ادامه فصل سوم: بررسی شواهد - نقد سبک ادبی منحصر به فرد قرآن

ادعای اسلام در مورد قرآن، مورد خاصی است که در هیچ­ کدام از ادیان بزرگ جهان سابقه نداشته و ندارد و شواهدی که برای اثبات این ادعا ارائه می­ شود، فراوان و گوناگون هستند. مسمانان تمامی متفکران جویای حقیقت را به بررسی دقیق شواهد خود فرا م ی­خوانند. ما نیز در اینجا به ترتیب به ارزیابی شواهدی که در بالا مطرح شد، می­ پردازیم.

سبک ادبی منحصربه­ فرد

آیا قرآن معجزه است؟ محمد چنین ادعایی داشت و در حقیقت، بیشتر مسلمانان نیز بر این باورند که قرآن تنها معجزه ­ای بود که محمد برای اثبات حقانیت رسالت خود عرضه نمود. قبل از بررسی این ادعا که قرآن «وحی الهی» است، ضروری است بدانیم منظور از این نوع معجزه چیست.

مسلمانان از عبارات متعددی برای بیان معجزه استفاده می­ کنند. در نظر آنان، معجزه همواره عملی است که از جانب خدا صورت می­ گیرد. معجزه، نقض قوانین طبیعت نیست، چراکه تنها شیوه کار خدا در طبیعت، صورتی معمول و مستمر دارد. بنابراین معجزه را «خارق» یا خلاف رسم معمول می­ دانند.

در زبان عربی، واژه های زیادی برای توصیف معجزه وجود دارد ولی تنها واژه ­ای که در قرآن استفاده شده «آیت» (نشانه) است (بقره 118، 151، 235؛ آل عمران 108؛ قصص 86-87).[1] محققان مسلمان برای بیان امری که مؤید پیامبری باشد غالباً از واژه فنی «معجزه» استفاده می­ کنند. عملی معجزه محسوب می­ شود که دارای ویژگی­ های زیر باشد:

(1) کاری از جانب خدا که هیچ مخلوقی قادر به آنجام آن نیست؛ (2) با جریان معمول امور منافات دارد؛ (3) هدف از آن، اثبات اعتبار و اقتدار پیامبر است؛ (4) از قبل، وقوع آن به عنوان معجزه اعلام می­ شود؛ (5) دقیقاً به همان شکلی که پیشگویی شده، واقع می­ شود؛ (6) تنها به دست پیامبر تحقق می­ یابد؛ (7) هیچ منافاتی با دعوی رسالت پیامبر ندارد؛ (8) همراه با دعوت پیامبر برای تکرار آن واقع می­ شود؛ (9) تمام ناظران انجام معجزه به مبارزه طلبیده می­ شوند. مسلمانان اعتقاد دارند که موسی، الیاس و عیسی معجزاتی با تمام این ویژگی ­ها انجام داده ­اند.[2]

سؤال این است که آیا فصاحت قرآن تمام این معیارها را دارد؟ وقتی به عنوان ناظری بی ­طرف، به شکل یا محتوای قرآن بنگریم، پاسخ منفی است! پس ابتدا به بررسی سبک به اصطلاح معجزه­ آسای قرآن می­ پردازیم.

فصاحت و شیوایی متن به عنوان معیاری برای الهام الهی، بسیار سؤال­ برانگیز و در بهترین حالت تنها بیانگر این است که محمد استعداد بالایی در این خصوص داشته است. موتسارت نیز اولین سمفونی خود را در سن شش سالگی تصنیف کرد! در واقع استعداد موتسارت حتی بیشتر از محمد بود زیرا وی مجموعه آثار خود را قبل از سن سی و پنج سالگی تکمیل کرد، در حالی که محمد تا قبل از سن چهل سالگی هیچ­کدام از سوره­ های قرآن را نیاورده بود. پس اگر بگوییم کارهای موتسارت همانند قرآن معجزه هستند، مسلمانان چه جوابی دارند؟ [3]

اگر فصاحت کلام، معیار معجزه باشد، می ­توان آن را در مورد بسیاری از آثار کلاسیک بکار برد. هومر با آفرینش ایلیاد و اودیسه به عنوان پیامبر قد علم خواهد کرد. شکسپیر در زبان و ادبیات انگلیسی بی ­همتا است و می­ تواند ادعای پیامبری کند. مسلمانان در عین حال که آثار شکسپیر را الهام خدا نمی ­دانند ولی وقتی از آنان خواسته شود که چیزی شبیه رومئو و ژولیت یا دیگر کتاب­های شکسپیر بنویسند، یقیناً میدان را خالی می­ کنند.

علاوه بر تمام اینها، قرآن حتی در میان ادبیات عرب نیز بی­ رقیب نیست. س. ج. فاندر، اسلام­ شناس مشهور بر این باور است که «دیدگاه کلی متخصصین زبان و ادبیات عرب که از تعصب و تنگ­ نظری به دور هستند، این است که سبک ادبی و نگارش قرآن هیچ برتری نسبت به دیگر آثار عربی ندارد».

به عنوان مثال، «برخی تردید دارند که از نظر فصاحت یا ساختار شعری، قرآن بر آثاری چون «معلقات» یا «مقامات» یا «حریری» برتری داشته باشد، هرچند در کشورهای اسلامی کمتر کسی جرأت بیان چنین نظری را دارد».[4]

علی دشتی، محقق شیعه مذهب ایرانی، در کتاب مشهور خود «بیست و سه سال» نشان داده که قرآن حاوی اشتباهات دستوری فراوانی است. او می ­نویسد:

ترکیبات نارسا و غیروافی به معنی و مقصود و نیازمند تفسیر، واژه­ های بیگانه و نامأنوس به زبان عرب، استعمال در معنی­ ای غیرمتداول، عدم مراعات مذکر و مؤنث یا عدم تطبیق فعل با فاعل یا صفت با موصوف و ارجاع ضمیر برخلاف قیاس و دستور یا به مناسبت سجع و دور افتادن معطوف از معطوف­ علیه و موارد عدیده ­ای از این قبیل انحرافات در قرآن هست...»

او می­ افزاید: «این قبیل انحرافات نگارشی، میدانی برای منکران فصاحت و بلاغت قرآن گشوده است». [5] دشتی برای ادعای خود مثال­های متعددی از سوره­ ها و آیات قرآن ذکر می­ کند (مدثر 1؛ نساء 160؛ طه 66؛ بقره 172 و غیره).

یکی از موارد، آیه 9 سوره حجرات است: «اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند، البته بین آنها صلح برقرار کنید». در اینجا فعل «اقتتلوا» از نظر دستوری جمع است، در حالی که فاعل جمله نه جمع، بلکه تنها دو طایفه است که مطابق دستور زبان عربی صحیح نیست.

انیس شوروش، فهرست دیگری از اشتباهات نگارشی در قرآن را تنظیم کرده است. برای مثال، در سوره بقره آیه 177 اشاره می­ کند که کلمه «صابرین» در زبان عربی باید طبق موقعیتش در جمله، «صابرون» باشد. به همین ترتیب در مائده آیه 69، استفاده از کلمه «صابئین» به جای «صابئون» در آل عمران آیه 59 یافت می­ شوند.[6]

دشتی نتیجه تحقیقات خود را اینطور خلاصه می­ کند که «به طور کلی بیش از صد مورد انحراف از اصول و استخوان­ بندی زبان عربی را از این قبیل که اشاره شد، ثبت کرده­ اند».* حداقل می ­توان گفت که «زبان عربی» قرآن، هرچند غالباً شیوا است ولی نه بی ­نقص است و نه بی­ همتا.

به علاوه، حتی برخی از صاحب­نظران اولیه مسلمان تصدیق نموده­ اند که سبک ادبی قرآن به هیچ ­وجه بی­عیب و نقص نیست. دشتی در این مورد می­ گوید:

«از علمای پیشین اسلام که هنوز تعصب و مبالغه اوج نگرفته بود، به کسانی چون ابراهیم نظام برمی­ خوریم که صراحتاً می­ گویند نظم قرآن و کیفیت ترکیب جمله­ های آن معجزه نیست و سایر بندگان خدا نیز می­ توانند بهتر از آن را بیاورند...» هرچند عده­ ای (براساس تفسیر خود از آیه 90 سوره بنی اسرائیل) با این عقیده مخالفند ولی «شاگردان و پیروان نظام چون ابن حزم و الخیاط از وی دفاع می ­کنند و بسی از سران معتزله با وی هم صدا بوده­اند».[7]

قرآن حتی اگر شیواترین و زیباترین کتاب به زبان عربی باشد، به سختی می ­توان آن را دلیلی بر وحی و اعتبار الهی دانست، چراکه همین معیار را به خوبی می­ توان برای بسیاری از آثار شیوا و زیبا در عبری یا یونانی یا هر زبان دیگر بکار برد.

همانطور که «فاندر» نشان می ­دهد: «حتی اگر بدون هیچ شک و تردیدی بپذیریم که قرآن از نظر فصاحت، زیبایی و نظم بر دیگر آثار ادبیات عرب برتری دارد، این امر بیش از آنچه قدرت مرد، حکمت او را نشان دهد یا زیبایی زن، بیانگر پاکدامنی او باشد، هرگز دلیلی بر الهامی بودن قرآن نمی­ شود».[8]

به عبارت دیگر، هیچ ارتباط منطقی بین فصاحت ادبی و اعتبار الهی وجود ندارد. خدای قادر مطلق (که مسلمانان به او ایمان دارند) اگر اراده کند می ­تواند به زبان ساده مردم عادی سخن بگوید. در بهترین حالت می ­توان به این استدلال دست زد (هرچند که به نظر من بی ­فایده است)* که اگر خدا قرار است چیزی بگوید، به فصیح­ ترین نحو ممکن می­ گوید. حتی در این صورت نیز در دام سفسطه خواهیم افتاد که بگوییم چون فصیح است، پس خدا آن را گفته است.

سایر رهبران دینی نیز سبک ادبی و نگارش زیبای آثار خود را به عنوان نشانه ­ای از منشأ الهی آنها به مردم معرفی کرده­ اند. آیا مسلمانان الهامی بودن آن آثار را قبول دارند؟ برای مثال در مورد مانی، بنیان­گذار ایرانی آیین مانوی، «می­ گویند ادعا می­ کرد که مردم باید به او ایمان بیاورند، زیرا او همان «پاراکلتوس» است (مدافعی که عیسی مسیح در باب 14 انجیل یوحنا وعده آمدن او را داده بود). او همچنین کتابی به نام «ارژنگ» داشت که محشون از نقاشی ­های زیبا بود». به علاوه «می­ گفت که ارژنگ را خدا به او داده و هیچ انسانی نمی­ تواند نقاشی ­هایی به زیبایی آنچه در آن آمده بیافریند و همین به یقین ثابت می­ کند که از سوی خدا بر او نازل شده است».[9]

با این وجود، هیچ مسلمانی این ادعا را قبول ندارد. پس چرا غیرمسلمانان باید زیبایی و فصاحت ادبی را به عنوان معیاری معتبر دال بر اعتبار و منشأ الهی بپذیرند؟

بالاخره اینکه، زیبایی قرآن به هیچ­وجه مورد قبول «تمام صاحب ­نظران» نبوده و نیست. در حقیقت اکثریت مردم مغرب زمین با قضاوت کارلایل هم­ صدا هستند که گفته بود: «قرآن دشوارترین کتابی است که تاکنون خوانده ­ام، خسته­ کننده، شلوغ و گیج­ کننده، زمخت و بی­نظم و ترتیب. هیچ چیزی جز احساس مسئولیت نمی­ توانست فردی اروپایی را به خواندن قرآن ترغیب کند».

برای کسانی که آشنایی زیادی با مندرجات قرآن ندارند، در اینجا ترجمه تعدادی از سوره­ های قرآن را ذکر می­ کنیم (ترجمه مهدی الهی قمشه ­ای، انتشارات سنایی و دارالقرآن الکریم) تا خوانندگان خود در مورد زیبایی بی ­نظیر تک­تک سوره­ های قرآن که مسلمانان ادعای آن را دارند، قضاوت کنند.

 

سوره تبت

ابولهت نابود شود و دو دستش قطع گردد. مال و ثروتی که اندوخت، هیچ به کارش نیامد و از هلاکش نرهانید. زود باشد که در دوزخ در آتش شعله ­ور افتد و همسرش نیز هیزم آتش­ افروز دوزخ باشد، در حالی که طنابی از لیف خرما به گردن دارد.

سوره کافرون

بگو ای کافران مشرک، من آن را که شما می ­پرستید، هرگز نمی­ پرستم و شما هم آن خدای یکتایی که من می ­پرستم، پرستش نمی­ کنید. نه من خدایان باطل شما را عبادت می­ کنم و نه شما یکتا خدای معبود مرا عبادت خواهید کرد. پس اینک دین شما برای شما باشد و دین خداپرستی و توحید هم برای من.

سوره فیل

آیا ندیدی که خدای تو با اصحاب فیل چه کرد؟ آیا کید و تدبیری که برای خرابی کعبه اندیشیدید، تباه نکرد؟ و بر هلاک آنها مرغان ابابیل را فرستاد تا آن سپاه را به سنگ­های سجیل (دوزخی) سنگباران کردند و تنشان چون علفی زیر دندان خرد گردانید.

سوره قدر

ما این را در شب قدر نازل کردیم و چه تو را به عظمت این شب قدر آگاه تواند کرد؟ شب قدر از هزار ماه برتر و بالاتر است. در این شب فرشتگان و روح به اذن خدا از هر فرمان نازل گرداند. این شب رحمت و سلامت و تهنیت است تا صبحگاه.

سوره شمس

قسم به آفتاب و تابش رفعت آن و قسم به ماه که پیرو آن است و قسم به روز هنگامی که روشن سازد و به شب، وقتی که عالم را در پرده سیاهی می­ کشد و قسم به آسمان بلند و آنکه این را بنا کرد و به زمین و آنکه آن را بگسترد و قسم به نفس و آنکه او را بیافرید و به او شر و خیر را الهام کرد که هر کس نفس خود را از گناه پاک سازد و به یقین رستگار شد آنکه آن را پاک کرد و هرکه آن را به کفر و گناه پلید گرداند، البته زیانکار خواهد شد.

طایفه ثمود از غرور و سرکشی، او را تکذیب کردند، هنگامی که شقی ­ترین­شان برانگیخته شد و رسول خدا به آنها گفت این ناقه آیت خدا است. از خدا بترسید و او را سیراب گردانید، آن قوم رسول را تکذیب و ناقه او را پی کردند. خدا هم آنان را به کیفر گناهشان هلاک ساخت و شهرشان را با خاک یکسان نمود و هیچ باک از هلاک آنها نداشت.

 

 

[1] See Mark W. Foreman, An Evaluation of Islamic Mitacle Claims in the Life of Muhammad (Liberty University, Lynchburg, Va., 1991).

[2] See ‘Mudjiza’ in The Encyclopedia of Islam (Leiden: E. J. Brill, 1953).

[3] See Foreman, 14.

[4] C. G, Pfander, The Mizanu’l Haqq (Villach, Austria: Light of Life, 1986), 264.

[5] Ali Dashti, Twenty Three Years: A Study of the Prophetic Career of Muhammad (London: George Allen & Unwin, 1985), 48-49.

[6] Anis A. Shorrosh, Islam Revealed: A Christian Arab’s View of Islam (Nashville: Thomas Nelson, 1988), 199-200.

* دشتی می ­افزاید: زمخشری که از علمای عرب و از بهترین مفسران قرآن بشمار می­ رود، یکی از ناقلان اندلسی (نامش را به خاطر ندارم) درباره وی می­ گوید: این مرد ملانقطی و مقید به قواعد زبان عرب یک اشتباه فاحشی کرده است. ما نیامده ­ایم قرآن را بر دستور زبان عرب منطبق سازیم، تکلیف این است که قرآن را درست قبول کنیم و قواعد زبان عرب را بر آن منطبق سازیم.

[7] Dashti, 48.

[8] Pfander, 267.

*  حتی براساس دیدگاهی که مسلمانان در مورد قدرت خدا دارند، اللّه می­ توانست به هر زبان و به هر نحوی که بخواهد صحبت کند. هیچ­کس نمی­ تواند سبک ادبی خاصی را برای بیان سخنان خدا به او دیکته نماید.

[9] Ibid., 264.

نویسندگان: نورمن گایسلر و عبدالصلیب

کتاب پاسخ به اتهام

Oct/30/2017 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 916 بازدید 1  

نظرات کاربران


ارسال نظر