس از انسانهای روی زمين سخن می گويد و نسبت به خطایای آنها صادقانه شرح می دهد و این مسئله زمانی  برای شما قابل فهم خواهد بود که به اين خدا باور داشته باشید واجازه دهيد وارد زندگي شما شود.

شايد مثال ديگری می تواند روشنگر معمای ما باشد: در بهترين و با ارزش ترين كتابهای پزشكي مي توان قسمت هايی را يافت كه زياد جالب نيستند، ولي اين قسمت ها به واقعیتهایی اشاره می کنند که نمی توان آنها را از دوره های پزشکی حذف کرد.

دومبن پرسش شما در مورد عدالت خدا ومجازات های خداوند برای نسل سوم وچهارم است. يعني نظام حقوقی وعدالت خدا در عهد قديم.  بايد اشاره كنيم که اين نظام حقوقی در دوره های گوناگون، متناسب با عدالت خدا، تغییر می كند. فهميدن نظام حقوقی خداوند، مستلزم اين است كه حقيقتاً گناه را باید شناخت وثانياً می بایست از عملکرد قوم اسرائیل و نیز شرارت انسانها در دوره های گونا گون آگاه بود.

آگاهي از همه اينها مرا به اين نقطه مي رساند كه خدای عهد عتيق هم به مانند عهد جديد عادل بوده است! درک این مطللب به مثابه اثبات يك قضيه رياضي نيست. تحليل نظام حقوقي خداوند مانند تجزیه و تحلیل سيستم های حقوقی اين جهان نيست. در انجيل داستانی وجود  دارد که شخصی تمام روز كار مي كند و مزدی را می گيرد و شخصی ديگر از نيم روز كار می كند و همان مزد را دریافت می کند و باز یک نفر ديگر فقط دو ساعت كار می كند ولی همان مزد برابر نصیب این سه شخص می شود. این نظام حقوقي كتاب مقدس است كه بر مبنای عدالت خدا  استوار شده و نه عدالت بشری!

اما در مورد تحريف شدن كتاب مقدس مقالات ونوشته های زيادی در وب سایت پرپاسخ و بسیاری از منابع مسیحی دنیا منعكس شده  که شما را که اهل مطالعه و تحقیق و جستجو هستید، تشویق به مطالعه آنها می کنم.

از آشنایی با شما خوشوقتم و برای شما این دعا را خطاب به پدر آسمانیام می كنم:

" پدر برای اين دوستم كه تا به حال موفق به ملاقاتشان نشدم، تو را شكر مي كنم  و برای قلب ساده و مشتاق او واقعاً از صمیم قلب سپاسگذارم. دعا می كنم كه او تو را آنگونه که در حقیقت هستی، بشناسد و در آرامش تو زندگی كند.

در نام عيسي مسيح خداوند، آمين."

شاد و پیروز و سربلند باشید،

 دوستدار شما علی خیراندیش

Jan/16/2019 سوالات رایج کشیش ورژ باباخانی 10 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر