پیشگویی های اشتباه محمد پیامبر اسلام: در باره فتح پارس توسط رومیان

کتاب مقدس برای تشخیص پیامبر راستین از پیامبر کاذب یک فرمول به ما ارائه می دهد:

20امّا اگر نبی ‌ای جرأت کند به نام من سخن بگوید، هنگامی‌ که من به او فرمان نداده باشم، او باید برای این کار بمیرد و همچنین هر نبی ‌ای که به نام خدایان دیگر سخن بگوید.

21«شما ممکن است از خود بپرسید، چگونه می‌توان فهمید که پیام نبی از طرف خداوند نیست. 22اگر نبی‌ای به نام خداوند سخن بگوید و آنچه گفته است به حقیقت نپیوندد، آن پیام از خداوند نیست. آن نبی از طرف خودش سخن گفته است و شما نباید از او بترسید.

تثنیه 18: 20-22

با توجه به آنچه خدا در این آیات فرموده، در اینجا ما به بررسی یکی از سه پیش‌ گویی محمد می پردازیم که در قرآن و روایات اسلامی آورده شده تا ببینیم آیا او از این امتحان ما سربلند بیرون می‌آید یا خیر:

 

در مورد فتح پارس توسط رومیان

"روميان شكست‏ خوردند" (سوره 30: 2).

"در نزديكترين سرزمين و[لى] بعد از شكستشان در ظرف چند سالى به زودى پيروز خواهند گرديد" (سوره 30: 3).

"[فرجام] كار در گذشته و آينده از آن خداست و در آن روز است كه مؤمنان از يارى خدا شاد مى‏ گردند" (سوره 30: 4).

همان گونه که پیشگویی اینجا ادعا می کند، بیزانسیان در این جنگ بر ایرانیان پیروز خواهند شد در حالیکه پیشتر از ایشان شکست خورده‌اند. اما در این پیشگویی با مشکلات مهمی برخورد می کنیم:

به گفته یوسف علی کلمه عربی معادل "چند سال"، معنای دوره‌ای از سه تا نه سال را در خود دارد، در حالیکه تاریخ به ما نشان می دهد این پیروزی تا 14 سال بعد واقع نمی شود. ایرانیان، بیزانس را شکست می دهند و اورشلیم را در 614 یا 615 پس از میلاد تصرف می کنند. و مقابله بیزانس تا 622 پس از میلاد مسیح واقع نمی شود و ایرانیان تا 628 پس از میلاد مغلوب نمی شوند که این یعنی سیزده تا چهارده سال و نه "چند سال" که به آن در قرآن اشاره شده است.

مورخ مشهور و مفسر مسلمان، الطبری، غلبه روم را در سال 628 بعد از میلاد مسیح (سال 6 هجری) ذکر می کند، درست کمی پس از امضای معاهده صلح حدیبیه:

بنا به اظهار ابن حمید سلامه محمدبن اسحاق بن شهاب الزوهری ابی الدوله بن عبدالله بن اوتبه بن مسعود عبدالله بن عباس ابو سفیان بن هارب که می گوید: ما قومی تاجر بودیم. جنگ بین ما و رسول خدا مانع ادامه سفر ما شده بود، به طوری که بیم از دست رفتن ثروت ما میرفت. بعد از آتش بس حدیبیه بین ما و رسول خدا بود که هنوز هم بیم عدم وجود امنیت بین ما باقی بود. که ما در مقام گروهی از بازرگانان قریش راهی سوریه شدیم. مقصد نهایی ما غزه بود که وقتی به آنجا رسیدیم هراکلیوس بر پارسیانی که هنوز در وطنش بودند پیروز شده و ایشان را ازآنجا اخراج نمود و صلیب بزرگ خود را از ایشان باز پس گرفت. او این کارانجام داد و چنین  شایع شد که صلیب وی از دست ایشان در امان مانده (در حالیکه قصد اقامت در حمص سوریه را داشت)، که به جهت شکرگذاری بخاطر بازپس گرفتن آن، با پای پیاده قصد اورشلیم را نمود تا در آنجا شکرگزاری نماید. برای وی فرشها پهن شد و با گیاهان معطر عطرآگین شد. وقتی او به اورشلیم رسید و عبادت کرد، فرماندهان نظامی و اشراف روم نیز با وی همراه بودند، یکی از روزها در صبحدم با مشکلی مواجه شد و نگاهش را به سوی آسمان دوخت... (تاریخ طبری: پیروزی اسلام، ترجمه مایکل فیسبن ]انتشارات دانشگاه ایالتی نیویورک، آلبانی 1997[، جلد هشتم صفحات 100 – 101، متن پررنگ شده بالا از ماست)

در پاورقی مترجم می خوانیم:

436. "در سال 627 هراکلیوس به امپراطوری پارس حمله ور شد و در دسامبر همان سال پیروزی بسیار چشمگیری در محل نینوای باستان کسب کرد، اما اندکی پس از آن مجبور به عقب‌نشینی شد. در فوریه سال 628، امپراتور پارس ترور شد و پسر وی جانشینش گشت و توانست صلح را برقرار سازد. تا حدود مارس 628 هراکلیوس که تا آن زمان میتوانست خود را برنده جنگ بداند، با مذاکرات مربوط به تخلیه نظامی بیزانس با پارسیان مواجه شد که تا ژوئن 629 نیز به پایان نرسید. در سپتامبر 629، هراکلیوس بعنوان پیروز جنگ وارد قسطنطنیه شد و در مارس 630 توانست صلیب مقدس را به اورشلیم بازگرداند. (وات، محمد در مدینه، 113 - 114)." همچنین نگاهی بیندازید به تاریخچه ایالت بیزانس، 4-103 نوشته اوسترگورسکی. (همان کتاب، زیر متن توسط خود ما خط کشیده شده)

در مجموعه حدیث البخاری تأکید بیشتری روی دیدار ابوسفیان با هراکلیوس پس از امضای معاهده صلح حدیبیه شده است:

روایت عبدالله بن عباس:

این ابوسفیان بن هارب بود که به او خبر داد که هراکلیوس او و اعضای کاروان قریش را که برای تجارت با شام رفته بودند، فراخوانده و این در دورانی بود که رسول خدا با ابوسفیان و کفار قریش معاهده صلح منعقد کرده بود. (صحیح البخاری، جلد 4، کتاب 53، صفحه 533).

وات پیروزی کامل روم را در 630 پس از میلاد ذکر می کند، پانزده سال پس از پیش‌بینی موجود در قرآن! در متن اصلی قرآن، هیچ اِعرابی وجود نداشته. بنابراین، کلمه عربی "سَيَغلبون"، به معنی آنها شکست خواهند خورد، می توانسته تنها با تغییر دو مصوت، بصورت سَیُغلَبون، به معنی "آنها یعنی رومیان پیروز خواهند شد." در بیاید. از آنجا که این اِعراب گذاری پس از مدتها به آن قرآن اضافه نشده، کاملاً محتمل می باشد که در مورد یک آیه دستکاری صورت بگیرد، تا آنکه به صورت یک پیشگویی نشان داده یا ادعا شود."

این واقعیت توسط مفسر مسلمان البیضاوی نیز تأیید شده است. کارل گوتلیب فیندر، در مورد انواع قرائتهای موجود پیرامون این موضوع اظهار می دارد که:

"ولی البیضاوی با اذعان به امکان وجود قرائت های گوناگون از این آیات در سوره روم، کل استدلال مسلمین را زیر سئوال می برد. او چنین می گوید که برخی بجای غَلِبَتِ ، غَلَبَتِ می خوانند، و سَيُغْلَبُونَ را به جای سَيَغْلُبُونَ. پس آیه به این صورت درمی آید: "بیزانسیان نزدیکترین بخش از این سرزمین را فتح کرده و اندکی بعد پیروز خواهند شد." اگر این طرز خواندن را درست فرض کنیم، تمام داستان در مورد شرط ابوبکر با اوبی افسانه‌ای بیش نبوده، چراکه اوبی سالها پیش از غلبه مسلمانان بر بیزانسیان حتی پیش از غلبه هراکلیوس بر پارسیان مرده بوده. این خود نشان می دهد که این پیشگویی ها به چه میزان می توانند غیرقابل اعتماد باشند.

توضیحی که البیضاوی می دهد این است که بیزانسیان فاتح "سرزمین خوش آب سوریه" (علی ریف آلْشام) می شوند و اینکه این آیات تصریحشان بر این است که مسلمانان بزودی بر آنها غلبه خواهند کرد. اگر این معنی را بپذیریم، روایتی که "نزول" این آیات را شش سال پیش از هجرت ثبت می کنند، باید اشتباه بوده باشد و باید در اصل متعلق به سال 6 بعد از هجرت بوده باشند. این کاملاً مشخص است که از آنجا که اِعراب‌ گذاری در زمان نگارش قرآن رعایت نشده و نگارش با حروف کوفی انجام شده، کسی نمی تواند مطمئن باشد که کدام یک از این دو قرائت را می توان قرائت صحیح برشمرد.

ما دیدیم که در مورد (1) تاریخی که آیه ها "نازل شده"، (2) قرائت صحیح، و (3) معنای آیات، عدم اطمینان زیادی وجود دارد و اطلاق پیشگویی به آن کاملاً نادرست است. از این روی نمی توان آنرا به منزله اثبات مستند پیامبر بودن محمد پذیرفت (کارل گوتلیب فیندر، میزان الحق، تعادل در حقیقت، نسخه اصلاحی و مبسوط توسط ویلیام سه‌نت کلیر تیسدال، ]چراغ زندگی[ صفحات 279 – 280، تأکید بر مطالب توسط خود ما)"

با این وجود، ادعای یک مسلمان در خصوص اطلاع از نحوه قرائت صحیح این آیات را نمی توان پذیرفت و مسلمانی نیست که بتواند در خصوص اینکه این آیه در ابتدای پیروزی بیزانس بر پارسیان نازل شده یا بالعکس، تضمینی بدهد. با تمام این احوال، ما می مانیم و نبوت یا پیشگویی ای دروغین و کاذب در قرآن...

و نیز به همین ترتیب  این مسئله ما را متعجب ساخته که آیا واقعاً این نبوت یا پیشگویی از جانب خدای محمد است، چرا که زمان دقیق پیروزی مشخص نیست. آیا خدای محمد به همه چیز آگاه و بر همه چیز دانا نبوده، و از ابتدا پایان را نمی دانسته.

وقتی خدا یک محدوده زمانی را بعنوان یک بخش مهمی از نبوت یا پیشگویی، مشخص می سازد، انتظار و توقع منطقی ما این خواهد بود که پیشگویی می بایست دقیق باشد و نه فقط حدسی مبهم! آیا اینکه این خدا حدس بزند که بیزانسی ها در یک محدوده زمانی به پیروزی خواهند رسید و نتواند سال دقیق آنرا مشخص نماید، مغایر با متعالی و خدای دانا و حاضر مطلق بودن وی نیست؟ از این رو می توان به این نتیجه رسید که غیرمحتمل است که خدای حقیقی بانی چنین پیشگویی باشد... قابل توجه است که عبارت "چند سال" بنظر می رسد بیشتر مایه بی اعتبار شدن بیشتر این نبوت یا پیشگویی شده.

ابوبکر معتقد بوده که اصطلاح "چند سال" به این معنی بوده که بیزانسی ها تا سه سال دیگر به پیروزی خواهند رسید! این آیه اشاره به شکست بیزانسیان در سوریه توسط پارسیان به رهبری خسرو پرویز دارد. (615 پس از میلاد – 6 سال پیش از هجرت). با این حال، در اندک سالی شکست ایرانیان رقم می خورد. با توجه به این پیش‌ گویی، ابوبکر با اوبی بن خلف شرط بندی می کند که این طی سه سال محقق خواهد شد، که محمد آنرا تصحیح می کند و اظهار می دارد "طی چند سال" که بین سه تا نه خواهد بود (بیضاوی).

مسلمانان به ما چنین می گویند که بیزانسی‌ها طی هفت سال بر دشمنانشان غالب خواهند شد. واقعیت این است که بیزانسیان درسال 628 پس از میلاد بر ایران غالب می شوند. (تفسیر البیضاوی). این یعنی دوازده سال پس از وقتی که محمد نبوت کرده بود. در نتیجه این را نمی توان به عنوان نبوت یا پیشگویی پذیرفت، به ویژه اینکه زمان بین نبوت و تحقق آن، مدت زیادی نبوده، و در ضمن باید توجه داشت که این نبوت به راحتی قابل پیش‌ بینی بوده." (گرهارد نیلز، مسیحیان از مسلمانان میپرسند ]چالش زندگی، سیم اینرتنشنال، آفریقا، 1992[ صفحه 70-71. 

نوشته: سام شامون

برگرفته از وب سایت: www.answering-islam.org

Sep/18/2019 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 100 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر