بهشت، بزرگتر از جهنم است!

تقدیم به جویندگان راه حق

بهشت، بزرگتر از جهنم است. پادشاهی خدا، پهناورتر از مجازات‌گاه و زندان ِ شیطان است. کلان بودن ِ فردوس به بزرگی ِ آسمانها و خُرد بودن ِ دوزخ به کوچکی ِ چاهی در عمقِ زمین، همانند شده است! فرشتگان ِ خدا و ساکنان ِ فردوس بیش از فرشتگان ِ شرور و روحهای بد هستند. شمار کسانی که وارد فردوس خواهند شد، بیشتر از کسانی خواهد بود که جاودانگی را در دوزخ سپری خواهند کرد.
در بهار سال 1994 میلادی، هنگامی که به انگیزه رسانیدنِ پیام خوشِ عیسای مسیح به غیر مسیحیان در بازداشتگاه بودم، از شنیدنِ خبر ِ به شهادت رسیدن ِ کشیشان طاطه‌ؤس میکایلیان و مهدی دیباج قلبم گرفت و به شدت اندوهگین شدم. ولی چندی نگذشت که انگاره بزرگتر بودنِ بهشت از جهنم و پهناورتر بودنِ پادشاهیِ خدا از مجازات‌گاه و زندانِ شیطان، چنان دگرگونی در درونم پدید آورد که از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدم و خویشتن را نه در سلول تک نفره بازداشتگاه بلکه فراتر از کهکشانها و آسمانها می‌دیدم. ولی آیا به راستی بهشت بزرگتر از جهنم است؟

شیطان ِ دروغگو، در درازای تاریخ تلاش کرده به بشر بقبولانَد که زندانی که خدا برای مجازات او، فرشتگانِ شرور و پیروانِ ناراستی فراهم کرده بزرگتر از بهشت و فردوس است. ازاین رو، برخی آیه‌های کتابمقدس را به سود ِ خودش به کار می‌برد و مایه می‌گردد که برداشت ِ نادرست از آنها داشته باشیم. او می‌خواهد باور کنیم که پیروان نور و کسانی که وارد پادشاهیِ خدا خواهند شد همواره کمتر از پیروانِ تاریکی و دوزخیان هستند؛ در حالی که این دیدگاه درست نیست.

در عهد جدید گفتارهایی از عیسای مسیح هست که اگر در خواندن آنها هُشیار نباشیم ممکن است چنین برداشت کنیم که تمام تلاش، نیایش، بشارت، سخنرانی و خدمت ما بیهوده است، زیرا شمار کمی از مردم، رستگار خواهند شد. ولی زمانی که به موشکافی و شفاف سازی این گفتارها بپردازیم، درخواهیم یافت که عیسای مسیح هرگز چنین آموزشی نداده است که رستگاران شمارشان اندک خواهد بود.

عیسی مسیح در متی7: 13 و 14 می‌فرماید: « از در تنگ داخل شوید، زیرا فراخ است آن در و وسیع است آن طریقی که مؤدی به هلاکت است و آنانی که بدان داخل می‌شوند بسیارند. زیرا تنگ است آن در و دشوار است آن طریقی که مؤدی به حیات است و یابندگان آن کم‌اند.»

برای پی بردن به چم راستین این آیه از کتابمقدس باید ببینیم که روی سخن مسیح با چه کسانی است. با سنجش این گفتار با آنچه که مسیح در لوقا13: 22- 30 بیان داشته، پی می‌بریم که مخاطبانِ او در اینجا تنها و تنها یهودیان هستند، نه سایر مردم روی زمین.

شخصی یهودی از مسیح می‌پرسد: « ای خداوند، آیا نجات یافتگان شمارشان اندک است» (آیه23)؟ در پاسخ، این هشدار را می‌شنود که بسیاری از یهودیان تلاش خواهند کرد که از در تنگ داخل شوند و موفق نخواهند شد. چرا؟ چون آن وقت بسیار دیر شده است (آیه 25). منظور مسیح این بود که شما یهودیان باید هرچه زودتر تصمیم خودتان را در باره پیروی کردن از من بگیرید. زیرا زمانی فرا خواهد رسید که ابراهیم و اسحق و یعقوب و جمیع انبیا را در ملکوت ِ خدا ببینید و خودتان را بیرون افکنده یابید (آیه28).

نکته برجسته اینکه در ادامه سخنان عیسی می‌خوانیم: «و از مشرق و مغرب و شمال و جنوب آمده در ملکوت ِ خدا خواهند نشست» (آیه29). اینها چه کسانی هستند؟ به راستی که آنها کسانی نخواهند بود که در حضور مسیح خورده، آشامیده و در کوچه‌های آنها آموزش داده باشد (آیه26). بلکه آنها مردمانی از سایر تیره‌ها، نژادها و زبانها هستند که شمارشان بسیار زیاد است. در همین باره در متی8 : 11 و 12 می‌خوانیم: « و به شما می‌گویم که بسا (بسیاری) از مشرق و مغرب آمده در ملکوتِ آسمان با ابراهیم و اسحق و یعقوب خواهند نشست، اما پسرانِ ملکوت (یهودیان) بیرون افکنده خواهند شد، در ظلمت خارجی! جایی که گریه و فشار دندان باشد.»

نکته جالب دیگر دررابطه بـا « در تنگ » اینکه مسیح اشاره به واژه « یابندگان» می‌کند نه « رَوندگان »! بدین چم که آن کسانی که در ِ تنگ و راه تنگ را پیدا می‌کنند کم هستند نه اینکه روندگان از آن در و راه شمارشان کم است. پس به این برآیند می‌رسیم که مسیح می‌خواهد بگوید که شمار کمی از مردم هستند که به تنهایی و بدون کمک و راهنمایی دیگران می‌توانند راه او را پیدا کنند و داخل آن راه شوند. ولی در برابر، بسیارند کسانی که با هدایت و راهنمایی دیگران که پیشتر از این راه گذشته‌اند از در تنگ و راه تنگ خواهند گذشت.

درباره شمار کسانی که از راه مسیح پیروی خواهند کرد و نیز شمار کسانی که مردم را به پیروی از راهِ مسیح هدایت خواهند کرد، ببینیم دانیال نبی در باب 12 آیه 3 از کتابش چه می‌گوید: « آنانی که بسیاری را به راه عدالت رهبری می‌نمایند، مانند ستارگان آسمان خواهند بود تا ابدالآباد.» بنابراین، بسیاری از راه عدالت که همان راه تنگ مسیح است خواهند گذشت و از سوی دیگر شمار کسانی که مردم را به سوی در تنگ هدایت می‌کنند مانند شمار ستارگان آسمان، بی‌شمار است. وانگهی، وعده خدا به ابراهیم را نیز لازم است به یاد آوریم که فرزندانِ ایمانیِ او شمارشان مانند ستارگان آسمان، بسیار زیاد خواهد بود.

آیه دیگری که به انگیزه برداشت نادرست ما را دلسرد می‌سازد، متی24: 12 است. در آنجا می‌خوانیم: « و به جهت افزونی گناه، محبت بسیاری سرد خواهد شد.» شیطان می‌گوید که در روزهای آخر، گناه آن قدرزیاد خواهد شد که دیگر مردم خدا را دوست نخواهند داشت و از مسیح پیروی نخواهند کرد.

بسیاری از دانشمندان کتابمقدس بر این باورند که آنچه در متی24: 4- 14 آمده اشاره به دوره مصیبت عظیم می‌کند. در آن دوره، کلیسا ربوده می‌شود و تمام ایمانداران در آسمان نزد مسیح خواهند بود. ولی لازم است توجه کنیم که تا پیش از دوره مصیبت عظیم، دوره فیض و بخشش رایگان خداست. در این دوره فیض و بخشش که هم اکنون در آن هستیم، گسترش و زیاد شدن گناه، به گسترش و زیاد‌تر شدن فیض خدا می‌انجامد: « جایی که گناه زیاده گشت، فیض بی‌نهایت افزون گردید» (رومیان 5: 20). بزرگی فیض در برابر گسترش گناه، بی‌اندازه و بی‌نهایت است!

پس وقتی مسیح می‌گوید که به جهت افزونی گناه محبت بسیاری سرد خواهد شد، نگرش او این است که در زمان مصیبت عظیم چون کلیسا و ایمانداران ربوده می‌شوند و دوره فیض به پایان می‌رسد و دوره داوری ایزدی فرا خواهد رسید، در آن زمانِ ِ ویژه محبت مردم نسبت به یکدیگر سرد خواهد شد. مردم از روی بی‌وفایی و نامهربانی، یکدیگر را تسلیم حکومت دجال یا ضد مسیح خواهند کرد و کسانی که در آن روزها ایمان بیاورند، روزگار سختی را سپری خواهند کرد. گفتار مسیح درباره این دوره از روزهای آخر نیست که ما هم اکنون در آن هستیم.
آیه دیگری که شیطان به کار می‌برد تا ایمانداران را نا امید گرداند، گفتار مسیح در لوقا18: 8 است: « . . . لیکن چون پسر انسان آید، آیا ایمان را بر زمین خواهد یافت؟» دشمن می‌گوید که در روزهای آخر مردم، بی‌ایمان خواهند بود و باوری به خدا نخواهند داشت.

لازم است بدانیم که هدف مسیح در لوقا18: 1- 8 تشویق باورمندان به نیایش کردن است. او می‌خواهد بگوید که ما باید همیشه نیایش کنیم و کاهلی نورزیم. این کار را لازم است تازمانی که او برمی‌گردد ادامه دهیم. ولی زمانی که او برگردد دیگر نیازی به نیایش نخواهیم داشت، زیرا به آسمان ربوده می‌شویم و او را رو در رو خواهیم دید. بنابراین، لازم است که ایمان و باور به دعا کردن را تا بازگشت مسیح داشته باشیم و در نیایش کردن کوتاهی نکنیم.

از آنجا که در این گفتار هدف، دعا و نیایش تا زمان بازگشت مسیح است، پس باوری که در نگرش مسیح است، ایمانِ نجاتبخش نیست، بلکه ایمان به دعاست. آیا هنگامی که عیسای مسیح بازگشت کند، ایمان را بر زمین خواهد یافت؟ پاسخ خیر است، زیرا ایمان در قلب باورمندان و ایمانداران ساکن است و چون آنها به آسمان ربوده شده‌اند، ایمان نیز که برای زندگی بر روی زمین لازم بود، از میان می‌رود. در آسمان نیازی به ایمان و دعا کردن نخواهیم داشت، زیرا خدا و مسیح را رو در رو خواهیم دید. در آن زمان به « دیدار» رفتار خواهیم کرد، نه به « ایمان ».

کتابمقدس آشکارا نشان می‌دهد که پیش از بازگشت دوباره عیسای مسیح، بیداری‌های بزرگ روحانی، جنبش‌های انجیلی و بشارتی و نشانه‌های شگفت انگیز ایزدی همراه با باران آخر روح‌القدس در جهان پدید خواهد آمد. پیش از آمدن مسیح، کلیسا مانند عروسی خواهد بود که خودش را آراسته و آماده کرده تا به دیدار ِ داماد ِ آسمانی برود. تا زمانی که کلیسا در این آمادگی نباشد، عیسای مسیح برای ربودن کلیسا باز نخواهد گشت.

عیسای مسیح می‌فرماید که پیش از آمدن او پیام انجیل به گوش تمام مردم جهان خواهد رسید (مرقس13: 10). اگر کلیسا پُر از ایمان و روح‌القدس نباشد چگونه می‌تواند پیام انجیل را به گوش جهانیان برساند؟ اگر کلیسا بیدار نباشد، چگونه می‌تواند به دیدار ِ عیسای مسیح بشتابد؟ فریب دشمن را نخورید، در روزهای آخر محبت مردم نسبت به خدا و کتابمقدس زیاد خواهد شد، ایمانِ نجاتبخش رشد و گسترش خواهد یافت. مردم گروه گروه به مسیح ایمان خواهند آورد و به راستی که پیشگویی پطرس در اعمال رسولان3 : 19 و 20 انجام خواهد شد.
در آنجا اشاره به «اوقات ِ استراحت» پیش از«بازگشت مسیح» شده است. اوقات استراحت به چم تجدید قوا و طراوت و تازگی نیز هست. بارشهای آخر بارانِ روح‌القدس این اوقات را پدید خواهد آورد و جهان بیش از هر دوره‌ای از زمان در انتظار آمدن مسیح خواهد بود. هم اکنون، شمه‌ای از آن اوقات را در چهار گوشه جهان مشاهده می‌کنیم و به زودی شاهد انجام شدن وعده خداوند خواهیم بود. از سوی دیگر چون روی سخن پطرس با یهودیان است، بنابراین در میان تیره یهود نیز بیداری ویژه‌ای برای توبه و باورمندی به عیسای مسیح پدید خواهد آمد.

گفتار عیسای مسیح در متی16: 18 را فراموش نکنیم که دروازه‌های دوزخ بر کلیسا چیره نخواهند شد، زیرا کلیسا به مراتب بزرگتر و پهناور تر از دوزخ است. دوزخ به زندانی همانند شده است که خدا برای شیطان، فرشتگانِ شرور و انسانهای بی‌ایمان فراهم کرده است (مکاشفه20: 1-3 ، 7 ؛ متی25: 41 و 46). اندازه زندان به نسبت بزرگی شهرها و زیاد بودن ِ شمار مردم، جای بسیار کوچکی است. بنابراین، به نسبت شمار فرشتگان ایزدی و رستگاران نیز دوزخ باید جای بسیار کوچکی باشد. همانندی دیگر دوزخ به دریاچه آتش است (مکاشفه 20: 10 و 14- 15). اندازه دریاچه به نسبت بزرگی دریاها و اقیانوسها نمی‌تواند جای بسیار بزرگی باشد.

همانندی دیگر دوزخ در کتابمقدس به « چاه هاویه » است که پایین و در زمین قرار دارد (مکاشفه 9: 1- 2 ؛ 17: 8). ولی هرگاه سخن از فردوس ، بهشت وپادشاهی خدا به میان می‌آید همواره اشاره به بالا یا آسمان است (لوقا15: 7). نسبت بزرگی آسمان به کوچکی زمین بی‌شمار است و آسمان به مراتب از زمین پهناورتر است.

عیسای مسیح در یوحنا14: 2 می‌گوید: « در خانه پدر من منزل بسیار است، و الا به شما می‌گفتم . . .» پس در بهشت جای بسیار برای تمام مردم روی زمین هست و شمار زیادی از مردم وارد پادشاهی خدا خواهند شد، وگرنه او به ما می‌گفت.

آیا برای شما این پرسش پیش نیامده که چرا عیسای مسیح در میان دو دزد مصلوب شد؟ آن دو دزد نمایانگر کدام دسته از مردم بودند؟ باور من این است که یکی از آنها نمونه کسانی است که در دقایق پایانی زندگی و در بستر مرگ به عیسای مسیح ایمان خواهند آورد. آنها در آخرین گاه از زندگی، بهشت را برمی‌گزینند و داخل حیات جاودانی می‌شوند. دیگری نمونه کسانی است که حتی در پایان عمر خود نیز از مسیح پیروی نخواهند کرد و در نهایت به دریاچه آتش افکنده خواهند شد. چه بسیار خواهند بود کسانی که از دید ما رستگار نبودند ولی در آسمان درخواهیم یافت که در بستر مرگ و در آخرین گاه از زندگی به مسیح ایمان آورده‌اند.

بیایید به نیایش و بشارت انجیل عیسای مسیح برای رستگاری مردم و به ویژه ایرانیان گرامی ادامه دهیم و بدانیم که حتی در لحظه مرگ نیز امید رستگار شدن برای آنها هست و بسیاری در آن زمان قلب خود را تسلیم مسیح خواهند کرد. در فردوس جا برای تمام هم‌میهنان ما هست، زیرا فردوس بزرگتر از دوزخ است.

نوشته: کشیش بانی پال نَت نیّل

Jun/01/2019 بهشت و جهنم کشیش ورژ باباخانی 34 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر