کلیسای اَنگلیکن (اسقفی)

کلیسای اَنگلیکن (اسقفی)

ریشه‌های تاریخی

نهضت‌های لوتری و پرزبیتری را رهبران و متفکران برجسته‌ای چون لوتر و کالون بنیاد گذاشتند. کلیسای باپتیست نیز در اثر جریانات الهیاتی خاصی پا به عرصه وجود گذارد. اما کلیسای انگلیکن در اثر تحولی خاص در اعتقادات و اصول ایمان پدید نیامد، بلکه ریشه آن را باید در جریانات سیاسی جستجو کرد.

تا سده شانزدهم، کلیسای رسمی انگلستان، کلیسای کاتولیک بود که مستقیماً تحت نظر پاپها اداره می‌شد. مانند هر سرزمین دیگری که تحت سلطه پاپها بود، در انگلستان نیز کشیشان نه تابع حکومت کشور، بلکه تابع پاپها بودند و امور دینی در دادگاههای پاپها حل و فصل می‌شد؛ املاک و مستغلات فراوانی نیز در هر کشور، از جمله انگلستان، مستقیماً به کلیسای روم تعلق داشت.

 

در سال ۱۵۰۹، پادشاهی به نام هنری هشتم بر تخت سلطنت انگلستان جلوس کرد. هنری از همسر اول خود صاحب پسر نمی‌شد. در ضمن، او دلباخته زن دیگری بود. طبق قوانین کلیسایی، او بدون صدور رأی دادگاه کلیسای روم، حق طلاق دادن همسر خود و ازدواج مجدد را نداشت. اسقف اعظم وقت موفق نشد حکم طلاق و ازدواج مجدد هنری را از پاپ دریافت کند. لذا هنری او را خلع کرد و به‌جای او شخص دیگری را اسقف اعظم ساخت که تمایلات پروتستانی داشت. در همین زمان، هنری پارلمان انگلستان را وادار کرد تا کلیسای کاتولیک انگلستان را از سلطه پاپ خارج سازد و پادشاه را رأس کلیسای کاتولیک انگلستان اعلام دارد. با وضع چنین قانونی، اسقف اعظم جدید توانست اسقفان کلیسای کاتولیک انگلستان را مجبور سازد تا حکم طلاق هنری را صادر کند. هنری بلافاصله با ”آن بولین“ ازدواج کرد. این زن نیز پسری برای او نیاورد. هنری همسر دوم خود را به اتهام زناکاری محکوم به اعدام کرد و او را به جلاد سپرد و همسر سومی اختیار کرد که از او صاحب پسری شد. اما هنری او و همسران بعدی خود را نیز یا طلاق داد یا به مرگ سپرد.

در همین اثنا، هنری به اقدامات خود از طریق پارلمان انگلستان، برای جدایی کامل تشکیلاتی و سیاسی از کلیسای روم ادامه داد. به تصویب پارلمان، روحانیون انگلستان اجازه نداشتند بدون تصویب پادشاه، نماینده‌ای را از سوی پاپ بپذیرند. کلیساها بارها از سوی دولت جریمه شدند. بسیاری از دیرها و صومعه‌ها تعطیل شد. زمینهای متعلق به کلیسای کاتولیک اکثراً ضبط شد؛ این زمینها را هنری میان اعیان و اشراف انگلستان تقسیم کرد تا حمایت آنان را جلب کند. مقدار زیادی از آنها را نیز برای خود نگاه داشت.

با وجود تمام این تغییرات تشکیلاتی، کلیسای انگلستان از نظر عقیدتی کماکان کاتولیک باقی ماند و تغییری در الهیات کلیسا در دوره هنری هشتم صورت نگرفت. با اینحال، هنری اجازه داد که کتاب‌مقدس به زبان انگلیسی ترجمه شود و در دسترس مردم قرار گیرد. به این ترتیب، کلیسای انگلستان که به کلیسای انگلیکن (یعنی انگلیسی) معروف شد، تا این زمان فقط از نظر تشکیلاتی و سیاسی از روم گسست.

هنری هشتم در سال ۱۵۴۷ در گذشت و تاج و تخت را به پسر خود ادوارد ششم سپرد. در دوره این پادشاه بود که کلیسای کاتولیک انگلیکن دچار تحولات عقیدتی و الهیاتی گردید. در سال ۱۵۴۷ و سالهای متعاقب آن، پارلمان انگلستان دست به تصویب اعتقاداتی زد که بیشتر بسوی کالوینیزم گرایش داشت.

در سال ۱۵۵۳، مِری، دختر هنری هشتم، بر تخت نشست. او که کاتولیک تمام عیاری بود، اصلاحات عقیدتی را که در زمان برادرش، ادوارد ششم، به موقع اجرا گذاشته شده بود، توسط پارلمان لغو کرد و کلیسای انگلیکن را به شکلی در آورد که در روزگار پدرش، هنری هشتم، وجود داشت. اما زمینهای کلیسای کاتولیک بازگردانده نشد. بسیاری از روحانیون انگلستان زیر بار این پسگرایی نرفتند؛ لذا یا مجبور به جلای وطن شدند یا اعدام گردیدند.

الیزابت، دختر دیگر هنری هشتم، چون در سال ۱۵۵۸ به سلطنت رسید، با کشوری سر و کار پیدا کرد کهدر آستانه تجزیه میان کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها بود. الیزابت اوضاع مذهبی را به آنچه که در روزگار ادوارد ششم بود باز گرداند، اما با مخالفین نیز مدارا در پیش گرفت. در زمان او بود که سرانجام پارلمان انگلستان، اعتقادنامه‌ای کالوینیستی را به سال ۱۵۶۳ به تصویب رساند. این اعتقادنامه با اندکی تغییرات در سال ۱۵۷۱، هنوز نیز اعتقادنامه رسمی کلیسای انگلیکن می‌باشد و به ”سی و نه ماده“ معروف است.

در طول مهاجرت‌های متعدد مردمان انگلستان به قاره آمریکا، کلیسای انگلیکن در این سرزمین جدید نیز استقرار یافت و به کلیسای اسقفی معروف شد.

 

 

 

اعتقادات کلیسای انگلیکن

کلیسای انگلیکن اعتقادات خاص خود را شکل بخشید که با اعتقادات کلیساهای اصلاح‌شده در سایر نقاط اروپا تفاوت‌هایی دارد.

اساس اعتقادات کلیسای انگلیکن بر کتاب‌مقدس و سنت پدران کلیسا در چهار قرن اول میلادی استوار است. بر خلاف سایر کلیساهای پروتستان، کلیسای انگلیکن اعتقادنامه واحد و جامعی ندارد. چنین احساس می‌شود که کلیسای انگلیکن به‌معنای واقعی، شکل اصلاح‌شده کلیسای کاتولیک باشد. در منابع مورد استفاده چنین ذکر شده که کلیسای انگلیکن خود را تداوم کلیسای اولیه (کلیسای جامع پنج قرن نخست) می‌داند و هر آنچه را که در طول قرون وسطیٰ به کلیسا (یعنی کلیسای کاتولیک رومی) افزوده شده، حذف کرده است و کلیسا را به شکل نخستین خود باز گردانده است.

به همین سبب، کلیسای انگلیکن بیش از هر کلیسای دیگر پروتستان بر اهمیت و اثربخشی آیینهای کلیسایی، نظیر غسل تعمید و عشاء ربانی تأکید می‌گذارد و آنها را به‌گونه‌ای واقعی، وسیله انتقال فیض الهی به‌شمار می‌آورد. از همین رو، در این کلیسا نوزادان می‌توانند از موهبت غسل تعمید بهره‌مند شوند. کودکانی که به این شکل غسل تعمید یافته‌اند، به‌هنگام رسیدن به سن تشخیص، می‌توانند آیین تأیید را به‌جا آورند و رسماً عضو کلیسای انگلیکن شوند و از فیض عشاء ربانی برخوردار گردند.

در کلیسای انگلیکن، راه رستگاری تنها به‌واسطه فیض مسیح و ایمان به او میسر است؛ اما شراکت در آیینهای مقدس و انجام اعمال نیک نیز جزو ضروریات می‌باشد.

با اینکه کلیسای انگلیکن از اعتقادنامه واحد و جامعی نظیر اعتقادنامه کلیسای لوتری یا پرزبیتری برخوردار نیست، اما اصول کلی عقیدتی آن، در اسنادی نظیر ”کتاب دعای عام“
(Book of Common Prayer)،  ”احکام مربوط به انتصاب“ (Ordinal)، و ”سی و نه ماده“ منعکس است.

در کلیسای انگلیکن همواره جریانات فکری و الهیاتی گوناگونی وجود داشته است. مهم‌ترین آنها ”نهضت آکسفورد“ می‌باشد که در نیمه نخست سده نوزدهم پدید آمد. هدف این نهضت این بود که کلیسای انگلیکن را از خطرات لیبرالیزم محفوظ نگاه دارد و آن را به ریشه تاریخی کلیسا باز گرداند، ریشه‌ای که بسیار به کلیسای کاتولیک رومی نزدیک بود. از این رو، این نهضت را High Churchمی‌نامند. امروزه، جریانات فکری مختلفی در کلیسای انگلیکن وجود دارد، از لیبرالیزم گرفته تا اونجلیکالیزم.

 

شیوه اداره کلیسا

کلیسای انگلیکن به شیوه اسقفی اداره می‌شود. اسقف اعظم کانتربوری در رأس کلیسا قرار دارد، اما از اقتدار و اختیاری مطلق نظیر پاپ برخوردار نیست و اسقفان اعظم هر منطقه در اداره امور حوزه خود از آزادی نسبتاً بسیاری برخوردارند. هر کلیسای محلی، تحت نظارت اسقف آن حوزه، به دست کشیشان و شماسان اداره می‌شود. لذا کلیسای انگلیکن مانند کلیسای کاتولیک و لوتری توسط سلسله مراتب اسقفان، کشیشان و شماسان رهبری می‌گردد.

از سال ۱۸۶۷، شورایی موسوم به ”کنفرانس لامْبـِت“ تقریباً هر ده سال یکبار، تحت رهبری اسقف کانتربوری، برای رسیدگی به امور مذهبی تشکیل می‌گردد. این کنفرانس که در بادی امر در ”کاخ لامبت“ تشکیل می‌شد، از سال ۱۹۷۸ به این سو، در دانشگاه کِنت در کانتربوری برگزار می‌گردد.

نوشته: آرمان رشدی

Feb/23/2018 کلیسا کشیش ورژ باباخانی 77 بازدید 1  

نظرات کاربران


ارسال نظر