قرآن در مورد کتب مقدس یهودیان و مسیحیان چه می گوید؟

در موارد متعدد مسلمانان به کتاب مقدس حمله می کنند. به نظر می رسد برخی تا آنجا که در توانشان است قصد تهمت و افترا زدن به آن را دارند. اما ببینیم قرآن در این باره چه می گوید. در این مقاله به بررسی آنچه قرآن درباره کتب مقدسه یهودیان و مسیحیان می گوید می پردازیم. قرآن استفاده شده در این مقاله منتسب به امام حفص بن سليمان الكوفي با ترجمه عبدالله یوسف علی (ع.ی.ع) یا محمد مارمادوك بكتال  (م.ب) می باشد.

مسیحیت، یهودیت و اسلام

قرآن چنین می آموزد که اسلام ادامه دهنده وفادار و برحق مذاهب پیامبران پیش از محمد است: " از [احكام] دين آنچه را كه به نوح در باره آن سفارش كرد براى شما تشريح كرد و آنچه را به تو وحى كرديم و آنچه را كه در باره آن به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش نموديم كه دين را برپا داريد." (سوره 42: 13).

از این دیدگاه چنین بر می آید که به کتب مقدس ارائه شده توسط این پیامبران به عنوان آیات برحق خدا نگاه می شود، "به آنچه به سوى ما نازل شده و [آنچه] به سوى شما نازل گرديده ايمان آورديم و خداى ما و خداى شما يكى است و ما تسليم اوييم." (ع.ی.ع 29: 46)

در قرآن ارجاعات بسیاری به کتب مقدس یهودیان و مسیحیان وجود دارد تا حدی که قرآن مسیحیان و یهودیان را با عبارت اهل کتاب خطاب قرار می دهد: " بگو اى اهل كتاب!" (ع.ی.ع 5: 68).

مأموریت خدا برای اهل کتاب

در قرآن از مسیحیان و یهودیان بعنوان نگاهبانان کتاب مقدس یاد شده است: " به سبب آنچه از كتاب الله به آنان سپرده شده و بر آن گواه بودند." (ع.ی.ع 5: 47، م.ب 44).

خدا کتاب مقدس را برای مسیحیان و یهودیان نازل کرد تا بتوانند به تمام جهان و همه ملتها معرفت واقعی او را بشناسانند: " و [ياد كن] هنگامى را كه الله از كسانى كه به آنان كتاب داده شده پيمان گرفت كه حتما بايد آن را [به وضوح] براى مردم بيان نماييد و كتمانش مكنيد پس آن [عهد] را پشت‏ سر خود انداختند و در برابر آن بهايى ناچيز به دست آوردند و چه بد معامله‏ اى كردند."  (ع.ی.ع 3: 187).

برخی از یهودیان و مسیحیان این مأموریت را به انجام رساندند، دیگران نه. همانند مسلمین مؤمن و بی ایمان، قرآن بین مسیحیان و یهودیان مؤمن و بی ایمان نیز تمایز قائل شده است.

افراد بی وفا: قرآن رفتار ناشی از بی وفایی مسیحیان و یهودیان را چنین تشریح می کند:

1/ پنهان کردن حقیقت کتاب مقدس: " كيست ‏ستمكارتر از آن كس كه شهادتى از الله را در نزد خويش پوشيده دارد و الله از آنچه مى ‏كنيد غافل نيست." (ع.ی.ع  2: 140).

2/ آموزه های کذب و از قلم انداختن آنچه از کتاب مقدس شنیده اند: " و از ميان آنان گروهى هستند كه زبان خود را به [خواندن] كتاب [تحريف شده‏ اى ] مى ‏پيچانند تا آن [بربافته] را از [مطالب] كتاب [آسمانى] پنداريد با اينكه آن از كتاب [آسمانى] نيست و مى‏ گويند آن از جانب الله است در صورتى كه از جانب الله نيست و بر الله دروغ مى ‏بندند با اينكه خودشان [هم] مى‏ دانند." (ع.ی.ع 3: 78).

" و از كسانى كه گفتند ما نصرانى هستيم از ايشان [نيز] پيمان گرفتيم و[لى] بخشى از آنچه را بدان اندرز داده شده بودند فراموش كردند (5: 13 م.ب/ 14 ع.ی.ع).

3/ کسب سود از کتاب مقدس: " و [ياد كن] هنگامى را كه الله از كسانى كه به آنان كتاب داده شده پيمان گرفت كه حتما بايد آن را [به وضوح] براى مردم بيان نماييد و كتمانش مكنيد پس آن [عهد] را پشت‏ سر خود انداختند و در برابر آن بهايى ناچيز به دست آوردند و چه بد معامله‏ اى كردند." (ع.ی.ع 3: 187).

4/ " و از یهودیان آنها که مرتکب گناه شده و کتاب مقدس را نفهمیده و آنرا غلط نوشتند: اما كسانى كه ستم كرده بودند [آن سخن را] به سخن ديگرى غير از آنچه به ايشان گفته شده بود تبديل كردند." (ع.ی.ع 2: 59).

" و [بعضى] از آنان بى‏ سوادانى هستند كه كتاب [الله] را جز خيالات خامى نمى‏ دانند و فقط گمان مى ‏برند (۷۸) پس واى بر كسانى كه كتاب [تحريف‏شده‏ اى] با دستهاى خود مى ‏نويسند سپس مى‏ گويند اين از جانب خداست تا بدان بهاى ناچيزى به دست آرند پس واى بر ايشان از آنچه دستهايشان نوشته و واى بر ايشان از آنچه [از اين راه] به دست مى ‏آورند." (۷۹) (3: 78-79).

وفاداران: قرآن همچنین می آموزد که مسیحیان و یهودیان وفادار نیز وجود دارند:

" [ولى همه آنان] يكسان نيستند از ميان اهل كتاب گروهى درستكاردارند كه آيات الهى را در دل شب مى‏ خوانند و سر به سجده مى ‏نهند (۱۱۳) به الله و روز قيامت ايمان دارند و به كار پسنديده فرمان مى‏ دهند و از كار ناپسند باز مى دارند و در كارهاى نيك شتاب مى كنند و آنان از شايستگانند (۱۱۴) و هر كار نيكى انجام دهند هرگز در باره آن ناسپاسى نبينند و الله به [حال] تقواپيشگان داناست." (۱۱۵) (3: 113-115 ع.ی.ع).

" قطعا كسانى را كه گفتند ما نصرانى هستيم نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏ اند كه تكبر نمى ‏ورزند." (ع.ی.ع 5:85/ م.ب 82).

مطابق متن قرآن، مسیحیان و یهودیان وفادار، آنچه را که بی وفایان می کردند، انجام نمی دادند. آنها به کتاب مقدس ایمان داشته و خدا را پرستش می کردند. ولی قرآن در مورد کتاب مقدسشان چه می گوید؟ آیا در قرآن فرض بر این است که کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان بر اساس آنچه از بی وفایان سر زده ویران و تحریف شده است؟ یا توسط وفاداران محافظت شده است؟ آیا قرآن معتقد است که فقط بخشی از کتاب مقدس حال حاضر حاوی حقیقت است؟ برای پاسخ به این سؤال باید به آنچه در قرآن در خصوص کتب مقدس یهودیان و مسیحیان آمده توجه کنیم.

دیدگاه قرآنی به کتب مقدس یهودیان و مسیحیان

1/ قرآن می آموزد که تمام کتب مقدس را باید به یک میزان احترام کرد:

"اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد به الله  و پيامبر او و كتابى كه بر پيامبرش فرو فرستاد و كتابهايى كه قبلا نازل كرده بگرويد و هر كس به خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز بازپسين كفر ورزد در حقيقت دچار گمراهى دور و درازى شده است" (4: 136).

"بگو به الله و آنچه بر ما نازل شده و آنچه بر ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط نازل گرديده و آنچه به موسى و عيسى و انبياى [ديگر] از جانب پروردگارشان داده شده گرويديم و ميان هيچ يك از آنان فرق نمى‏ گذاريم و ما او را فرمانبرداريم" (3: 84).

2/ توراتی که به موسی داده شد و انجیلی که به مسیح داده شد، همان کتب مقدسی هستند که هم اکنون در اختیار یهودیان و مسیحیان است:

"همانان كه از اين فرستاده پيامبر درس نخوانده كه [نام] او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مى‏ يابند پيروى مى كنند [همان پيامبرى كه] آنان را به كار پسنديده فرمان مى‏ دهد و از كار ناپسند باز مى دارد و براى آنان چيزهاى پاكيزه را حلال و چيزهاى ناپاك را بر ايشان حرام مى‏ گرداند و از [دوش] آنان قيد و بندهايى را كه بر ايشان بوده است برمى دارد پس كسانى كه به او ايمان آوردند و بزرگش داشتند و ياريش كردند و نورى را كه با او نازل شده است پيروى كردند آنان همان رستگارانند" (م.ب 7: 157).

"و هنگامى كه از جانب الله كتابى كه مؤيد آنچه نزد آنان است برايشان آمد و از ديرباز [در انتظارش] بر كسانى كه كافر شده بودند پيروزى مى ‏جستند ولى همين كه آنچه [كه اوصافش] را مى ‏شناختند برايشان آمد انكارش كردند پس لعنت‏ الله بر كافران باد" (م.ب 2: 89).

بنابراین قرآن به کتب مقدسی که یهودیان و مسیحیان در گذشته از آنها استفاده می کرده اند ارجاع نمی دهد، که اکنون از بین رفته باشند. بلکه به توراتی که به موسی داده شده، و انجیلی که به عیسی داده شده، کتاب مقدس آنان (مسیحیان و یهودیان) محسوب می شده و در زمان محمد در اختیار آنها بوده.

3/ قرآن می گوید که کتاب مقدس پیشین را تصدیق می کند و بیشتر توضیح می دهد:

"و چنان نيست كه اين قرآن از جانب غير الله [و] به دروغ ساخته شده باشد بلكه تصديق [كننده] آنچه پيش از آن است مى‏ باشد و توضيحى از آن كتاب است كه در آن ترديدى نيست [و] از پروردگار جهانيان است." (ع.ی.ع 10: 37/ 38 م.ب).

"و ما اين كتاب [=قرآن] را به حق به سوى تو فرو فرستاديم در حالى كه تصديق‏ كننده كتابهاى پيشين و حاكم بر آنهاست پس ميان آنان بر وفق آنچه الله نازل كرده حكم كن و از هواهايشان [با دور شدن] از حقى كه به سوى تو آمده پيروى مكن براى هر يك از شما [امتها] شريعت و راه روشنى قرار داده‏ ايم و اگر الله مى‏ خواست‏ شما را يك امت قرار مى‏ داد ولى [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد پس در كارهاى نيك بر يكديگر سبقت گيريد بازگشت [همه] شما به سوى الله است آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف می کرديد آگاهتان خواهد كرد" (م.ب 5: 48/ ع.ی.ع 51 ).

4/ آیا قرآن می آموزد که باطل کننده یا ناسخ کتب مقدس یهودیان و مسیحیان است؟

بعضی ها که به این مطلب معتقدند به سوره 2: 106 اشاره می کنند.

"هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به [دست] فراموشى بسپاريم بهتر از آن يا مانندش را مى ‏آوريم مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست." (ع.م.ع 2: 106).

ولی بعید است که این آیه به کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان اشاره داشته باشد. تنها 5 آیه بعد از این آیه در سوره 2: 111 است که از مسیحیان و یهودیان می خواهد که استدلالشان را از کتاب مقدسشان بیاورند. اگر در اینجا کتاب مقدسشان نسخ یا باطل شده باشد این فرمان بی ربط و متناقض می نماید. و تنها سی آیه بعد ازسوره 2: 106 هست که قرآن می گوید بین خودش و دیگر کتب مقدس پیشین هیچ تمایزی وجود ندارد (سوره 2: 136) .

البخاری اشاره کرده که سوره 2: 106 به یک انحلال در درون خود قرآن اشاره دارد. از ابن عباس روایت شده است که: عمر گفته است: " اوبای بهترین ما در تلاوت (قرآن) بود ولی ما برخی از آنچه را او می خواند رعایت نمی کنیم". اوبای می گوید، "من این را از زبان خود پیامبر خدا (ص) شنیدم و هرگز آنرا بخاطر چیزی ترک نخواهم کرد." اما الله می گوید:

"هر حكمى را نسخ كنيم يا آن را به [دست] فراموشى بسپاريم بهتر از آن يا مانندش را مى ‏آوريم مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست" (2: 106). (بخاری: جلد 6: حدیث 527، صفحه 489، کتاب 61)

سوره 16: 101 نیز همچنین نشان می دهد که این انحلال باید در محتوای خود قرآن صورت گرفته باشد و نه در کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان.

"و چون حكمى را به جاى حكم ديگر بياوريم و خدا به آنچه به تدريج نازل مى ‏كند داناتر است مى‏ گويند جز اين نيست كه تو دروغ‏بافى [نه] بلكه بيشتر آنان نمى‏ دانند" (16: 101).

5/ بخش بسیار مهمی از قرآن که به کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان و ارتباط آنها با قرآن مربوط می شود سوره 5: 43-49 می باشد. در این آیات آورده شده است که چطور یهودیان به نزد محمد می آیند و از او می خواهند تصمیمی بگیرد، و این آیه پاسخی است که او به ایشان می دهد.

"و چگونه تو را داور قرار مى‏ دهند با آنكه تورات نزد آنان است كه در آن حكم خدا [آمده] ست‏ سپس آنان بعد از اين [طلب داورى] پشت مى كنند و [واقعا] آنان مؤمن نيستند.

ما تورات را كه در آن رهنمود و روشنايى بود نازل كرديم پيامبرانى كه تسليم [فرمان خدا] بودند به موجب آن براى يهود داورى می کردند و [همچنين] الهيون و دانشمندان به سبب آنچه از كتاب خدا به آنان سپرده شده و بر آن گواه بودند پس از مردم نترسيد و از من بترسيد و آيات مرا به بهاى ناچيزى مفروشيد و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكرده‏ اند آنان خود كافرانند.

و در [تورات] بر آنان مقرر كرديم كه جان در مقابل جان و چشم در برابر چشم و بينى در برابر بينى و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان مى‏ باشد و زخمها [نيز به همان ترتيب] قصاصى دارند و هر كه از آن [قصاص]درگذرد پس آن كفاره [گناهان] او خواهد بود و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكرده‏ اند آنان خود ستمگرانند و عيسى پسر مريم را به دنبال آنان [=پيامبران ديگر] درآورديم در حالى كه تورات را كه پيش از او بود تصديق داشت و به او انجيل را عطا كرديم كه در آن هدايت و نورى است و تصديق‏ كننده تورات قبل از آن است و براى پرهيزگاران رهنمود و اندرزى است و اهل انجيل بايد به آنچه خدا در آن نازل كرده داورى كنند و كسانى كه به آنچه خدا نازل كرده حكم نكنند آنان خود نافرمانند و ما اين كتاب [=قرآن] را به حق به سوى تو فرو فرستاديم در حالى كه تصديق‏ كننده كتابهاى پيشين و حاكم بر آنهاست پس ميان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن و از هواهايشان [با دور شدن] از حقى كه به سوى تو آمده پيروى مكن براى هر يك از شما [امتها] شريعت و راه روشنى قرار داده‏ ايم و اگر خدا مى‏ خواست‏ شما را يك امت قرار مى‏ داد ولى [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد پس در كارهاى نيك بر يكديگر سبقت گيريد بازگشت [همه] شما به سوى خداست آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف میکرديد آگاهتان خواهد كرد" (م.ب 5: 43-48).

جمله کلیدی پاراگراف بالا این است: " برای هر یک از شما شریعت و راه روشنی قرار داده ایم." این آیه نشان می دهد که گروههای مختلف مذهبی (یهودیان، مسیحیان، و مسلمین)، هر کدامشان برایشان قوانینی وضع شده است (تورات، انجیل و قرآن) و هر گروهی تصمیم صحیح را براساس آنچه در اختیار دارد می گیرد.

بنابراین قرآن، یهودیان را به داوری مبتنی بر تورات تشویق می کند:

"و چگونه تو را داور قرار مى‏ دهند با آنكه تورات نزد آنان است كه در آن حكم خدا [آمده] ست‏ سپس آنان بعد از اين [طلب داورى] پشت مى كنند و [واقعا] آنان مؤمن نيستند" (م.ب 5: 43).

و قرآن از مسیحیان نیز می خواهد که مطابق انجیل قضاوت کنند:

"و اهل انجيل بايد به آنچه خدا در آن نازل كرده داورى كنند و كسانى كه به آنچه خدا نازل كرده حكم نكنند آنان خود نافرمانند" (5: 47).

و مسلمین را نیز تشویق به قضاوت مطابق قرآن می نماید:

"و ما اين كتاب [=قرآن] را به حق به سوى تو فرو فرستاديم در حالى كه تصديق‏ كننده كتابهاى پيشين و حاكم بر آنهاست پس ميان آنان بر وفق آنچه خدا نازل كرده حكم كن و از هواهايشان [با دور شدن] از حقى كه به سوى تو آمده پيروى مكن براى هر يك از شما [امتها] شريعت و راه روشنى قرار داده‏ ايم و اگر خدا مى‏ خواست‏ شما را يك امت قرار مى‏ داد ولى [خواست] تا شما را در آنچه به شما داده است بيازمايد پس در كارهاى نيك بر يكديگر سبقت گيريد بازگشت [همه] شما به سوى خداست آنگاه در باره آنچه در آن اختلاف میکرديد آگاهتان خواهد كرد" (5: 48).

 

در اینجا هم باز می بینیم که قرآن به کتب مقدس مسیحیان و یهودیان و اعتمادی که به آنها دارد اشاره می کند. از یهودیان و مسیحیان خواسته می شود تا  هنگام نیاز به شناخت خواست خدا، از کتب مقدسشان مشورت بگیرند. پس در می یابیم که قرآن این کتب مقدس را قابل اعتماد می داند.

سوره 5: 43-48 نیز نشان می دهد که قرآن ادعایی مبنی بر ابطال یا نسخ انجیل و تورات ندارد، بلکه خود را وحی ای هم تراز و همراستا با آنها می داند.

"بگو اى اهل كتاب تا [هنگامى كه] به تورات و انجيل و آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است عمل نكرده‏ ايد بر هيچ [آيين بر حقى] نيستيد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده بر طغيان و كفر بسيارى از آنان خواهد افزود پس بر گروه كافران اندوه مخور." (م.ب 5: 68/ 71 ع.ی.ع).

چگونه یک یهودی یا مسیحی می تواند به تورات و انجیل عمل کند، در صورتی که تورات و انجیل تحریف یا منحل شده باشد. پس باز هم اینجا فرض قرآن بر این است که کتبی که مسیحیان و یهودیان به آن اعتقاد دارند، کلمه قابل اعتماد خدا هستند.

7/ در آیه بعد نیز از کتب موسی به عنوان یک مرجع قابل اعتماد از هشدارهای خداوند یاد شده است: "يا بدانچه در صحيفه ‏هاى موسى [آمده] خبر نيافته است" (53: 36). بنابراین، کسی که بخواهد آنرا نادیده بگیرد بهانه ای در اختیار ندارد.

8/ به یک مسلمان یاد داده می شود که وقتی در مورد خوراک طاهر یا حلال با یهودیان صحبت می کند، از آنها بخواهد که اثبات ادعایشان مبنی بر حلال بودن آنرا مطابق با شریعت موسی بیاورد.

"همه خوراكيها بر فرزندان اسرائيل حلال بود جز آنچه پيش از نزول تورات اسرائيل [=يعقوب] بر خويشتن حرام ساخته بود بگو اگر [جز اين است و] راست مى‏ گوييد تورات را بياوريد و آن را بخوانيد." (3: 93).

چگونه می توان یک حکم را آورد و آنرا به عنوان دلیلی بر اثبات  یک مدعا بررسی کرد در صورتی که تحریف یا منحل شده باشد؟ این کتاب مقدس مشتمل بر این حکم باید برای صدور چنین حکمی مناسب و قابل اتکاء باشد. همین فرضیه در این آیات نیز یافت می شود:

"و گفتند هرگز كسى به بهشت درنيايد مگر آنكه يهودى يا ترسا باشد اين آرزوهاى [واهى] ايشان است بگو اگر راست مى‏ گوييد دليل خود را بياوريد" (ع.ی.ع 2: 111).

"بگو اى اهل كتاب در دين خود بناحق گزافه‏ گويى نكنيد و از پى هوسهاى گروهى كه پيش از اين گمراه گشتند و بسيارى [از مردم] را گمراه كردند و [خود] از راه راست منحرف شدند نرويد." (م.ب 5: 77/ ع.ی.ع 80).

"آيا مردم را به نيكى فرمان مى‏ دهيد و خود را فراموش مى ‏كنيد با اينكه شما كتاب [خدا] را مى‏ خوانيد آيا [هيچ] نمى‏ انديشيد." (ع.ی.ع 2: 44).

مسیحیان و یهودیان نمی توانند کتب مقدسشان را آموزش بدهند یا از آنها اطاعت کنند در حالیکه آنها تحریف و باطل شده باشند.

10/ هرگاه شکی مبنی بر پیامی که به محمد وحی می شده وجود داشت، از کتاب مقدس مربوط به پیش از زمان محمد، توسط خود محمد یا اعراب هم عصرش برای مشورت استفاده می شده.

"و اگر از آنچه به سوى تو نازل كرده‏ ايم در ترديدى از كسانى كه پيش از تو كتاب [آسمانى] مى‏ خواندند بپرس قطعا حق از جانب پروردگارت به سوى تو آمده است پس زنهار از ترديدكنندگان مباش." (ع.ی.ع 10: 94/ م.ب 95).

بنابراین این کتاب مقدس پیشین باید برای چنین کاربردی محفوظ باقی می مانده.

11/ در اینجا از کتب مقدس یهودیان و مسیحیان برای اثبات پیامبری محمد استفاده شده اند.

"همانان كه از اين فرستاده پيامبر درس نخوانده كه [نام] او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مى‏ يابند پيروى مى كنند. " (7: 157).

"و گفتند چرا از جانب پروردگارش معجزه ‏اى براى ما نمى ‏آورد آيا دليل روشن آنچه در صحيفه ‏هاى پيشين است براى آنان نيامده است" (م.ب 20: 133).

"و [وصف] آن در كتابهاى پيشينيان آمده است .آيا براى آنان اين خود دليلى روشن نيست كه علماى بنى‏ اسرائيل از آن اطلاع دارند." (م.ب 26: 196-197).

چطور می توان از این کتب مقدس چنین درخواستی داشت، که اثبات کنند محمد پیامبری واقعی و برحق است، درصورتی که تحریف شده باشند؟ قرآن می بایست این کتب مقدس را بسیار قابل اعتماد می دانسته که چنین درخواستی را کرده.

کتب مقدس یهودی و مسیحی کدامها هستند؟

از زمان عیسی، یهودیان و مسیحیان همواره یک کتاب مقدس واحد داشته اند. در یهودیت آنرا تنخ یا کتاب مقدس عبری، و در مسیحیت آنرا عهد عتیق می خوانند. در این کتاب تورات، کتابهای پیامبران و مزامیر وجود دارد. اینها کتب مقدس پیامبران یهودی پیش از عیسی بوده اند. مسیحیان همیشه این کتب مقدس را که ابتدائاً به یهودیان رسیده، اطاعت کرده و خوانده اند. این کتب مقدس بخش اول کتاب مقدس مسیحیان را شامل می شود. کتب مقدس دیگری نیز وجود دارد که بسیاری از یهودیان و مسیحیان بر سر آن توافق ندارند.

این کتاب نیز در فرهنگهای مختلف اسامی مختلفی دارد. انجیل یا عهد جدید یا پیمان جدید برخی از این اسامی هستند. مسیحیان انجیل را به عنوان کتاب مقدس قبول دارند. این کتاب، بخش دوم کتاب مقدس است. بنابراین کلیه احکام یهودیان و مسیحیان در کتاب مقدس یافت می شوند. امروزه کتب مقدس قدیمی از زمان محمد و صدها سال پیش از وی کشف شده اند. محققان از این کتب مقدس تاریخی به این منظور استفاده می کنند که نشان دهند کتاب مقدس جدید برحق و واقعی است. برخی نیز چنین ادعا می کنند که وقتی قرآن به تورات یا انجیل اشاره می کند، به کتابهای مقدسی نیست که یهودیان و مسیحیان امروزه در اختیار دارند. ولی قرآن در این خصوص چنین ادعایی ندارد. وقتی قرآن صحبت از تورات و انجیل به میان می آورد، به کتبی اشاره دارد که یهودیان و مسیحیان در زمان محمد در اختیار داشته اند.

"همانان كه از اين فرستاده پيامبر درس نخوانده كه [نام] او را نزد خود در تورات و انجيل نوشته مى‏ يابند پيروى مى كنند. " (م.ب 7: 157).

"و هنگامى كه از جانب خداوند كتابى كه مؤيد آنچه نزد آنان است برايشان آمد و از ديرباز [در انتظارش] بر كسانى كه كافر شده بودند پيروزى مى ‏جستند ولى همين كه آنچه [كه اوصافش] را مى ‏شناختند برايشان آمد انكارش كردند پس لعنت‏ خدا بر كافران باد." (م.ب 2: 89).

محمد در قرن 6 و 7 میلادی می زیسته. ما کتاب مقدس های زیادی را چه پیش و چه همزمان و چه بعد از زمان حیات محمد در اختیار داریم . شواهد باستان شناسی به ما اجازه می دهد تا اطمینان حاصل نمائیم، تورات و انجیلی که در قرآن از آنها یاد شده است همانهایی هستند که امروزه در اختیار ما قرار دارند.

این حقیقت همچنین توسط ابن اسحاق که نخستین زندگینامه (سیرت) محمد را نوشته نیز تأیید شده است. او به وضوح ذکر می کند که انجیل یاد شده در قرآن همان است که مسیحیان آنرا عهد جدید می نامند.

"در میان مواردی که در مورد مسیح پسر مریم که از وی در انجیل یاد شده، از جانب خدا برای پیروان انجیل فرستاده شده، و عبارت رسول خدا برای وی استفاده شده به من رسیده این است. اینها از آنچه یوحنای رسول وقتی انجیل را برای آنها از عهد عیسی مسیح پسر مریم می نوشته استخراج شده است (ابن اسحاق "سیره رسول الله"، که ترجمه آن "زندگی محمد" است، توسط آ. گیوم کراچی: آکسفورد، 1998، ص. 103-104).

در اینجا می بینیم که ابن اسحاق به یوحنای رسول و انجیلی اشاره می کند که او نوشته است. این است آنچه مسیحیان طبق یوحنا به آن انجیل خطاب می کنند و بخشی است از عهد جدید.

نتیجه گیری

در قرآن آمده است که کتاب مقدس کلام خدا است و هیچ تمایز و تفاوتی میان کتب مقدس آسمانی وجود ندارد. بنابراین اگر شما یک مسلمان هستید نباید به کتاب مقدس توهین کنید و آنرا تحریف شده بخوانید چرا که طبق قرآن، این کتب محافظت شده است.

قرآن اشاره می کند که کتاب مقدس راه هدایت یهودیان و مسیحیانی است که مایل به درک خواست خدا هستند، و به یهودیان و مسیحیان امر شده که از کتاب مقدسشان اطاعت کنند و هرگز به آنان فرمان نداده که کتب مقدسشان را منکر شوند. در قرآن گفته شده است که در کتب مقدس آمدن محمد پیشگویی شده و هرگز چیزی مبنی بر اینکه یهودیان و مسیحیان آن را تحریف کرده اند در قرآن گفته نشده. در قرآن هرگز از یک مسیحی یا یهودی خواسته نشده که می بایست قرآن را بپذیرد، چون کتاب مقدس ایشان تحریف شده، بلکه از ایشان خواسته شده قرآن را بپذیرند چون در قرآن ادعا شده که 1/ برای تأیید آموزه های کتاب مقدس نازل شده، 2/ که آمدن محمد در تورات و انجیل پیشگویی شده، 3/ آموزه های قرآنی آنچه را که یهودیان و مسیحیان قادر به درک آنها از کتب خودشان نیستند را برایشان روشن می سازد. اگر هدف، اطاعت از قرآن باشد، از دستورات شامل در آن نیز باید اطاعت شود. اگر دستورات قرآن بایستی جدی گرفته شود، پس ادعاهای آن نیز می بایست به خوبی آزموده شود. اگر ادعاهای آن حقیقت دارد، پس مدرک و گواهی خوبی است برای پذیرش کتب مقدس مسیحیان و یهودیان به عنوان کلام خدا و اگر ادعاهایش کاذب است، خود از آزمایش خودش ساقط است و می بایست رد شود.

حال از شما دعوت می شود تا ادعاهای قرآن را جدی بگیرید.

نویسنده مقاله: ساموئل گرین

مبحث فوق تنها یک مقدمه کوتاه در خصوص این موضوع بود. مطالعه بیشتر در خصوص این موضوع را می توانید در کتاب "برحق بودن کتاب مقدس براساس قرآن و حدیث" اثر دکتر ارنست هان و دکتر ویلیام کمپبل فصل "قرآن و کتاب مقدس" و سایر مقالات را در بخش "در قرآن در مورد کتاب مقدس چه چیزی گفته شده" دنبال کنید.

 

Jan/09 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 244 مشاهده شده 3  

نظرات کاربران


ارسال نظر