محمد، پیامبر اسلام و مسئله جنجالی زنانش

 
به اعتقاد مسلمانان قرآن کتابی آسمانیست که همه دوره ها و زمانها را در بر می گیرد. کتابی بی نظیر و بدون خطا که مملو از معجزات است. آنها معتقد هستند که این کتاب به عنوان رابط میان محمد و مسلمین عمل می نماید.

یکی از بزرگترین اشکالاتی که به پیامبراسلام  وارد می شود، در مورد نوع تفکرجنسی او در ارتباط با زنان است. وقتی کتب اسلامی را در مورد دلایل ازدواجهای محمد پیامبر مسلمین بررسی می کنیم، به این نتیجه می رسیم که پیروان او بسیار کوشیده اند تا چهره او را با داستان سرایی های بی پایه از اتهامات وارده مبرا نمایند و ازدواج های او را با دلایل واهی توجیه نمایند. البته اقدام به تعدد زوجاتِ یک فرد نمی تواند دلیل مناسبی برای نفی پیامبر بودن  وی باشد.

با توجه به زندگی محمد می توان به یکی از بزرگترین اهداف او از جنگهایی که به راه انداخته و آنچه که برایش تلاش نموده پی برد. اطلاعاتی که قرآن و کتب تاریخی اسلام  در مورد این دلایل به ما داده اند  این است که، محمد زنان بسیاری را برای خود اختیار کرده که همه این وصلت ها بخاطر لذت دنیوی نبوده، بلکه هدف محمد پیامبر اسلام از ازدواج های متعدد، کمک به زنان بی سرپرست و بیوه زنان فقیر بوده است.

آیا براستی ازدواج های محمد، شخصی که عقیده بر این داشت " زنان کشتزار مردان هستند"، کمک به بیوه زنان بوده است؟

 وقتی قرآن (به عقیده  مسلمین کتابی بی نظیر و مصون از خطا) را بررسی می کنیم، مشاهده می کنیم که قرآن اطلاعات دیگری را نیز به خوانندگان خود در مورد این مبحث ارائه می دهد.

برای مثال اگر ما به سوره احزاب آیه 51 مراجعه کنیم، آیه  مزبور چنین می گوید:

تُرْجِي مَنْ تَشَاءُ مِنْهُنَّ وَتُؤْوِي إِلَيْكَ مَنْ تَشَاءُ وَمَنِ ابْتَغَيْتَ مِمَّنْ عَزَلْتَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكَ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ تَقَرَّ أَعْيُنُهُنَّ وَلَا يَحْزَنَّ وَيَرْضَيْنَ بِمَا آتَيْتَهُنَّ كُلُّهُنَّ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا فِي قُلُوبِكُمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَلِيمًا

"(ای محمد) نوبت هر كدام از آن زنها را كه مى‏ خواهى به تأخير انداز و هر كدام را كه مى‏ خواهى پيش خود جاى ده و بر تو باكى نيست كه هر كدام را كه ترك كرده‏ اى  طلب كنى. اين نزديكتر است براى اينكه چشمانشان روشن گردد و دلتنگ نشوند و همگي‏شان به آنچه به آنان داده‏ اى خشنود گردند و آنچه در دلهاى شماست‏ خدا مى‏ داند و خدا همواره داناى بردبار است."

 این آیه نشان می دهد که همانطور که قابل پیش بینی و امری عادیست محمد پیامبر مسلمین از پس همه زنان خود بر نمی آمده و اگر چنین است پس موضوع برقراری مساوات در بین زنان منتفی می گردد . بنابراین خدای قرآن راه حلی را برای او در نظر گرفته تا به کمک زیاده خواهی او بیاید. او به محمد پیشنهاد می دهد که می توانی در نوبت های متعدد با زنان خویش همبستر شده و به دلخواه، شب خود را انتخاب کنی و از نوبت دادن و قول و قرار خلاصی یابی.

 کتاب تفسیر المیزان یکی از کتب معرف دنیای اسلام  در مورد آیه فوق چنین تفسیری می نویسد:

" این عبارت اشاره باشد به مسأله تقسیم بین همسران و اینکه آن جناب مخیر است که شبهای خود را در میان همسرانش تقسیم کرده یا تقسیم نکند و به فرضی هم که تقسیم کرد می تواند آن را بهم بزند و آنها را مقدم و مؤخر کند و یا اگر با یکی متارکه نموده، دوباره به او نزدیک شود. بلکه این امر بهتر و نزدیکتر است به اینکه آن زنان چشمانشان روشن شود و خوشحال شده و به آنچه تو در اختیارشان قرار داده ای راضی شوند و اندوه نخورند و خدا آنچه را در دلهای شماست می داند، یعنی خدا می داند که آنکه او را پذیرفته ای و قسمتش را مقدم نموده ای، خوشحال است، آنکه او را رد کرده ای یا قسمتش را مؤخر کرده ای به امید روزیست که او را بپذیری و یا قسمت او را مقدم نمایی و خدا نسبت به مصالح بندگانش علم دارد و چون بردبار است در عقوبت آنها عجله نمی کند و در بعضی امور مصلحتاً به آنها مهلت می دهد."

طبق آیه 51، زنان محمد از نوبت همخوابگی که او برایشان قائل می شود نباید محزون باشند .

در آیه فوق جای شگفتی وجود دارد، زیرا محمد در زمان پیری نیز برای همخوابگی با زنان خود آیه از آسمان نازل می کند.  آیه نازل شده از جانب خدای قرآن به محمد می گوید هر کدام از زنانی  که می خواهی اختیار کن و اگر نمی خواهی، همخوابگی با آن زن را به تأخیر بیانداز. این موضوع باعث شد که او برای هم بستر شدن با زنان دستِ باز داشته باشد و هر گونه رفتاری را که بخواهد با آن زنان به انجام رساند.  

طبق آیات متعدد قرآن  تعدد زوجات در اسلام کار پسندیده ای شناخته شده است. برای مثال در سوره

احزاب آیه 50 چنین آمده است:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَيْهِمْ فِي أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا 

" اى پيامبر ما براى تو آن همسرانى را كه مهرشان را داده‏ اى حلال كرديم و [كنيزانى] را كه خدا از غنيمت جنگى در اختيار تو قرار داده و دختران عمويت و دختران عمه ‏هايت و دختران دايى تو و دختران خاله ‏هايت كه با تو مهاجرت كرده‏ اند و زن مؤمنى كه خود را به پيامبر ببخشد در صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد ويژه توست نه ديگر مؤمنان ما نيك مى‏ دانيم كه در مورد زنان و كنيزانشان چه بر آنان مقرر كرده‏ ايم تا براى تو مشكلى پيش نيايد و خدا همواره آمرزنده مهربان است."

طبق آیه 50 که در بالا ذکر شد، نه تنها مردان می توانند چهار زن اختیار کنند، بلکه محمد پیامبر مسلمین می تواند هر زنی را بدون مهریه و شهود برای خود بگیرد؛ و اگر او مایل باشد می تواند آن زنان را برای خود اختیار کند.

در این قسمت به بررسی آیه 50 از سوره احزاب می پردازیم. در ابتدای آیه چنین آمده است:

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَكَ أَزْوَاجَكَ اللَّاتِي آتَيْتَ أُجُورَهُنَّ

" اى پيامبر ما براى تو آن همسرانى را كه مهرشان را داده‏ اى حلال كرديم."

در آن زمان رسم بر این بود که باید به زنان مهریه داده شود و بعد از دادن مهریه به زن، ازدواج صورت بگیرد. قرآن چنین نقل و قول می کند که زنان پس از گرفتن مهریه برمحمد حلال هستند.  

در ادامه همان آیه می گوید:

وَمَا مَلَكَتْ يَمِينُكَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَيْكَ

" و [كنيزانى] را كه خدا از غنيمت جنگى در اختيار تو قرار داده و تو مالک شده ای."

یعنی زنانی که در جنگ به اسارت محمد و لشکر او در آمده اند بر محمد حلال هستند؛ چه زنان شوهر دار و چه دخترانی که به عنوان کنیز در اختیار او قرار گرفتند.

این را نیز باید اضافه نمود که اگر زنی در اسلام به عنوان کنیز به اسارت گرفته شود، نیازی به اخذ رضایت نامه از او جهت همبستر شدن با وی نیست.  آیا همبستری با زنی بدون رضایت وی تجاوز به حساب نمی آید؟ گویا در اسلام این مسئله رحمت و سعادت برای کنیزان می باشد.

در ادامه آیه 50 می گوید:

وَبَنَاتِ عَمِّكَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِكَ وَبَنَاتِ خَالِكَ وَبَنَاتِ خَالَاتِكَ اللَّاتِي هَاجَرْنَ مَعَكَ

" دختران عمويت و دختران عمه ‏هايت و دختران دايى تو و دختران خاله ‏هايت كه با تو مهاجرت كرده‏ اند."

طبق این آیه محمد بر همه دختران عمه و دختران خاله و دایی محرم بوده و اجازه همبستر شدن با آنها به وی داده شده است.

در ادامه آیه 50 باز قرآن می گوید:

وَامْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَهَا

" و زن مؤمنى كه خود را به پيامبر ببخشد در صورتى كه پيامبر بخواهد او را به زنى گيرد ويژه توست."

اگر به این قسمت آیه توجه کنید متوجه خواهید شد که زنان مؤمن می توانند خود را به محمد هدیه دهند. آنها بدون خواندن خطبه عقد از قبل بر محمد حلال بوده و محمد می تواند به آنها دسترسی داشته باشد.

و در ادامه آیه می گوید:

خَالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ

" اما چنین ازدواجی تنها برای تو مجاز است."

جای بسی تعجب است که چرا باید این نوع عمل فقط برای محمد مجاز باشد. اگر واقعاً این موضوع اختصاصی است و عمومیت ندارد، چرا باید در یک کتاب عمومی مطرح شود و همه خوانندگان قرآن آن را بخوانند؟

البته مترجمان سعی نمودند که این موضوع را از منظر ازدواج توضیح بدهند. در صورتی که کلمه ازدواج در این قسمت آیه وجود ندارد. اگر قرار باشد موضوع ازدواج در اینجا مطرح شود هر شخصی می تواند با هر زنی که رضایت دارد ازدواج نماید. اما در واقع اینجا موضوع ازدواج مطرح نشده بلکه مالکیت محمد بر زنان را نشان می دهد. ولی مترجم سعی کرده با وارد کردن جمله  ازدواج سرپوشی بر خودخواهی نبی خود در آیه بگذارد.

در حقیقت وقتی این آیه را بررسی می کنیم به چند مورد ازدواج در آیه برمی خوریم.

اول ازدواج حلال یعنی زنانی که با مهر به عقد محمد در می آیند. 

 دوم تجاوز به عنف حلال یعنی زنانی که به اسارت در می آیند و آنها را کنیز می خوانند و هیچ حقی بر سرنوشت خود ندارند.

 سوم مالکیت خودخواهانه حلالِ زنانی که دختر عمه و دایی و غیره خوانده می شوند ولی بر محمد مجاز هستند.

چهارم دل بخواهی حلال که در بی بند و باری خلاصه می شود. زنانی که خود را به محمد هدیه می دهند تا او از آنها برای لذت جسمانی خود استفاده کند که آن زنان در قرآن زنان مؤمن خطاب می شوند.

چگونه ممکن است یک زن  به مردی بگوید که با من رابطه جنسی برقرار کن و هنوز او را زن مؤمن نامید؟

اصولاً در تمامی فرهنگها و در طول تاریخ  چنین زنانی، زنان مؤمن خطاب نمی شوند، بلکه از القابی مثل فاحشه، لاابالی و غیره استفاده می شود.

در ضمن اگر این کارعمل پسندیده ای است، چرا همه مجاز به انجام آن نمی باشند؟ و اگر کار ناشایستی  است، چرا فردی که ادعای پیامبری دارد باید آن را انجام دهد؟ از آنجایی که محمد ادعا می کند که من هم مثل شما انسان هستم (انا بشر مثلکم) پس چگونه  در مسائل جنسی و در ارتباط با زنان این موضوع را مختص خود می داند.

از کتاب صحیح بخاری در تفسیر آیه 51 سوره احزاب نقل شده که اولین زنی که خود را به محمد بخشید زنی بنام خوله بنت حکیم بود. 

کتاب صحیح البخاری چنین نقل می کند:

كنت اغار على اللاتي وهبن انفسهن لرسول الله (ص) واقول اتهب المراه نفسها فلما انزل الله تعالى ترجی من تشاء منهن وتووی الیک مَن تشاء و من ابتغيت ممن عزلت فلا جناح عليك قلت ما أرى ربك إلا يسارع في هواک (صحیح بخاری/حدیث شماره 4510

" خوله دختر حکیم از زنانی بود که بدن خود را به پیامبر بخشید، پس عایشه گفت زن از اینکه جسم خودش را به مردی ببخشد خجالت می کشید پس آیه ی (ترجی من تشاء منهن) نازل شد گفتم: ای فرستاده ی الله، می بینم که پروردگار در بر آوردن خواسته تو شتابان است."

صحیح البخاری جلد هفتم ، صفحه 12

نکته ی جالبی که به آن اشاره شده این است که عایشه با گفتن  (ما أرى ربك إلا يسارع في هواک) به محمد کنایه زده و به او گوشزد می کند که چطور خدا فوراً آیاتی را برای هوس های جسمانی تو نازل می کند.

 این را هم باید اضافه کنم که خوله بنت حکیم خاله محمد یعنی خواهر مادر او بوده است.

در حقیقت محمد با ادعای نزول  آیه 51 سوره احزاب از آسمان، حکم داشتن رابطه جنسی خود را با همه پیروان خود پیاده نموده تا هر زنی را که بخواهد به تصرف خود درآورد.

در ادامه و خاتمه این آیه قرآن میگوید:

لِكَيْلَا يَكُونَ عَلَيْكَ حَرَجٌ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا 

" این همه برای این است که تو (محمد) دچار کمبود و مشکل نباشی و خدا همواره آمرزنده مهربان است."

البته در ترجمه آقای قمشه ای چنین آمده است:

" اين به خاطر آن است كه مشكلي (در اداي رسالت) بر تو نبوده باشد."

آیه فوق در مورد همبستر شدن با انواع زنان و مالکیت جسمی آنان توسط محمد نازل شده و مترجم محترم سعی در توجیه نزول آیه برآمده و عباراتی را در زبان فارسی به آیه اضافه کرده است.

سؤالی که در اینجا مطرح است این است: آیا رسالت پیامبر اسلام فقط در لذت و ارضای جنسی نهفته شده است؟

آیه 53 سوره احزاب می گوید:

.... وَمَا كَانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَلَا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْوَاجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَدًا إِنَّ ذَلِكُمْ كَانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمًا

" و شما حق نداريد رسول خدا را برنجانيد و مطلقاً [نبايد] زنانش را پس از [مرگ] او به نكاح خود درآوريد چرا كه اين [كار] نزد خدا همواره [گناهى] بزرگ است."

این قانون شاید یکی از غیر انسانی ترین احکام در مورد زنان نگونبختی که به عنوان زنان محمد شناخته شده اند، است. زنانی که حق ندارند بعد از مرگ محمد در فکر ازدواج دوباره بوده و باید در تنهایی و فلاکت زندگی کنند و اختیار زندگیشان پس از مرگ محمد نیز در دست خودشان نیست.

 برای نمونه می توان به عایشه همسر محمد اشاره کرد. زمانی که محمد پیامبر مسلمین درگذشت، او هنوز هیجده سال سن داشت و به حکم قرآن باید مابقی عمر خود را درتنهایی و بدون فرزند می گذراند.

البته روایتهای گوناگونی در دنیای اسلام موجود است که می گوید عایشه با شخصی بنام طلحه و یا  زیبر بصورت پنهانی ازدواج نموده و اعتنائی به حرف پیامبر مسلمین نکرد.

قانون منع شدن ازدواج زنان محمد، شاید بخاطر افشا نشدن راز ابتر یا مقطوع النسل بودن محمد و یا شاید هم به خاطر حس خودخواهی او بوده است.

ایراد دیگری که می توان به قرآن و محمد وارد نمود، قانون تعدد زوجات است. ایشان در قرآن به پیروان خود دستور می دهد که جهت ازدواج دائم حداکثر تعداد چهار زن را در نظر بگیرند. درصورتیکه خود محمد در زمان حیات خویش  زنان متعددی را بصورت دائمی اختیار کرده بود. در حقیقت حکم  تعداد ازدواج دائم هر مرد در اسلام و قرآن با چهار زن است؛ در حالی که محمد قانون خود را زیر پا گذاشته و با 19 زن بصورت دائمی  ازدواج کرد.

زنان محمد از این قرار هستند:

1-خدیجه دختر خویلد که فرد متشخص و متمکنی بود و محمد پیامبر اسلام سومین همسر ایشان بود.

2-عایشه دختر ابوبکر صدیق در سن 7 سالگی بنام پیامبر اسلام ثبت شد و در 9 سالگی " به نکاح محمد در آمد. زمانی که عایشه 6 ساله بود پدرش ابوبکر او را به عقد شخصی بنام جبیر بن مطعم بن علی در آورد. اما محمد پیامبر مسلمین از پدرش ابوبکر خواست تا وعده ازدواج با جبیر بن مطعم را بهم زده و عایشه را به عقد محمد پیامبر مسلمین در آورد.

3-سوده دختر زمعه شخصی که بیوه سکران بن عمرو بوده و از اهالی حبشه بود.

4-حفصه دختر عمر بن الخطاب که پس از بیوه شدن به نکاح محمد در آمد.

5-ماریه قبطیه که از سرزمین مصر به عنوان هدیه برای محمد فرستاده شد.

6-ام حبیبه دختر ابوسفیان و خواهر معاویه و بیوه شخصی بنام عبداله بن جحش که در سرزمین حبشه درگذشت.

7-حویریه دختر حارث بن ابو ضرار رهبر قبیله بنی مصطلق و زن شخصی بنام مسافع بن صفوان که جزو غنایم و اسیران قبیله بنی مصطلق بود و به محمد پیامبر اسلام رسید.

8- زینب دختر جحش که قبلاً زن زید بن الحارث پسر خوانده محمد بود. یعنی محمد با عروس خود ازدواج کرد.

  کتاب طبقات ابن سعد جلد هشتم صفحه 103 و 104 در مورد عروس محمد پیامبر مسلمین چنین می گوید:

رسول الله بعد از دیدن زینب، در حالی که پشت کرده و می رفت همهمه ای کرده و با خود چیزی می گفت که مفهوم نبود و فقط گاهی به صورت آشکارا این جمله را می گفت: پروردگار بزرگ منزه است. تصرف کننده و دگرگون کننده دلها منزه است. چون زید (پسر خوانده محمد) به خانه برگشت همسرش او را گفت: رسول خدا بر در خانه آمده است. زید گفت به ایشان نگفتی به خانه بیایند؟ پاسخ داد خواهش و  پیشنهاد کردم نپذیرفت. زید پرسید: آیا چیزی و سخنی از او نشنیدی؟ گفت: هنگاهی که پشت کرده بود و می رفت شنیدم چیزی می گفت ولی نفهمیدم. زید پرسید: چه می گفت همسر او در جواب گفت: فقط شنیدم که می گفت پروردگار بزرگ منزه است، دگرگون و تصرف کننده دلها منزه است. زید حرکت کرد و چون به حضور پیامبر رسید گفت به من خبر رسید که بر در خانه ام آمده اید، ای رسول خدا پدر و مادرم فدای تو باد کاش به خانه می رفتی، شاید تو را از  زینب خوش آمده و او ترا شگفت زده کرده است؛ من از او جدا می شوم. رسول خدا فرمود همسرت را پسندیده نگهدار. زید از آن روز به بعد نتوانست با زینب در آمیزد و به حضور پیامبر می آمد و وضع خود را به آن حضرت خبر می داد ... سرانجام زید از زینب جدا شد و از او کناره گرفت و سپس پیامبر با او ازدواج کرد.

جای تعجب است زنی متأهل که از قضا عروس محمد نیز بحساب می آید، دل شخصی  که مدعی پیامبریست را دگرگون کرده و این دگرگونی موجب ازدواج او با پدر شوهرش می شود.

9-صفیه دختر حی بن اخطب که قبلاً زن شخصی بنام کنانه بن ربیع که از رؤسای خیبر بود.

10- فاطمه دختر سریح

11- میمونه دختر حارث الهلالیه خواهر زن ابوسفیان و عباس بن عبدالمطلب و خاله خالد بن ولید

12-اسماء دختر سیاء

13-هند دختر یزید

14-زینب دختر یزید

15-هبله دختر قیس و خواهر اشعث

16-فاطمه دختر ضحاک بن سفیان کلابی که محمد او را به زنی گرفت.

17-ام سلمه دختر بنی امیه

18-ام شریک در حالی که شوهر داشت خود را به محمد پیامبر اسلام بخشید (او یکی از چهارزنی بود که خود را به پیامبر بخشید) که در اسلام این عمل را (هبه کردن) می گویند.

19-ریحانه که در جنگ به اسارت سپاه اسلام در آمد از اسرای بنی قریظه که بعد از اسارت به محمد هدیه داده شد.

متون کتب اسلامی نشان می دهد که محمد پیامبر اسلام بطور چشمگیری در روابط جنسی تنوع طلب بوده است.

در کتاب سیره حلبیه در جلد سوم صفحه 453 به نقل از علی بن برهان الدین حلبی می نویسد:

محمد در طول زندگی خود از 30 زن خواستگاری کرد! البته لفظی که برای واژه خواستگاری بکار رفته در حقیقت به شکل امروزی نبوده، بلکه در واقع او زنان را تصرف می کرده است.

چنانچه به قرآن مراجعه کنیم می بینم که محمد، تنوع طلبی جنسی خود را با مجوز خدا، در قرآن بکار می گیرد.

مشکل محمد پیامبر مسلمین در تمایلات ناگهانی جنسی بود. اتفاقی که در مورد حفصه و ماریه که هر دو از زنان محمد محسوب می شدند، رخ داد( آنچه در ابتدای سوره التحریم گفته شده است).

نزول آیات در قرآن در جهت تمایلات جنسیِ فردی بوده که ادعای پیامبری داشته است. آیا اکنون زمان آن فرا نرسیده تا با حقیقت مواجه شده و بدانیم هر نامی نمی تواند رهبری معنوی و نیکو برای بشریت باشد؟

منابع:

کتاب تفسیر المیزان

صحیح البخاری

کتاب طبقات ابن سعد جلد هشتم

کتاب سیره حلبیه

قرآن عربی و فارسی ترجمه آقای دکتر الهه قمشه ای

نویسنده مقاله: کشیش آبیلا یوحنا مارو

Oct/22/2019 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 17369 بازدید 40  

نظرات کاربران


ارسال نظر