با سلام و خسته نباشید 1-ایا کتاب تورات گم شده بوده است ؟ - نکته اساسی این که تحریف تورات از نظر تاریخی و علمی قطعی است، از جمله در عهد قدیم ،کتاب دوم تواریخ ایام ، باب 14 سخن از یافته شدن دوباره تورات است که معلوم می‏شود تورات نزد بنی‏اسرائیل مفقود شده بود . تازه معلوم نیست نسخه یافت شده در آن زمان نسخه صحیح تورات باشد . به علاوه تورات اصلی کتاب حضرت موسی بود . تورات کنونی مسلما کتاب آن بزرگوار نیست ؛ زیرا در باب۳۴ سفر تثنیه و نیز در باب ۳۶ سفر پیرایش شرح وفات و دفن حضرت موسی است . معلوم می‏شود که این مطالب پس از حضرت موسی به تورات اضافه شده و تورات دستکاری شده است. ج- نکته اساسی این که تحریف تورات از نظر تاریخی و علمی قطعی است، از جمله در عهد قدیم ،کتاب دوم تواریخ ایام ، باب ۳۴ ، سخن از یافته شدن دوباره تورات است که معلوم می‏شود تورات نزد بنی‏اسرائیل مفقود شده بود . تازه معلوم نیست نسخه یافت شده در آن زمان نسخه صحیح تورات باشد . 2-ایا کتاب انجیل موجود کتاب آسمانی و وحی الهی محسوب می شود ؟ . این حقیقتی است که برخی محققان مسیحی نیز به آن اذعان کرده اند پس. کتاب موجود کتاب آسمانی و وحی الهی محسوب نمی شود؛ بهترین شاهد ادعا آن است که: داستان زندگی حضرت عیسی و مرگ و عروج او در آن ها آمده است ، در حالی که اگر تألیف این کتاب در زمان حضرت بود ، هنوز این اتفاقات واقع نشده بود 3-ایا یحیی نبی همان الیاس موعود است ؟ در انجیل یوحنا از یحیی پرسیده می‌شود: آیا تو همان ایلیای نبی (الیاس) هستی که قبل از فرا رسیدن روز موعود (ظهور مسیح) باید بیاید؟ یحیی تأکید می‌کند که چنین شخصی نیستم؛ اما در انجیل متی به عیسی نسبت داده‌اند که فرمود: اگر خواهید قبول کنید که یحیی همان الیاس است که باید بیاید 4-عیسی چند روز در زمین مدفون بود ؟ عیسی در انجیل متی اعلام می‌کند که پس از مصلوب شدن، سه شبانه روز در زمین مدفون خواهد ماند. در حالی که در انجیل‌های دیگر مدت دفن او را غروب جمعه تا قبل از سپیده یکشنبه یعنی حداکثر یک روز و دو شب می‌دانند 5-چرا تورات خدا را به صورت انسانی ترسیم می‌کند که نسبت به بسیاری از امور آگاهی ندارد(؟ هر شخص بی غرضی که نظری بر عهدین (تورات و انجیل فعلی) بیفکند، خواهد دانست که هیچ کدام از آنها کتابی که بر موسی(ع) یا عیسی(ع) نازل شده، نیست. به عنوان مثال تورات خدا را به صورت انسانی ترسیم می‌کند که نسبت به بسیاری از امور آگاهی ندارد(۱۸) و بارها از کار خود پشیمان می‌شود،(۱۹) با حضرت یعقوب کشتی می گیرد و نمی تواند بر او غالب شود و سرانجام التماس می کند که از او دست بردارد تا مردم خدا را در چنین حالی نبینند 6-ایا اسرائیل مدت مدیدی بی خدا و بی کاهن معلم و بی شریعت بودند» ؟ اورشلیم و ملت یهود را شرح می دهد. اورشلیم و موجودیت آن بارها مورد تجاوز جباران و ستمگرانی قرار گرفت که از انجام هیچ نوع قتل و غارت در آن امتناع نداشتند. یکی از این یورشها بوسیلة پادشاه بابل بخت النصر ( که عهد عتیق از ان به «بنوکدنصر» یاد می کند) انجام شد. بخت النصر یا بنوکدنصر دوبار بر شهر اورشلیم تاخت و مخصوصاً دربار دوم خانة خدا و تمام خانه های شهر را غارت کرد و سپس آنها را به آتش کشید و سوزانید و تردیدی نیست که تورات اصلی هم بدنبال تمام موجودی خانة خدا و شهر اورشلیم بغارت رفت و مفقود و معدوم گردید و باز قبل از بخت النصر از طائفه همان بنی اسرائیل سلاطینی بر اورشلیم حکم راندند که بت پرستی را شعار خود قرار داده و تمام شریعت موسی و مقررات و دستورات او را پایمال نموده بودند و مدتها بر مردم یهود گذشته بود که به هیچ یک از شؤون مذهبی خود دسترسی نداشتند چنانکه یکی از کتب عهد عتیق باین حقیقت صریحاً اعتراف کرده و می گوید «و اسرائیل مدت مدیدی بی خدا و بی کاهن معلم و بی شریعت بودند» 7-چرا ا در تمام این اناجیل از شب صلب عیسی و حوادث بعد از صلب بتفصیل یاد می شود؟و همین نمی تواند تاریخی بودن (نه آسمانی بودن) این کتابها را کاملاً روشن سازد؟ یرا اگر این انجیلها همانها باشد که بر عیسی نازل شده چگونه از حوادث شب صلب و وقایع پس از آن سخن می گوید؟ اناجیل چهارگانه ایکه در دسترس ما است قسمتی از دهها انجیل است که بعد از صعود عیسی بدست افراد مختلف نوشته شده بود. این اناجیل که تعداد آنها را جمعی از مورخین بیش از صد وبیست ضبط کرده اند، با یکدیگر اختلافات فراوان و بیشماری داشت تا بالاخره شورای کلیسا تصمیم گرفت طبق مصالحی، تمام انجیلها را بی اعتبار اعلام کرده و تنها به چهار انجیل از بین آنان رسمیت داده است از این نظر دکتر پست هنگامیکه دربارة انجیل تفصیلاتی را نقل می کند از این چهار انجیل به انجیلهای «قانونی» تعبیر کرده و می نویسد: «چهار انجیل قانونی داریم یعنی متی، مرقس، لوقا و یوحنا و نه اینکه کلیسا آنها را قبول کردند بلکه بزودی پذیرفتند» از این قسمتها هم که چشم بپوشیم با در نظر گرفتن موقعیت نویسندگان این اناجیل نمی توان این کتابهای را همان انجیل عیسی دانست که بر شخص مسیح نازل شده بود زیرا دو نفر از این نویسنگان چهارگانه یعنی متی و یوحنا اگر چه (بنا بعقیدة مسیحین) از حواریین بودند ولی مرقس و لوقا از حواریین عیسی هم نبوده اند و از میان آن دو نفر حواری هم با آنکه «متی» مقدم بود و اولین انجیل را او به نگارش درآورده با اینحال تاریخ نگارش آن قطعاً بعد از داستان صلب عیسی و ناپدید شدن آنحصرت از سن اجتماع بوده است 8-آیا نویسندگان انجیل از خدا الهام می گرفتند؟ پیروان انجیل و مردم مسیحی برای آنکه این چهار کتاب تارخی را که سالها بعد از صعود عیسی برشتة تحریر درآمده آسمانی و وحی خداوند معرفی کنند ناچار می گویند که نویسندگان آنها از جانب خداوند بودند و با الهام از او انجیلهای خود را بنگارش درآوردند . ولی مدارک و شواهد فراوانی نشان می دهد که نه نویسندگان انجیلها از جانب خداوند الهام می گرفتند و نه کتابهای آسمانی و الهام است. اینک نقل قسمتی از شواهد و مدارک در این باره: یک چگونه می توان این نویسندگان را از جانب خداوند دانست در حالیکه باعتراف همین اناجیل آنها دربارة عیسی دچار لغزش شدند و امر مسیح را در شب صلب او اطاعت نکردن و عیسی خود به آنها «بی آیمان» و «سخت دل» خطاب کرده است. انجیل می نویسد: هنگامیکه عیسی با شاگردان خود می امد شخصی بنزد او شد گفت فرزند من مصروع است او را شفا ببخش و من وی را از نزد شاگردان تو بودم آنها نتوانستند او را شفا دهند. عیسی در اینجا از شاگردان خود سخت ناراحت گردید و خطاب ب آنها چنین گفت: ای فرقةبی ایمان کج رفتار تا بکی با شما باشم و تا چند متحمل شما گردم اما شاگردان نزد عیسی آمده در خلوت از او پرسیدند چرا ما نتوانستیم او را (دیورا) بیرون کنیم (و مصروع را شفا بخشیم) عیسی ایشانرا گفت سبب بی ایمانی شما زیرا هر آینه بشما می گویم اگر ایمان بقدر دانة خردل می داشتید بدین کوه می گفتید از آنجا بدانجا منتقل شود البته منتقل میشد و هیچ امری بر شما محال نمی بود لبکن این جنس جز بدعا و روزه بیرون نمی رود. در مورد دیگر عیسی به شاگردان خود «سست ایمان» خطاب کرده و ب آنان می گوید: ای سست ایمانان چرا در خود تفکر می کنید از آنجهت که نان نیاورده اید آیا هنوز نفهمیده و یاد نیاورده اید آن پنج نان و پنج هزار نفر و چند سبدی را که برداشتید و نه آن هفت نان و چهار هزار نفر و چند زنبیلی را که برداشتید پس چرا نفهمیدید که درباره نان شما را نگفتم که از خمیر مایه فریسیان و صدوقیان احتیاط کنید. درجه سستی عقیده و ضعف ایمان شاگردان عیسی نسبت بوی تا آنجا بود که در حساسترین لحظات یعنی در شب صلب آنحصرت از آنان خواست تا ساعتی بیدار بنشینند و دعا کنند ولی آنها کوچکترین توجهی باین خواست عیسی و دستور وی ننمودند. انجیل در این باره می گوید: .پس بدیشان گفت نفس من از غایت الم مشرف بموت شده است در اینجا مانده با من بیدار باشید پس قدری پیش رفته بروی در افتاده و دعا کرد و نزد شاگردان خود آمده ایشانرا در خواب یافت و به پطرس گفت آیا همچنین نمی توانستید یکساعت با من بیدار باشید؟! و دعا کنید تا در معرض آزمایش نیفتید بار دیگر رفته باز دعا نموده و آمده باز ایشان را در خواب یافت زیرا که چشمان ایشان سنگین شده بود پس ایشانرا ترک کرده و رفت. در آیه دیگر عیسی در شب صلب خطاب به آنها می گوید «همة شما امشب درباره من لغزش می خورید». شاگردان عیسی و حواریین وی تا آندرجه نسبت به سخنان آنحصرت با نظر تردید و بی اعتقادی می گریستند که داستان زنده شدن او را بعد از آنکه سه روز از مصلوب شدنش گذشت (البته بعقیده مسیحیین) اصلاً باور نکرده بودند و ب آن ایمان نداشتند با آنکه این موضوع را بطور مکرر از عیسی شنیده بودند و حتی دشمنان آنحضرت یعنی یهود هم می دانستند که عیسی بارها چنین مطلبی را عنوان کرده است و لذا انجیل دربارةرؤسا و مشایخ قوم یهود می نویسد: و در فردای آنروز که بعد از روز تهیه بود رؤسای کهنه و فریسیان نزد پیلاطس (والی) جمع شده گفتند ای آقا ما را یاد است که آن گمراه کننده (عیسی) وقتیکه زنده بود گفت بعد از سه روز برمی خیزم پس بفرما قبر را تا سه روز نگاهبانی کنند مبادا شاگردانش در شب آمده او را بدزدند و بمردم گویند که از مردگان برخاسته است و گمراهی آخر از اول بدتر شود. آری این داستان از قول عیسی تا این حد مشهور بود است که حتی دشمنان وی و بزرگان یهود گفتند که ما از او شنیدم ولی با این حال شاگردان او به گفتة وی ایمان نداشتند و هنگامیکه مریم مجدلیه برخاستن او را از قبر (بنا بگفتة انجیل و عقیدة مسیحیها) به شاگردان وی گفت آنها باور نکردند تا بالاخره مسیح خود بر آنها ظاهر شد و آنها را بر این بی ایمانی توبیخ نمود. این بود نظر عیسی مسیح دربارة شاگردان خود، اکنون شما قضاوت کنید آیا این نمونه از شاگردان که آنحضرت خود بارها آنها را بی ایمان، سخت دل، کج رفتار و حتی فاقد خردلی از ایمان خوانده می توانند مورد اعتماد باشند تا ما ادعای آنها را که می گفتند روح القدس بما الهام کرده بپذیریم و کتابهای تاریخی آنانرا که بنام انجیل سالها بعد از صلب عیسی آنرا نوشتند آسمانی و وحی و الهام بخوانیم؟! 9-ایا انجیل سازی در عصر پولس بوده است ؟ داستان نوشتن کتابهائی بنام انجیل و آنها را بعنوان کتاب آسمانی به عیسی نسبت دادن نه تنها سالها بعد از حضرت مسیح علیه السلام رایج گردیده بود بلکه مدارک و شواهدی در دست است که نشان می دهد این کار از همان ابتدا هم شایع بوده است. پولس در رسالة خود خطاب به غلاطیان می گوید: تعجب می کنم که بدین زودی از آن کس که شما را بفیض مسیح خوانده است برمیگردید بسوی انجیلی دیگر نیست لکن بعضی هستند که شما را مضطرب می سازند و می خواهد انجیل مسیح را تبدیل نمایند. از این جمله پیدا است که داستان انجیل سازی و تحریف آن در عصر پولس هم در کار بوده است چه رسد بتاریخی که قرنها تا زمان صعود عیسی فاصله داشت. 10-ایا روح القدس تا قبل از رفتن مسیح وجود نداشته و اگر داشته است چرا مسیح می گوید تا من نروم او نمی اید ؟ پس چرا مسیح می گوید «تا من نروم او بنزد شما نخواهد آمد؟!» در حالیکه روح القدس همواره با عیسی بوده است و با این حساب دیگر نادرست بود که عیسی بگوید «اگر بروم او را بنزد شما می فرستم» و آیا آن «تسلی دهنده» که بود که عیسی می گوید «رفتن من برای شما مفیدتر است زیرا اگر نروم تسلی دهند نزد شما نخواهد اآمد»؟!

دوست عزیز و خوبم سلام و روز به خیر و خوشی،

بابت تأخیر طولانی در پاسخ به سؤالات شما، به علت مشغله کاری زیاد و ازدحام سؤالات بسیار و ایام تعطیلات میلاد مسیح و آمادگی برای سالی که در پیش است، صمیمانه از شما پوزش می طلبیم.

پرسش های بی شمار شما در مورد كتاب مقدس را ديدم وآنها به من اين انگيزه را می داد كه شما واقعاً حق جو هستيد ودر تلاش هستيد كه حق را بشناسيد واين باعث می شود، شما راكه ند يده ام و نمی شناسم، بی نهايت احترام بگذارم  و از شما قدردانی كنم، چرا كه دنيای امروزی ما به سوژه های ديگری اشتياق دارد تا به امور خدا.

من پرسش هاي شما را  به دقت خواندم و آنها  را آناليز نمودم و همه آنها پرسش هايی  بودند كه تقربياً پاسخ همه آنها به تفصیل در وب سایت پر پاسخ موجود است.

ولي آنچه به طور  واضح در سؤالات  شما مشهود است اين است كه سؤالات شما مستقيماً از مطالعه كتاب مقدس بدست نيامده، بلكه از نقد يك كتاب اسلامی كپی شده است كه شماره های آخر هر سؤال؛ نشان دهنده  منبع يا كتابنامه آن كتاب است و نه آيه مربوطه!

به عنوان مثال شما دوست خوب و عزيزم، در اولين سؤال خود فرموديد كه آيا كتاب تورات گم شده است و در دنباله آن ذكر نموديد كه تورات تحریف شده و گم شدن آن از نظر تاريخی حتمی است ومثالی كه آورديد از كتاب دوم تواريخ ایام فصل ١٤ می باشد. درحالی که اگر خودتان به فصل ١٤ مراجعه كنيد، عملاً چنين چيزی در آنجا نمی بينيد واين نشان می دهد كه شما شخصی هستيد كه اهل مطالعه هستید، ولي كتاب مقدس را بطور دقيق بررسی  نكرده ايد.

 نكته دوم: در اكثر سؤالات شما آيه ها، بطور دقيق  بيان نشده اند. مثلاً در سؤا ل اولتان كه از مجازات خداوند برای سه نسل بعدی سخن گفتيد از کتاب خروج سخن گفتيد وشماره ١٧ را ذكر نموديد در حالي كه عدد ١٧ شماره باب یا فصل كتاب  نمي باشد بلکه به آیه فصل پنجم کتاب خروج اشاره دارد. ودر قسمت دوم پرسش هم آیه بطور دقيق ذكر نشده. برادر خوبم، من احساس وتشنگی شما را  نسبت به كتاب مقدس درك می كنم و پرسش هايتان برای من تقریباً قابل درك است و پاسخ های همه آنها  در وب سایت پرپاسخ موجوداست. جهت اطلاع شما، كتاب مقدس دائماً از طرف ايمان داران مسيحي مورد نقد و بررسی قرار می گیرد واين برای ما  كفر محسوب نمی شود ودر دوره های الاهيات مسیحی، شخص مسیحی می بایست حتماً واحد نقادی كتاب مقدس را بگذارند!

 بنايراين موضوع  و اِشکال اصلی شما در یافتن پاسخ نیست بلكه  مشكل اساسی تان روش پر سيدن شما است!  شايد بیجا نباشد اين نقل قول را از آلبرت آینشتين فيزيكدان برجسته برايتان نقل قول كنم که می گويد: " اگر برای حل مسأله ای كه جانم در گروی آن باشد يك ساعت فرصت به من داده شده باشد؛ 55 دقيقه آن را صرف طرح پرسش های صحيح می کردم! چون اگر پر سش صحيح معادله ام را بدانم، مسأله در كمتر از ٥ دقيقه حل می شود!!!"

پر سش های شما به طور كلی به سه دسته تقسیم مي شود:

 پرسش های دسته اول: مربوط به مجازات های  خداوند در عهد عتيق  يعنی نظام حقوقی خداوند در عهد عتيق

پرسش های دسته دوم: در مورد تحريف كتاب مقدس

و پرسش های دسته سوم: مربوط به داستانهای غیر اخلاقی

در نخستين نگاه بايد به شما يادآوری كنم که هيچ جوابی برای شما قانع کننده نخواهد بود، چرا كه كناب مقدس هیپ شباهتی به قرآن و ساير كتب آسمانی ندارد و کتابی كتاب کاملاً زمينی می باشد كه خدا بر روی زمين  به وسيله انسانهای زمينی با انسان سخن گفت!

دوست خوبم کتاب مقدس يك دايره المعارف نيست كه به ما فقط یک سری اطلاعات تحویل بدهد. برای درک آن، می بایست به آن باور داشت.

در ابتدا به پرسش شما در مورد داستانهای غير اخلاقی  در كتاب مقدس می پردازم:

يكي از ايرادات  متداول و قديمی اين است كه می گويند فصل هايی در آن وجود دارد كه از أول تا اخر آن آلوده است وحتي مصلحت در آن است که  آنها را براي بچه ها نخوانیم. ولي دوست خوبم اين ها واقعيت های تاریخ زندگی بشر خاكی است. يعني كتاب مقدس نمی تواند وقايعی را كه در تاريخ اتفاق افتاد ناديده بگيرد و از آنها چشم پوشی کند، حتي اگر آن وقایع مربوط به إنسانهایی بزرگ باشد. اگر قرآنِ اسمانی شما بخاطر اینکه محمد آسمانی و قطعاً از نظر قرآن هم بی گناه می باشد؛ به این علت است که نسبت به گناهان محمد بي تفاوت است. اما آيا واقعیت امر چنين است؟ آیا محمد بر روی زمین هیچ گناهی مرتکب نشده؟ در حالی كه خدای كتاب مقدس از انسانهای روی زمين سخن می گويد و نسبت به خطایای آنها صادقانه شرح می دهد و این مسئله زمانی  برای شما قابل فهم خواهد بود که به اين خدا باور داشته باشید واجازه دهيد وارد زندگي شما شود.

شايد مثال ديگری می تواند روشنگر معمای ما باشد: در بهترين و با ارزش ترين كتابهای پزشكي مي توان قسمت هايی را يافت كه زياد جالب نيستند، ولي اين قسمت ها به واقعیتهایی اشاره می کنند که نمی توان آنها را از دوره های پزشکی حذف کرد.

دومبن پرسش شما در مورد عدالت خدا ومجازات های خداوند برای نسل سوم وچهارم است. يعني نظام حقوقی وعدالت خدا در عهد قديم.  بايد اشاره كنيم که اين نظام حقوقی در دوره های گوناگون، متناسب با عدالت خدا، تغییر می كند. فهميدن نظام حقوقی خداوند، مستلزم اين است كه حقيقتاً گناه را باید شناخت وثانياً می بایست از عملکرد قوم اسرائیل و نیز شرارت انسانها در دوره های گونا گون آگاه بود.

آگاهي از همه اينها مرا به اين نقطه مي رساند كه خدای عهد عتيق هم به مانند عهد جديد عادل بوده است! درک این مطللب به مثابه اثبات يك قضيه رياضي نيست. تحليل نظام حقوقي خداوند مانند تجزیه و تحلیل سيستم های حقوقی اين جهان نيست. در انجيل داستانی وجود  دارد که شخصی تمام روز كار مي كند و مزدی را می گيرد و شخصی ديگر از نيم روز كار می كند و همان مزد را دریافت می کند و باز یک نفر ديگر فقط دو ساعت كار می كند ولی همان مزد برابر نصیب این سه شخص می شود. این نظام حقوقي كتاب مقدس است كه بر مبنای عدالت خدا  استوار شده و نه عدالت بشری!

اما در مورد تحريف شدن كتاب مقدس مقالات ونوشته های زيادی در وب سایت پرپاسخ و بسیاری از منابع مسیحی دنیا منعكس شده  که شما را که اهل مطالعه و تحقیق و جستجو هستید، تشویق به مطالعه آنها می کنم.

از آشنایی با شما خوشوقتم و برای شما این دعا را خطاب به پدر آسمانیام می كنم:

" پدر برای اين دوستم كه تا به حال موفق به ملاقاتشان نشدم، تو را شكر مي كنم  و برای قلب ساده و مشتاق او واقعاً از صمیم قلب سپاسگذارم. دعا می كنم كه او تو را آنگونه که در حقیقت هستی، بشناسد و در آرامش تو زندگی كند.

در نام عيسي مسيح خداوند، آمين."

شاد و پیروز و سربلند باشید،

 دوستدار شما علی خیراندیش

Jan/16/2019 سوالات در مورد خدا کشیش ورژ باباخانی 7 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر