هدف از شریعت موسایی

آیات اصلی 

لاویان ۱۸: ۵ پس فرایض و احكام مرا نگاه دارید، كه هر آدمی كه آنها را بجا آورد در آنها زیست خواهد كرد. 
تثنیه ۷: ۱۲ پس اگر این احكام را بشنوید و آنها را نگاه داشته، بجا آورید، آنگاه یهُوَه خدایت عهد و رحمت را كه برای پدرانت قسم خورده است، با تو نگاه خواهد داشت. 
متی ۵: ۱۷-۱۸ گمان مبرید كه آمده‌ام تا تورات یا صُحُف انبیا را باطل سازم... بلكه تا تمام كنم. تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد. 
رومیان ۳: ۲۰ ... چونکه از شریعت دانستن گناه است. 
رومیان ۳: ۳۱ پس آیا شریعت را به ایمان باطل می‌سازیم؟ حاشا! بلکه شریعت را استوار می‌داریم. 
رومیان ۵: ۲۰ اما شریعت در میان آمد تا خطا زیاده شود. 
رومیان ۶: ۱۴ ... چونکه زیر شریعت نیستید بلکه زیر فیض. 
رومیان ۷: ۵-۶ زیرا وقتی که در جسم بودیم، هوسهای گناهانی که از شریعت بود، در اعضای ما عمل می‌کرد تا بجهت موت ثمر آوریم. اما الحال چون برای آن چیزی که در آن بسته بودیم مردیم، از شریعت آزاد شدیم، بحدی که در تازگی روح بندگی می‌کنیم نه در کهنگی حرف. 
رومیان ۷: ۱۰-۱۳ و آن حکمی که برای حیات بود، همان مرا باعث موت گردید. زیرا گناه از حکم فرصت یافته، مرا فریب داد و به آن مرا کشت... حاشا! بلکه گناه، تا گناه بودنش ظاهر شود... تا آنکه گناه به سبب حکم بغایت خبیث شود. 
رومیان ۱۰: ۴ زیرا که مسیح است انجام شریعت بجهت عدالت برای هر کس که ایمان آورد. 
غلاطیان ۲: ۱۹ زانرو که من بواسطه شریعت نسبت به شریعت مردم تا نسبت به خدا زیست کنم. 
غلاطیان ۳: ۱۹ پس شریعت چیست؟ برای تقصیرها بر آن افزوده شد تا هنگام آمدن آن نسلی که وعده بدو داده شد و بوسیله فرشتگان به دست متوسطی مرتب گردید. 
غلاطیان ۳: ۲۳-۲۵ اما قبل از آمدن ایمان، زیر شریعت نگاه داشته بودیم و برای آن ایمانی که می‌بایست مکشوف شود، بسته شده بودیم. پس شریعت لالای ما شد تا به مسیح برساند تا از ایمان عادل شمرده شویم. لیکن چون ایمان آمد، دیگر زیر دست لالا نیستیم. 
غلاطیان ۶: ۲ بارهای سنگین یکدیگر را متحمل شوید و بدین نوع شریعت مسیح را به جا آرید. 
افسسیان ۲: ۱۵ و عداوت یعنی شریعت احکام را که در فرایض بود، به جسم خود نابود ساخت. 
اول تیموتائوس ۱: ۸-۹ لیکن می‌دانیم که شریعت نیکو است اگر کسی آن را برحسب شریعت بکار برد. و این بداند که شریعت بجهت عادل موضوع نمی‌شود، بلکه برای سرکشان و طاغیان و بی دینان و گناهکاران و ناپاکان و حرامکاران و قاتلان پدر وقاتلان مادر و قاتلان مردم. 
عبرانیان ۸: ۱۳ پس چون ” تازه “ گفت، اول را کهنه ساخت؛ و آنچه کهنه و پیر شده است، مشرف بر زوال است. 

مورد سوال 

عهد قدیم بیشتر بر شریعت موسایی متمرکز است. فهرستهای بلند بالایی از دستورات و قوانین بیش از هر چیز دیگری کتابهای خروج، لاویان، اعداد و تثنیه را پر کرده است. انبیا اغلب بر قصور اسرائیلیها در اطاعت از شریعت تمرکز کرده‌اند. یک سوال برای مسیحیان بوجود می‌آید؛ آیا شریعت فقط مختص به اسرائیلیها بود یا برای استفاده مسیحیان امروزی نیز هست؟ عهد جدید به نظر می‌رسد که از پاسخی متضاد برخوردار است. مسیح ادعا کرد که او نیامده است تا شریعت یا سخنان انبیا را منسوخ کند بلکه تا تمام کند و اینکه تا آسمان و زمین زایل نشود حتی کوچکترین نقطه از شریعت نیز از بین نخواهد رفت (متی ۵: ۱۷-۱۸). اما درست پس از گفتن چنین چیزی، مسیح تعلیمات خودش را بازگو کرد که برتر از شریعت بود (۵: ۲۱-۴۸) و حتی برخی از آنان را نیز لغو کرد (مرقس ۷: ۱۹). پولس می‌نویسد کهشریعت مقدّس است (رومیان ۷: ۱۲) و اینکه ما شریعت را استوار می‌داریم (۳: ۳۱). اما او همچنین می‌نویسد که مسیح است انجام شریعت(رومیان ۱۰: ۴)، و اینکه عیسی شریعت احکام را که در فرایض بود، به جسم خود نابود ساخت تا صلح و آرامی برقرار سازد (افسسیان ۲: ۱۵). پس آیا شریعت موسایی هنوز هم برای امروز معتبر است؟ قبل از اینکه پاسخ این سوال را بدهیم، ما باید هدف اصلی شریعت را درک کرده و مورد بررسی قرار دهیم. برای چنین کاری ما باید لزوما به هر دو عهد قدیم و جدید نگاه کنیم. 

اسرائیلیها و شریعت 

شریعت اول از همه شخصیت و فیض خداوند را آشکار می‌کند. خداوند شریعت را به عنوان بخشی از عهد خود با اسرائیلیها و بعد از خروج آنها از مصر به ایشان ارائه داد. خداوند اراده و خواست خود را بواسطه شریعت آشکار کرد و خواستار اطاعت از آن شد (لاویان ۱۱: ۴۵). شریعت همچنین به اسرائیلیها تعلیم داد که چطور خداوند را عبادت و پرستش کرده و همچنین چگونه قوم تازه تاسیس شده خود را اداره کنند. شریعت وعده برکت برای آنانی بود که از آن اطاعت کنند. در تثنیه ۷: ۱۳-۲۴ سه برکت جداگانه فهرست شده است که شامل کامیابی در سرزمین موعود، پیشگیری از بیماری، و پیروزی بر دشمنان اسرائیل می‌شود. موسی هشدار داد که اگر اسرائیلیها اطاعت نکنند تمامی این برکات زایل خواهند شد (تثنیه ۲۸: ۵۸-۶۸). 
دوم، شریعت موسایی گناه انسان را هویدا کرد. فهرستهای موجود در لاویان که تا تثنیه نیز ادامه دارد نه تنها مشخص می‌کند که چه رفتارهایی گناه آلود هستند بلکه حتی اسرائیلیها را از طغیانها و گناهان باطنی نیز بر حذر می‌دارد. پولس می‌نویسد که از شریعت دانستن گناه است (رومیان ۳: ۲۰؛ ۷: ۷). شریعت شنوندگان خود را متقاعد می‌کند که شخصا گناهکار و جوابگو به خداوند و زیر قصاص خداوند هستند (رومیان ۳: ۱۹؛ غلاطیان: ۱۰)، و به آنها نشان می‌دهد که برده گناه هستند (غلاطیان ۳: ۲۲-۲۳). پولس حتی تعلیم می‌دهد که شریعت در میان آمد تا خطا زیاده شود (رومیان ۵: ۲۰). وقتی به ما فرمان داده شد که بعضی از کارها را انجام ندهیم، یک اشتیاق پر قدرت برای انجام آن چیزها در قلب ما سر برافراشت (پیدایش ۳: ۶؛ رومیان ۷: ۵، ۸). اما شریعت نه تنها گناهان ما را بیشتر می‌کند، بلکه جدیت گناه را با ایجاد سرکشی و تمرد بیشتر آشکار می‌کند. مسیح اشاره می‌کند آنانی که از فرامین ارباب خود سرپیچی می‌کنند نسبت به آنانی که از خواست ارباب خود مطلع نیستند مورد مجازات شدیدتری قرار خواهند گرفت (لوقا ۱۲: ۴۷-۴۸). یک فرمان واضح و روشن، جایی برای هیچ عذری باقی نمی‌گذارد (یوحنا ۹: ۴۱؛ رومیان ۴: ۱۵). تمرد و سرپیچی عمدی بغایت خبیث است و گناه محسوب می‌شود (رومیان ۵: ۱۳؛ ۷: ۱۳). 
سوم، شریعت موسایی همانند یک تادیب کننده عمل می‌کرد، شریعت با هشدار بر علیه متمردین و یا با تهدید به مجازات، سعی داشت تا بسیاری را از به عمل آوردن اشتیاقات گناه آلود باز دارد. انبیای عهد قدیم بطور متمادی به اسرائیلیها درباره عواقب عدم اطاعت ایشان هشدار می‌دادند (تثنیه ۲۸: ۵۸-۶۸؛ دوم تواریخ ۳۴: ۲۳-۳۳؛ اشعیا ۵: ۲۴-۲۵). پولس نیز این زیر دست شریعت بودن را با قانون ناظران و وکلا مقایسه کرده است (غلاطیان ۳: ۲۵؛ ۴: ۲). او می‌گوید که همه ما اسرائیلیها قبل از آمدن ایمان، زیر شریعت نگاه داشته بودیم و برای آن ایمانی که می‌بایست مکشوف شود، بسته شده بودیم. پس شریعت لالای ما شد تا ما را به مسیح برساند (غلاطیان ۳: ۲۳-۲۴). گرچه فرامین شریعت سبب افزایش اشتیاقات گناه آلود باطنی گردید، اما مجازاتهای آن از گناهان ظاهری بسیاری جلوگیری کرد (غلاطیان ۳: ۱۹؛ اول تیموتائوس ۱: ۹). 
شریعت موسایی همچنین به اسرائیلیها نشان داد که چطور باید برای خشنود ساختن خداوند زندگی کنند. حداقل این یک کتاب راهنما از طرف خداوند برای یک زندگی مقدّس بود. اما آیا خداوند چیزی بیش از یک کتاب ارائه داده بود؟ او وعده داد، ” فرایض و احكام مرا نگاه دارید، كه هر آدمی كه آنها را بجا آورد در آنها زیست خواهد كرد“ (لاویان ۱۸: ۵؛ با تثنیه ۴: ۱-۲؛ ۸: ۱؛ ۳۰: ۱۵-۱۹ مقایسه شود). واژه ” زیست“ در این آیه به چه مفهومی است؟ واضح نیست که آیا خداوند حیات ابدی را بواسطه شریعت ارائه داده است. پولس نیز در این امر به وضوح سخن نمی‌گوید (رومیان ۷: ۱۰ با غلاطیان ۳: ۲۱ مقایسه شود). محققین کتاب مقدّس نیز نمی‌توانند بطور قطع یقین داشته باشند که پولس به کل شریعت موسی یا فقط به بخشی از آن اشاره کرده است (کادر مربوط به «منظور پولس از ” اعمال شریعت“ چیست؟» مشاهده شود). 
برخی از مسیحیان تعلیم می‌دهند که اگر اسرائیلیها قادر به اطاعت از شریعت می‌بودند، شریعت موسایی می‌توانست آنها را به نجات و رستگاری رهنمون سازد. آنها می‌گویند که در آنها زیست خواهد کرد در لاویان ۱۸: ۵ بدین مفهوم است که ” بخاطر اطاعت از شریعت، زندگی کنید“ (حزقیال ۳۳: ۱۵؛ متی ۱۹: ۱۷). بر طبق این دیدگاه، وعده نجات و رستگاری خداوند بواسط شریعت کاملا درست است، اما در عمل غیر ممکن است زیرا اسرائیلیها در اطاعت از شریعت شکست خوردند. سایر مسیحیان آموزش می‌دهند که حتی اطاعت کامل از شریعت موسایی نیز سبب نجات نمی‌شود. آنها ابراز می‌کنند که در آنها زیست خواهد کرد بدین مفهوم است که نه ” بخاطر“ شریعت بلکه ” مطابق“ شریعت زندگی کنید. بر طبق این دیدگاه، اگر اسرائیلیها از اعمال شریعت برای کسب رستگاری استفاده کنند، در واقع آنها در تلاش خواهند بود تا عدالت خود را ثابت کنند که پولس در رومیان ۱۰: ۳ چنین تلاشی را محکوم کرده است. 
خواه خداوند حیات ابدی را به واسطه شریعت موسایی برقرار کرده باشد یا نکرده باشد، اسرائیلیها در واقع از آن اطاعت نکردند. صرفا فیض خداوند قادر به نجات آنها خواهد بود. عهد جدید واضح می‌سازد که هیچ کسی نه بواسطه اعمال خود و نه حتی با اعمال شریعت (غلاطیان ۲: ۱۶) و یا هر نوع اعمال خوب و نیکو، قادر به کسب نجات و رستگاری نیست (رومیان ۴: ۵؛ افسسیان ۲: ۸-۹). از اینرو تمامی مسیحیان موافق هستند که شریعت در واقع هرگز سبب نجات کسی نخواهد شد. گرچه درباره مثمر ثمر بودن شریعت موسایی برای مسیحیان، همه آنها اتفاق نظر ندارند. البته قربانیهای ضروری و ذکر شده در شریعت با تحقق آنها در مسیح به پایان رسیده است (عبرانیان فصل ۹-۱۰). اما آیا مسیحیان به منظور داشتن یک زندگی مقدّس باید مبادرت به اطاعت از الباقی مفاد شریعت موسایی کنند؟ برای این سوال دو پاسخ اصلی وجود دارد. 

تداوم شریعت موسایی برای مسیحیان 

اولین پاسخ اصلی این است، ” بله، مسیحیان باید سعی به پیروی از شریعت موسایی نمایند“. آنانی که چنین پاسخی می‌دهند می‌گویند که شریعت موسایی همیشه شریعت خداوند بوده و همیشه شریعت خداوند نیز باقی خواهد ماند. از اینرو مسیحیان برای داشتن یک زندگی مقدّس باید همچنان به پیروی از شریعت موسایی ادامه دهند. آنها بر متی ۵: ۱۷-۱۹ تاکید می‌کنند که مسیح گفت، ”نیامده‌ام تا شریعت یا نبوتها راباطل نمایم بلكه تا تمام كنم “. آنها معتقد هستند که تمام کردن به مفهوم ” تایید یا تکمیل کردن“ است و نه به معنی ” پایان دادن“. عیسی اغلب در مخالفت با مفهوم تحریف شده و نادرست شریعت که بوسیله فریسیان تعلیم داده می‌شد مفهوم حقیقی شریعت را بطور واضح بازگو می‌کرد (متی ۵: ۱۹)، و او با روشن ساختن اصولی که در ورای شریعت قرار داشت مفهوم عمیق تر شریعت را معلوم می‌ساخت (۵: ۲۱-۴۸). مسیح می‌گوید که تا آسمان و زمین زایل نشود، همزه یا نقطه‌ای از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود (متی ۵: ۱۸). از اینرو این گروه بر این باورند که مسیحیان باید كوچكترین این احكام را مراعات و تعلیم دهند (۵: ۱۹). آنها معتقد هستند که اظهارات پولس مبنی بر اینکه مسیح است انجام شریعت، بدین مفهوم می‌باشد که او ” کامل“ یا ” هدف“ غایی شریعت است (رومیان ۱۰: ۴). تعلیمات آنانی که اولین پاسخ را می‌پذیرند می‌تواند در دو اصل کلی خلاصه شود. 
اول از همه، آنها استدلال می‌کنند که در ارتباط با اخلاقیات شریعت خداوند، هیچ تفاوت فاحشی مابین عهد قدیم و جدید وجود ندارد. آنها بر اساس وحدت و تداوم در کتاب مقدّس تاکید می‌کنند. آنها اشاره می‌کنند که حتی انجیل در عهد قدیم موعظه می‌شده است (رومیان ۱: ۱-۲؛ غلاطیان ۳: ۸؛ عبرانیان ۴: ۲). بر طبق این پاسخ، شریعت موسایی یک وقفه در ” عهد فیض“ خداوند نبود (مقالات عمومی: عهدها و پیشگویی ها، مشاهده شود)، بلکه یک بخش مرکزی از عهد خداوند با قوم خودش بود. شریعت هرگز بد یا متضاد با وعده‌های خداوند نبود، بلکه مقدّس و نیکو بود (رومیان ۷: ۱۲؛ غلاطیان ۳: ۲۱). فیض خداوند حتی در عهد قدیم برای نجات قوم ضروری بود. خداوند از پیش و قبل از اینکه به اسرائیلیها شریعت موسایی را عطا کند ایشان را از مصر نجات داده بود (خروج ۲۰: ۲). حتی در عهد قدیم، ایمان به خدا تنها راه رستگاری بود گرچه مستلزم اطاعت نیز می‌شد (تثنیه ۹: ۲۳-۲۴). برای ایمان ابراهیم (پیدایش ۱۵: ۶)، و همچنین برای اینکه او در حفظ فرایض و احکام استوار باقی بماند دعا شده بود و این حتی قبل از عطای شریعت موسایی بود (پیدایش ۲۶: ۴-۵). شریعت غیر مکتوب خداوند که مدتها قبل به ابراهیم و اجداد اولیه اسرائیلیها داده شده بود هیچ تناقضی با شریعت مکتوب نداشت. گزینه‌های اخلاقی خداوند قبل از شریعت موسایی نیز درست بودند و حتی هنوز هم بعد از آمدن مسیح نیز درست هستند. 
دوم، این محققین همچنین بر این باور هستند که شریعت موسایی همچنان به عنوان بخشی دائمی و غیر قابل اجتناب از عهد جدید باقی می‌ماند (مزمور ۱۱۱: ۷-۸). مزمور ۱۱۹ می‌گوید که شریعت خداوند ابدی بوده و تا ابدالآباد برقرار خواهد ماند (۱۱۹: ۱۴۴، ۱۵۲، ۱۶۰). انبیا از تدوام شریعت خداوند تا واپسین روزها سخن گفته‌اند (اشعیا ۲: ۲-۳؛ حزقیال ۱۱: ۲۰). بر اساس دیدگاه این گروه، شریعت مسیح(غلاطیان ۶: ۲) همانند شریعت موسی است. آنها اعتقاد دارند که خداوند هیچ گونه شریعت دیگری را باب نکرده است زیرا خداوند متناقض با خودش عمل نمی‌کند. عیسی در مورد شکستن یکی از این کوچکترین احکام که منتسب به شریعت موسایی است هشدار داد (متی ۵: ۱۹). چنانچه عیسی تعلیم می‌دهد که عدالت و رحمت و ایمان از مهمترین و اعظم احکام شریعت هستند، و اضافه می‌کند که فریسیان نباید از مراعات آنها غفلت کنند درست همانطور که ده یک ادویه جات خود را می‌پردازند (متی ۲۳: ۲۳). پولس می‌گوید که با ایمان شریعت را استوار می‌سازیم (رومیان ۳: ۳۱). این مسیحیان معتقد هستند که شریعت عهد جدید همان شریعت مکتوب و نوشته شده در عهد قدیم است، فقط به شکل متفاوتی ارائه شده است. آنها می‌گویند که رومیان ۱۰: ۴ بدین مفهوم است که مسیح نه پایان دهنده فواید شریعت موسایی بلکه ” هدف“ شریعت موسایی است. یعقوب از لاویان ۱۹: ۱۸ و تثنیه ۱: ۱۷ به عنوان شریعت ملوکانه نام می‌برد از شریعت ملوکانه‌ای که در کتاب مقدّس ذکر شده است (یعقوب ۲: ۸-۹). پولس بر نگاه داشتن امرهای خداوند پافشاری می‌کند (اول قرنتیان ۷: ۱۹)، و بسیاری از فرامین ده فرمان را نیز در رومیان ۱۳: ۸-۱۰ فهرست می‌کند. خداوند در طی عهد موسایی مشتاق یک رابطه محبت آمیز و مقدّس با قوم خود بود. این گروه تعلیم می‌دهند که عهد جدید یک برنامه ریزی کاملا جدید نیست بلکه تجدید دوباره همان رابطه‌ای است که خداوند مشتاق آن بود (ارمیا ۳۱: ۳۳). 
برخی از این ایمانداران اصول ساده‌ای را عنوان می‌کنند: ” مسیحیان باید به غیر از قوانینی که بوسیله عیسی مسیح یا رسولان منسوخ یا تغیرات خاصی در آنها بوجود آمده از تمامی فرامین شریعت موسایی پیروی کنند“. اما اغلب آنانی که بر تداوم شریعت معتقد هستند یک چنین اصول گسترده‌ای را نمی‌پذیرند. آنها انتظار ندارند که مسیحیان از هر فرمانی که در عهد جدید منسوخ نشده است پیروی کنند. آنها فرامین موسایی را به سه طبقه مختلف قوانین اخلاقی، شرعی، و مراسم شرعی تقسیم می‌کنند. آنها موافق هستند فرامینی که در آخرین طبقه جای گرفته است یعنی قوانین مربوط به قربانی حیوانات و مراسم پرستش در معبد یا خیمه مقدّس بوسیله مسیح یا رسولان کاملا تغییر یافته یا منسوخ شده است. اما آنها همچنین می‌گویند فرامینی که در طبقه قوانین شرعی قرار دارد فقط شامل حال قوم اسرائیل و بویژه شامل حال زندگی آنها در سرزمین موعود می‌شود (تثنیه ۶: ۱). از اینرو تاریخ مصرف چنین فرامینی دیگر به پایان رسیده و شامل حال مسیحیان نمی‌شود. 
ایمانداران دیگر بیش از این نیاز به پیروی از قوانین مدنی یا شرعی ندارند، این به انضمام قوانینی می‌باشد که مستلزم مجازات مرگ برای جرایم خاص است. از اینرو اغلب آنانی که به تداوم مثمر ثمر بودن شریعت موسایی اعتقاد دارند می‌گویند که ایمانداران امروزی فقط باید از فرامین اخلاقی شریعت یا فرامین مربوط به آن پیروی کنند. گرچه قوانین اخلاقی در ده فرمان و در فرامین تقدس کتاب لاویان فصل ۱۸ و ۱۹ خلاصه شده است، اما این محققین برای تمامی احکام اخلاقی که خداوند برای زندگی آنها تدوین کرده است کل شریعت موسایی را مورد بررسی و تفحص قرار می‌دهند. 
بر طبق این اولین پاسخ، شریعت موسایی همچنان مثمر ثمر باقی مانده است، و نه فقط برای متقاعد ساختن غیر ایمانداران نسبت به گناه ایشان است (متی ۱۹: ۱۶-۲۲؛ رومیان ۷: ۷)، بلکه برای تعلیم ایمانداران برای گذار به تقدس نیز هست. وقتی پولس تعلیم می‌دهد که مابرای شریعت مرده شدیم (رومیان ۷: ۴)، این مسیحیان بر این باورند که منظور او این است که ما مردیم تا شریعت (کولسیان ۲: ۱۴) یا انجام قربانی‌های شرعی محکوم شود (عبرانیان ۱۰: ۱)، و نه اینکه در آنجا ملزومات اخلاقی نوشته شده خداوند محکوم شود. آنها معتقد هستند که مسیحیان هنوز از نظر اخلاقی در تحت شریعت قرار دارند و باید آنرا به عنوان قانون زندگی خود مورد نظر قرار دهند. برخی از یهودیان شریعت را به نادرستی مورد استفاده قرار می‌دهند، آنها به عنوان راهی برای کسب نجات و رستگاری، اطاعت از شریعت را جایگزین ایمان به خداوند می‌کنند (رومیان ۱۰: ۳). آنها از شریعت به نیکویی استفاده نمی‌کردند (اول تیموتائوس ۱: ۸). نجات و رستگاری صرفا فقط از طریق فیض خداوند مقدور شده است، پس شریعت نمی‌تواند برای کسب نجات به ما کمک کند. اما شریعت می‌تواند ایمانداران را به سمت یک زندگی مقدّس هدایت کند (لاویان ۱۹: ۲؛ اول پطرس ۱: ۱۵-۱۶). آنانی که این اولین پاسخ را پذیرفته‌اند می‌گویند که، ” شریعت موسایی یک نقشه یا یک کتاب راهنمای ثابت و ابدی خداوند است تا مسیحیانی را که امروز از آن استفاده می‌کنند مقدّس بسازد“. 

منظور پولس از ” اعمال شریعت“ چیست؟ 

پولس متناوبا از عبارت اعمال شریعت استفاده کرده است (رومیان ۳: ۲۰، ۲۷-۲۸؛ غلاطیان ۳: ۲، ۵، ۱۰)، گاهی اوقات این عبارت بهانجام احکام شریعت نیز ترجمه شده است. پولس همچنین به تنهایی از واژه اعمال نیز استفاده کرده است (رومیان ۴: ۲؛ ۹: ۳۲؛ ۱۱: ۶؛ افسسیان ۲: ۹). منظور پولس کدام ” شریعت“ است؟ و چه نوع ” اعمالی“ است؟ چندین پاسخ ارائه شده است: 

فقط آداب و رسوم شرعی یهودیان – برخی از محققین کتاب مقدّس بر این باورند پولس فقط آن دسته از آداب و رسوم مندرج در شریعت را محکوم می‌کند که در آن یهودیان را به عنوان قوم برگزیده خداوند در نظر می‌گیرد، از قبیل قوانین غذایی، روزهای مقدّس، و ختنه (غلاطیان ۲: ۱۱-۱۶؛ ۴: ۱۰؛ ۵: ۱-۴). آنها معتقد هستند که پولس یهودیان را محکوم می‌کند در حالیکه از قوانین اخلاقی شریعت اطاعت نمی‌کردند و برای کسب نجات خود صرفا از تشریفات مذهبی و شرعی استفاده می‌کردند (رومیان ۲: ۱-۲۷؛ ۳: ۲۰). 
کل شریعت موسایی - اغلب محققین کتاب مقدّس فکر می‌کنند که منظور پولس نه فقط شریعت موسایی بلکه در بر گیرنده کل آن است (غلاطیان ۳: ۱۰؛ ۵: ۳؛ با یعقوب ۲: ۱۰ مقایسه شود). پولس این امر را کاملا روشن ساخت که غیر یهودیان برای مسیحی شدن، ملزم به اطاعت از شریعت موسایی نیستند (اعمال ۱۵: ۱-۵؛ رومیان ۳: ۲۸). بسیاری از محققین کتاب مقدّس فکر می‌کنند منظور پولس بسیار فراتر از این چیزها می‌باشد (قسمت بعد مشاهده شود). 
رستگاری توسط مراعات شریعت - ممکن است منظور پولس صرفا فراتر از شریعت موسایی باشد (رومیان ۴: ۱-۵ مشاهده شود). پولس هر نوع توسل به کسب رستگاری بوسیله اطاعت از قوانین شرعی را محکوم می‌کند، خواه از شریعت موسایی و یا خواه از اجرای سایر قوانین باشد (رومیان ۶: ۱۴؛ افسسیان ۲: ۸-۹). همه آنانی که بر اعمال نیکوی خودشان تکیه می‌کنند در واقع راه رستگاری و نجات خداوند را یعنی ایمان به کار مسیح را رد می‌کنند (رومیان ۹: ۳۱-۳۲؛ ۱۰: ۳؛ فیلیپیان ۳: ۹). 

به پایان رسیدن شریعت موسایی برای مسیحیان 
دومین پاسخ اصلی این است، ” نه، از آنجا که شریعت دیگر بیش از این شامل حال ایمانداران نمی‌شود پس مسیحیان نباید از شریعت موسایی پیروی کنند“. آنانی که این پاسخ را می‌دهند می‌گویند که شریعت موسایی فقط به اسرائیلیها داده شده است و شریعت کاملا بوسیله مسیح تحقق یافت. آنها بر این عبارت پولس که مسیح است انجام شریعت، تاکید می‌کنند (رومیان ۱۰: ۴). حتی اگر واژه انجام به معنی ” هدف“ باشد، آنها معتقد هستند پولس در اوایل این رساله خیلی واضح و گویا سخن گفته است: اما الحال چون برای آن چیزی که در آن بسته بودیم مردیم، از شریعت آزاد شدیم، بحدی که در تازگی روح بندگی می‌کنیم نه در کهنگی حرف (رومیان ۷: ۶). پولس همچنین نوشته است که دیگر زیر دست شریعت نیستیم (علاطیان ۳: ۲۵). عیسی گفت شریعت باقی خواهد ماند تا همه واقع شود (متی ۵: ۱۸)، و بسیاری از محققین کتاب مقدّس بر این باورند که این اتفاق در هنگام مرگ مسیح بر روی صلیب رخ داد (یوحنا ۱۹: ۳۰). مسیح آمد که نه فقط مراسم و تشریفات مذهبی را بلکه کل شریعت را تمام کرده و تحقق بخشد (متی ۵: ۱۷-۱۸). خود او نشان داد که چطور آنرا تحقق بخشید (متی ۵: ۱۷)، نه فقط بواسطه واضح نمودن شریعت، بلکه همچنین بوسیله تعلیمات خود که مافوق و برتر از شریعت بود.عیسی مطالبی را با آزادی کامل به شریعت اضافه می‌کرد (متی ۵: ۲۲، ۲۸، ۴۴)، یا حتی بخشی از آنرا حذف می‌کرد (متی ۵: ۳۴؛ مرقس ۷: ۱۹). بر طبق این دیدگاه، خداوند دیگر بیش از این قوم خود را بواسطه شریعت هدایت نمی‌کند. خداوند در عوض پسر خود را فرستاد تا صفات بیشتری از خود را مشهود کرده و روح‌القدس را نیز برای سکونت در قلبهای ما عطا کرد، که اول به عنوان یک تسلی دهنده یا هدایت کننده به سمت تقدس (یوحنا ۱۴: ۲۶؛ ۱۶: ۱۳)، و دوم به عنوان قوت مورد نیاز برای مقدّس شدن است (رومیان ۸: ۱۳). تعلیمات پیروان پاسخ دوم می‌تواند در دو اصل کلی و متضاد با پیروان اولین پاسخ خلاصه شود. 
اول از همه آنانی که با پاسخ دوم موافق هستند استدلال می‌کنند که یک تفاوت واضح مابین عهد قدیم و جدید و مابین دوران قبل از حیات مسیح و دوران بعد از آن وجود دارد. تغییر اساسی در تاریخچه نجات وقتی آغاز شد که مسیح آمده و برای ما بر روی صلیب رفت. لوقا می‌نویسد که تورات و انبیا تا به یحیی بود و از آن وقت بشارت به ملکوت خدا داده می‌شود (لوقا ۱۶: ۱۶). افتتاح عهد جدید بوسیله مسیح بدین مفهوم نیست که صرفا کهانت لاویان عهد موسایی تغییر کرده، بلکه شامل تغییر خود شریعت نیز هست (عبرانیان ۷: ۱۱-۱۲). در واقع پولس ادعا می‌کند که خدمت فانی عهد قدیم موت به همراه آورد، زیرا حرف می‌کشد (دوم قرنتیان ۳: ۶-۱۱). بله، فیض در سراسر عهد قدیم وجود داشت، اما فقط به عنوان راهنمایی و نبوت مورد استفاده قرار می‌گرفت (غاطیان ۳: ۸؛ رومیان ۱: ۱-۲؛ عبرانیان ۴: ۲). زیرا شریعت به وسیله موسی عطا شد، اما فیض و راستی به وسیله عیسی مسیح رسید (یوحنا ۱: ۱۷). بله، ایمان در سراسر عهد قدیم وجود داشت اما ایمان در عهد جدید بسیار برجسته تر و والاتر است. مقایسه پولس مابین ایمان و اعمال خوب، دارای ریشه عمیق در تفاوت بسیار زیادی است که مابین شریعت و انجیل وجود دارد. پولس فقط بر سوء استفاده‌های قانونی شریعت تمرکز نکرده است (رومیان ۱۰: ۳)، بلکه حتی اطاعت حقیقی شریعت را در مقایسه با انجیل، فضله به حساب می‌آورد (فیلیپیان ۳: ۶-۹). بر طبق دیدگاه پاسخ دوم، پولس پافشاری کرده است که اعمال شریعت در تضاد با ایمان قرار دارد (رومیان ۳: ۲۸؛ غلاطیان ۳: ۱۱-۱۲)؛ شریعت در تضاد با وعده (رومیان ۴: ۱۳؛ غلاطیان ۳: ۱۷-۱۸) و فیض قرار دارد (رومیان ۶: ۱۴؛ غلاطیان ۵: ۴)؛ عدالت شریعت متضاد با عدالت از خدا می‌باشد (رومیان ۳: ۲۱؛ ۱۰: ۳؛ فیلیپیان ۳: ۹)؛ و اینکه اطاعت از شریعت نمی‌تواند ما را تبرئه کند، بلکه صرفا این ایمان به مسیح است که می‌تواند ما را تبرئه کند (رومیان ۳: ۲۰، ۲۶؛ غلاطیان ۳: ۱۱). 
دوم، این مسیحیان معتقد هستند که شریعت موسایی صرفا بخشی موقتی از نقشه فدیه خداوند بوده است. شریعت موسایی چیزی را بر وعده‌های خداوند به نیاکان اولیه قوم اسرائیل افزود، تا هنگام آمدن عیسی مسیح آن ایمانی که می‌بایست مکشوف شود (غلاطیان ۳: ۱۷-۲۵). این محققین بر این باورند که شریعت و عهد موسایی فقط به منظور نظارت و اداره امور قوم جدید اسرائیل تا آمدن عیسی مسیح بوده است. شریعت فقط سایه نعمتهای آینده است، نه نفس صورت آن چیزها، در واقع شریعت فقط از چیزهای نیکوی آینده خبر می‌دهد (عبرانیان ۱۰: ۱). بر طبق آموزه این گروه، وقتی انبیا در مورد آینده موفق شریعت خداوند پیشگویی می‌کردند منظور آنها شریعت موسایی نبود بلکه شریعت جدیدی بود که بواسطه روح‌القدس بر روی قلبها نوشته خواهد شد (اشعیا ۲: ۳؛ ارمیا ۳۱: ۳۳؛ حزقیال ۱۱: ۲۰). پولس با صراحت می‌گوید: مسیح است انجام شریعت (رومیان ۱۰: ۴؛ افسسیان ۲: ۱۴-۱۵). این محققین بر این باورند که منظور پولس نه فقط تشریفات و مراسم مذهبی بلکه در بر گیرنده کل شریعت موسایی است (کادر مربوط به «منظور پولس از ” اعمال شریعت“ چیست؟» مشاهده شود). پولس بوضوح ابراز می‌کند: اگر چه من تابع شریعت موسایی نیستم، اما نزد خدا بی شریعت نیستم، بلکه شریعت مسیح در من است(اول قرنتیان ۹: ۲۰-۲۱). خود مسیح توضیح داده است که شریعت موسایی در ارتباط با موضوع طلاق همانند قانون ازلی خداوند نبوده است (متی ۱۹: ۸-۹؛ مرقس ۱۰: ۵). بر اساس این آموزه، شریعت موسایی یک برنامه حقیقی و کاربردی اما صرفا موقتی از شریعت اخلاقی ازلی خداوند به انضمام فرامین مورد نیاز برای پرستش در خیمه مقدّس و برای اداره حکومت مدنی در سرزمین موعود بود. اما شریعت مسیح نه بطور غیر مستقیم از طرف موسی بلکه مستقیما از طرف عیسی به کلیسا داده شد. از نظر این محققین، شریعت مسیح(غلاطیان ۶: ۲) یک شریعت نوین روح (رومیان ۸: ۲)، و یا ” شریعت محبت“ است (یعقوب ۲: ۸). هم عیسی و هم پولس کل شریعت را در فرامین محبت خلاصه کرده‌اند (متی ۲۲: ۳۷-۴۰؛ غلاطیان ۵: ۱۴). این گروه باور دارند که شریعت کامل عنوان شده توسط یعقوب کهآزادی به ارمغان می‌آورد شریعت موسایی نبوده است (یعقوب ۱: ۲۵؛ ۲: ۱۲). حتی شریعت ملوکانه نیز فقط شامل فرامینی می‌شود که در شریعت محبت خلاصه شده است (۲: ۸-۱۱؛ رومیان ۱۳: ۸-۱۰). 
از این گذشته آنها باور ندارند که شریعت بتواند به سه طبقه متفاوت تقسیم شده و سبب شود تا شخص از یک طبقه از قوانین پیروی کرده و سایر طبقات را نادیده بگیرد. به راحتی این امکان وجود ندارد که بتوان قوانین اخلاقی را از سایر قوانین شریعت جدا کرد. در خروج ۲۲: ۱۶-۳۱، فرامین اخلاقی، شرعی، و آیینهای مذهبی در هم عجین و ترکیب شده‌اند. بسیاری از قوانین شرعی و آیینهای مذهبی بر اساس اصول اخلاقی قرار گرفته‌اند. و معلوم نیست قوانین مربوط به بیماریهای پوستی و کپک (لاویان ۱۳: ۱-۵۹)، و یا قوانین مربوط به عدم کاشت دو محصول مختلف در یک مزرعه در کدام طبقه قرار گرفته‌اند (لاویان ۱۹: ۱۹). همچنین هر دو عهد تعلیم می‌دهند که هیچکس صرفا مجاز به اطاعت از بخشی از شریعت موسایی نیست. خداوند حکم کرده است که اسرائیلیها باید از جمیع فرامین او اطاعت کنند (لاویان ۲۶: ۱۴-۱۵)، و پولس به آنانی که بر شریعت تکیه کرده‌اند هشدار می‌دهد که آنها متعهد به انجام تمامی شریعت هستند (غلاطیان ۵: ۳؛ با یعقوب ۲: ۱۰ مقایسه شود). این تنها آیین و مراسم شرعی نیست، بلکه کل شریعت است که مسیح محو ساخت و آن را به صلیب خود میخ زده، از میان برداشت، و بویژه قوانین اخلاقی را که مؤید و نشان دهنده خطایا و گناهان ما بود (کولسیان ۲: ۱۳-۱۴؛ افسسیان ۲: ۱۴-۱۵). حتی ده فرمان نیز با مشکلاتی روبرو شد. آیا فرمان استراحت در هفتین روز یک فرمان اخلاقی یا یک فرمان شرعی است؟ اگر این یک فرمان دائمی است، چرا مسیحیان در روز یکشنبه استراحت می‌کنند؟ اما صرفا تعلیمات عیسی و پولس گویای این نکته است که این روز چنان قابل تغییر است که می‌توان هر روزی را جایگزین آن کرد (مرقس ۲: ۲۷؛ کولسیان ۲: ۱۶). حتی وقتی پولس فرمان احترام به والدین را ضمیمه شریعت نوین مسیح کرد، او وعده این فرمان را بجای اینکه فقط شامل حال یهودیان سرزمین کنعان نماید بسط داده و شامل حال غیر یهودیان در کل زمین نمود (تثنیه ۵: ۱۶؛ افسسیان ۶: ۲). 
این ایمانداران، شریعت موسایی را نه به عنوان یک قانون زندگی برای مسیحیان امروزی، بلکه فقط به عنوان مکاشفه‌ای از شخصیت خداوند و انسان گناهکار مورد پذیرش قرار می‌دهند. برخی نیز آموزه بسیار ساده‌ای را پیشنهاد می‌دهند: ” تمامی فرامین شریعت موسایی از میان برداشته شده است به غیر از آنانی که در عهد جدید تکرار شده اند“. اما اغلب آنها بر این باورند که شریعت با یک چنین برداشت ساده انگارانه‌ای به پایان نخواهد رسید. آنها موافقند که همه فرامین اخلاقی شریعت در عهد جدید مورد تاکید مجدد قرار گرفته است، اما چنین تاکیدی اغلب بصورت غیر مستقیم و بدون یک نقل قول روشن و واضح ابراز شده است. آنها می‌گویند که اگر ما حقیقتا جهت همسایگان و دشمنان خود از اصول محبت پیروی کنیم دیگر نیازی به این فرامین خاص نخواهیم داشت. و با این وجود ما این اصول و فرامین را با هم در رومیان ۱۳: ۸-۱۰ مشاهده می‌کنیم: پولس بر فرامین شریعت در مورد اجتناب از زنا، قتل و دزدی تاکید می‌کند، اما همچنین می‌گوید کهمحبت تکمیل شریعت است (با متی ۲۲: ۴۰ مقایسه شود). خواه یک اصول ساده استفاده شود یا نشود، تمامی این محققین کتاب مقدّس بر این باورند که مسیحیان نیاز به پیروی از قوانین شریعت موسایی را به عنوان قاعده زندگی یا به عنوان آموزه مقدّس زندگی کردن ندارند. گرچه برخی نیز تعلیم می‌دهند که شریعت همچنان برای موعظه به غیر ایمانداران مفید است (اول تیموتائوس ۱: ۹-۱۰)، تمامی آنها معتقد هستند که شریعت موسایی مستقیما شامل حال مسیحیان نمی‌شود. ایمانداران نسبت به شریعت مُرده‌اند (رومیان ۷: ۴؛ غلاطیان ۲: ۱۹). شریعت نمی‌تواند کسی را نجات دهد، و حتی هیچکس را مقدّس هم نمی‌سازد (غلاطیان ۳: ۱-۳). عهد قدیم و شریعت منسوخ و از بین رفته است (عبرانیان ۸: ۱۳). آنانی که موافق پاسخ دوم هستند می‌گویند، ” شریعت موسایی همانند یک کتاب راهنما یا یک نقشه قدیمی است که بخشی از آن غیر قابل مصرف و بخشی از آن همچنان صادق و قابل مصرف است؛ اما اینک هر دو بخش غیر ضروری هستند. ما راهنمای شخصی خود یعنی روح‌القدس را داریم که ما را بسوی تقدس رهنمون می‌سازد“. 

خلاصه 

شریعت موسایی بطور خلاصه تصویری از خواست و فیض خداوند و همچنین آینه‌ای برای نشان دادن گناهان انسان و بردگی او نسبت به گناه است. شریعت محرکی برای جرم و گناه است. شریعت موسایی برای اسرائیلیها تا فرا رسیدن ایمان بر مسیح یک قانون انضباطی بود. گرچه برخی معتقد هستند که شریعت موسایی در بر گیرنده وعده نجات نیز هست، اما همه توافق دارند که شریعت هرگز سبب نجات کسی نمی‌شود. اما با این وجود شریعت موسایی حداقل یک کتاب راهنما برای مقدّس زندگی کردن و جهت کمک به اسرائیلیها برای خشنود ساختن خداوند بود. 
بسیاری از مسیحیان تعلیم می‌دهند که شریعت موسایی همچنان یک کتاب راهنما یا یک نقشه برای رهنمون ساختن مسیحیان بسوی تقدس نیز هست. آنها می‌خواهند تا آنجاییکه امکان دارد قوانین شریعت موسایی را مراعات کرده و معتقد هستند که مسیحیان به منظور زندگی کردن بر طبق خواست خداوند، باید مستقیما از شریعت موسایی پیروی کنند. بسیاری دیگر از مسیحیان تعلیم می‌دهند که ایمانداران دیگر تحت انقیاد شریعت موسایی نیستند، زیرا بوسیله روح‌القدس هدایت شده و دارای شریعت مسیح می‌باشند که بر قلبهای ایشان نوشته شده است. آنها تا آنجاییکه امکان دارد می‌خواهند از متحمل شدن بار سنگین شریعت موسایی اجتناب کنند، مگر اینکه در عهد جدید مورد تاکید دوباره یا بازگویی مجدد قرار گرفته باشد. 
همه مسیحیان توافق دارند که ایمانداران نیاز به مطالعه و بررسی شریعت موسایی و در واقع کل عهد قدیم دارند. شریعت اساس درک ما نسبت به تاریخچه نجات می‌باشد. ما بدون بررسی شریعت نمی‌توانیم تقدس خداوند یا جدیت گناه انسان را درک کنیم. بدون شریعت ما نمی‌توانیم تدبیر خداوند را برای جدا ساختن قوم برگزیده خود از گناه و از اقوام بت پرست مجاور ایشان درک کنیم. حتی اگر همه موافق باشند که امروز هیچ فرمان خاصی از شریعت دیگر دارای اعتبار نیست، باز هم اصول اطاعت و جدایی از گناه در هر دو عهد قدیم و جدید یکی است. از همه مهمتر اینکه بدون شریعت ما نمی‌توانیم نیاز به آمدن عیسی مسیح و مرگ او برای خود را درک کنیم. نیاز به خون قربانی برای فدیه گناه در هر دو عهد قدیم و جدید تعلیم داده شده است (لاویان ۱۷: ۱۱؛ عبرانیان: ۲۲ مشاهده شود). 
در عمل هر دو گروه موجود در دو طرف این سوال، اغلب در انتها به یکدیگر خیلی نزدیک هستند. در اخلاقیات و اصول اخلاقی به سختی می‌توان تعلیمی را یافت که مورد قبول طرف مقابل نباشد. اما هر کدام از این دو دیدگاه را که داشته باشیم، هیچ یک از ما نمی‌تواند بر طبق معیار متعارف خداوند زندگی کند. همه ما به بخشایش خداوند نیاز داریم. فیض همواره تنها گذر ممکن به نجات بوده است. از آنجاییکه ما قادر به عادل ساختن خود نیستیم، همه ما نیاز به افزونی فیض و بخشش عدالت خداوند داریم که از طریق یک شخص یعنی عیسی مسیحفراهم شده است (رومیان ۵: ۱۷).

برگرفته از وب سایت: www.razgah.com

Dec/20/2018 کتاب مقدس کشیش ورژ باباخانی 57 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر