مدافع برجسته مسیحی: توماس آکوئیناس

توماس آکوئیناس (1225-1274)، یکی از تاثیر گذارترین متفکران  همه ادوار می باشد. او یک الهی دان، فیلسوف، استاد، کشیش، شاعر، مشاور پاپ ها و پادشاهان و مدافع مسیحیت درقرون وسطی بود. نفوذ توماس  به دلیل اینکه پزشک کلیسای کاتولیک رم بود مدتها محدود به کلیساهای کاتولیک می شد، اما در دهه های اخیر، احیای علاقه ای نسبت به نحوه تفکرات آکوئیناس که در میان فلاسفه پروتستان  و نویسندگان دفاعیات مسیحی همچنین متفکران غیر روحانی بوجود آمد. برخی از الهیات دانان از آکوئیناس به علت تفکیک ایمان و منطق که منجر به کاشت بذر خردگریزی مذهبی مدرن شده است انتقاد کرده اند. اما شاگردان آکوئیناس این را درک اشتباهی از تفکر او می دانند، که در حقیقت به نقطه مقابل آن تأکید می کند–وحدت حقیقت، دانش، ایمان، و منطق. آکوئیناس تأثیر زیادی هم از نظر دیدگاه وهم روش کاربردی بر دفاعی دانان گذاشته است. آکوئیناس بیش از یکصد مقاله و کتاب در ارتباط با موضوعات گسترده نگاشته است. تنها تعدادی از این آثار در زمینهٔ دفاعیات مسیحی نگاشته شده اند، معروفترین آنها "غیر یهودیان ساما کنترا" است،  جهت تجهیز میسیونرهای مسیحی که به مسلمانان بشارت می دادند نوشته شد. با این حال، هر چه که آکوئیناس نوشته بود به طور وسیعی بر دفاعیات مسیحی دلالت داشت. دید و رویای او این بود که یک جهانبینی کاملا مسیحی در همه زمینه ها داشته باشد و به طور منطقی به دفاع از اعتقادات مسیحی در برابر دیدگاههای غیر، بپردازد. در نوشته های خود، آکوئیناس به ده هزار مخالفتی که بر علیه موضع خود بویژه به با نفوذترین دیدگاهی که در زمان او وجود داشت پرداخت. او می دانست که مخالفان به چه چیز اعتقاد دارند و چرا. آکوئیناس به مواضع دیگر با دقت و لطافت بیشتری برخورد می کرد، و پاسخ آنها را با نرمی اما با دلیل و برهان دقیق می داد. از همه مهمتر او مشتاق حقیقت بود.   ( در این زمینه او به این آیه از امثال 27 :17 که می گوید "آهن آهن را تیز می کند متمسک بود) آکوئیناس جایی برای بحثهای دفاعیاتی که در عکسها و کاریکاتورهای کم ارزش و یا استدلالهای سبک و بی اساس که نسبت به افراد بطور غیر منصفانه و دور از محبت ابراز می شد و خدمتی در کشف حقیقت نداشتند نمی گذاشت. برخی از مخالفان آکوئیناس به نظر می رسید که از یک دیدگاه دو حقیقتی به موضوع می پردازند، آنها معتقد بودند که حقیقت با استدلالهای فلسفی حاصل می شود و حقیقت مذهبی با ایمان به دست می آید. از نظر آنها این دو حقیقت از هم مستقل هستند و می توانند متناقض از یکدیگر باشند. اما آکوئیناس شدیدا مخالف این جدایی بین ایمان و منطق به عنوان دو مقوله بی ربط، مخرب، غیر کتابمقدسی بود. از آنجاییکه خداوند خالق همه چیزغیر از خود است، تمام حقیقت هر چه که باشد و در هرجا که کشف شود از خداوند است. این حقیقت واحد و یکپارچه است و به خود خداوند بر می گردد. آکوئیناس آماده پذیرش حقایق واقعی کشف شده توسط متفکران غیر مسیحی (یهودیان، مسلمانان، بی دینان، یونانیان) بود، و در جستجوی این بود که نهایت عمق حقیقت را به آنها نشان و به بهترین شکل در یک جهان بینی مسیحی توضیح دهد. براساس نظر آکوئیناس برخی حقایق دربارهٔ خدا (مانند وجود خدا) توسط هر فردی که به دقت بر نظم طبیعت تأمل می کند قابل درک است، در حالیکه حقایق دیگر درباره خداوند (مانند تثلیث) تنها از طریق مکاشفه ویژه ای که خداوند به انسان می دهد آشکار می شود. اما همه اینها حقیقت هستند–آنها با واقعیت (اینکه خدا واقعا کیست و چه شخصیتی است) تطابق دارند. هر چند که حقیقت شناخت ذات خداوند از نظر فلسفی قابل شهود توسط طبیعت نیست، اما از دیدگاه آکوئیناس به طور منطقی می توان در برابر مخالفتها علیه حقیقت دفاع کرد. حقیقت یکپارچه، قابل شناخت، و قابل دفاع است، به همین دلیل است که دفاعیات را ممکن و مهم می سازد. آکوئیناس تأثیرات ویرانگر سقوط بر روی تفکر انسان را انکار نمی کند، اما تأکید می کند که خلقت سقوط کرده، یک خلقت سقوط کرده است. یعنی، خلقت سقوط کرده همچنان نشانه های اخلاقی و منطقی/عقلانی خالق خود را با خود به همراه دارد، هر چند به شکلی خدشه دار، اما همچنان هدف خلاقانه او را منعکس می کند. زیرا که تمامی انسانها به شباهت خداوند خلق شده اند و در دنیای  ساخت دست او زندگی می کنند، ایمانداران و غیر ایمانداران زمینه های مشترک قابل ملاحظه ای دارند، و بر این اساس می توانیم دلایل اعتقاد به خدا را ارائه دهیم که حتی برای غیر مسیحیان هم قابل فهم باشد، پس بدینگونه می شود برای انجیل، پلها ساخت.   نویسنده: دیوید ای هرنر ترجمه: الهام ربیع نژاد  


Jan/18/2016 مدافعین ایمان مسیحی کشیش ورژ باباخانی 448 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر