نقدوبررسی کتاب یک چاه و دو چشمه از تفت تا ونچستر  نوشته : اسقف حسن دهقانی تفتی

نقد ادبی، و سنجش سخن بویژه نقد و بررسی کتاب کار آسانی نیست ، با توجه به اینکه در ادبیات مسیحی ایران تا کنون به آن توجه نشده ، چرا که جامعه مسیحی ایران هنوز در زمینة کتاب و کتابخوانی نتوانسته مخاطبین خود را پیدا کند ، تیراژ کتابها نشان از این وضعیت دردناک دارد و از طرفی، همواره یک بی تابی و نا شکیبایی در نقد و بررسی کتابهای مسیحی اعم از الهیات ، تاریخ

و هنر وجود دارد که این امر را تا حدودی مشکل کرده است . در ادبیات معاصر ایران ، داستان نویسی جایگاه والا و مشخصی برای خود دارد ، و همچنین فراز و نشیب های فراوانی رانیز طی نموده است . نسلی قوی از نویسندگان بزرگ در تاریخ ادبیات معاصر اثرهای بزرگی از خود خلق نمودند و نسل دنباله رو آنها نیز ، در قلمرو داستان نویسی بلند، تجربه های مفید و گاه هم ناموفق داشته اند.

انتشار داستان یک چاه و دو چشمه تجربه ای خاص و نوینی است درعرصة داستان نویسی بلند . و نگاه تازه ای دارد به انسان ، مبارزه و آرمان گرایی در غالب یک داستان بلند ، با ساختاری قوی و صمیمی . داستان با زندگی شخصی آغاز می شود که از یک روستای فقیر واقع در یزد ایران بدنیا می آید و زندگی او با یک انتخاب شروع می شود و سپس با سالها رنج و مبارزه تداوم می یابد و سرانجام به یک شهر دیگری به نام ونچستر ادامه می یابد این کتاب ما را از روستای تفت و جاده های یزد عبور می دهد و به شهر زیبای اصفهان می کشاند که در آنجا شخصیت اصلی داستان ، سالیان زیادی را گذرانده . در این سرگذشت که سراسر آن کشش و جاذبه است ،اصیل ترین و مأنوس ترین قصه ها را به یاد می آورد ، روایتی است از ایمان و حدیثی است از فداکاری و بخشش .

در این کتاب نه تنها با عواطف و احساسات رقیق شاعری عاشق روبرو هستیم ، بلکه در همه جا عمق اندیشه ناب مسیحی را باز می یابیم ، که هم مؤمن است و هم عصیانگر ، و هم مضطرب است و هم آرام ، در عین زخمی بودن بخشش نیز به همراه دارد. نویسنده تسلط خاصی بر شخصیت های داستان دارد و با ذهنی جستجو گر آنها را دنبال می کند. گویی که سالها با آنها زندگی کرده است.

دهقانی ادبیات را می شناسد با ابزارهای داستان نویسی و رمان آشنایی دارد. شخصیت پردازی برای او فقط تنها در غالب تصویر نیست چرا که خود او شخصیت اصلی و واقعی داستان است ، و همه آنچه را که نقل کرده است حوادث زندگی گذشته اوست که او تمام آنها را بطور واقعی لمس و تجربه نموده است.

یک چاه و دو چشمه ، یک انتخاب رابه ما نشان می دهد نه یک تغییر مذهب را، چرا که نویسنده در ابتدای مقدمه کتاب چنین می نویسد :

"... باز گو نکردن داستان زندگی من، نه ترازدی ملی است و نه خطری جهت جامعه بشری ، پس چرا می نویسم ؟ در دوران زندگی خود، نه کار خارق العاده ای انجام داده و نه اثرمهمی از خویش بیادگار گذارده ام. اما می دانم که در مقایسه با همقطاران و

هم پایه های خود، حیاتی نسبتا  متفاوت و غیرعادی داشته ام، در نظر اکثر هم میهنانی که با من آشنائی عمیق نداشته و از حال درونم آگاه نبوده اند، پرورش اولیه، معتقدات دینی، کار و فعالیت و بالاخره نوع زندگانی ام بسیار عجیب و غیر عادی جلوه کرده است،به تصوّرآنان شخصی بوده ام که از اصل و ریشه وکسان خود بریده و به مردمی که با ایشان تعلقی نداشته پیوسته ام، آئین و رسوم آباء و اجدادی خود را رها کرده و هوّیت دیگران را به عاریت گرفته ام، خود، اذعان دارم که روی همرفته سرگذشتی داشته ام غیر عادی و به نوع خود، تا حدی نادر، ولی این را هم یقین دارم که نه فقط هویّت و اصالت خود را از دست نداده ام، بلکه دارای هویتی شده ام بسیار عمیق تر، وسیع تر و سالم تر ، به عبارت دیگر نه فقط هویت خود را نباخته ام ، بلکه آنرا به نحو احسن ساخته و پرداخته ام، بطوری که خودم را شخصیتی می بینم شاد، هم آهنگ با واقعیّات حیات، خشنود و راضی....). دهقانی توانسته با تصویر سازی از موقعیت و حادثه های مختلف، با استفاده از شیوه اعجاز در داستان نویسی، خواننده را به یک انتخاب سوق دهد، انتخابی که ریشه در تغییر مذهب ندارد، و همچنان به گم شدن هویت ختم نمی شود بلکه سرانجام انسان را ، به هویّت تازه ای می رساند که شناسنامه آن، به مسیح تعلق دارد ونویسنده در قسمت پایانی کتاب، این هویّت را برای خواننده ، چنین بیان می کند.(....رویهمرفته سرگذشتی است بی سابقه و عجیب، از دشواری ها و نشیب و فراز ها، از اشک ها و شادی های آن آگاه شدید، گاهی مانند مزمور نویس ناله کرده ام که من در زمین غریب هستم و نزد برادرانم اجنبی شده ام و نزد پسران مادر خود غریب، ولی سرانجام به این نتیجه رسیده ام که از این به بعد غریب و اجنبی نیستید بلکه هم وطن مقدسین هستید و از اهل خانه خدا، آیا هویّت باخته شده ام یا هویّت ساخته؟ شک ندارم که با گذشت از پستی و بلندی ها و تحمل مشکلا ت زندگی و ادامه به ایمان، نه فقط هویّت خود را نباخته ام بلکه دارای هویّتی غنی تر، آزاد تر و متعال تر شده ام که انجیل آن را زندگی فرزندان خدا نامیده است، به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند. چه هویتی متعالی تر از این ؟ هویّتی که مسیحیت آن را خلقت تازه می داند ...اگر کسی در مسیح باشد خلقت تازه ایست، چیز های کهنه در گذشت اینک همه چیز تازه شده...".

 کتاب یک چشمه و دو چاه از تفت تا ونچستر در چها صد و هفتاد و هفت صفحه ، از انتشارات سهراب کتابی است خواندنی و قابل تعمق .نمونه ای است از جنگ نیکوی انسانها ، برای استقرار ملکوت مسیح ، و هم چنین ایستادن برای ادامه یک انتخاب و سرانجام پذیرش تمام رنج و دردها . چرا که یقین می دانیم دردهای زمان حاضر نسبت به آن جلالی که در ما ظاهر می شود ، هیچ است.

مطالعه این رمان را به همه دوستداران هنر و ادب فارسی و بویژه به مسیحیان ایرانی توصیه می کنیم.

 

نوشته  علی خیراندیش

 

Oct/13 هنر و ادبیات کشیش ورژ باباخانی 256 مشاهده شده 1  

نظرات کاربران


ارسال نظر