ادامه فصل دوم: آیا قرآن، معیار حقیقت است؟

وقتی از محمد می­ خواستند که همانند پیامبران پیشین، برای اثبات ادعاهای خود معجزه ­ای انجام دهد، وی جواب رد می ­داد (آل عمران 181-184) و در عوض ادعا می­ کرد که زبان و تعالیم قرآن ثابت می­ کند که پیام وی، وحی الهی است. از آنجا که در فصل سوم به ماهیت این ادعا و اساس آن خواهیم پرداخت، در اینجا تنها کافی است که به طور خلاصه به دلایل رد این ادعا اشاره کنیم.

اول، حتی پذیرفتن اینکه سبک نگارش قرآن زیبا است، به معنای کاملیت یا بی­ نظیر بودن آن نیست. دوم، در حقیقت، محتوای اصلی قرآن هیچ چیز منحصربه ­فردی ندارد، چراکه حتی خود محمد اصرار داشت که چنین پیامی به تمام پیامبران پیش از او داده شده است (رجوع کنید فصل 3). سوم، اگر سبک ادبی، نشانه «وحی الهی» باشد پس مسلمانان باید بپذیرند که هومر و شکسپیر نیز دارای الهام الهی بوده ­اند.

چهارم، معرفی قرآن به عنوان معیار ادعاهای محمد، مشکوک و فاقد اعتبار حقوقی است! زیرا رد کردن درخواست انجام امری حقیقتاً ماوراءالطبیعه و به جای آن حواله دادن به «دلیلی» خودساخته در اثبات اعتبار الهی آن، کار چندان سختی نیست (رجوع کنید آل عمران 138؛ الاسراء 102؛ مؤمنون 45).*

پنجم، محمد تنها کسی نیست که از فرشته­ ای الهام دریافت کرده باشد. یهودیت، مسیحیت و آئین مورمون نیز چنین ادعاهایی دارند، با این وجود مسلمانان آنها را تعالیم غلط می­ دانند و رد می­ کنند. پس به چه دلیل باید بپذیریم که همین ادعای اسلام حقیقت دارد؟

 

نسبت اعجاز به محمد

اکثر مسلمانان معتقدند که ادعای پیامبر بودن محمد توسط معجزاتی تصدیق شد ولی بسیاری از نویسندگان مسلمان تأکید دارند که تنها معجزه محمد سوره­ های قرآن بوده است. در واقع خود محمد نیز در قرآن مدعی هیچ نشانه دیگری جز آیات قرآن نیست، حتی در آن زمان که با درخواست­های پیاپی بی­ایمانان مبنی بر ظهور معجزه در کشمکش بود (آل عمران 181-184). با این وجود احادیث و روایات اسلامی مملو از داستان­های معجزه است. معجزاتی که به محمد نسبت داده شده ­اند در سه مقوله اصلی قرار می ­گیرند: آنچه در قرآن ذکر شده است، پیشگویی­های اعجازآمیز محمد در قرآن و معجزاتی که در احادیث نقل شده­ اند.*

بسیاری از مسلمانان با اشاره به سوره انعام آیه 35 استدلال می­ کنند که محمد می­ توانست معجزه کند: «چنانچه اعتراض آنها بر تو سخت می ­آید، اگر توانی نقبی در زمین بساز یا نردبانی بر آسمان برافراز تا آیتی بر آنها آوری».

بهرحال بررسی دقیق این آیه از قرآن نشان می ­دهد که این متن نمی ­تواند دلیلی بر اثبات این ادعا باشد که محمد می­توانست معجزه نماید. قبل از هر چیز، این آیه شرطی است و حالتی فرضی دارد: اگر توانی... «هرگز به این معنی نیست که او می­ توانست». دوم، حتی در خود آیه به طور ضمنی گفته شده که محمد نمی­ توانست معجزه کند. در غیر این صورت چرا برای انجام ندادن درخواست آنها چنین فشار و اعتراضی را تحمل می­ کرد؟ اگر او می ­توانست معجزه کند به سادگی جلوی اعتراض و فشار آنها را که «بر او سخت می ­آمد» می­ گرفت.

 

شق ­القمر

بسیاری از مسلمانان معنی آیات 1 و 2 سوره «قمر» را اینگونه درک می­ کنند که به فرمان محمد، ماه در پیش چشم بی­ ایمانان به دو نیمه شکافته شد. در این آیات می ­خوانیم: «آن ساعت نزدیک آمده و ماه آسمان شکافته شد. اگر کافران آیت و معجزه ­ای ببینند بازهم اعتراض کرده، گویند این سحری کامل است».

در اینجا نیز چنین تفسیری با چند اشکال عمده مواجه می­ شود. اول، در این آیات نام محمد ذکر نشده است. دوم، قرآن این واقعه را معجزه نمی ­نامد، هرچند چند واژه «آیت» یا نشانه را بکار برده است. سوم، اگر این معجزه بوده، پس با دیگر قسمت­های قرآن در تناقض است که بیانگر این هستند که محمد اعمال خارق­ العاده­ ای مثل این انجام نداد (آل عمران 181-184).

چهارم، این متن نسبت به آیاتی که در آنها از درخواست بی ­ایمانان از محمد برای انجام معجزه سخن می ­رود، قدیمی ­تر است. پنجم، وقوع چنین اتفاقی می­ بایست در سراسر دنیا توجه مردمان را به خود جلب می­ کرد ولی مدرکی دال بر وقوع چنین رویدادی در تاریخ وجود ندارد.[20]

 

ششم، حتی عده­ ای از مفسران مسلمان می ­گویند که این متن مربوط به روز قیامت بازپسین می­ باشد و نه وقوع معجزه­ ای در دوران زندگی محمد. آنان استدلال می­ کنند که کلمه «ساعت» به ایام آخر اشاره دارد و زمان گذشته فعل را شیوه معمول زبان عربی برای پیشگویی واقعه­ ای در آینده می­ دانند.

 

معجزه معراج

داستان معراج به نام «اسراء» یا «سفر شبانه» نیز مشهور است. بسیاری از مسلمانان بر این باورند که محمد پس از آنکه به اورشلیم منتقل شد، سوار بر قاطری به آسمان صعود کرد. در سوره اسراء 1 می­ خوانیم: «پاک و منزه است خدایی که شبی بنده خود را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که پیرامونش را مبارک و پرنعمت ساختیم، سیر داد تا آیات خود را به او بنماییم».

بعدها مسلمانان این آیه را بسط دادند و افزودند که جبرئیل، محمد را در سفر به هفت آسمان محافظت می­ کرد و مردان مهمی (آدم، یحیی، عیسی، یوسف، خنوخ، هارون، موسی و ابراهیم) با او صحبت کرده، وی را سلام گفتند و آنجا بود که خدا را منصرف نمود که فرمان پنجاه وعده نماز را به پنج وعده تقلیل دهد.

هیچ دلیلی وجود ندارد که این آیه از قرآن را بیانگر سفر واقعی به آسمان بدانیم، حتی عده ­ای از مفسرین مسلمان نیز چنین برداشتی از این آیه ندارند. مترجم برجسته قرآن «عبداللّه یوسف علی» در تفسیر این آیه چنین می­ نویسد: «این متن با رؤیای عرفانی معراج رسول اکرم شروع می­ شود، او شبی از مسجدالحرام (در مکه) به مسجدالاقصی (در اورشلیم) منتقل می­ گردد و برخی از آیات خدا به او نشان داده می ­شود».[2]

حتی براساس یکی از قدیمی­ ترین روایات اسلامی، از عایشه همسر محمد روایت شده است: «بدن رسول­اللّه از آن جایی که بود تکان نخورد ولی خدا روح او را در آن شب سیر داد».[3] به علاوه حتی اگر معراج را معجزه فرض کنیم، مدرکی دال بر حقانیت او وجود ندارد و چون قابل بررسی نیست هیچ ارزش دفاعیاتی ندارد.

بالاخره اینکه طبق تعریف خود اسلام از نشانه­ های تصدیق­ کننده، «معجزه» معراج هیچ ارزش دفاعیاتی ندارد، زیرا براساس دیدگاه خود صاحب­نظران مسلمان، معجزه که مؤید اعتبار و اقتدار پیامبر می­ باشد، (1) کار خدا است و هیچ مخلوقی قادر به آنجام آن نیست؛ (2) برخلاف امور عادی و طبیعی مشابه آن است؛ (3) هدف از آن، اثبات حقانیت پیامبر می ­باشد؛ (4) انجام آن از قبل اعلام می­ شود؛ (5) به همان نحوی که قبلاً اعلام شده، انجام می­ شود؛ (6) فقط به دست پیامبر صورت می­ گیرد؛ (7) به هیچ­وجه ادعای پیامبری محمد را رد نمی­ کند؛ (8) دیگران را برای تکرار آن به مبارزه می­ طلبد؛ (9) هیچ­کس نمی­ تواند نظیر آن را انجام دهد.[4]

به هر صورت، در خود متن این آیه هیچ مدرکی وجود ندارد که «معجزه معراج» را حتی به این معیارها نزدیک سازد.

 

پیروزی معجزه­ آسا در بدر

معجزه دیگری که غالباً به محمد نسبت داده می­ شود، پیروزی در جنگ بدر است (رجوع کنید آل عمران 126؛ انفال 17). در سوره مائده آیه 11 چنین می ­خوانیم: «ای اهل ایمان، نعمت خدا را به یاد آورید، آنگاه که گروهی همت گماشتند تا بر شما دست یابند، خدا دست ستم آنها را از شما کوتاه کرد. پس از خدا بترسید».

طبق روایات اسلامی، در اینجا چندین معجزه به وقوع پیوسته است که بزرگترین آنها این بود که خدا لشکری مرکب از سه هزار فرشته به کمک محمد در جنگ فرستاد (چنین تصور می ­شود که این فرشتگان به خاطر دستاری که بر سر داشتند از مردان جنگجو متمایز بودند). علاوه بر این، قبل از اینکه محمد به ضرب شمشیر یک نفر مکی کشته شود، به طور معجزه­ آسایی نجات یافت. در روایت دیگری آمده است که محمد مشتی خاک بر جنگجویان مکی پاشید و آنان را کور نمود و به عقب­ نشینی واداشت.

در رابطه با این معجزه ادعایی، چندین نکته را باید در نظر گرفت: اول، این سؤال مطرح است که آیا تمام این متون به یک واقعه خاص اشاره می­ کنند؟ حتی بسیاری از محققان مسلمان بر این باورند که سوره انفال از واقعه دیگری سخن می­ گوید و بایستی آن را به صورت مجازی اینطور در نظر گرفت که خدا در دل دشمن محمد، «عبید ابن خلف» ترس افکند.[5] عده ­ای سوره مائده را اشاره به واقعه ­ای دیگر، احتمالاً تلاش برای کشتن محمد در عصفان می­ دانند.[6]

دوم، واقعه بدر تنها در سوره آل عمران ذکر شده ولی در آنجا هیچ سخنی از معجزه بودن آن به میان نمی­ آورد. این رویداد حداکثر بیانگر مشیت خدا برای محافظت از محمد بوده و نه واقعه ­ای ماوراءالطبیعه. در اینجا قطعاً هیچ سخنی از چنان معجزه ­ای نیست که حقانیت پیامبری محمد را اثبات نماید، چراکه هیچ مدرکی برای انطباق آن با معیارهای نُه­گانه اسلام در خصوص معجزه وجود ندارد.

در آخر، همانطوری که بسیاری از منتقدان اشاره کرده ­اند اگر پیروزی در «بدر» نشانه­ ای از تأیید الهی است، پس چرا شکست واضح در جنگ «اُحُد» را عدم تأیید الهی محسوب نمی­ کنند؟ شکست مسلمانان در احد چنان حقارت­آمیز بود که «دو حلقه از زنجیر را از زخم­های محمد بیرون کشیدند و دو تا از دندان­های پیشین او در این جنگ شکست».

علاوه بر این، میدان جنگ مملو از اعضای بدن کشته­ شدگان مسلمانی بود که دشمنان قطعه قطعه کرده بودند. حتی یکی از دشمنان محمد «گوش و بینی تعدادی از کشته ­شدگان را برید تا آنها را به نخ کشیده برای خود گردنبندی بسازد».* با این وجود، وی این واقعه را به عنوان نشانه ­ای ماوراءالطبیعه از خشم الهی در نظر نمی­گیرد.**

محمد، اولین نفر از خیل بی­ شمار سرداران جنگی تاریخ نبوده که دست به فتح بزرگی زده باشد. جنگ شش روزه اسرائیل و اعراب مسلمان در سال 1976 یکی از سریع­ترین و غافلگیرانه­ ترین جنگ­ها در تاریخ جنگ­های مدرن می­ باشد. با این وجود، هیچ مسلمانی آن را نشانه­ ای معجزه ­آسا از تأییدات الهی اسرائیل در مقابل ملت عرب (مصر) نمی ­داند.

 

شکافته شدن سینه محمد

بر طبق روایات اسلامی، در زمان تولد محمد (یا درست قبل از معراج) به جبرئیل گفته شد که سینه محمد را بشکافد. جبرئیل دل محمد را درآورد، آن را پاک کرد و سپس پر از حکمت نموده، آن را سر جای خود در سینه پیامبر قرار داد. این روایت براساس قسمتی از سوره «انشراح» آیات 1-2 و 8 است که می­ گوید: «آیا ما تو را شرح صدر عطا نکردیم؟ و بار سنگین گناه را از تو دور نداشتیم... و به سوی خدای خود همیشه مشتاق باش».

باری، حتی محافظه­ کارترین صاحب­نظران مسلمان این متن را توصیفی مجازی از نگرانی شدید محمد در سال­های اول پیامبری او در مکه می ­دانند. یوسف علی در این باره می ­گوید: «سینه به طور نمادین، جایگاه حکمت و والاترین احساس عشق و عاطفه است».[7]

 

* همچنین رجوع کنید به سوره­های مائده 35؛ انعام 37؛ اعراب 8-9 و 106-108؛ اسراء 90-93؛ طه 22-23.

* در مورد معجزات مذکور در روایات و احادیث به «تفسیر مفاهیم صحیح بخاری» نوشته محمد بن اسماعیل بخاری مراجعه کنید. بسیاری از مطالب این بخش براساس تحقیق منتشرنشده ­ای از «مارک فورمن» به نام «معجزات اسلام» می­ باشد.

[20] See Pfander, 311-12.

[2] Abdullah Yusuf Ali, ‘Introduction to Sura XVII,’ in The Meaning of the Glorious Qur’an, 691.

[3] Ibn Ishaq, Sirat Rasul Allah, tuans. A. Guillaume as The Life of Muhammad (New York: Oxford University Press, 1980), 183.

[4] See ‘Mudjiza’ in The Encyclopedia of Islam (Leiden: E. J. Brill, 1953).

[5] See pfander, 314.

[6] See Sale, A Comprehensive Commentary on the Qur’an (London: Kegan Paul, Treach, Trubner & Co. Ltd., 1896), vol. 1, 125.

* حتی مورخ مسلمان، محمد حسنین هیکل تأیید می­ کند که «مسلمانان شکست خوردند» و «دشمنان از پیروزی خود سر از پا نمی­ شناختند».

** پس از جنگ بدر، قرآن مدعی می­ شود که پیروان محمد می­ توانند سپاهی ده برابر خود را شکست دهند (انفال 65). در پیروزی بدر، دشمنان تنها سه برابر مسلمانان بودند، درست همانطور که در اُحُد با اینکه مسلمانان سه برابر دشمنان بودند، شکست خوردند.

[7] Abdullah Yusuf Ali, The Meaning of the Glorious Qur’an (Cairo, Egypt: Dar Al Kitab Al Masri), vol. 2, 1755.

نویسندگان: نورمن گایسلر و عبدالصلیب

کتاب پاسخ به اتهام

Oct/25/2017 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 734 بازدید 2  

نظرات کاربران


ارسال نظر