آیا آئین زرتشت، مذهب یا دینی الهی است؟

 برای شناخت هر دین و مذهبی که ادعایی مبنی بر الهی بودن دارد، ابتدا باید به سراغ پیامبر و کتابی که منسوب به او است رفت تا بتوان جان مایه و واقعیت آن را از جهات مختلف تاریخی، اعتقادی، احکام و اخلاق و... بدست آورد و آیین و دین زرتشت هم از این امر مستثنی نیست. مزدا، یسنا یا دین زرتشت از ادیان باستان ایران و ایرانیان به حساب می آید که به پیامبر ایرانی بنام اشوزرتشت منتسب می باشد، و اوستا نام کتاب این دین است. آنچه که برهمگان مشهود است آنست که هیچ اثر مشخصی از این پیامبر در دسترس نیست. او احتمالا" حدود سه هزار سال پیش و با اختلاف چند صد سال کمتر یا بیشتر زندگی می کرده است.

همراه شدن نام زرتشت با پادشاهان اساطیری و افسانه ای ایران باستان، همچون گشتاسب شاه، پدر اسفندیار در شاهنامه فردوسی که معلوم نیست اصلاً ارتباطی به واقعیت تاریخی داشته یا خیر، این احتمال را بوجود می آورد که شاید اصلاً شخصی بنام زرتشت وجود خارجی نداشته است. مخصوصاً که داستانهای زندگی زرتشت بیشتر به افسانه شباهت دارد تا واقعیت. در عصر هخامنشیان، داریوش بزرگ، شخصی زرتشتی بود و آیین زرتشت در ایران رواج پیدا کرد. اما پس از گذر زمانی چند با حمله اسکندر مقدونی و نابودی دودمان هخامنشیان، موبدان زرتشتی کشته شده و اوستا از بین رفت. پس از آن پیروان باقی مانده زرتشت، به تهیه کتاب اوستای دیگری پرداختند که به گفته رئیس انجمن جهانی زرتشتیان آقای دکتر آبتین ساسانفر، شامل تمامی آیین های گذشته ایران باستان  و نه فقط دین زرتشت، بوده است. دکتر ساسانفر می گویند: تمام اعتقادات و ادیان مختلف  را در کتاب اوستا گردآوری کرده اند و نیز اعلام نموده اند  که هر کسی می باید در همین کتاب (اوستا) اعتقاد خود را پیدا نماید، ما اهل کتاب هستیم و این کتاب، کتاب دینی ماست.

پس از نابودی اولین کتاب اوستا ، کتاب اوستای دیگری در 21 بخش جمع آوری شد و در زمان ساسانیان، آئین زرتشت جانی دوباره گرفت و گسترده شد، که این بارنیز با حمله اسلام  به ایران، دوباره اوستا از بین رفت و زرتشتیان آواره شدند، عده ای به هندوستان مهاجرت کردند، به این علت که درهندوستان آنها اجازه داشتند آیین و دین خود را حفظ نمایند. زرتشتیان بار دیگر به جمع آوری اوستا پرداختند و این بار در 5 بخش اوستایی نگاشتند و گاتاها قسمتی از بخش های کتاب اوستاست که زرتشتیان معتقد هستند این گاتاها سرودهای خود شخص زرتشت می باشد که پس از هزاران سال باقی مانده است. اما آنها نمی گویند که چگونه ممکن است کتابی که بارها از بین رفته، دوباره احیاء شده باشد؟

امروزه دین زرتشت در سرزمین ایران از ادیان رسمی یکی از اقلیتهای مذهبی شناخته شده است و تحت فشار قرار دارد، چرا که حکومت کنونی ایران در محدود کردن آن همانند دیگر اقلیتهای مذهبی، سنگ تمام گذاشته است. مسلمانان از سر طعنه به دین زرتشت، آن را دو خدایی و آتش پرست معرفی می کنند. زرتشتیان 5 وعده در روز نماز می گذارند و قبله آنها آتش و یا نور است. احتمالاً چنانکه در مقاله (رابطه سلمان فارسی با محمد و قرآن) اشاره کردم 5 نماز یومیه مسلمانان از دین زرتشت برگرفته شده است. دکتر آبتین ساسانفر می گویند: تمام مسائل دینی اعم از نماز، روزه و غیره که در آیین شیعه وجود دارد، عیناً در اوستا موجود است. زرتشتیان در دفاع از عقاید خود اصرار می ورزند که آتش پرست نیستند و آتش تنها جلوه ای از وجود خدای آنهاست. آنها همچنین دو خدایی را رد می کنند و اهورامزدا را خدای یگانه می دانند که این خدا در مقابل اهریمن که یک نیروی مخرب است قرار دارد و دنیا در جنگ این دو نیرو قرار گرفته که یکی را خیر و دیگری را شرّ می دانند. از آنجایی که دین اسلام حقوق زن و مرد را یکسان نمی داند و این دین، به مذهب غم و ناله و گریه معروف است، آنها به طعنه به اسلام و مسلمانان دائماً بر تساوی حقوق زن و مرد و بر شادمانی و جشن و سرور در آیین دین خود اشاره می کنند. اما واقعیت این است که آیین زرتشت با شعارهای زیبای خود یعنی گفتار نیک، پندار نیک و کردار نیک و با همه صلح جویی و شادمانی خود همان مشکلات اسلام را داراست. دکتر ساسانفر می گوید: فکر نکنید خرافات دیگر ادیان که در اوستا وجود دارد، کمتراز دین اسلام است.

البته تعصب و عدم برخورد منطقی و ظلم و استبداد، از مشکلات آیینهای کاذب چون زرتشت و اسلام است، چرا که زمانی که به تاریخ نظری می افکنیم، یعنی به دوران حکومت ساسانیان، وقتی آیین زرتشت جان دوباره به خود گرفت، ملت ایام  خوش و باصفایی را تجربه نکردند. تاریخ می گوید: اردشیر بابکان، بنیانگزار سلسله ساسانیان یک زرتشتی بود و او به زور شمشیر، مردم را وادار به قبول دین زرتشت کرد و خود را فردی ایزدی و مورد تأیید اهورامزدا می خواند و آیین زرتشت را ابزاری برای حکومت خود کرد. آقای محمد امینی، پژوهشگر و نویسنده معاصر تاریخ ایران می گوید: کمتر دینی وجود دارد که به ضرب شمشیر و با پشتیبانی فرمانروایان چیره نشده باشد، آیین زرتشتی گری نیز از این قاعده مستثنی نیست، چرا که با یاری اردشیر بابکان و به زورشمشیر دین رسمی ایران گردید.

"وندیداد"

در ابتدا باید به این نکته اشاره  کرد که یکی از اصلی ترین و مهم ترین بخشهای اوستا "وندیداد" می باشد، که مجموعه ای از قوانین و احکام مذهب زرتشت است. آن را کتاب توضیح المسائل زرتشت نیز می توان نامید. دراین کتاب، زرتشت قوانین مربوطه را بصورت سؤال مطرح نموده و اهورا مزدا به سؤالات زرتشت پاسخ می دهد. در حقیقت به نظر اینجانب، اگر احکام دین فقط به نصایح دینی محدود شود، رفته رفته اصول دین  فراموش خواهد شد و فقط احکام دینی باقی خواهد ماند و دین زرتشت هم از این قائده مستثنی نیست. در دین زرتشت احکام دینی، احکام غیر عقلانی محسوب می شوند. به عنوان نمونه در کتاب اوستا آمده است: ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس، بگو، بدانم، هرگاه مزدا پرستان در قطعه زمینی که سگ یا انسان فوت کرده پیش از پایان یکسال تمام، بکارند و یا آبیاری نمایند سزاوار چه کیفری خواهند بود؟

واهورا مزدا پاسخ می دهد: گناه آنان بدرجه پشوین می رسد. دویست ضربه تازیانه اسپاهه و دویست ضربه تازیانه سروشه را سزاوار خواهند بود.

ظاهراً دو مرد روحانی را که در این مورد، مردم را قضاوت می کردند و فتوا می دادند و تازیانه به دست داشتند اسپاهه و سروشه می نامیدند.

این نمونه ای از مجازات در کتاب اوستا است و یا در آیین زرتشت آلوده کردن آب و یا آتش حکمش اعدام بوده است، یا مجازات قتل یک سگ و یا حتی غذای بد به سگ گله دادن از مجازات قتل یک انسان بی گناه، شدیدتر است!

در قسمت ششم کتاب که مربوط به نگاهداری استخوان جسد است می گوید: ای آفریننده جهان جسمانی و ای مقدس بگو، بدانم، هرگاه کسی استخوان سگ و یا انسان مرده را، برزمین اندازد و به پهنای دو انگشت و به اندازه دو دنده پهلو باشد و چربی و یا مغز استخوان از آن به زمین افتد، کیفر چه خواهد بود؟

اهورامزدا پاسخ می دهد: گناه او به درجه پشوین می رسد و دویست ضربه تازیانه اسپاهه و دویست ضربه سروشه خواهند زد.

حال اگر جسد کامل آدم و یا جسد کامل سگ بر زمین افتد چه اتفاقی خواهد افتاد؟ تصور کیفر این جرم را به قضاوت شخصی شما می سپارم.

در فصل چهارده کتاب می گوید: ده هزار تازیانه کیفر قتل سگ آبی است. البته باید بگویم منظور از سگ آبی، در کتاب اوستا سگ آبی که ما امروزه آن را می شناسیم نیست و مشخص نیست منظور کتاب مذکور چه نوع حیوانی است.

در فصل شانزدهم این کتاب آمده است: شستشوی دستان زن، باید با ادرار گاو و آب  صورت بگیرد. در کتاب آمده است اول باید سه گودال کنده شود، در گودال اول و دوم، زن را باید با ادرار گاو بشویند و در سومین گودال، زن را با آب بشویند.

در دفاع از این توضیح( یعنی شستشوی زن با ادرار گاو) اوستا، دو مطلب را بازگو می کند: اول اینکه مدافعان این کتاب مدعی هستند کتب ابن سینا مرجع علم پزشکی است که باید به صراحت بگویم در هیچ جای این جهان خاکی کتب ابن سینا و دیگر کتب مشابه نادرست، مرجع پزشکی نیستند و علم پزشکی خط بطلان بر این کتب کشیدند.  چرا که در زمان ابن سینا، اعتقاد بر این بود که بدن انسان شامل چهار عنصر " خون، بلغم، صفرا و سودا" است وعلت تمامی بیمارها را ناشی از به هم خوردن توازن این چهار عنصر بدن می دانستند.  به سخنی دیگر، علت بیماریها و مرگ و میر را ویروس، باکتریها و یا سرطان های مرگ بارنمی دانستند، چرا که هنوز علم پزشکی در آن زمان با آنها آشنایی نداشت و در حقیقت ناشناخته بودند.

و جالب است بدانید که این ایده نادرست پزشکی وارد دین اسلام  هم شده و به عنوان طب اسلامی مطرح است و در کانال های اسلامی هنوز پیروان اسلام از این طب استفاده می کنند و حتی در گفتار روزانه، از آن استفاده می کنند. برای مثال می گویند: من مزاجم سودایی است چکار باید کرد که مزاجم صفرایی شود. به هر ترتیب باید معترف شد که در طب پزشکی امروزی، طب ابن سینا یک طب نادرست محسوب می شود.

 در مطلب دوم دفاعیه زرتشتیان از شستن زن با ادرار گاو،  شیوه ای به نام فرشگرد و یا به عبارتی به روز رسانی و یا اجتهاد در زمان و مکان  را بیان می کنند که در اسلام نیز مطرح شده است. در اسلام بر اساس آیات مبهم، فتواهایی را برای مشخص شدن این آیات، مطرح می کنند تا مسئله مبهم بودن موضوع رفع شود و با شرایط این روزگار هم خوانی داشته باشد، می گویند اگر خدا در این زمان و این مکان بود حتماً این موضوع  را این گونه مطرح می کرد. البته در ادیان کاذب، که منشاء آنها الهی نیست، روحانیون یا رهبران مذهبی مجبور هستند به جانشینی خدا نظر بدهند. فرشگرد زرتشتیان هم بدان معنا است که در زمان حال که این دستور اوستا نوعی آبروریزی محسوب می شود، نیازی به اطاعت و اجرای آن نیست، ولی از سوی دیگرنیز حاضر نیستند منشاء الهی آن را منکر شوند و آن را محکوم و یا حذف کنند و می گویند فعلاً به آن عمل نمی کنیم. ولی جالب توجه است که همچنان این شستن در ادرار را مقدس و فرمان خدا می دانند و سعی دارند با حفظ آن، آیین آباء و اجدادی خود را به هر قیمتی حفظ  نمایند.

به عنوان یک پژوهشگر باید این را یادآوری نمایم که هیچ اجماعی بر معنای نام زرتشت وجود ندارد که یکی از اساسی ترین نقاط ضعف آیین رزتشت است. بسیار عجیب است که هیچ منبع درست تاریخی وجود ندارد که نام واقعی زرتشت در آن ثبت شده باشد. به همین علت است که برخی از منتقدین معتقدند، اصلاً شخصی به نام زرتشت وجود خارجی نداشته و آنچه به نام زرتشت تبلیغ می شود، زائیده فکر افرادی فرصت طلب و سودجو بوده که در پی کسب منافع خود بوده اند.

منابع: کتاب اوستا وندیداد ترجمه دکتر موسی جوان

نویسنده و محقق: شبان آبیلا یوحنا مارو

 

Apr/24/2018 اعتقادات اشتباه کشیش ورژ باباخانی 8237 بازدید 119  

نظرات کاربران

  • نظر ناصر

    عالی بودش ! بسیاری باور های مهن و باستانی ایران ، از جمله همین مساله زرتشت ، ریشه مشترک در باور هندوییسم داره به خاطره داشتن ریشه های مشترک ! (هند و ایرانی) از جمله ، تقدیس گاو و خدایانی به نام های اهورامزدا و اهریمن و دیو ها ! که دیو ها در باور هندو مقدس هستش و که در طول تاریخ اهورامزدا در ایران جایگزین شدش ! در شمال ایران ، هنوز فامیلی هایی به نام دیوسالار داریم که ریشه در همین باور های باستانی داره . خداوند فیض ببخشد مردان و زنان ایمان را برای رشد و آگاهی و بشارت کلام خدا و حقیقت انجیل

  • نظر َA.R

    درست است. اما این را هم بدانید که کتاب اوستا سوزانده شده بود و عالمان زرتشتی از گفته های زرتشت این کتابو بازنویسی کردند

  • نظر رستم

    بسیار عالی ممنون

  • نظر محمدرضا

    من همیشه فکر میکردم دین زرتشت کارش درسته

  • نظر ریتا

    مقاله جالب و زیبایی بود. برکت و فیض مسیح با شما

  • نظر یک نوکیش مسیحی

    علاوه بر زرتشت ، اسلام هم دارای منبع الهی نمی باشد . یعنی اینکه نه محمد فرستاده ای از سوی خداست و نه کتابش (قرآن) کلام خدا . با تشکر از مقاله هایی که منتشر میکنید و باعث آگاهی همه میشوید. فیض و محبت خدای ما مسیح با شما باد .

  • نظر Babak

    بسیار تشکر خیلی عالی بود. ما همیشه زرتشت را یک پیامبر بزرگ می شناسیم که نه کسی را کشته و نه کنیز و غلام داشته نه غنیمت گرفته و نه کتاب را سوزانده و همیشه شعار او کردار نیک پندار نیک و گفتار نیک است. اما با این مقاله بسیار عالی ماهیت این شخصیت خیالی نمایان شد. منتظر مقالات زیبای شما هستم دوستدار شما بابک


ارسال نظر