شما گفتید که مسیح هم سؤال را با سؤال جواب می داد. شما هم اگر می خواهید سؤالات بنده را با سؤال پاسخ بدهید ایرادی ندارد. اما از طرف من جوابی دریافت نخواهید کرد. چون جواب دادن به سؤال شما باعث می شود که بحث از مسیر اصلی خود منحرف شود و مبحث فعلی ناتمام بماند. جواب هایی که دادید درباره مزمور45 واشعیا63 واشعیا7 وتثنیه33 وغزل غزلها5 و...بود.هیچکدام از جواب هایی که دادید مربوط به باب 42 اشعیا نبود.من این مطالب را درلینک هایی که قبل از این هم برای من فرستاده بودید، خوانده بودم واگر نظری درباره این مطالب نمی دهم، دلیلش این نیست که اطلاعی درباره این موضوعات ندارم ویا این مطالب را نخوانده ام. شاید بعداً درباره این باب ها هم از شما سؤال بپرسم ولی فعلاً بحث من درباره باب42 اشعیاست وشما هم با یک جواب کلی نمی توانید مرا قانع کنید. سؤال من درباره آیه 15 باب 42 اشعیا بود که هنوز هم سؤال من به جای خود باقیست: خداونددرآیه 15 می گوید:کوه ها وتپه ها را خراب کرده، همگی گیاه هایش را خشک می کنم، نهرها را به جزائر مبدل کرده، برکه ها را خشک می گردانم. این آیه چه ربطی به مسیح دارد وتفسیر شما از این آیه چیست؟

اولاً باید تأکید کنم که آن قسمت از مقاله که برای شما کپی شده و ارسال شده بود، همه آیاتی که مسلمانان به آنها اشاره دارند، نقل قول نشده و تنها وجه تشابهی که بین همه این آیات برای استناد به پیشگویی بودن آنها در باره محمد توسط مسلمانان مطرح می شود، رد شده است. مثلاً به این بخش مقاله توجه فرمایید:

" تمام این متون که ظاهراً به یک رسول یا فرستاده اشاره دارند در چهار گروه قرار می گیرند:

1- این شخص کسی است که شمشیر بکار برد(مزمور 45: 2-5؛ 149؛ اشعیاء 63). با این همه، وقتی کمی جلوتر آن را می خوانیم، زمینه این متون واضحاً اشاره به این می کنند که بکار برنده شمشیر نه فقط خود خدا است، بلکه خالق  و خداوند اسرائیل و خداوند لشکرها است. من تعداد کمی از مسلمانان را می شناسم که می خواهند این عناوین را با محمد برابر بدانند.

2- این شخص کسی است که روش زندگی او هماهنگ با ایام محمد است (برای مثال شتر سوار می شود، در بیابان زندگی می کند) (اشعیاء 21: 7 و53). باز هم متوجه می شویم که زمینه متن دوباره اشاره به فرستاده ای از بابل و غلامی که خرد و پایمال شده و بدنش سوراخ شده و بخاطر دیگران زخمی شده که به سختی می توان با زندگی محمد مطابقت کرد.

3- این شخص کسی است که محل جغرافیایی او با محل زندگی محمد منطبق است ( تثنیه 2:33؛ اشعیاء 63؛ حبقوق 3:3). با این همه کوه فاران، که آنها مدعی هستند همان مکه است، در شبه جزیره سینا قرار دارد، در حالیکه بصیره شهر بصره نمی باشد بلکه البصیره امروزی می باشد که در ادوم یعنی جنوب دریای مرده قرار دارد. در حبقوق 3:3 می خوانیم: " خدا از تیمان آمد." مسلمانان اصرار دارند که تیمان اشاره به اسلام است. برای سازگاری و عدم تناقض آنها می بایست به نبوتهای دیگر در باره تیمان نیز احترام بگذارند. در ارمیاء 7:49 خدا سؤال می کند آیا حکمتی در تیمان یافت می شود؟ و آیه 20 می گوید مردم اهل تیمان از سرنوشت خود خجالت خواهند کشید. حزقیال 25: 13 وعده می دهد که خدا مردم تیمان را ویران خواهد ساخت و خدا بر تیمان آتش خواهد فرستاد و آنها را خواهد سوزانید(عاموس 1: 12) و از آنها باقی مانده ای نخواهد بود (عوبدیا 8-10). در واقع این آیات به ما پیشنهاد می کنند که در اسلام حکمتی نیست و برای همه مسلمانان خرابی با آتش که همه آنها را خواهد سوزانید، انتظار می رود. خوشبختانه این سرنوشت هیچ واقعیتی در باره مسلمانان نیست. چون وقتی به گزارشات کتاب مقدسی اشاره می کنیم، می بینیم که تیمان، به هیچ وجه اسلام نیست، بلکه شهری در مجاورت اریحا، در حیطه ادوم می باشد."

و اتفاقاً این پاسخ سؤال شماست، چون شما به نحوی اشعیاء 42: 15 را می خواهید به محل جغرافیایی زندگی محمد ربط دهید که این آیه به هیچ عنوان ربطی به این مسئله ندارد. این آیه دقیقاً اشاره به کار خدا در تنبیه قوم اسرائیل می کند و به هیچ عنوان ربطی به محمد ندارد. بارها خدا در عهد عتیق فرموده که بخاطر شرارت قوم اسرائیل بوستانهای آنها را به بیابان و نهرهای آنها را خشک خواهد گردانید. این عملی است که خدا برای تنبیه قوم اسرائیل می کند. در اینجا هیچ اشاره ای به عربستان یا محل سکونت محمد ندارد. متأسفم!!!؟؟؟

در صورتی که کاملا" مقالات ما را مطالعه کرده بودید، مطلع می بودید که تمام اشارات و تفاسیر اشتباه مسلمانان با دقت تمام و با اشاره به حقایق بسیار مستند پاسخ داده شده و جایی برای شک و تردید باقی نگذاشته.

جهت اطلاع شما، افراد برجسته مذهبی اسلامی از بنده تشکر کرده اند که با درج این مقالات بیدارشان کرده ایم که حقایق را طوری که هستند، جلوه داده ایم و بسیاری از سؤالات آنان پاسخ داده شده است.

بنده کاملاً خود را متعهد می دانم که تا پایان عمرم هم که شده با شما در باره این مسائل تبادل نظر کنم و دلایل ما مسیحیان و کتاب مقدس خود را که بسیار قوی و مدلل می باشند به شما ارائه کنم. 

اما به قول یکی از عالمین مسیحی قرون گذشته، کسی که بخواهد ایمان بیاورد، یک مکاشفه خدا کافی است و کسی که نخواهد ایمان بیاورد و این قصد را دارد که به هیچ عنوان حقیقت را نپذیرد، هر دلیلی برای چنین شخصی بی معنا خواهد بود و به جز اتلاف وقت کاری پیش نخواهد رفت.

باز هم برای شما موفقیت در تحقیقاتتان آرزو دارم.

Mar/26/2019 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 113 بازدید 1  

نظرات کاربران


ارسال نظر