یادداشتی بر درگذشت بانوی آواز- خانم مهستی

دوستان عزیز، درگذشت خواننده محبوب و بانوی آوازایران خانم "مهستی" باعث غم عموم هنردوستان ایرانی گردیده است.

آنچه در این گیر و دار توجه بسیاری را به خود جلب نموده و موجب سخنان متناقض و نا آگاهانه و گاه مغزضانه‌ای چه با زبان قلم و چه با زبان تصویر در تلویزیونهای مختلف گردیده است، گفتگو در باب مسیحی شدن "مهستی" است.
آنچه مشهود است ایمان قلبی و اقرار زبانی و عملی این هنرمند به خداوندی عیسی مسیح و همچنین گفتگوی خود ایشان با بسیاری از دوستان و راهنمایی برخی از هموطنان ما به آشنا شدن با منجی عالم، عیسی مسیح است. اگر دیگران آگاه نبودند، مهستی از بیماری خود و نظر پزشکان آگاه بود. هیچ شخصی در مرتبه و جایگاه مهستی با توجه به آگاهی از محبوبیت خاص خود بر قلوب میلیونها ایرانی، حاضر نیست در واپسین لحظات عمر دست به اقدامی بزند که دسترنج عمر خود که اعتبار و پذیرش و محبوبیت نزد همگان است را بر باد دهد و خاطره‌ای تلخ و مخدوش در اذهان باقی گذارد.

برای برخی از دوستان این سوال پیش آمده است که چنانچه بانو مهستی اینچنین به ایمان و اعتراف قلبی خود به عیسی مسیح و ایمان مسیحی خویش پایبند بوده است، چگونه تا قبل از درگذشت این بانو کسی از این مسئله مطلع نشده است. در جواب باید گفت:
اولاً وی بر خلاف آنچه که برخی از خبر گذاریها اصرار بر آن دارند، ایمان و تعمید خود را مخفی نکرد بلکه از همان شروع به خانواده، دوستان نزدیک، کنسرت گذاران، همراهان کاری و دیگر هنرمندان نیز ایمان و تعمید خود را اعلام نمود. وی در ماههای آخر حیات خود آنچنان با هیجان با دیگر هنرمندان نیز در مورد مسیح صحبت کرد که برخی از ایشان که لازم به بردن نامشان نیست ابراز علاقه، ابراز ایمان و حتی برخی از آنان علاقه قلبی خود را برتعمید آب ابراز نمودند.

ثانیاً به علت اینکه ایمان رسمی و تعمید آب وی در سال آخر حیات ایشان بود، متاسفانه بیماری به ایشان مجال چندانی نداد، اما باز هم لازم به تذکر است که ایشان با وجود مجال کم ووضعیت جسمانی نامساعد از هر وقت و بی‌وقت استفاده نموده و پیام خوش و نجاتبخش انجیل را به نزدیکان، دوستان و اقوام خویش اعلام نمود. امیدواریم که این دوستان با بازنگری به قلب خود به جای سکوت از این حقیقت، راستی را بیان نمایند. بانو مهستی تنها چند هفته قبل از درگذشت، وقتی در منزل دختر خود بستری بود، در طی تماسی تلفنی توسط یکی از همکاران هنری خود که وی نیز مدتی است به مسیح ایمان آورده، در مقابل این جمله که: "مهستی عزیز با امید بر روی ایمانت بایست"
اینگونه پاسخ داد: "من به مسیح ایمان دارم و نگران من نباشید. او به من آرامش بخشیده، فقط آرزوی سلامتی دارم تا لااقل برای خداوندم یک آلبوم بخوانم" و این جمله آخر را بارها به اطرافیان خود بازگو نمود.

زمانی که وی در دبی تقاضای تعمید آب نمود، کلیسا در حین احترام به وی، به ایشان اعلام نمود که می‌باید حتما دوره‌های اصول مقدماتی مسیحیت را طی کنند. وی آنچنان اشتیاقی از خود نشان داد که از فردای آن روز هر روزه در این کلاسها به شکل فشرده شرکت نمود. 
آیا براستی این عمل را آنچنان که بعضی از تلویزیونها می‌نامند انرژی درمانی است؟! آیا تعمید آب تنها شرکت در یک جلسه کلیسایی از روی تفنن و دوستی است؟ بر همگان واضح است که تعمید آب مهمترین و اصلی‌ترین عمل آیینی در ابراز و اعتراف عمومی ایمان است توسط شخصی که مسیح را بعنوان نجات دهنده خود پذیرفته است، تعمید آب، آیین ورود رسمی و اعلان و اعتراف عمومی ایمان و عضویت در خانواده الهی و کلیسای عیسی مسیح است.

مهستی بانویی دنیا دیده بود، طعم موفقیت را از هر لحاظ چشیده و رنگ وبوی این دنیا را به خوبی حس و تحربه کرده بود بنابراین با چشانی باز و هوشیاری تمام و کمال، عیسی مسیح را شناخت و به خداوندی او اقرار نمود و به نجات دهنده شخصی زندگی خود پیوست و از این جهت در آیین مقدس تعمید شرکت کرد و با خوشحالی زاید الوصفی این ارتباط نویافته با خالق جهان را به بسیاری از دوستان اعلام کرد.
جای تعجب است که بسیاری از هموطنان ایرانی هنوز از تحولات عمیق اجتماعی جامعه ایرانی آگاهی ندارند و تمام همّ و غمّ خود را فقط در سیاستهای گذرا و مادیات ناپایدار و رقابتهای حرفه‌ای می‌جویند.

دوستان، آگاه هستید که چند صد هزار نفر ایرانی با چشمان باز و آگاهی کامل چه توسط ملاقات مسیح در خوابها و رویاها و چه در بیداری با شنیدن پیام خوش نجات بخش مسیح از طریق رادیو و یا تماشای شبکه‌های تلوزیونی مسیحی و یا با خواندن کتاب مقدس و ادبیات مسیحی در پای صلیب عیسی مسیح به ملاقات منجی خود عیسی آمده و هر نوع رنج و تکفیر اجتماعی را با جان و دل خریدند. در بین این خیل مردمی، بسیارند محققین، اساتید، متفکرین و هنرمندانی که بعلت فقدان عدالت و مساوات اجتماعی وعدم برخورداری از اولین حق انسانی یعنی آزادی اندیشه و آزادی دین، ناگزیر ایمان مسیحی خود را اعلان نمی‌کنند و این گنجینه را در دل خود مخفی نگه می‌دارند.
در همین جا باید اضافه کرد که بسیاری نیز با شجاعت وصف ناپذیر الهی علیرغم تمامی این مخاطرات این نور ابدی را پنهان نکرده و با پیامدهای سخت چنین اعترافی مواجه می‌شوند.

جالب است که در انجیل یوحنا باب سوم، روحانی برجسته‌ای چون نیقودیموس بدلیل ترس از مذهبیون حاکم بر آن زمان، در تاریکی شب و در تنهایی به سراغ عیسی مسیح آمد و جالب تر آنکه نام نیقودیموس هرگز به شکلی گسترده در میان منادیان ایمان مسیحی در کلیسای اولیه جز باری دیگر در کنار یوسف رامه‌ای در مراسم تدفین عیسی مسیح مطرح نگردید. شاه شاهان و خالق هستی،عیسای مسیح، نگرانی و ترس نیقودیموس را از جامعه حاکم، تحقیر نکرد و با نظر براشتیاق حاکم بر قلب نیقودیموس شبانه با او ملاقات کرد.

دوستان مسیحی :
از مسیح داغتر نشوید، اجازه دهید افراد سرشناس و برجسته‌‌ای همچون هنرمند گرامی روانشاد مهستی در پای صلیب به ملاقات منجی خویش بروند. اگر مسیح افراد را با رویی گشاده می‌پذیرد لطفاً شما نیز آنها را با آغوشی باز صرفنظر از رنگ و شان و نژاد و ملیت، بپذیرید.
کشیش شهید هایک هوسپیان مهرچنین می‌گفت: چه بسا ایمانداران مسیحی در آسمان با افرادی مواجه شوند که هرگز انتظار دیدارشان را درملکوت خدا نداشتند و بسیاری را در ملکوت نبینند که بر روی زمین در کنار مسیح به آنها رتبه داده بودند.

برادران و خواهران هموطن ایرانی :
مسیحیت توشه میسیونرهای غربی برای ایرانیان در دو قرن گذشته و چه در حال حاضر نیست. آنانکه ستاره را بر بالای بیت لحم دیدند و به پرستش اولین جشن تولد مسیح آمدند، به ظن بسیاری حکیمانی از ایران زمین بودند و نیزازاولین اقوام شاهد بر ریزش روح القدس و تولد کلیسای مسیح، سه قوم پارتیان و مادیان و عیلامیان از سرزمین پهناور ایران بودند.
به گواهی اسناد معتبر تاریخی، اولین مبشرین و منادیان ایمان مسیحی در مشرق زمین تا به هند و چین، نه آمریکایی بودند و نه انگلیسی بلکه مسیحیان پاک ایرانی.
سپاس خدا را که باران رحمت خود را در چنین روزگار سخت، بر ملت ایران می‌ریزد و صدها هزار نفر به ملکوت عیسی مسیح جذب گردیده و فرزندان روشنایی می‌گردند.

Aug/01/2019 مشتاقان انجیل کشیش ورژ باباخانی 40 بازدید 1  

نظرات کاربران


ارسال نظر