چرا وقتی به مسیحیت نگاه می کنیم می بینیم که مثل بقیه ادیان بزرگ دنیا، به جای احترام گذاشتن به اعتقادات و باورهای بقیه ادیان؛ سعی دارند همه را به دین خود دربیاورند؟؟ بیشتر از ۱۶ دین توی دنیا وجود داره ولی متأسفانه می بینیم همه ادیان به جای انسانیت و احترام به اعتقادات همدیگه،سر باورها با هم درگیرن! چرا به جای اینکه بگیم به عنوان مسیحی از بقیه سرتریم، به اعتقادات بقیه احترام نمیذاریم؟؟

در پاسخ به سؤال مهمی که کرده اید، مقاله ای در وب سایت پرپاسخ موجود است که کپی آن را در زیر برای شما می فرستم. اما توضیح کوتاهی نیز به این مقاله اضافه کنم که ما مسیحیان به همه مردم دنیا عشق می ورزیم و به آنها احترام لازم را می گذاریم، اما این به معنای پذیرش اعتقادات آنها نیست. ما مسیحیان حتی از جانب عیسی مسیح دعوت شده ایم که دشمنان خود را نیز محبت کنیم.

در محبت مسیحایی،

کشیش ورژ باباخانی

آیا این ادعا که مسیحیت تنها دین راستین است، گستاخانه نیست؟

انتقاد بزرگی در این خصوص به مسیحیان وارد است که آن‌ها با خود محوری اذعان می‌کنند که مسیحیت تنها دین راستین و تنها راه برای کسب حیات جاودانی است. چنین دیدگاهی ازنظر مردم به شکل آزار دهنده‌ای انحصاری و غیرقابل ‌تحمل است. درنتیجه، اکثر کسانی که در آمریکا ادعا می‌کنند که ایمان‌ داران مسیحی هستند دیگر این ادعا را ندارند که مسیحیت امری انحصاری است. تحقیق موسسه پیو در سال 2008 در میان آمریکایی‌ها نشان داد که 65 درصد از تمامی کسانی که ادعا می‌کنند از ایمان‌ داران به مسیح هستند اذعان دارند که راه‌های متعددی برای رسیدن به حیات جاودان وجود دارد و 80 درصد از پاسخ‌ دهندگان به حداقل یک دین غیر مسیحی اشاره‌ کرده‌اند که می‌تواند به نجات منجر شود. چه کسی این ادعا را به میان می‌‌آورد؟ از این‌ رو آیا امروزه ادعای داشتن تنها دین راستین و تنها تعلیمی که به حیات منتهی می­گردد برای یک مسیحی امری مغرورانه و گستاخانه است؟ شاید این موضوع شما را به تعجب وا دارد. اما ما تصور می‌کنیم، ادعایی که یک شخص تنها دین راستین را داشته باشد گستاخانه و خودبینانه است. عنوان کردن ادعایی چنین انحصار گرایانه از جانب هر کس امری گستاخانه است، مگر آنکه آن شخص خدا بوده باشد. اما واقعیت موضوع این است که عیسی بعنوان پسر خدا ادعا نمود که او تنها راه برای تحصیل حیات جاودانی است. و ما به‌ عنوان مسیحیان می­توانیم از طریق شفاف نمودن این موضوع که او ادعا نمود که "تنها راه--- و راستی" است  از اطلاق چنین امر خودخواهانه ­ای بر حذر بمانیم. اکثر رهبران مذهبی در زمان عیسی گمان می­کردند که او با ابراز چنین بیاناتی درباره خود شخصی گستاخ بود. او ادعا نمود که پسر خداست، شخصی که برای همیشه وجود داشته است و می­تواند گناه را بیامرزد و حیات جاودانی عطا نماید. اگر او خدا نبود پس می­توانسته نه‌ تنها شخصی گستاخ بوده باشد بلکه با داشتن چنین ادعای عجیب ‌وغریب و انحصارگرایانه­ ای یک شخص فریبکار نیز بوده باشد --  اما او خدا بود. او شواهد بسیاری به جهت اثبات ادعای خود ارائه نمود. عیسی نبوت­هایی که  در خصوص شخص برگزیده خدا(مسیح) بود  را  به انجام رسانید، از یک باکره متولد گردید و درواقع پیش از آنکه بگوید، "من قیامت و حیات هستم. آن‌ کس که به من ایمان بیاورد، حتی اگر همچون هر شخصی بمیرد، مجدداً زنده خواهد شد. برای ایمان به من به آنها حیات جاودان عطا خواهد شد و هرگز هلاک نخواهند گردید" (یوحنا 11 : 25 – 26) معجزات بسیاری را به ظهور رسانید. او توانست این بیانیۀ به‌ ظاهر متکبرانه را بیان کند، زیرا او خود همان شخص بود، او پسر یگانه خدا بود که توانست  بر این ادعا بایستد. این گفته وی را بخوانید، "اگر باور نکنید که من هستم، در گناهانتان خواهید مرد" (یوحنا 8 : 24). "من راه، راستی، و حیات هستم. هیچ‌ کس جز به ‌واسطه من نزد پدر نمی­آید" (یوحنا 14 : 6).  این عیسی بود که چنین ادعای گرانی را به‌ عنوان تنها راه به‌ سوی خدا کرد و برای آن دلیل خوبی داشت. هیچ شخص دیگری واجد چنین شرایطی نبود که مقبول خدای مقدس و عادل باشد. نیاز است پیروان مسیح مراقب این موضوع باشند که  ادعا نکنند گوشه­ای از حقیقت از آنِ ایشان است و یا اشخاصی هستند که تنها دین راستین مالِ آن‌هاست. در عوض، این عیسی است که راه، راستی، و حیات است – پیروان او تنها پیغام او را با دیگران در میان می گذارند. از این‌ رو ما به‌ عنوان مسیحیان باید به این نکته اشاره‌ کنیم که برای تحصیل حیات جاودانی باید به او رجوع کرد. وظیفه ما انتشار خبر خوش در خصوص اوست. وظیفه ما این است که این خبر خوش را با شور و اشتیاق و درعین‌حال با فروتنی با دیگران در میان بگذاریم. البته افراد می­توانند در خصوص حقیقت گستاخ باشند و حق با آن‌ها باشد. افراد می­توانند در خصوص حقیقت گستاخ باشند و حق با آن‌ها نباشد. افراد می­توانند فروتن باشند و حق با آن‌ها باشد؛ آن‌ها می­توانند فروتن باشند و در اشتباه باشند.  نکته مهم برای ما به‌ عنوان مسیحیان این نیست که چه کسی برنده این مباحثه است یا چه کسی درست می­گوید و چه کسی در اشتباه است. موضوع این نیست. نکته مهم این است که ما مردم را به چالش می­کشیم تا عیسی را به‌ عنوان آنکه او هست بپذیرند و آنچه او دارد را به آن‌ها عطا نماید. ما نیاز نداریم که از باور خود، که تنها راه است شرمسار باشیم. ما می­توانیم همچون پولس بگوییم: زیرا که از انجیل مسیح عار ندارم چونکه قوت خداست، برای نجات هرکس که ایمان آورد، اول یهود و پس یونانی. این اخبار خوش به ما می­گوید که چگونه خدا ما را در پیشگاه خود قائم می­سازد. (رومیان 1 : 16 – 17)  

نویسنده: جاش مک داول

مترجم: کورش پرتوی  

Mar/06/2018 دفاعیات ایمان کشیش ورژ باباخانی 324 بازدید 2  

نظرات کاربران


ارسال نظر