نقدی بر دیدگاه اسلامی از وحی و الهام کتب مقدس

" آن که نخست به قاضی می‌رود برحق می‌نماید، تا آنگاه که طرف دیگر می‌آید و او را می‌آزماید." (امثال 18: 17)

اتهام تناقض

اغلب اوقات مسلمانان در مورد تناقضات بسیاری در کتاب مقدس سخن به میان می آورند. تعداد تناقضات اشاره شده توسط آنها با توجه به افرادی که با آنها صحبت می کنید متفاوت هستند. کیرانوی در کتاب اظهارالحق خویش 119 تناقض را ارائه می دهد، این در حالیست که افراد دیگری همچون شبیرعلی به ظاهر 101 تناقض در کتاب مقدس یافته اند. آنها مشکل را اینگونه می بینند که هر کتاب مذهبی که  مدعی اقتدار و مُهر الهی است نباید دارای هیچ گونه تناقضی باشد و به عنوان پیامی که منشأ آن موجودی است با دانش مطلق، می بایست نوشتجات آن در همه متن موجود، تناقضی نداشته و منسجم باشد.

مسلمانان به آیه ای از قرآن (4: 82) اشاره می کنند که می گوید: " آیا آنها قرآن را (با توجه) نمی سنجند؟ اگر از جانب کسی غیر از خدا می بود، آنها در آن اختلاف زیادی می یافتند."

تعریف  مکاشفه:

به منظور پاسخ به این چالش مطرح شده، مهم است که به شناخت و درک واضحی از پیش فرض و تفکری که به این چالش مربوط است دست یابیم. اصل عدم تناقض به معیارو مقیاس مطلقی رسیده که به انسان فانی این اجازه را می دهد که جهت تأیید صحت و اعتبار کلام خدا از آن استفاده کرده و در مورد آن قضاوت کند. این نوع فرضیه نمی تواند مورد پذیرش مسیحیان واقع شود. یک مسیحی با خشنودی تأئید می کند که کتاب مقدس در نهایت نامتناقض است، اما نمی تواند این را بپذیرد که اصل عدم تناقض به بشر داده شده تا بتواند مطابق آن کلام خدا را مورد قضاوت و ارزیابی قرار دهد. این معیاری است که مسلمانان در بحث در مورد الهام به آن روی آورده اند.

این اشتباهی است که خیلی از ما گرفتار آن می شویم؛ سنجیدن چیزی که برایمان ناشناخته است با استانداردی که برایمان مأنوس است که در این مورد می توان به مسئله سنجش کتاب مقدس مطابق استانداردی که از قرآن قرض گرفته شده، اشاره کرد. مسلمانان بر این باورند که کتاب آنها (قرآن) از آسمان نازل شده (مبحث نزیل یا تنزیل) و توسط دستان بشری آزاد یا رها شده است. این باوری که آنها در مورد مکاشفه شان دارند یعنی نازل شده از آسمان و که همان را به کتاب مقدس نیز تعمیم می دهند، امری است کاملاً اشتباه که مسلمانان گمان می برند که می توانند الهام کتاب مقدسی را بر طبق موازینی که در قرآن آمده است، بسنجند.

کتاب مقدس کتابی نیست که همچون قرآن، آنگونه که مسلمانان در مورد  آن اظهار می دارند، به سادگی توسط یک نفر گردآوری شده باشد، بلکه تلفیقی است از 66 کتاب که توسط 40 نویسنده، طی مدت زمان 1500 سال به رشته تحریر در آمده است! به همین دلیل است که مسیحیان ادعا می کنند که تمام کتاب مقدس دارای اثراتی از انگشتان بشری است. شواهد این مطلب را در زبانهای مختلف بکار رفته، روشهای نگارشی متفاوت، تفکرات و حالات گوناگون نویسنده و به همین ترتیب در علائم آشکارِ بکارگیری مفاهیم دانش علمی معاصر آن زمان که بدون آن  برای مردم هم عصر کتاب مقدس قابل درک نمی بود، می توان یافت. اگرچه این بدان معنا نیست که کتاب مقدس معتبر نمی باشد، چون هر کدام از نویسندگان، مکاشفه خود را از طریق الهام دریافت کردند.

تعریف الهام:

در دوم تیموتاؤس 16:3 به ما گفته شده که تمامی کتب مقدس الهام خدا است. کلمه ای که در اینجا برای واژۀ الهام استفاده شده واژۀ یونانی تئوپنئوستوس به معنی " دَم یا نَفَس خدا " می باشد که اشاره به این دارد که سرچشمه و منشأ آنچه نوشته شده، خود خدا است. در دوم پطرس 21:1  می خوانیم که نویسندگان کتاب مقدس توسط خدا جذب شدند، بنابراین خدا از هر یک از نویسندگان با در نظر گرفتن شخصیتشان برای به انجام رساندن یک اثر معتبر الهی استفاده کرده است، چون خدا نمی تواند الهام بخش چیزهای نادرست باشد.

کتاب مقدس بارها به الهامی بودن خود اشاره می کند: در لوقا 24: 44,27 ؛ یوحنا 39:5 و عبرانیان 7:10 عیسی به ما می فرماید آنچه در عهد عتیق در مورد او نوشته شده بود باید به انجام رسد. در رومیان 2:3 و عبرانیان 12:5 به آیاتی از عهد عتیق به عنوان کلام خدا اشاره می کند و در اول قرنتیان 13:2 می خوانیم که، " این آن چیزی است که ما از آن سخن می گوییم، نه با کلماتی که آموختۀ حکمت بشری باشد، بلکه با کلماتی که روح می آموزد." این همان مسئله ای است که آیه دوم تیموتائوس 16:3 همانطور که در بالا به آن اشاره شد بر آن تأکید می ورزد. در اول تسالونیکیان 13:2 در اشاره به آنچه که نوشته شده بود، می گوید، " ... شما آن را نه چون سخنان انسان، بلکه کلام خدا پذیرفتید، چنانکه به راستی نیز چنین است..." پطرس نیز در دوم پطرس 3: 15-16 در مورد الهامات پولس در نوشته هایش  اینگونه می فرماید: " ...  پولس نیز مطابق حکمتی که به او عطا شده است به شما نوشت. او در همۀ نامه های خود چنین می نویسد ..." پیشتر از آن پطرس در دوم پطرس 21:1 می نویسد، " زیرا وحی هیچ گاه به ارادۀ انسان آورده نشد، بلکه آدمیان تحت نفوذ روح القدس از جانب خدا سخن گفتند." و در نهایت یوحنا، نویسندۀ کتاب مکاشفه در مکاشفه 22: 18-19 با اشاره به مطالب کتاب مکاشفه می نویسد، " ... اگر کسی چیزی بدان بیفزاید، خدا بلاهای نوشته شده در این کتاب را بر او خواهد افزود. و اگر کسی از کلام نبوت این کتاب چیزی کم کند، خدا او را از درخت حیات بی نصیب خواهد ساخت... "

چارلز وسلی این دیدگاه عالی از الهام را چنین ماهرانه توصیف می کند: " کتاب مقدس می بایست یا توسط انسانهای خوب و فرشتگا و یا انسانهای بد یا اشرار و یا خدا اختراع شده باشد. این امکان ندارد که توسط انسانهای خوب نوشته شده باشد در حالیکه این دروغ را بگویند و در نوشته هایشان ادعا کنند: " کلام خدا نازل شده به من گفت..." و احتمال اینکه توسط انسانهای بد و شرور نیز نوشته شده باشد نیست، چون چنین کسانی در حالی که اعمال نیک را توصیه می کنند، گناهان را محکوم نمی کردند و خود را نیز مستحق جهنم نمی دانستند!!! پس تنها احتمالی که باقی می ماند این است که خدا خودش آن را الهام بخشیده است." (مک داول 1990: 178)

الهام خدا به نویسندگان کتاب مقدس به چه صورت بوده است؟ آیا او به سادگی قلب نویسندگان کتاب مقدس را برای دستیابی به درجات عالی به چالش کشیده تا آثار بی نظیر ادبی بشری مانند شکسپیر، میلتون، هومرو دیکنز بیافرینند؟ یا آنچه او الهام می کند شامل کلام خداست، اما در همین حین به همراه اسطوره ها و افسانه ها و خطاهای بشری کتابی را به ظهور آورده که در آن بخشی از سخنان خدا در کنار سخنان انسان فانی و جایزالخطا یافت می شود. و یا اینکه کتب مقدس تماما" کلام مصون از خطای خدا است؟ به کلامی دیگر مسلمانان از ما می پرسند این الهام چگونه به وقوع پیوسته؟ آیا خدا از روش دیکته مکانیکی استفاده کرده چنانکه در باره قرآن ادعا می شود یا اینکه از افکار و تجربیات خود نویسندگان نیز بهره جسته است؟

پاسخ ساده به سؤال فوق این است که خدا همیشه در نوشته های آنها همه چیز را تحت کنترل خود داشته، به نوعی که کتاب مقدس چیزی جز" کلام خدا در قالب کلمات انسانی" (مک داول 1990:176) نیست. به این معنا که خدا از فرهنگ و آداب و رسوم محیط پیرامون نویسندگانش استفاده کرده است، محیطی که تحت اقتدار و محافظت خودِ خدا است. بنابراین باید ، تاریخ را به مثابه تاریخ، شعر را به مثابه شعر، اغراق و استعاره را به مثابه اغراق و استعاره و تعمیم و تخمین و غیره  را به همان گونه که نگاشته شده اند، مورد بحث قرار داد.

تفاوتهای بین قواعد دستورزبانی و ادبیِ زمان کتاب مقدس و زمان ما نیز، موضوع دیگری است که می بایست در نظر گرفته شود. از آنجایی که بطور مثال بیان وقایع بدون رعایت ترتیب تاریخی و روایات مبهم و بدون بیان جزئیات دقیق در آن زمان، امری پذیرفته شده بود و مورد تعرض هیچ توقع و انتظاری از جانب مردم نمی شد، ما نیز وقتی با این مسائل در مورد نویسندگان کتاب مقدس روبرو می شویم، نباید آنها را به عنوان نقصان تلقی کنیم. وقتی هدف و انتظار بخصوصی از دقت کامل از یک نوع مشخص، به هیچ عنوان وجود نداشته، پس هیچگونه خطایی نیز در عدم دست یابی به آن صورت نپذیرفته است. کتاب مقدس مصون از هر خطا و اشتباه است، و با گفتن این مطلب، منظورمان دقت متن از نظر معیارها و مقیاسهای نوین نمی باشد، بلکه بدین معنا که به خوبی به ادعاهای خود و به آن میزان از حقیقتی که نویسندگانش مد نظر داشتند و به آن متمرکز بودند، نائل آمده است.

اینکه کتاب مقدس حقیقت محض است، به واسطۀ مسائل ظاهری مثل بی قاعدگی در دستور زبان یا املای کلمات، توصیفات مادی از طبیعت، نقل قولهایی از اظهارات کاذب (به عنوان نمونه، اشاره به بعضی از دروغهای شیطان) و یا اختلافات ظاهری بین یک متن با متن دیگر نفی نمی شود. ناسازگاری های ظاهری نباید نادیده گرفته شود. حل این ناسازگاریها، همانگونه که در مقاله (در اینجا اشاره به  مقاله ای است که در وب سایت پرپاسخ در دسته بندی " پاسخ 101 تناقض ادعایی در کتاب مقدس") به صورتی بسیار قانع کننده تلاش کرده ایم، باعث تشویق و تقویت ایمان ما می شود و هر جایی که در حال حاضر به ظاهر هیچ گونه راه حل قانع کننده ای وجود ندارد، با اعتماد و توکل کامل به وعده خدا در مورد حقیقت مطلق کلامش، علی رغم وجود مسائل ظاهری، به این نتیجه می رسیم که مطمئناً روزی فرا خواهد رسید که همه آنها جز توهماتی بیش نبوده اند.

این یک امید واهی نیست. به عنوان نمونه، صد سال پیش حدود 100 عضو بدن بود که کارکرد آنها برای دکترها ناشناخته بود و مردم می گفتند: " این حقیقت گواهی است دال بر تکامل تدریجی انسان و اعضاء نامبرده در بدن انسان، بقایایی هستند که ما دیگر به آنها نیازی نداریم". با این حال بدلیل پژوهش های سخت کوشانه ای که در حال تکوین است، هم اکنون تنها یکی از اعضای بدن است که وجود آن غیرضروری به نظر می رسد. با در نظر گرفتن نتایج قبلی می توان پذیرفت که با گذشت زمان ممکن است کارکرد این عضو بدن نیز کشف شود! این اصل می تواند در مورد کتاب مقدس نیز صادق باشد.

بسیاری از تناقضات ظاهری در طول سالها تحقیق و تجسس و شناخت بیشتر، از میان رفته اند. اگر آقای شبیر علی حدود یک قرن و یا حتی 25 سال پیش زندگی می کرد، احتمالاً فهرست تناقضات او به راحتی تا 1001 مورد می رسید. با کشفیات جدیدی که به آنها دسترسی پیدا کرده ایم، مرتباً شاهد دستیابی به پاسخ بسیاری از رموز و اسرار تاریخی هستیم. بنابراین، باور این مسئله که مابقی تناقضات ظاهری نیز در زمانی که خدا در دستهایش دارد به زودی حل خواهند شد، امری غیر واقعی به نظر نمی رسد. 

ما کاملا" آگاهیم که معیار یا مقیاسهای مسیحیان در ارزیابی مکاشفه، از جانب مسلمانان پذیرفته نیست، تنها به این دلیل که  که با نقطه نظر آنها در باره مکاشفه خدا، متضاد است. با این اوصاف، حتی با مقایسه و سنجش کتاب مقدس با مفهوم نزیل و تنزیل (به پائین فرستاده شده) که مسلمانان در مورد کتاب قرآنِ خود مدعی هستند، آنها خود را به دورویی و فریب محکوم می کنند. چون آنچه را که آنها در مورد عهد جدید مدعی هستند، در مورد مکاشفات قبل از عهد جدید یعنی تورات و زبور، به همان ترتیب رفتار نمی کنند، اگرچه هر دوی این کتابها یعنی تورات و انجیل به مثابه مکاشفات الهام شده به شکلی برابر، مورد احترام تمام مسلمانان می باشند!

مسلمانان بر این باورند که تورات توسط موسی و زبور توسط داوود نوشته شده است. هر چند هیچ یک از آنها این ادعا را نداشته اند که مکاشفات خود را به صورت نزیل (به پائین فرستاده شده) دریافت کرده اند. پس دوستان مسلمان ما چه اصراری در مورد عهد جدید دارند، مخصوصاً اینکه خود کتاب چنین ادعایی را نداشته؟

تنها دلیلی که مسلمانان چنین باوری را به خود قبولانده اند می تواند این باشد که قرآن، بر خلاف مکاشفات پیشین، بدون هر گونه مداخله بشری نازل شده و بنابر این روشن ترین و برحق ترین کلام بیان شده الله است و این دال بر برتری آن بر تمام مکاشفات قبلی است و حتی در استدلالهای خویش تا به آنجا پیش می روند که مدعی باطل کردن مکاشفات قبلی نیز می باشند، که توسط محدودیتهای نویسندگانی که بشری بیش نبودند، تحریف شده اند.

ناگفته نماند که ادعای نزیل برای وحی قرآن تنها توسط یک شخص که مدعی نزول وحی است، فرض شده است: یعنی محمد. در حالی که هیچ شاهدی از بیرون، چه پیش و چه در زمانی که او در قید حیات بود، این شهادت محمد را تأئید یا اثبات نکرده است. حتی معجزه ای ارائه نشده  که گواهی بر ادعاهای او باشد، و هیچ سند شناخته شده ای از وجود چنین قرآنی که در همان قرنی که محمد ادعای نزول آن را داشته، موجود نیست (رجوع شود به مقالۀ " مقایسه اصالت تاریخی قرآن و کتاب مقدس")

حتی اگر مشکلات تاریخی اسناد اولیه قرآن را نادیده بگیریم، مشکلات دیگری از قبیل وجود سنن متعدد اسلامی که از نسخ متفاوت بسیار از قرآن پرده بر می دارند، پیش می آید که در زمان مقایسه و تطابق و جمع آوری این نسخه ها در زمان خلافت عثمان در اواسط قرن هفتم و ایجاد اصلاحات و تغییرات در آنها و نیز با در نظر گرفتن اینکه بقیه نسخه های متفاوت و متناقضِ باقی مانده به نابودی سپرده شدند، امروزه نمی توانیم به هیچ عنوان مطمئن باشیم که قرآنی که در حال حاضر در دسترس ما است، حتی امکان شباهت به قرآن مکشوف شده را داشته باشد.

آنچه مسلمانان باید به آن توجه کنند این است که مسیحیان همیشه اصرار ورزیده اند که کلام خدا یعنی کتاب مقدس قطعاً توسط انسانها نوشته شده است، اما این انسانها پیوسته تحت الهام مستقیم روح القدس یعنی روح خدا قرار داشتند (دوم پطرس 1: 20-21)

در حالی که قرآن متهم به مبرا بودن از هر گونه دخالت بشری است، خدا در کتاب مقدس تعمداً این گونه صلاح دیده تا کلام خود را به افراد مختلف مکشوف سازد که انبیاء و رسولان الهام یافته بودند تا نه تنها کلام او با دقت و به صورت فراگیر به بشریت منتقل شود، بلکه بتواند در حد توانایی درک و فهم مردم، پیامش را به آنها برساند. با درنظر گرفتن این شرایط متوجه می شویم که قرآن، بر خلاف کتاب مقدس در انتقال پیامش به انسانها قاصر است، چون متهم به نداشتن هیچ عنصر بشری می باشد، چنانکه خود مدعی آن است.

مشکلات دیگری نیز در ادامۀ این بحث با مسلمانانی که مدعی تناقضات بسیار زیاد در کتاب مقدس می باشند، وجود دارد که از آن قبیل می توان این سؤال را عنوان کرد که مسلمانان با سندیت و اقتداری که قرآنِ خودشان برای کتاب مقدس قائل است، چه خواهند کرد؟

قرآن برای کتاب مقدس اعتبار و سندیت قائل است:

قرآن که به خودی خود معتبرترین مرجع تمام مسلمانان است، برای کتاب مقدس اعتبار و سندیت والایی قائل است، با این فرض که اعتبار آن حداقل تا قرون هفتم تا نهم میلادی ادامه داشته است. به سوره های نام برده شده در زیر با دقت توجه کنید:

سورۀ بقره 136:2

(ترجمه این مقدمه ادامه دارد و به زودی به طور کامل تقدیم حضورتان خواهد شد!)

نوشتۀ: جی اسمیت، الکس چاودری، توبی جپسون، جیمز شیفر

ترجمه: فیروزه مصروفی

Nov/15/2018 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 50 بازدید 1  

نظرات کاربران


ارسال نظر