آشنایی با آئین زرتشت و دیدگاه مسیحیت

فهرست

 

آریائیها و ریشه زرتشت

کتاب اوستا

شخصیت زرتشت از نظر تاریخی و زادگاه او

آئین و اعتقادات زرتشت

نظر مسیحیان در مورد زرتشت و آیین آن

 

 

 

 

آریائیها و زرتشت

  حدود 2000 سال قبل از میلاد گروهی از مردم شمال فلات ایران بخاطر یخبندانهای فصلی و برای بدست آوردن چراگاه های کافی برای دام هایشان، بسوی سرزمین های گرم جنوب مهاجرت کردند. این مردم که آریایی نام داشتند در چند مرحله و بصورت گروه های جداگانه وارد فلات ایران و به تدریج جایگزین ساکنان قبلی شدند
 
اقوام آریایی، سرزمینی را که وارد آن شده بودند، ایران یعنی سرزمین آریایی ها نامیدند. گروهی از آریایی ها بنام مادها در غرب، گروهی دیگر بنام پارس ها در جنوب (نزدیک عیلامی ها) و گروه سوم بنام پارت ها در شمال شرقی ایران فعلی سکنی گزیدند
 
همانطور که گفته شد، قبل و همزمان با ورود آریایی ها، اقوام دیگری در ایران سکونت داشتند. از این اقوام دارای تمدن (مثل جیرفت و مارلیک و...) آثار اندکی بجا مانده است که باستان شناسان سعی دارند اطلاعات بیشتری درباره آنها بدست آورند
 
آریایی ها در ازای کمک به پادشاهان عیلام در جنگ با آشوریان اجازه یافتند تا شهری برای خود بنا کنند؛ به این ترتیب پارسها و مادها با گسترش نفوذ خود به سرزمینی دست یافتند که بعدها به میهن همیشگی آنها تبدیل شد
 
در این دوران پیامبری بنام زرتشت میان آریایی ها ظهور کرد. او مردم را به پیروی از اهورامزدا و جنگ با اهریمن (مظهر زشتی و دروغ) دعوت می کرد

   گشتاسب (در اوستا ویشتاسب به معنی دارندهی اسب آماده) نام فرمانروای بلخ در زمان زرتشت است. زرتشت به گشتاسب پناه برد و او دین پذیرفت و از وی پشتیبانی کرد. در گاهان، زرتشت چهار بار از این فرمانروا نام میبرد. سه بار به گونهی کیگشتاسب است. کی به معنی رئیس عشیره و فرمانروا بوده و عنوان فرمانروایان دودمان کیانیان است که گشتاسب نیز یکی از آنان بوده است. در شاهنامهی فردوسی چهرهی گشتاسب با آنچه در اوستا آمده ناسازگار است. در حماسهی فردوسی گشتاسب، شاهی خودکامه و ستمگر است. اینگونه که پیداست دو روایت در بارهی گشتاسبشاه در دست بوده است. یکی روایت موبدان زرتشتی و دیگری روایتی از زندگی و کارکرد گشتاسب در میان مردم ایران. روایت دوم است که در شاهنامه بازتاب یافته است. فردوسی روایت دوم را به اندیشه و باور خویش نزدیکتر یافته و آن را برگزیده است.
این پیامبر تعلیمات خود را بر سه پایه «پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک» بنا نهاد و اعتقاد به حیات دوباره (معاد) را در میان پیروان خود تبلیغ کرد
 
اعتقادات و اندیشه های زرتشت در گذر زمان در مجموعه ای بنام اوستا گردآوری شده است

   کتاب زرتشت

   اوستا یکی از کتاب های بزرگ اعصار قدیم بوده و عظمت آن در بیرون از حدود کشورهای مزدیسنا نیز شهرت داشته است. مورخ یونانی هرمیپوس (Hermipos) که در قرن سوم قبل از میلاد می زیست، کتابی در خصوص آیین ایران نوشته بود که امروزه در دست نیست ولی مورخی رومی موسوم به پلینیوس (Plinius) که در قرن اول میلادی از دنیا رفت، در کتاب خویش به نام تاریخ طبیعی از کتاب هرمیپوس سخن می راند و می گوید که او آیین ایرانیان را از روی کتاب دینی آنان که زرتشت در دو هزار (دو میلیون) بیت سراییده به دقت مطالعه کرده است. مسعودی که در سال 346 هجری درگذشته، در کتاب مروج الذهب می نویسد: اوستا روی دوازده هزار جلد گاو نوشته شده بود. در شاهنامه آمده است که 1200 فصل اوستا روی تخته ی زرین نوشته بود.

   آنچه از سنت قدیم در کتب پهلوی مانده است این است که اوستای هخامنشیان دارای 1000 فصل و منقسم به 21 کتاب یا «نَسک» بوده است.

  موافق دین کرت (یکی از کتب معروف پهلوی) اوستای زمان هخامنشیان در موقعی که اسکندر مقدونی به قصر سلطنتی تخت جمشید آتش زد (در زمان داریوش سوم هخامنشی) بسوخت و یونانی ها نسخه ی دیگر آن را از گنج شاپیکان که معلوم نیست کجا بوده به دست آورده، به دستور اسکندر قسمت های علمی آن را راجع به پزشکی و ستاره شناسی، به زبان یونانی ترجمه کردند و بعد آن را در آتش انداختند.

  بلاش اول اشکانی امر به جمع آوری اوستا کرد و در زمان اردشیر یکم ساسانی «تنسر» نامی که هیربذان هیربذ (موبدان موبد، به معنی پیشوای دینی. موبدان موبد در آیین زرتشتی بالاترین درجه بود و پس از آن مُغ قرار دارد) بود اوستا را مرتب نمود. پس از آن شاپور یکم آنچه را که از اوستا راجع به دانش پزشکی و ستاره شناسی و فلسفه و جغرافیا برداشته بودند، از یونان و هند و سایر جاها جمع کرده به اوستا افزود و در زمان شاپور بزرگ (شاپور دوم)، به آذربد مهرهاسپند دستور داده شد که اوستا را به صورت منظم درآورد، او اوستا را بر بیست و یک نَسک یا کتاب تقسیم کرد. اردشیر دستور داد که اوستا را به پهلوی ترجمه کنند و آن را بعد از ترجمه، زند نامیدند و از آن پس این کتاب به زند اوستا معروف شد.

اوستای کنونی شامل پنج جزء یا کتاب (نسک) است:

1) یَسنا  2) ویسپِرد  3) وَندیداد  4) یَشت ها  5) خرده اوستا.

1) یسنا: حاوی آداب مذهبی است و گات ها یعنی سرودهای مذهبی جزو آن می باشد. مهمترین قسمت اوستاست. این کلمه در اوستا بسیار استعمال شده. تلفظ اوستایی آن یسنه (Yasna) می باشد که در خود گاتها بارها آمده و معنی آن پرستش و ستایش و نماز و جشن است. همین واژه ی جشن که به معنی عید است از کلمه ی یسنای مذکور آمده است که در سنسکریت به آن «یَجنَه» و در پهلوی «یَزَشن» و «ایزِشن» گویند. یسنا به ویژه در مراسم مذهبی سروده می شود. مجموع یسنا 72 فصل  و 24000 واژه است. هر فصل را یک «هائیتی» (Haiti) خوانند. این کلمه نیز اوستایی است و امروز آن را ها و یا هات گویند. از این 72 فصل، 17 فصل (یا هائیتی) متعلق به گات هاست که قدیمی ترین قسمت اوستا و سروده ی خود اشوزرتشت به شمار می رود. یسنا در حدود 25% کل اوستاست. گات ها، 25% یسنا و کمی بیش از 5/6% کل اوستاست. یسنا درباره  اهورامزدا و آفرینش، راه درست زیستن و به خوشبختی رسیدن، آرمان آدمی و پی آمدهای اندیشه، گفتار و کردار آدمیان، قانون اشا و نوسازی جهان گفت و گو می کند. در میان بخش های پنج گانه اوستا، یسنا، و در یسنا، ستوت یسن معیار و شاخص است. گنجینه ستوت یسن، 28% یسنا و کمی کمتر از 9/6% کل اوستاست. این بخش دگرگونی ناپذیر و بنیادی است. گات ها کهن ترین و مقدس ترین قسمت اوستاست که در میان یسنا جای داده شده. در خود اوستا «گاثا» و در پهلوی گاس آمده و جمع آن گاسان می باشد و گاسانیک ترکیب صفتی آن می باشد، یعنی مربوط به گات ها. در سنسکریت هم این کلمه گاثا می باشد. گاتها شامل 238 قطعه و 896 بیت و 5560 کلمه می باشد. گاتها شامل پنج قسمت است . نخستین موسوم است به «اَهُنوَد»، دوم به «اُشتَوَد»، سوم به «سِپَنتمَد»، چهارم به «وُهوخشَتر» و پنجمین به «وَهیشتواشت». در گات ها، 204 بار نام خدا (اهورامزدا)، 138 بار واژه اندیشه نیک، 26 بار واژه کردار نیک و 19 بار واژه گفتار نیک  و ده ها بار به واژه خرد و راستی و اشا و وهومن و زندگی و کار و آبادانی و پاکی محیط زیست آمده است.

2) ویسپِرد: متمم یسنا و راجع به آداب عبادت است. دارای 23 کَرده (بخش، این کلمه در اوستا کرتی آمده است به معنی باب و فصل) و 4000 واژه است. ویسپرد درباره آیین گاهنبارها (جشن های دین و اجتماعی شش گانه در سال که هرکدام پنج روز است) و نمازهای وابسته به آن سخن می گوید. ویسپرد یا ویسپرت از دو کلمه اوستایی مرکب است. ویسپِ رَتَوُ (Vispe ratavo)  که در یشت دهم، بند 122، استعمال شده و به معنی «همه ی سروران» است. وسپ در پهلوی و یاهروسپ در پازند به معنی «همه» آمده. در ادبیات زرتشتیان غالباً به این جمله برمی خوریم: خداوند هروسپ آگاه، به معنی انّ الله علی کل شیءٍ علیم. جزء دوم، رد، که همان اوستایی رتو می باشد در ادبیات فارسی به معنی دلیر و دانا و بخرد است. 

3) وَندیداد: از آن چیزی مفقود نشده، راجع به خلقت عالم، حاوی قواعد تزکیه ی نفس و کفاره و غیره است. نام اوستایی آن ویدئوداته Vidaevadãta می باشد که در پهلوی جت دیودات گردیده و مرکب است از سه کلمه : وی به معنی ضد،دَئِوَه یعنی دیو، داتَه که امروز داد گوییم به معنی قانون است و مجموعاَ یعنی قانون ضد دیو. بیشتر راجع به تشریفات مربوط به بهداشت و رعایت پاکیزگی و جلوگیری یا از بین بردن عفونت است. وندیداد در مراسم دینی خوانده نمی شود و مندرجات آن مختلف است. هر فصل آن را فرگرد گویند. در همه ی نسخ خطی به دقت هر فرگرد دارای شماره مخصوص به خود می باشد و مجموعاً شامل 22 فرگرد است. فرگرد اول در آفرینش زمین و کشورهاست، دوم در داستان جم (یَمَه)، سوم در خوشی و ناخوشی جهان و ... اما غالب مطالب فرگردها تا فرگرد 21 در قوانین مذهبی و احکام دینی است، از قبیل سوگند خوردن و پیمان داشتن و عهد شکستن و نظافت و غسل و تطهیر و پاک نگه داشتن آب و آداب دخمه و اجتناب از لاشه و مردار و توبه و کفاره و درباره ی مزد پزشک و در موضوع پیشوایان درست و دروغین و آداب ناخن چیدن و بریدن مو و شرحی نیز از خروس – که در بامدادان بانگ زند و مردم را از پی تسبیح و ستایش یزدان خواند- و درباره زنِ دشتان (حایض) و خصایص سگ و عزیز داشتن آن گفتگو شده است. فرگرد 22 در موضوع آوردن اهریمن 99999 ناخوشی را و در برابر آوردن پیک ایزدی 99999 درمان برای آنها سخن می‏راند.

 4) یَشت ها: حاوی سرودهایی راجع به امشاسپنتان و یزت ها. کلمه ی اوستایی آن یشتی (Yašti) از ریشه و بن کلمه یسنامی باشد، به معنی «نیایش و فدیه»، ولی یسنا برای ستایش به طور عموم آمده و یشت ها به ویژه برای ستایش آفریدگار و نیایش امشاسپندان و ایزدان است. یشت ها 21 کَرده و 35800 واژه است. اکنون 21 یشت موجود است که بعضی از آنها کوتاه و بعضی دیگر بسیار بلند است. اسامی یشت ها به قرار زیر است: 1- هرمز یشت 2- هف امشاسپند یشت 3- اردیبهشت یشت 4- خرداد یشت 5- آبان یشت 6- خورشید یشت 7- ماه یشت 8- تیر یشت 9- گوش یشت 10- مهر یشت 11- سروش یشت 12- رشن یشت 13- فروردین یشت 14- بهرام یشت 15- رام یشت 16- دین یشت 17- اردیشت 18- اشتاد یشت 19- زامیاد یشت 20- هوم یشت 21- ونند یشت.

5) خرده اوستا: کتاب دعاست و در زمان شاپور دوم تألیف شده. در پهلوی خُرتَک اَپِستاک و در پارسی خورده اوستا به معنای اوستای کوچک یا مختصر می باشد. خرده اوستا از پنج گاه، پنج نیایش، چند یشت کوتاه، آفرینگان، سی روز و دعاهایی از این گونه فراهم آمده است و دارای 6500 واژه است. آذربدمهراسپند، موبد موبدان زمان شاپور دوم (310-379 م.) این کتاب را تدوین کرده، و آن برای نماز و ادعیه و اوقات روز و ایام متبرک ماه و اعیاد مذهبی سال و دیگر مراسم و اوقات خوش و ناخوش که در طی زندگانی پیش آید، مثل سدره پوشیدن و کستی بستن کودکان و عروسی و سوگواری و ماتم و غیره، تخصیص داده شده است.

 

 

 

 

 

 

شخصیت زرتشت

  وجود شخصیتی به نام زرتشت در پرده ای از ابهام قرار دارد و هیچ منبع تاریخی به درستی مشخص نکرده که او در چه زمانی و در کجا می زیسته است. نظریات متفاوتی در این باره وجود دارد.

   گروهی بر این باورند که زرتشت وجود خارجی نداشته و یک افسانه است و علت وجود دین زرتشتی مانند دین هندویی است یعنی مردم پیرو یک سری عقاید باستانی و اسطوره ای می باشند که به تدریج و در طول زمان تبدیل به دین شده است. همچنین باوری وجود دارد مبنی بر این که تمام کتب مذهبی زرتشتیان مانند اوستا و بندهشن و غیره نه در دوران ساسانی و اشکانی بلکه در دوران بعد از اسلام در طی سده سوم هجری قمری توسط موبدی به نام آذرفرنبغ فرخزادان تالیف شده است و علت تالیف این کتاب ها نشان دادن زرتشتیان به عنوان اقلیتی اهل کتاب و در امان ماندن از آزار و اذیت مسلمانان افراطی می باشد. (بر اساس قرآن کلیه ادیان اهل کتاب یعنی مسیحیان , یهودیان و مندائیان می توانند در ممالک اسلامی زندگی کنند اما باید پولی بیشتر از مالیات عادی مسلمانان تحت عنوان جزیه بپردازند اما ادیان غیر اهل کتاب کافر هستند و مجازاتشان مرگ می باشد).

  البته به نظر میرسد این نظریه که زرتشت وجود خارجی ندارد نمی تواند صحیح باشد زیرا تصور دین زرتشتی بدون حضور همچنین شخصیتی خیلی عجیب است به همین علت احتمال وجود زرتشت بیشتر از وجود نداشتن زرتشت می باشد. اما همانگونه که قبلا گفته شد هیچ منبعی تاریخ ولادت و فوت و زادگاه زرتشت را به درستی مشخص نمی کند و در اکثر منابع موجود با قاطعیت گفته شده که زرتشت 900 سال پیش از میلاد در نزدیکی دریاچه ارومیه زاده شده است.

   یونانیان چون هرودوت و سایر مورخین زندگانی زرتشت را پنج هزار سال پیش از جنگ تروا (جنگی بین یونانیان با پادشاهی تروا در غرب ترکیه امروزی) و در برخی دیگر منابع یونانی زندگانی زرتشت را پنج هزار سال پیش از افلاطون ذکر کرده اند که اگر ما نظریه اول را بپذریم زرتشت در حدود شش هزار سال پیش از میلاد زندگی می کرده است (جنگ تروا در حدود 1200 پیش از میلاد روی داد) که این دوران مصادف است با عصر نوسنگی یعنی دوران آخر عصر حجر .

    با توجه به این که در این دوران حتی تمدن های نخستین هم پدید نیامده بودند پس قطعا گفته این مورخین بی اعتبار است.

   دیگر اعتقادات در مورد زندگانی زرتشت در سده های اول حضور آریائیان در ایران است یعنی حدود 1200 تا 800 پیش از میلاد که با توجه به جای شک و تردید بودن مسئله مهاجرت آریائیان این موضوع درست نیست و در نهایت آخرین نظریه مربوط به یکسان بودن گشتاسب شاه با ویشتاسب پدر داریوش هخامنشی(شاه پارس پیش از ظهور کوروش کبیر در حدود سال 559 پیش از میلاد) می باشد که با توجه به این نظریه زندگانی زرتشت باید حدود قرن هفتم تا ششم پیش از میلاد باشد.که این نظریه هم مورد شک و تردید می باشد

زادگاه زرتشت: 

    در مورد زادگاه زرتشت هم گفته می شود که به درستی زادگاه او مشخص نیست گروهی زادگاه وی را آذربایجان و عده ای خراسان و بلخ و حتی ری دانسته اند.

    نظریه ای وجود داردکه زرتشت به هیچ عنوان متعلق به اذر بایجان و غرب ایران نیست دلیل آن هم زبان سروده شدن گاتاهاست که متعلق به شرق ایران است و هیچ نشانی از واژههای اصیل مادی (که زبان رایج غرب ایران بوده) در آن دیده نمی شود.
   زرتشت در سرزمین گشتاسب به زبان آن مردم با آنها سخن گفته است و گاتها زبان مردمی است که با آنها در گاتا سخن گفته شده. اگر زرتشت تا 42 سالگی در آذربایجان بوده به هیج وجه برای او میسر نبوده که در بین مردم گشتاسب و به لهجه مردم خوارزم شعر بگوید همانگونه که برای محمد نیز میسر نبود به ایران بیاید و به زبان فارسی قرآن را قرائت کند. هرگز زرتشت قادر نبوده در بین راه ارومیه و خوارزم لهجه خوارزمی یاد بگیرد و پیامش را که در اذربایجان به اوالهام شده به زبان محلی بلخ برگرداند آنهم به آن زیبایی!
  اگر به نقشه نگاهی بیندازیم میبینیم که فاصله ی بین ارومیه و خوارزم چند هزار کیلومتر بیراهه پر از کوه و صحرا و موانع سخت طبیعی است و در آن دوران دور (3700 سال پیش) که نه راهی وجود داشته نه وسیله مسافرتی به هیچ وجه عقلانی نیست قبول کنیم زرتشت این راه غیر طبیعی را برای مهاجرت انتخاب کرده باشد و نیز اینکه راهی که زرتشت نه میشناخته و نه به تنهایی و بدون استطاعت و می توانست بپیماید!
  از مطالب گاتها فهمیده می شود که زرتشت در مسیر خودش به مردمی برخورد کرده که آنها را می شناخته و به زبانشان آشنا بوده. در آن دوران دور و تاریک مردم دو دهکده به فاصله چندصد کیلومتر باهم غریب بوده اند چه برسد به فاصله هزاران کیلومتر!
   همچنین نواحی غربی ایران (هزاره اول قبل از میلاد) تحت نفوذ تمدن های بابلی و آشوری بوده … تاثیر این فضا اصلا در گاتها دیده نمیشود… اگر زرتشت در غرب ایران پرورش یافته بود حتما باید در گاتها اثری از فرهنگ و تمدن بابل باشد, که نیست!
  محیط گاتها یک محیط بسیار ساده ایست که فقط با شرق ایران هماهنگی دارد. (حتی در روایات پهلوی می بینیم که زرتشت به شرق میرود و پیام خود را در آنجا ابلاغ می کند )
  بررسی های جدید نشان میدهد که زرتشت در نواحی دریاچه آرال (جنوب روسیه و خوارزم باستانی ) در بین آریاییان این منطقه رشد کرده و فعالیت کرده.

می توان گفت که زرتشت شخصیتی تاریخی است، اما موهوم و بدون تاریخ ولادت و وفات قطعی و زادگاه مشخص!!!

 

آئین زرتشت

حوری

   اعتقاد به حوریهای بهشتی یکی دیگر از سنتها و آموزههای دین زرتشتی است. ویژگیها و مشخصههای معادل با حوریهای بهشتی به صراحت در هادخت نسک اوستا آمده است. آنجا که زرتشت از اهورامزدا میپرسد «روان درگذشتگان در کجا و چگونه آرام میگیرد؟» و اهورامزدا در پاسخ او و ضمن توصیفات و داستانهای محرکی که قهرمان آن «دَئِنَا»ی متوفی است، به دختران زیبا و سفید و باکره و پانزده ساله اشاره میکند که در شب سوم قبر به نزد درگذشتگان میآیند: «دختری (یا کنیزی) زیبا، دوشیزه، نورانی، خوشسیما، بلندقامت، با پستانهای برجسته و برآمده، با بازوان سپید، با اندامی نیکو و پانزده ساله. دختری که بدنش به زیبایی همه زیبارویان خلقت است» (هادُختنَسک، فرگرد دوم).

   مفاهیم معادل با حوریان بهشتی و توصیف دختران زیبا و خوشاندام در جهان آخرت، علاوه بر هادختنسک، در منابع دیگر اوستایی و پهلوی و از جمله در بند سیام از فرگرد نوزدهم وندیداد و فرگرد چهارم ارداویرافنامه نیز آمده است.


زروان ؛ خالق اهورا مزدا و اهريمن

   از برخى مندرجات (اوستا) بدست مى آيد كه : (اورمزدا) و (اهريمن ) هر دو مخلوق موجودى ديگر به نام (زروان ) مى باشند. (زروان ) به معناى (زمان لايتناهى ) آمده است . (زروان ) خداى اصيل و قديم قربانيها كرد شايد فرزندى بيابد و او را (اوهرمزد) نام نهد. بعد از هزار سال قربانى دادن از مؤ ثرترين قربانى هاى خود، به شك افتاد. عاقبت دو پسر در شكم او موجود شد (در شكم زروان )؛ يكى اوهرمزد كه قربانى ها به نام او كرده بود، و ديگرى اهريمن كه زاده شك و ترديد او بود. زروان وعده پادشاهى عالم را به كسى داد كه اول به حضور او بيايد. در اين موقع ، اهريمن پيكر پدر خود (زروان ) را بشكافت و در برابر او ظاهر شد. (زروان ) پرسيد: كيستى ؟ (اهريمن) پاسخ گفت : منم پسر تو.
   (زروان ) گفت : پسر من معطر و نورانى است و تو متعفن و ظلمانى هستى . در اين اثنا، (اورمزد) با پيكرى معطر و نورانى پديدار گرديد. زروان او را به فرزندى شناخت و به او گفت تا امروز من از براى تو قربانى كرده ام از اين پس تو بايد براى من قربانى كنى .

   تضاد بین خیر و شر و برابری این دو و همین طور خالق که به شکلی عجیب و اسرار آمیز از آن گفته شده به چشم میخورد!

 

نظر مسیحیان در مورد زرتشت و آیین آن

     تفاوت خیلی زیادی میان مسیحیت و زرتشت وجود دارد در مسیحیت اعتقاد  به قدوسیت خدا وجود دارد  و این که خدا نه زاده شده و نه می زاید و همین طور برابر نبودن قدرت خدا در مقابل شریر و کنترل کامل همه ی مخلوقات حتی شریر در دستان  خدا است و اینها همه هم در کتاب پیدایش و کتاب ایوب و ... وجود دارد. سندیت کامل کتاب مقدس هم از نظر نوشتاری و تاریخی و ادبی که برای آن تاریخ دقیق و منطقی وجود دارد.

    مسئله نجات که توسط خدا و از طریق عیسی مسیح برای انسان در نظر گرفته شده و تولد تازه در روح که خدا با قربانی زنده پسرخویش که هر که به او ایمان بیاورد بخشید. (یوحنا باب3 آیه 16)

وجود دوالیسم یعنی برابری قدرت خدا و شر یکی از مسائلی است که با ایمان و اعتقادات مسیحیان منطبق نیست. اینکه معلوم نیست بالآخره تاریکی پیروز خواهد شد یا نور و این مربوط به انتخاب ما انسانهاست چیزی است که اطمینان نجات و حیات ابدی را در مؤمنان زرتشتی تضعیف می کند در حالی که یک ایماندار به مسیح در کتاب مقدس شاهد پیروزی کامل خداوند در نهایت است و با اطمینان کامل می تواند به خدای خود نزدیک شود و با او   رابطه ای زنده داشته باشد.

تدوین کننده : حمید قنبری

منابع وبسایتهای اینترنتی معتبر، کتاب اوستا ، شاهنامه فردوسی ، تاریخ ایران باستان و کتابهای فلاسفه یونان

May/23/2016 دفاعیات ایمان کشیش ورژ باباخانی 977 بازدید 10  

نظرات کاربران


ارسال نظر