شما در پاسخ من گفتید که حرفهای من خنده دار است! اجازه بدهید من منظورم را واضح تر بیان کنم: اگر دیدید باز هم خنده دار است، حق با شماست. بنده یکبار قبل از این گفتم وباز هم می گویم که در مباحثم از برهان خلف استفاده می کنم. یعنی من در ابتدا فرض می کنم که هرچی که شما می گید درست است. من فرض را براین گذاشته ام که هیچ قسمتی از کتاب مقدس تحریف نشده. من هرگز نگفتم که آیات انتهایی باب42اشعیا تحریف نشده واما شهادتی که مسیح درباره خود می دهد تحریف شده. اما با وجود اینکه من فرض را براین گذاشته ام که هیچ جای کتاب مقدس تحریف نشده وخود مسیح گفته که من اول وآخر وابتدا وانتها والف ویا هستم، باز هم این سؤال برایم پیش می آید که چرا درکتاب مقدس آیاتی وجود دارد که با محمد تناسب بیشتری دارد تا مسیح؟ که باز هم نمی خواهم این آیات را به محمد ربط دهم، اما می خواهم بدانم ربط این آیات با مسیح چیست؟ من فرض کردم که محمد گناهکار بوده ومسیح پاک و باز هم این سؤال برایم پیش آمد که: چرا در کتاب مقدس آیاتی وجود دارد که با مسیح پاک ربطی ندارد ودر عوض با محمد گناهکار متناسب تر است؟ من می خواهم یه پیشنهاد به شما بدم تا شما راحت تر بتونید با من بحث کنید: شما فرض کنید که من مسیحی هستم. چون بنده اگر مسیحی هم بودم، باز هم این سؤالات را از شما می پرسیدم. من با همه عقاید شما کنار آمدم تا جواب سؤالم را بگیرم. اما در برخی از موارد جواب های شما، حتی با فرض درست بودنش، هیچ ربطی به سؤال من ندارد. درباره جمله مسیح که می گوید من ابتدا وانتها هستم ودرباره مقایسه زندگی مسیح با محمد وتحریف شدن یا تحریف نشدن کتاب مقدس به طور جدا گانه با شما درآینده بحث خواهم کرد. اما الآن بحث من درباره این موضوعات نیست. من عادت ندارم که وقتی یک مبحث تمام نشده به مبحثی دیگر بپردازم. از طرفی من فعلاً فرض را براین گذاشته ام که در همه این موارد حق با شماست، پس دیگر مشکل شما در جواب دادن به بنده چیست؟ اگر باز هم حرفهای من از نظر شما خنده دار است، دیگر نمی دانم چه بگویم؟

اگر آیاتی که در اشعیاء به آنها اشاره کرده اید، واقعاً فکر می کنید به محمد اشاره می کنند، پس آیات زیاد دیگری هم هستند که می توانند به بهاءالله و زرتشت و خیلی از پیامبران دیگر نیز بچسبند. مهم این نیست که تفسیر شما از این آیات چیست و چگونه آنها را به محمد نسبت می دهید! مهم این است که خود کتاب مقدس، چگونه خود را تفسیر و تشریح می کند. همانگونه که به شما عرض کردم، در این آیه اشاره به غارت و اسارت و به غنیمت رفتن قوم اسرائیل چه در گذشته و چه در آینده توسط دشمنانی چون امپراطوریهای بابل و آشور در همان زمان و اشاره آن به آینده در رابطه با غارت و اسارت و به غنیمت رفتن قوم اسرائیل تحت یونانیان و رومیان می باشد. برای بنده خیلی جالب است که مسلمانان چون هیچ جایی در کتاب مقدس برای پیامبر خود نمی یابند، به هر ترتیبی که شده و به زور می خواهند به خود بقبولانند که کتاب مقدس به پیامبرشان اشاره کرده است. جهت اطمینان خاطر شما عرض می کنم که هیچ و هیچ و هیچ اشاره ای در کتاب مقدس به پیامبری پس از عیسی مسیح نشده. شما را دعوت می کنم که به  مقالات ما در این باره که در دسته بندی پاسخ به اسلام نگاشته شده با دقت بیشتر توجه کنید و آنها را به تفصیل مطالعه کنید. در ضمن شما هیچ جواب قانع کننده ای به بنده نمی دهید که آیا محمد قابل مقایسه با عظمت و شکوه و جلال و خداوندی و محبت و فروتنی و پاکی عیسی مسیح می باشد یا خیر؟ چرا از این مبحث مسلمانان فراری هستند؟ این برای بنده سؤال برانگیز است؟؟؟

پیروز باشید.

Mar/21/2019 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 92 بازدید 1  

نظرات کاربران


ارسال نظر