آیا کتاب مقدس مخالف رفاه انسان و توسعه و پیشرفت علم و تکنولوژی است؟

با توجه به اینکه مسیحیت تأثیر بسزا و مهمی در تاریخ بر پیشرفت علمی و رفاه مردم در تمام دنیا بوده است چنین نتیجه گیری ای منصفانه نخواهد بود. اما برای روشن شدن موضوع مقاله ای را از بسیاری از مقالات ما در وب سایت پرپاسخ برایتان در زیر می فرستم. اما خواهش می کنم مقالات مختلف ما را در این وب سایت در مورد علوم و کتاب مقدس و مسیحیت با رجوع به قسمت جستجو مطالعه کنید. اما کپی یکی از مقالات وعده داده شده را در زیر برای نمونه برایتان می فرستم:

ارتباط بین علم و کتاب مقدس چیست؟

مسیحیان متعهد به حقایق شناخته شده از کتابمقدس و علم هستند. از این گذشته، مسیحیان در جستجوی کنار هم قراردادن ادعاهای هر دو خاستگاه در جهان بینی خود می باشند. اما چگونه؟ رابطه بین کتاب مقدس و علم چیست؟ برخی بر این باورند که تاریخ تعامل بین علم و کتاب مقدس تا حد زیادی جدال گونه است که الهیات بازنده دایمی آن می باشد. اما به دو دلیل این ادعا منتفی می باشد. نخست، ارتباط بین علم و کتاب مقدس  خیلی غنی تر از آنست که به صورت یک تمثیل جنگی به تصویر  کشیده شود. دوم اینکه در بسیاری موارد آموزه های کتابمقدس و علم با هم مطابقت دارند، و هر جا که تفاوتی وجود دارد، همیشه کتابمقدس نبوده که می بایست مجددا بررسی شود. گاهی اوقات ادعاهای علمی مجددا تفسیر شده اند. به طور مثال، مدت کوتاهی پس از ظهور داروینیسم، خلقت گرایان ((creationist)) پیش بینی کردند که در سوابق فسیلی امکان فاصله زمانی و خلا وجود دارد، که هیچ فرم تحول مشخصی از خود نشان نمی دهد، در حالیکه تکامل گرایان بر این باورند که هزاران فرم تحول یافته قابل کشف می باشد. تکامل گرایان اشتباه می گفتند. به طور کلی، استعاره جنگ افزاربین علم و کتاب مقدس درست نمی باشد. حداقل پنج مدل برای درک تعامل علم و کتاب مقدس ارائه شده است. هیچ یک از این خاستگاهها خسته کننده نیستند، و هر یک می تواند با  پنج مدل دیگر در مواردی هم نظر باشد. 1.  حوزه متمایز. این قلمرو مدعیست که  علم و کتاب مقدس دو حیطه بررسی متمایز و ناهمپوشان را شامل می شوند. برای مثال، مباحثی در مورد فرشتگان یا میزان کفاره  که ارتباط کمی با شیمی ارگانینک دارند. همچنین، الاهیات علاقه ای به اینکه مولکول متان سه یا چهار اتم هیدروژن در خود دارد نشان نمی دهد. 2. توضیحات تکمیلی از همین حوزه. ادعاهایی که کتاب مقدس و علم دارند با دو روش مختلف جامع و متمایز سر و کار دارند. جنبه های جامعه شناسی رشد کلیسایی و برخی جنبه های روانشناسی تغییر دین می تواند شامل توضیحات علمی از پدیده های خاصی باشد که تکمیل کننده توضیحات  الاهیاتی درباره رشد کلیسا یا تغییر دین می باشد. عقیده هایی که در شیمی وجود دارند مانند اینکه آب از ترکیب هیدروژن و اکسیژن تشکیل می شود الاهیات را تکمیل می کنند که مدعیست خداوند  با مشیت خود آب را خلق می کند. در کل ، ما ممکن است اعمال خداوند را براساس علل اولیه (هنگامیکه خداوند به روش غیر معمول عمل می کند و مستقیما و به صورت معجزه آمیزی یک معلول را تولید می کند) یا علل ثانویه (هنگامیکه خداوند از روشهای معمولی برای ایجاد نتیجه با حفظ و استفاده از روش های طبیعی عمل می کند) توصیف کنیم. روش تکمیلی که براساس آن خداوند به روش علل ثانویه عمل می کند تأثیر گذار تر است. 3. تعامل مستقیم. ادعاهای کتاب مقدس و علم امکان دارد که به طور مستقیم با یکدیگر در تعامل باشند به گونه ای که یا بخشی از حوزه های مطالعاتی حمایت منطقی برای دیگری ارائه می دهد یا  مشکلات منطقی برای دیگری بوجود می آورد. بطور مثال، برخی آموزه های الهیاتی وجود روح را انکار می کنند. تئوری عمومی تکامل مشکلات متنوعی برروشهای خاص درک و فهم کتاب پیدایش بوجود می آورد. برخی معتقدند که قانون دوم ترمودینامیک این گزاره را که جهان هستی آغازی دارد حمایت می کند. خلقت گرایی ویژه–از قبیل، زمین جوان و خلقت در حال پیشرفت–کاربردهایی از این روش جهت پاسخگویی به مساله مبدأ و توسعه زندگی می باشند. 4.تعامل پیش فرضیاتی. تعلیمات کتاب مقدسی می توانند برای حمایت پیش فرضیات علم به کارروند. برخی چنین استدلال می کنند که بسیاری از پیش فرضیات علمی (به عنوان مثال وجود حقیقت؛ منطق، طبیعت منظم واقعیت؛ کفایت قوای حسی و شناختی ما، به عنوان ابزاری که مناسب برای شناخت دنیا ی خارجی محسوب می شود) معنا می دهند و براحتی می توان آنها را با الهیات مسیحی توجیه کرد اما قابل توجیه در دیدگاه جهان شمولی که خداوند در آن قرار نمی گیرد نمی باشند. 5. کاربرد عملی. آموزه های کتاب مقدس به افراد کمک می کند که به طور خاص از قوانین کشف شده علمی استفاده کنند و یا بالعکس. به طور مثال، الهیات چنین تعلیم می دهد که پدران خشم فرزندان خود را برانگیخته نکنند؛ روانشناسی می تواند جزییات مهمتری درباره این نکته با ارائه اطلاعاتی راجع به نظام خانواده، ریشه و علل خشم، و غیره اضافه کند.  روانشناسی  می تواند از تستها و آزمایشهای گوناگون برای ارزیابی  اینکه فرد بالغ است یا نه استفاده کند،  و سپس یک تعریف اصولی و هنجار (تعریف از آنچه که یک موضوع باید باشد و نه فقط توصیف از آنچه که واقعا هست) از کتاب مقدس درباره اینکه یک فرد بالغ می بایست چگونه باشد ارائه دهد. این یک روش تعامل مستقیم است که این امکان را فراهم می کند که ادعاهای کتاب مقدس و علم  حمایت فکری متقابل ارائه دهند یا در تضاد با همدیگر باشند. در مواجه با حیطه های اختلاف آشکارسه نکته باید به خاطر داشته باشیم. نخست، بخش گسترده ای از تعالیم کتاب مقدسی و ادعاهای علمی خیلی کم به طور مستقیم با یکدیگر ارتباط دارند، و چنین تصوری اشتباه است که فکر کنیم بیشتر مسائل از این دو منبع یکدیگر را حمایت می کنند و یا مخالف یکدیگرند. حیطه های تضاد و اختلاف بالقوه بین این دو مقوله در مقایسه با گستردگی حمایت کشفیات علمی از اظهارات کتاب مقدس خیلی کوچک می باشند. دوم، حوزه هایی وجود دارند که اظهارات کتاب مقدس  وام دارحمایتهای کشفیات علمی می باشد: ·        اثبات اینکه جهان هستی مبدایی دارد. ·        اثبات اینکه جهان هستی دارای نظم می باشد و به گونه ای با ظرافت طراحی شده که حیات در آن پدید آید. ·        اثبات این نظریه که با اطمینان بیان می کند که هیچ توضیح طبیعی برای مبدا حیات وجود ندارد و درنتیجه زندگی بوسیله اطلاعاتی که همواره از ذهن می آید مشخص می شود. ·        اثبات اینکه موجودات زنده به طور خارق العاده ای پیچیده می باشند  به گونه ای که تمامی آنها برای عملکرد خود به یکدیگر نیاز دارند و در غیر اینصورت به تدریج تکامل نمی یافتند. ·        تأییدات باستانشناسی بسیاری از ادعاهای کتابمقدسی ·        کشفیات روانشناسی درباره اهمیت وجود عامل آزاد اخلاقی، معنوی واحد جهت توضیح عملکرد و بلوغ انسانی سوم، میبایست با حوزه های متضاد صادقانه مواجه شویم اما با اطمینان در پرتو یک یا دو نکته. مسیحیان می بایست یقین بدانند که ما درک درستی از کتاب مقدس و اطلاعات علمی داریم، و به دنبال راه حل هایی هستیم که هم از لحاظ کتاب مقدسی و هم علمی کافی باشند. اینکه مسیحیت جهان بینی منطقی نسبت به توجیه علم ارائه می دهد، و اینکه بسیاری از حوزه های علمی و کتاب مقدسی با یکدگیر تعامل ندارند، و اینکه بسیاری از کشفیات علمی بر آموزه های کتاب مقدسی صحه گذاشته اند، توجیه نمی کند که مسیحیان به طور منطقی این حقیقت را که  حیطه هایی که در حال حاضر با اختلاف آشکارو بدون راه حل کافی بین علم و کتاب مقدس وجود دارند را نپذیرند. هیچ دیدگاه جهان شمولی نیست که بی اشکال باشد و مسائل لاینحل نداشته باشد. همواره، برخلاف  باورهای متداول، مشکلاتی که ادعاهای علمی برای آموزه های کتاب مقدس ایجاد می کنند هنوز پابرجاست، اما تعداد آنها کمتر از آنست که فرد از مبلغین فرهنگ سکولار انتظارشنیدن دارد.   نویسنده: جی. پی. مرلند ترجمه: الهام ربیع نژاد  

Dec/19/2017 کلیسا کشیش ورژ باباخانی 104 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر