نقدی بر برده داری در اسلام


موضوع برده داری در اسلام موجب آن  شده است  که طرفداران اسلام در توجیه این مسئله گام هایی بردارند. دراین راستا، آنها مدعی هستند که امروزه اسلام انواع برده داری را منع کرده و فقط برده داری حاصل از جنگ را مجاز دانسته است. منظور از انواع برده داری این است که، افرادی به منظور برده داری ربوده و به عنوان برده در بازار برده داری فروخته می شدند. یا کسانی که از روی ناچاری و فقر، فرزندان خود را به فروش می رساندند تا به عنوان برده نزد اشخاص ثروتمند کار کنند.  طرفداران اسلام امروزه مدعی شده اند که تمام راه های برداه داری مسدود شده، و فقط برده داریی که حاصل جنگ بوده حلال و مجاز می باشد. البته در این بین سؤالی مطرح می شود که چرا اسلام  راه برده داری را  در نهایت مسدود نکرده است؟

البته ایشان مدعی هستند، به این علت که همیشه برده داری در جامعه بوده است، پس نمی توان آن را به طور کلی از بین برد.  در واقع از پاسخ این سؤال چنین بر می آید که اسلام تمایل داشته این نوع برده داری را نیز از بین ببرد اما حذف این نوع برده داری عملاً غیر ممکن بوده است.

مجدداً سؤالی که برای اینجانب پیش می آید این است که چگونه اسلام  انواع مدل برده داری راتوانسته حذف کند اما این نوع برده داری را نتواسته از بین ببرد؟

چنانچه به سایت ویکی پدیا مراجعه نماییم اطلاعاتی مبنی بر اینکه "شیعیان و مالکیان، به ولی دم مقتول این اختیار را می دهند که قاتل را یا به عنوان برده در نزد خود نگاه دارند و یا او را قصاص نمایند." با استناد بر این اطلاعات، ما با نوع دیگری از برده داری که در اسلام وجود دارد، آشنا می شویم.

همچنین در سایت "حوزه" وابسته به سازمان حوزه علمیه آمده است که: اسلام با یک فرمان عمومی دستور می داد تا تمام بردگان آزاد شوند؛ چه بسا بیشتر آنان تلف می شدند زیرا این جمعیت نه کسب و کار مستقل داشتند و نه خانه و کاشانه ای و نه می توانستند به آسانی به وطن خود بازگردند.

حال مجدداً سؤالی  در این رابطه پیش می آید، آنانی که خود مدعی این هستند که به صورت دسته جمعی بردگان را آزاد می نمودند،چگونه تلف شدند؟

از طرفی مدعی هستند که اسلام ندا می دهد بردگان را آزاد کنید و از طرف دیگر مدعی هستند که اگر بردگان را آزاد می کردیم، تلف می شدند.

چنانچه قرآن و اسلام را کمی عمیق ترمورد تفحص قرار دهیم، متوجه خواهیم شد که برده داری در اسلام ریشه عمیق تری نسبت به ادعا های مطرح شده از سوی مسلمانان دارد. بطوری که قرآن به صراحت می گوید: خدا عده ای را ارباب و عده دیگر را برده آنها قرار داده است:

در سوره الزخوف آیه 32 می گوید:

أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ

" آيا آنانند كه رحمت پروردگارت را تقسيم مى كنند ما معاش آنان را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كرده‏ ايم و برخى از آنان را از درجات بالاتر از بعضى ديگر قرار داده‏ ايم تا بعضى از آنها بعضى ديگر را در خدمت گيرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان مى‏ اندوزند بهتر است."

چنانکه در این آیه مشهود است، این آیه به ما می گوید که: خدای قرآن عده ای از مردم را مال و مقام داده، تا عده ای دیگررا که  بدبخت و فقیر آفریده به تملک خود دربیاورند. یعنی عده ای ارباب و عده ای دیگر برده آفریده شده اند.

در حقیقت با آیاتی که در قرآن موجود است باید گفت که اسلام به دنیای برده داری رنگ و بوی الهی می بخشد و این موضوع را قانون خدا و اسلام معرفی می نماید. به همین علت امروزه گروه های ستیزه جوی اسلامی همانند داعش برده داری را جزء قوانین اسلامی و گروهی خود می دانند.

در سایت حوزه  سؤالی در مورد دو گروه متخاصم که با همدیگر جنگ می کنند آمده است. وقتی دو گروه با هم جنگ می نمایند و یکی بر دیگری غلبه کند با نیروهایی که باقی می مانند چه باید کرد؟

سپس سایت پاسخ می دهد که: چند راه وجود دارد:

الف: همه را آزاد کنند که در این صورت مجدداً دشمن خود را تجهیز نموده و حمله خواهند کرد.  

ب: همه را بکشند که این راه خیلی بی رحمانه و ضد بشری است.

ج: آنها را به اسارت بگیرند  تا حداقل زنده بمانند و از طرف دیگر از حمله آنان نیز در امان باشند.

سپس ذکر می نماید که طبیعتاً این راه سوم بهترین و انسانی ترین راه است.

حال به روشی  که محمد در جنگی بنام بنی قریظه بکار برده نگاهی بیندازیم . طبق روایات اسلامی محمد در این جنگ از سه راه مطرح شده دو راه را هم زمان بکار برد. یعنی راه حل ب و ج.

چرا که محمد مردان اسیر در آن جنگ را قتل عام نمود، روشی که به قول خودشان بی رحمانه و ضد انسانی تلقی می شد؛ وهمچنین زنان و کودکان یتیم را اسیرنمود و سپس به فروش رساند.

در سایت مرکزی پاسخگویی به سؤالات دینی از محمد روایتی نقل شده به این شرح: که فروش انسان منفورترین معاملات است! پیامبر فرمود: شر الناس من باع الناس. بدترین مردم کسی است که انسانها را بفروشد. جالب است که طبق روایات اسلامی فقط در جنگ بنی قریظه محمد هزاران هزار زن و کودک را به عنوان برده بفروش رساند.

مجدداً مسلمانان مدعی هستند که حکم بردگی فقط در جنگ با کافران هست و اگر جنگی بین مسلمانان رخ دهد مسلمان به بردگی گرفته نخواهد شد.

در اینجا سوالی پیش می آید که اگر مسلمانی به اسارت مسلمان دیگری در جنگ در آمد چه باید کرد؟

اگر مسلمان اسیر را آزاد کنند، طبق همان استلالی که در بالا خواندیم، آنها تجهیز می شوند و مجدد حمله خواهند نمود. بنابرین شیوه ی برخورد اسلام با اسیران مسلمان چگونه است که با اسیران غیر مسلمان نمی توان داشت.

با توجه به مطالب گفته شده، مسلمانان به هر دری می کوبند تا مطالب خودشان را توجیه نمایند. 

اسلام در توجیه به اسارت گرفته شدن زنان و کودکان می گوید: تمامی زنان و مردان و کودکان، اعضاء میدان نبرد محسوب می شوند، چرا که سهم زنان کمتر از مردان نیست.  تصور اینکه درجنگی که با شمشیر و کمان در جریان است، برابری نقش زنان و کودکان  با مردان جنگجو، مضحک به نظر می رسد.

مسلمانان به خوبی می دانند، تمامی زنان رومی و ایرانی که به اسارات اسلامیون در زمان صدر اسلام در می آمدند، زنان و کودکان جنگجو نبودند. بلکه مردمی عادی به شمار می رفتند که شهرهایشان به تصرف، وخودشان به اسارت سپاه اسلام در آمده بودند.

امروزه میزان خودفریب دهی در میان مسلمانان به شدت افزایش یافته است . آنها سعی برسر پوش نهادن بر رفتارهای غیر انسانی اسلام و قرآن  بر وجدان خود دارند.

در اسلام نه تنها زنان و کودکان اسیر را کنیز و غلام می دانند بلکه آنها، اسیران جنسی نیزمحسوب می شوند. چرا که مسلمانان از قرآن این مجوز را گرفته اند تا به همبستر شدن با اسیران خود دربیایند. کاری که نیروهای اسلامی حتی امروزه در سوریه، عراق، نیجریه و فیلیپین انجام می دهند؛ و معتقد هستند که این اعمال مطابق با آیات قرآن و سنت پیامبرشان است.

در توجیه تجاوز به کنیزان، مسلمانان امروزه از خود گذشتگی نشان داده و خود را به آب و آتش می زنند و می گویند: شرط هم بستر شدن با کنیزرضایت خود کنیز است.  حتی تصور اینکه زنانی در اسارت به عنوان کنیز در دستان جنگجویان مسلح قرار گرفته و حال آن جنگجو به دنبال رضایت اسیر خویش است و اگر کنیز رضایت ندهد جنگجو به او دست درازی نمی نماید نیزمحال به نظر می رسد .

ولی در سایت پاسخگو به سؤالات دینی به صراحت عنوان می کند که اجازه گرفتن و یا پول دادن به کنیز در اسارت بی معناست؛ زیرا کنیزی که اسیر محسوب می شود بر فکر و جسم خود تسلط نداشته و باید تسلیم شود.

 بر اساس آموزه های قرآن روابط جنسی تنها در دو قالب مورد تأیید شرع اسلام است. اولی در مورد همسران از طریق ازدواج  و دومی در مورد کنیزان از طریق مالکیت . سپس در ادامه می گوید آیات 21 تا 23 سوره النساء که در مورد پرداخت مهریه به زنان است ارتباطی به رابطه جنسی با کنیز ندارد. خطبه عقد  صرفاً جهت زنان عادی و آزاد بوده و برای کنیزان در بند معتبر نمی باشد؛ یعنی علاوه بر نکاح، خود مالکیت هم حلال بودن رابطه جنسی را  توجیه می نماید. به همین علت دیگر احتیاجی به خطبه نکاح برای کنیزان نخواهد بود.

گویا مسلمانان تنها نگران مسائل شرعی این موضوع بودند. خطبه عقد فقط سر هم کردن چهار عبارت خشک و خالی نبوده، بلکه در آن خطبه، رضایت زن به ازدواج معلوم می شود. کنیزی که به اسارت در آمده، در زمان اسارت از او رضایت اخذ نگردیده، پس عملاً ارتباط جنسی با او تجاوز محسوب می شود.

پس مشاهده می کنیم که مسلمانان عملاً به اسیران تجاوز جنسی می کنند و با قرآن و اسلام به راحتی این تجاوزات را توجیه می نمایند و برای خود استدلال می آوردند که  تجاوز به کنیز به نفع خود کنیز می باشد.

 مسلمانان مدعی هستند که اگر تجاوز و هم خوابی با کنیز مجاز نبود، بر طرف کردن نیازهای غریزی برای آن ها فراهم نمی شد. در این زمینه یک سؤال مطرح می شود؛ آیا اسیران مرد نیازهای جنسی و غریزی ندارند؟ حال با همان استدلال نمی توان همسر مالک را در اختیار این اسیران قرار داد تا رفع نیازغریزی آنها نیز صورت پذیرد؟ نکته قابل توجه اینجاست که آنها همه چیز را بصورت یکطرفه توجیه می نمایند.

مسلمانان کنیزان را به منظور بهره برداری جنسی در اختیار یکدیگر می گذارند و به راحتی این رفتار غیرانسانی را با احکام اسلامی توجیه می نمایند. در سایت پاسخگویی به سؤالات دینی آمده است که: چنانچه کنیز با شخص دیگری ازدواج کرده باشد یا او را به دیگری بخشیده باشند پس از سپری شدن مدت زمان عده طلاق با شوهرش یا تمام شدن زمان بخشش، مجدداً کنیز بر مالکش حلال میشود.

متاسفانه در احکام اسلامی و قرآنی حتی در مورد ازدواج و نکاح، و مسئله کنیز و اسیر کلاه شرعی وجود دارد.

در جهاد نکاح زنی را به عقد جهادگری در می آورند و بعد از اتمام غریزه جنسی که شاید چند دقیقه هم طول نکشد، به عقد جهادگر دوم در می آورند. در این میان مسائلی همانند عده و غیره نیز رعایت نمی گردد. در واقع به راحتی حتی احکامی را که خود نوشته اند نیز زیر پا می گذارند.

عده در اسلام به آن مدتی گفته می شود که بعد از طلاق، زن حق ازدواج مجدد برای مدت سه ماه را ندارد. در عین حال، مفسرین تبصره گذاشته و می گویند: زن می تواند بلافاصله به عقد همان شوهر قبلی خود در بیاید. در تبصره دوم اگر زن در عده  قبلی خود با شوهرش همبستر نشده باشد دیگر عده برای او لازم نیست و بلافاصله می تواند به عقد نفر دیگر در بیاید. به عنوان مثال، زنی از جهادگر اول جدا می شود و بلافاصله دوباره طبق تبصره اول به عقد همان شخص در می آید، ومجدداً جدا می شود. چون این زن در ازدواج کوتاه مدت خود با مردی که ازدواج نموده همبستر نشده است، دیگر موضوع عده بر او جایز نیست. او می تواند بلافاصله با جهادگر دوم ازدواج و همبستر شود. تمام این طلاق و ازدواج های مجدد می تواند در عرض چند دقیقه صورت پذیرد.

 متاسفؤنه مفسرین و علمای اسلامی به همین راحتی تجاوزات و رفتارهای غیر انسانی را توجیه می نمایند و دل به این خوش دارند که طبق احکام دین عمل می کنند.

قران در سوره النساء آیه 24 میگوید:

و زنان شوهردار [نيز بر شما حرام شده است] به استثناى زنانى كه مالك آنان شده‏ ايد [اين] فريضه الهى است كه بر شما مقرر گرديده است.

در سایت پاسخگویی به سؤالات دینی آمده است که، در این آیه ازدواج و رابطه جنسی با زنان شوهردار به طور مطلق نفی شده و تنها استثنای این حکم، زنان غیر مسلمانی هستند که به اسارت مسلمانان در جنگ ها در می آیند. و در ادامه می گوید که همه ی موارد نیز شامل استثناء نمی باشد، زیرا این زنان دیگر شوهر دار محسوب نگردیده و به اصطلاح علم بلاغت این استثناء، استثنای منقطع است.  حال چرا مفسیرین و مترجمین اسلام سعی دارند که عبارات واضح قرآن را توجیه و بر حسب تمایل خود به آن عبارات، کلمه های دلخواه اضافه و کم نمایند. همانگونه که در این آیه دیده می شود عبارت استثنای قرآن حذف گردیده است.

قرآن به مسلمانان می گوید: زنان شوهردار بر شما حرام هستند فقط به استثنای یک مورد. مفسرین مسلمان برای آن مورد چنان شرط و شروطی گذاشتند که همان یک مورد هم از قاعده زنان شوهردار خارج شده است و بعد توجیه می نمایند که اصلاً استثنایی در کار نیست و قرآن بلاغت به خرج داده است. در واقع استثنای قرآن یک استثنای کذب محسوب می شود و شاید هم برای زیبایی کلام این عبارت در آیه ذکر شده است.

منابع:

ویکی پدیا  اسلام و برده داری

 سایت حوزه پایگاه اطلاع رسانی حوزه علمیه

سایت مرکز پاسخگویی به سوالات دینی

 نویسنده: آبیلا یوحنا مارو

Jun/08/2018 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 20195 بازدید 106  

نظرات کاربران

  • نظر مهرنوش

    مرسی از مقاله زیباتون

  • نظر رسول خ

    سلام بسیار زیبا و ساده بیان کردید ممنون

  • نظر رباب

    عصر بخیر، بسیار عالی بود همه ما ایرانیان به نوعی برده اسلام شده ایم دعا میکنم همه آگاه شویم

  • نظر رسول خ

    سلام بسیار زیبا و ساده بیان کردید ممنون

  • نظر آرش

    اسلام رحمتش برای زورگویان است با سپاس از مقاله قشنگتون

  • نظر مهرنوش

    مرسی از مقاله زیباتون

  • نظر ناصر

    آنکه زمینی ست ، تمام حرف ها و اعمالش زمینیست و آنکه از آسمان بود ، تمام حرف هایش ، از جنس آسمان و پاک ! آمین

  • نظر سامان نجفى

    تشكر از مطالب بسيار آموزنده

  • نظر Sam

    سلام با این‌ اوصاف دین اسلام بی اعتبار و بدنبال توجیه گفته های خویش است هدف وسیله را توجیه مبکند


ارسال نظر