ادامه فصل سوم: مباحثی درباره منشأ الهی قرآن

سبک ادبی منحصربه­ فرد

برای بیشتر مسلمانان، مؤثرترین مدرک دال بر ماهیت مافوق ­الطبیعه قرآن این است که «از نظم و ترتیبی اعجاب­آمیز و ترکیبی فوق­ العاده برخوردار است و لطافت و ظرافت چنان بی ­نظیری دارد که هیچ مخلوق صرفی نمی­ تواند بدان پایه برسد».[1] محمد در توصیف کتاب خود می­ گوید: «این قرآن نه بدان پایه از فصاحت است که کسی جز به وحی خدا تواند یافت» (یونس 37) و در این خصوص مدعی است که «اگر تمام جن و انس متفق شوند که مانند این قرآن کتابی بیاورند هرگز نتوانند، هرچند که پشتیبان یکدیگر باشند» (اسراء 88؛ رجوع کنید بقره 118، 151 و 253؛ آل عمران 108 و قصص 86-87).

یوسف علی، مترجم برجسته قرآن بر این باور است که «هیچ انشای انسانی نمی­ تواند زیبایی، قدرت و بصیرت روحانی قرآن را داشته باشد».[2] مسلمانان اعتقاد دارند که «قرآن از نظر طرز بیان، سبک، صنایع ادبی، افکار و استحکام قوانین و مقررات برای شکل دادن به سرنوشت انسان کاملاً بی ­نظیر است و مردمان فرهیخته بر این امر توافق نظر دارند».[3]

خود قرآن در بقره 23 این دعوت به نگارش کتابی مثل آن را پیش روی ناباوران نهاده است: «و اگر شما را شکی است در قرآنی که ما به بنده خود فرستادیم، پس بیاورید یک سوره مانند آن و گواهان خود را بخوانید... بجز خدا اگر راست می­گویی» (رجوع کنید یونس 38).

آجیجولا، نویسنده مسلمان، با توجه به دعوت محمد از ناباوران برای آوردن سوره­ ای مانند قرآن، مدعی است که «شیوه نگارش و سبک قرآن، باشکوه و متناسب با منشأ الهی آن است». مهم تر از همه اینکه «قرآن به واسطه فضیلتی که در ادعای الهی بودنش نهفته، همواره مردمان را به مبارزه طلبیده تا به اتفاق هم، تنها چند سطر همانند آیات قرآن ارائه دهند».

از این رو در ادامه می ­افزاید: «این مبارزه­ طلبی تا به امروز بی­ پاسخ مانده است... چه دعوتی که انسان تاکنون نظیر آن را ندیده و نخواهد دید».[4]

البقیلانی ضمن مقایسه «معجزه قرآن» با معجزات سایر پیامبران تا آنجا پیش رفته که می­ گوید: «اعجاز در انشای قرآن، در نوع خود بسیار مؤثرتر و متعالی­ تر از شفای کوران مادرزاد و جذامیان و زنده کردن مردگان و تبدیل عصا به اژدها... و غیره است». چرا؟ «چون بسیاری ممکن است بر این باور باشند که اینگونه اعمال ناشی از فریب کاری و تردستی اجراکنندگان بوده است، ولی نمی ­توان در اعجاز فصاحت قرآن تردیدی به خود راه داد، زیرا فصاحت امری ذاتی است و نه مهارتی که بتوان آن را کسب نمود».[5]

 

بی­ سواد بودن محمد

بحث مربوط به بی­ سواد بودن محمد همواره در کنار بحث قبلی مطرح می­ شده است و در واقع موضوع واحدی به شمار می ­روند. در هر صورت، موضوع بی­ سواد بودن محمد به عنوان پشتوانه­ ای برای موضوع بی ­نظیر بودن قرآن بکار رفته است، زیرا مسلمانان استدلال می ­کنند که قرآن از دیدگاه ادبی و نگارش به خودی خود چیزی خارق­العاده و معجزه­ آسا است، ولی اعجاب ­انگیزتر آن است که این کتاب را کسی نوشته که بی­ سواد بوده است.

آنان مدعی هستند که جز به وحی و معجزه به چه طریق دیگری می ­توان این موضوع را تشریح نمود؟ در قرآن به صراحت آمده است که محمد «پیغمبر اُمی» (بی­سواد) بود (اعراف 157) یعنی «نه می ­توانست بخواند و نه بنویسد».

از این رو مسلمانان بر این باورند که شخص بی­سوادی مانند محمد تنها از طریق وحی الهی می­ توانست شاهکاری ادبی چون قرآن بنویسد. آنان در تأیید ادعای خود اصرار دارند که حتی بزرگترین دانشمندان و ادیبان زبان عربی تا به امروز نتوانسته­ اند نوشته ­ای به فصاحت قرآن ارائه دهند. درخواست محمد از ناباوران هنوز هم به قوت خود باقی است: «بگو یک سوره مانند قرآن بیاورید» (یونس 38).

 

محافظت کامل

دلیل دیگری که مسلمانان غالباً در خصوص اعجاز قرآن می­ آورند، محافظت حیرت ­انگیز آن است. همانطور که در سوره حجر، آیه 9 می ­خوانیم: «البته ما قرآن را بر تو نازل کردیم و ما هم آن را محققاً از آسیب حسودان و منکران نگاه خواهیم داشت». مولوی محمدعلی که حدود یک قرن پیش می ­زیست، می ­گوید: «قرآن یگانه است و هیچ نسخه متفاوتی حتی در کوچکترین جزئیات، در میان چهارصد میلیون مسلمان یافت نمی ­شود، در حالی که با وجود فرقه­های مخالفی که از قدیم وجود داشته و همواره وجود خواهند داشت، ولی همه آنها یک قرآن دارند... هیچ نسخه خطی که حاوی کوچکترین اختلاف در متن باشد تاکنون به دست نیامده است».[6]

محققان مسلمان اشاره می­ کنند که برخلاف دیگر کتب مقدس «قرآن مجید، تنها کتاب مقدس الهام الهی است که تا به امروز دقیقاً به صورت اصلی محفوظ مانده است». یعنی «قرآن به همان زبان عربی که بر محمد، رسول خدا وحی شد محفوظ مانده و درست به همان ترتیبی که خود او آن را به فرمان وحی خدا مرتب نمود».[7] این محفوظ ماندن اعجاب­ انگیز که بی­ نظیر و غیرقابل قیاس است، در نظر مسلمانان نشانه ­ای از دخالت معجزه­ آسای خدا است.

 

پیشگویی ­های قرآن

برخی از دفاعیه­ نویسان مسلمان با تأکید بسیار اشاره می­ کنند که قرآن حاوی پیشگویی­ های دقیقی است که طبق ادعای آنان تنها از کمک خدا که دانا به همه امور و عالم به آینده می ­باشد، سرچشمه گرفته است. پیشگویی­ ای که غالباً به آن اشاره می ­شود آیات 2-4 سوره روم است.

گفته می­ شود که در این آیات، پیروزی رومیان بر پارسیان «اند سالی» قبل از وقوع آن پیشگویی شده است. در این متن می­ خوانیم: «رومیان به زودی باز بر پارسیان غلبه خواهند کرد و این غلبه در اند سالی خواهد شد». یوسف علی می­ گوید: «اند سال» یعنی زمان کوتاهی بین 3 الی 9 و فاصله زمانی بین شکست رومیان در اورشلیم (614 میلادی) و پیروزی آنها بر پارسیان در ایسوس (622)، هشت سال بود و بسیاری از مسلمانان معتقدند که این پیشگویی دلیلی بر ماهیت خارق­ العاده قرآن است.

«پیشگویی» دیگری که در دفاع از ذات معجزه ­آسای قرآن ذکر می ­شود، در سوره فجر آیات 1-5 آمده است که بعضی از محققان مسلمان، آن را اشاره به ده سال سختی و محنت مسلمانان، قبل از هجرت محمد به مدینه تفسیر می­کنند. دفاعیه­ نویسان مسلمان به «پیشگویی­ های تحقق­ یافته» دیگری که البته اهمیت کمتری دارند، اشاره می­ کنند که اکثر آنها حاوی نوید پیروزی به سپاهیان اسلام هستند.

«بگو ای پیغمبر به آنان که کافر شدند که به زودی مغلوب شوید و به جهنم محشور گردید که بسیار بد جایگاهی است» (آل عمران 12).

«و باز کافران به رسولان پاسخ دادند، به آیین ما برگردید والا البته شما را از شهر و دیار خود بیرون می­ کنیم... خداوند به آنها (رسولان) وحی فرمود، ما البته ستمکاران را هلاک خواهیم کرد. محققاً شما رسولان را در سرزمین کافران ساکن می­ گردانیم...» (ابراهیم 13-14).

«ما آیات قدرت و حکمت خود را در آفاق جهان و نفوس بندگان کاملاً هویدا و روشن می­ گردانیم تا ظاهر و آشکار شود که بر حق است...» (فصلت 53).

محمدعلی، صاحب ­نظر مسلمان، در کتاب پرحجم خود «دین اسلام» به طرز اغراق ­آمیزی بارها و بارها ادعا می­کند که «ما در قرآن شاهد پیشگویی­ هایی پی­ درپی می­ باشیم که با مطمئن­ ترین و دقیق ­ترین عبارات ممکن بیانگر این هستند ک سپاهیان بیشمار دشمن نابود خواهند شد، دشمنان اسلام دچار سرافکندگی و نابودی خواهند گردید... اسلام تا دورترین نقطه زمین اشاعه خواهد یافت و در نهایت بر تمام ادیان جهان غلبه خواهد کرد».[8]

 

[1] See Jeffery, 57.

[2] See Gudel, 38. See also the article by Al- Rummani in Rippin and Knapper, ed., Textual Sources for the Study of Islam (Manchester: University Press, 1986), 49-59.

[3] Gerhard Nehls, Christians Ask Muslims (Bellville: Evangelical Mission Press, 1987), 38.

[4] Ajijola, 90.

[5] Al- Baqillani, Miracle and Magic, ed. Richard J. McCarthy (Place de L’Etoile: Librairie Orientale, n.d.), 16.

[6] Maulavi Muhammad Ali, Muhammad and Christ (Lahore, India: The Ahmadiyya Anjuman-i-Islam, 1921), 7.

[7] Susanne Haneef, What Everyone Should Know about Islam and Muslims (Chicago: Kazi Publications, 1979), 18-19.

[8] Muhammad Ali, The Religion of Islam (Lahore, Pakistan: The Ahmadiyya Anjuman –i-Ishaat-i-Islam, 1950), 249.

نویسندگان: نورمن گایسلر و عبدالصلیب

کتاب پاسخ به اتهام

Oct/30/2017 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 490 بازدید 1  

نظرات کاربران


ارسال نظر