آیا الله همسران (زنان) را فراموش کرد؟

سوره طور 52: 21

مترجمان مسلمان، محمد مارمادوك بكتال، یوسف علی و احمد محمد شاکر سوره 52: 21 را به اینصورت ترجمه کرده اند:

بکتال:

و آنها که ایمان دارند و فرزندانشان که آنها را در ایمان پیروی می کنند، ما ترتیبی میدهیم که در آنجا به یکدیگر بپیوندند، و چیزی از کار ایشان نمی کاهیم، و هر کسی در گرو اعمال خویش است.

یوسف علی:

و آنها که ایمان آوردند و خانواده شان که در ایمان از ایشان پیروی کنند، ایشان، با خانواده شان محشور خواهند شد: نه اینکه از اعمال ایشان چیزی کاسته خواهد شد، بلکه هر کس در گرو اعمال خویش است.

شاکر:

و در خصوص آنها که ایمان بیاورند و فرزندانشان که در ایمان پیرو ایشان باشند، فرزندانشان را با ایشان متحد خواهیم ساخت و از اعمال ایشان چیزی کاسته نخواهد شد و هر کس مسئول کردار خویش است.

ترجمه صحیح کدام است؟ واضح است که خانواده اصطلاحی است با دامنه معنای مفهومی بیشتری از "فرزندان". خانواده شامل همسر (و در اسلام، اشاره به زنان بیشتر نیز می باشد)، و شاید حتی پدر و مادر نیز بشود. با این وجود، متن اصلی عربی سخن از "ذریه" یا "بذر و دانه" به میان می آورد. که تنها فرزندان را شامل می شود. پس چرا یوسف علی این کلمه را "خانواده" ترجمه می کند؟ آیا می توان این را یک اشتباه جزئی قلمداد کرد؟ یا یک سهل انگاری ناخواسته؟ یا او سعی داشته یک مشکل جدی را با ترجمه غلط بپوشاند؟

برای درک آنچه رخ داده، باید متن این آیه را بخوانیم:

پرهيزگاران در باغهايى و [در] ناز و نعمتند (۱۷)

به آنچه پروردگارشان به آنان داده دلشادند و پروردگارشان آنها را از عذاب دوزخ مصون داشته است (۱۸)

[به آنان گويند] به [پاداش] آنچه به جاى مى ‏آورديد بخوريد و بنوشيد گواراتان باد (۱۹)

بر تختهايى رديف هم تكيه زده‏ اند و حوران درشت‏ چشم را همسر آنان گردانده‏ ايم (20)

و كسانى كه گرويده و فرزندانشان آنها را در ايمان پيروى كرده‏ اند فرزندانشان را به آنان ملحق خواهيم كرد و چيزى از كار[ها]شان را نمى ‏كاهيم هر كسى در گرو دستاورد خويش است (۲۱)

این منطقی می نماید که: اگر فرزندان (بذر، اولاد) ی وجود داشته باشند، باید مادرانی نیز باشند.

بدون شک، فرزندان بخشی از غرور و نمایانگر موفقیت آدمی در زندگی محسوب می شوند. مطمئناً خیال آنها راحت تر خواهد بود اگر بدانند که فرزنداشنان با ایشان در بهشت همراهشان هستند. با این وجود که، مادران اغلب فرزندان خود را حتی بیشتر از پدران دوست دارند، و در بزرگ کردن آنها بسیار از خود گذشتگی از خود نشان می دهند. در حالی که مردان بیرون می روند، کار می کنند، کسب درآمد می کنند، در این دنیا بیشتر موفقیت کسب می کنند، و شناخت بیشتری دارند، زنان در خانه می مانند، و خود را وقف فرزندان خویش می کنند. کودکان تنها چیزی هستند که آنها دارند، و حال اینکه در این آیه گفته می شود، که در زندگی بعدی، فرزندان بهمراه پدرانی خواهند بود که حتی زنان دیگری نیز آنجا می گیرند، و حتی شما مادران ارزش آورده شدن اسمتان را هم ندارید.

مطمئناً ما باید اینجا از خود بپرسیم، این همسران کجا از هم خداحافظی می کنند؟

به مؤمنان وعده حوری بهشتی داده می شود (آیه 20)، یعنی اینکه از زنان خودشان خبری نیست، بلکه زنان زیبایی به عنوان شریک جنسی در اختیار مؤمنان قرار خواهد گرفت. و به ایشان وعده داده شده که فرزندانشان را نیز دوباره خواهند دید (اگر ایشان نیز به پیامبری محمد ایمان آورده باشند).

مؤمنان (یعنی مردان مؤمن) حوریهای کامل زیبا و شهوانی در اختیار خواهند داشت. چرا باید نسبت به زندگی با زنان قدیمی، نق نقو، و در مقایسه با حوریان، زنان زشتی که با ایشان زندگی سختی روی زمین داشته اند، دلواپسی داشته باشند؟

بهشت اسلامی یک دنیای مردانه است.

قرآن از منظر فانتزی و تخیل یک مرد که در تلاش است تا وفاداری مردان اطرافش را با وعده هایی که در "وحی" به او گنجانده شده، جلب نماید، پرورش یافته. این حرفها، حرفهای خدا نمی تواند باشد. این آیات، مملو از بی عدالتی و بی رحمی نسبت به زنان است.

ظاهراً، از این روی حداقل یوسف علی خجل است. و در ترجمه سوره 52: 21 نشان می دهد که چطور با آنها مخالف است، به طوری که سعی می کند آنها را برای خوانندگان غربی خود به لحاظ سیاسی اصلاح نماید.

نکته قابل توجه در اینجا اینکه، چنانچه چنین "وحی هایی" به یک مؤمن معتقد که زنی کافر با شخصیتی سخت گیر داشته، داده می شد، قابل پذیرش می نمود. در حالی که، این یک اعلامیه کلی است، وعده ای که به همه مسلمانان معتقد داده شده، از جمله ایشان که همسرانشان نیز ایمان آورده باشند و معتقد و متعهد باشند.

هرکسی که ایمان دارد که خدا عادل است، همانا باید قرآن را رد نماید و نپذیرد. این کتاب مطمئنا" کلام خدا نیست.

سؤال قابل تعمق برای همه زنان مسلمان: در بهشت چه چیزی عاید شما می شود؟

منبع مقاله: www.answering-islam.org

Jan/05 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 156 مشاهده شده 3  

نظرات کاربران


ارسال نظر