آیا روانشناسی با کتاب مقدس مرتبط است؟

جواب این سوال هم مثبت است و هم منفی، که با تکیه با 4 روش مختلف ما میتوانیم این سوال مهم و بحث انگیز را مورد تفسیر قرار دهیم، اما قبل از اینکه به این 4 طریق بپردازیم تعاریف اصطلاح روانشناسی را مورد بررسی قرار میدهیم: تعاریف رونشناسی الف) بعنوان یک کار: روانشناسی برای مشاهده و انعکاس بر روی اشخاص و نیز اوضاع، موقعییت های پیچیده و بغرنج آنها با هدف درک طبیعت و فطرت انسان و همچنین اجزای تشکیل دهنده ماهیت انسان، رشد، سوء عملکرد و بالاخره عقل و خرد برای زندگی بشر بکار میرود. ب) بعنوان یک محصول و فرآورده: روانشناسی کم و بیش عبارت است از بدنه سیستماتیک یک سری اطلاعات که از افکار درگیر ومشغول در درک ماهییت انسان حاصل میشود، بطور مثال در روانشناسی فروید. ج) بعنوان یک دخالت و پا در میانی: روانشناسی یا روان درمانی عبارت است از رابطه بین روان درمانگر و اشخاص بیمار که در این حالت شامل عوامل زیر میشوند: شنیدن/گوش فرا دادن بصورت قاطع، درک صحیح حالات طرف مقابل، و در صورت لزوم توضیح و تفسیر شفاهی سوء عملکرد بمنظور تسهیل و آسان نمودن روابط سلامتی، آگاهی ها، خرد و رشد اینک 4 مورد جهت بر رسی سوال مورد نظر 1- آیا در کتاب مقدس، روانشناسی شامل میشود؟ با فهمیدن سوال اصلی ما در این معنی، جواب بوضوح و به روشنی بله است. نویسندگان کتاب مقدس تحت الهام روح القدس در مورد ماهیت انسان (پیدایش 7:2؛ لاویان 17:24)، روح (اشعیا 24:29)، بدن (اشعیا 13:13)فکر (فیلیپیان 3:2)، قلب (مزمور 12:90)، سوء عملکرد (یعقوب 8:1)، شکوفایی (افسسیان 16:3-19)، پروسه تغییر (رومیان 1:12-2) و همچنین خرد برای نحوه زندگی (کتاب امثال)، مشاهدات و بازتاب های متعددی را بازگو نموده اند بنابراین خیلی واضح است که خداوند بعنوان خالق بشر دارای روانشناسی سیستماتیک و جامع و دقیق وکامل از اشخاص بوده و بسیاری از این درون بینی های پر اهمیت و سرنوشت ساز را از طریق بازتاب های نویسندگان انجیلی که به آنها الهام می شده به ما منتقل نموده است. 2- آیا روانشناسی ها جدا از مسائل انجیلی کتاب مقدس تشکیل میشود؟ ظاهرا و بطور واضح، انعکاس و بازتابهای روان شناختی دانشمند روانشناس معروف اتریشی زیگموند فروید (1939-1856) و نیز کارل راجرز در چهارچوب کتاب مقدس نیستند اما به هر حال این موضوع که نظریات آنها با چهار چوب کتاب مقدس همخوانی دارد یا نه!؟ موضوع خیلی پیچیده تری است. برای مثال ما میتوانیم یک نوع ارتباط و وابستگی پیدا کنیم بین نظریه فروید در مورد ضمیر ناخودآگاه و سر کوفتگی - واپسرانی و شناخت انجیلی قلب پنهان و تآکید میکند که همواره منظور و هدف از تآثیر مطالب کتاب مقدس در عمق قلب انسان میباشد تا بصورت سطحی (امثال 13:14). اگرچه فروید در مورد ماهیت انگیزه های پنهانی و مخفی قلب چندین مورد درست و عاقلانه ای برای گفتن داشت که بگوید، اما ایده های دنیوی ضمیر ناخودآگاه و توضیح ( جبرگرایانه) اجباری وی در مورد عملکرد ذهنی و فکری بطور آشکار خارج از چهارچوب کتاب مقدس میباشد. از این رو روانشناسی های که بر اساس نظارت ها و بازتاب های خارج از کتاب مقدس هستند منابع مخلوط و تلفیقی هستند که باید نکته به نکته و ایده به ایده مورد نقد و بررسی قرارگیرد. بررسی های این روانشناسی های اضافه برموارد انجیلی، دارای 2 مزیت میباشد: الف) آنها میتوانند مثال ها و موارد عینی عرضه نمایند که حقایق انجیلی را نمایان ساخته و سرمشق قرار میدهد ب) آنها میتوانند عوامل و موضوعاتی را روشن توضیح دهند که نویسندگان انجیلی با آنها در تماس بودند، از قبیل عصبانیت، خشم، برآشفتگی و خوگرفتگی. 3- آیا پرداختن و داخل شدن در کار روانشناسی که نه تنها کتاب مقدس را در بر میگیرد بلکه نظارت و انعکاس فوق انجیلی را مشتمل میشود در چهارچوب کتاب مقدس میباشد؟ مسیحیان معاصر بر این نکته اختلاف نظر دارند. بعضی از پیروان و طرفداران دیدگاه/نظر مشورتی انجیلی هرگونه سند انجیلی را در این مورد منکر میشوند، در حالیکه بعضی از یک پارچه گرایان بر این عقیده پایبند هستند که رویه انجیلی سنّتی و قدیمی برای کار روانشناسی وجود دارد. نویسندگان کتاب امثال در عهد قدیم- مردان خردمند که نقش بی نظیر و بی همتا در تعلیم و آموزش قوم اسرائیل برای زندگی بهتر در تمام زمینه های زندگی در خدا براساس خرد و تجربه (امثال 1:1-8،6-9؛ 1:4؛ 6:20) براساس و اصول این خرد، مستلزم داشتن رابطه درست با خدا (امثال 7:1) که منبع نمایی و نهایی عقل و مکاشفه است (امثال 6:2)، میباشد که مرکزّیت سلامت فکر مردم است (امثال 18:29). اما به هر حال، مردم عاقل و خردمند نیز اصرار میکردند که یک نیروی فوق انجیلی مهم خرد برای زندگی وجود دارد که با مشاهده و بازتاب قابل تشخیص میباشد (امثال 6:6، 24:30-28). براساس دنیای طبیعی و به ویژه اشخاص و اوضاع پیچیده و بغرنج آنها (امثال 30:24-34)، خداوند دنیا را با عقل و خرد خلق کرد (امثال 19:3-20) به نحوی که هوش و ذکاوت خدایی نقش آفرین شده است در طبیعت (امثال 22:8-31) و زندگی بشر بطوریکه هر شخصی میتواند یک سری اصول خردمندانه و عقلانه بذر پاشی و درو کند و برداشت محصول برای اجتناب از حماقت و نابخردی و نیز داشتن یک زندگی خوب برطبق آنچه که با سرشت انسانی خلق شده است، کشف نماید (امثال 32:8-36). بنابراین، مردان خردمند در کتاب عهد قدیم، وضعیت نخستین و ابتدائی کتاب مقدس و نحوه توجیه آن دوران را برای علم روانشناسی نشان میدهند. در مورد کتاب امثال عهد قدیم، خداوند از طریق تجربه های افراد خردمند برای ایجاد و تولید اصول و مشاهدات الهام شده زندگی عمل میکند در حالیکه عقل و خرد جمع آوری شده در کتاب آسمانی از اقتدار خدایی سرچشمه گرفته است، کار مداوم کلیسا در روانشناسی منوط است/مشروط است به نگاه موشکافانه و ژرف نگری از کتاب مقدس، عقل و دلیل و همچنین مشاهدات . اگرچه آنهایی که ایماندار نیستند میتوانند عقل و خرد برای زیستن از طریق روانشناسی دریابند ولی فقط ایمانداران میتوانند بدانند و بشناسند و با این اصول زندگی کنند به همان نحو که یک انسان بایستی در رابطه با خدا باشد. 4- آیا روان درمانی در چهارچوب کتاب مقدس است؟ بی شک و مسلمآ دخالت روان درمانی در چهارچوب کتاب مقدس میباشد، به این معنی که کتاب مقدس همدلی، تفاهم و توافق صادقانه و اهمیت روابط را بین اشخاص تشویق مینماید. این امر بصورت آشکار قابل رویت است "بیان کردن حقیقت با روح محبت" (افسسیان 15:4)، در طرز رفتار با یکدیگر (افسسیان 32:4؛ کولسیان 12:3-14؛ 1تسالوکیان 11:5و14)، در اعطایای کلیسا (رومیان 4:12-8) در کتاب پند و اندرز، و همچنین در کتاب امثال (1:4-5). اما به هر حال محتوای آنچه که روان درمانی بعنوان عقل و خرد مورد ملاحظه قرار میگیرد باید در چهارچوب کتاب مقدس (امثال 30:21)، حقیقت (امثال 7:8) و متناسب با وضعیت (امثال 11:25) مورد قضاوت قرار گیرد.    


Jan/18/2016 کتاب مقدس کشیش ورژ باباخانی 381 بازدید 1  

نظرات کاربران


ارسال نظر