نقدی بر مسئله ناسخ و منسوخ در قرآن

برای سالها تعدادی از مسلمانان و غیرمسلمانان از من سؤال می‌کردند که چرا من برای دفاع از ایمانم به اسلام با مشکل مواجه شدم. در حالی که یک مسلمان در اواخر سال ۱۹۸۰ بودم و به دنبال حقیقت در اسلام می گشتم، با مسائل و مشکلات زیادی در دفاع از ایمانم مواجه شدم. یکی از این مسائل ناسخ ومَنسوخ بود .نَسخ یعنی باطل کردن چیزی توسط یک مقام قانونی و شایسته. دلیل نوشتن این مقاله فراهم آوردن جوابی برای دوستان مسلمان و خواهر و برادرانم بود در رابطه با چالش هایی که در آن بُرهه از ایمانم با آن مواجه بودم. در آن زمان به دنبال این نبودم که اسلام را رد یا حقیر بشمارم، بلکه بالعکس، هدفم این بود که دیگران را به اسلام دعوت کنم. در ابتدا با قرآن، احادیث (که کلام مستندی است از سخنان و اعمال محمد) و دیگر منابع توسط نویسندگان مسلمان و غیرمسلمان از کارهای محمد (پیامبر اسلام) ، خودم را تجهیز کردم. لطفاً توجه داشته باشید که هدف از این مقاله، انتشار یک تحقیق آکادمیک کامل و بی نقص و یک ارزیابی انتقادی بر روی موضوع نَسخ نمی باشد، بلکه نتیجه  یک تحقیق شخصی است که در پی  تضاد من از ایمان اسلامی ام می باشد. موضوع  نَسخ در قرآن به آیاتی اطلاق می شود (منظور تک آیه هایی در قرآن که وحی شده) که جایگزین آیه های پیشین در رابطه با یک موضوع خاص می شود و آنها را باطل می کند. آیه مرکزی که در آن موضوع نَسخ مطرح است، سوره بقره  آیه 106 می باشد:

"هر حكمى را نَسخ كنيم يا آن را به [دست] فراموشى بسپاريم بهتر از آن يا مانندش را مى ‏آوريم مگر ندانستى كه خدا بر هر كارى تواناست "

همیشه با این سؤال دست به گریبان بودم که چطور کامل ترین و آخرین مکاشفه الله محدودیت زمانی دارد و این با ذات الله که دانای مطلق ، خالق جهان و نگه دارنده آن است و قائم به ذات می باشد در تضاد است. به عنوان یک مسلمان این یکی از بزرگترین چالش هایی است که در  قرآن با آن مواجه شده بودم. هرچند قرآن به عنوان کلام آخر الله که کامل و ابدی است اعلام شده ،اما من آن را محدود به زمان می دیدم. تمام محققین اسلام در این زمینه با هم توافق ندارند. در این جا به طور خلاصه نتایج تحقیقات من آورده شده است:

  • محققان قدیمی تر مسلمان معتقدند که برخی از آیه ها در قرآن برخی دیگر از آیه ها را نَسخ می کنند اما این به آن معنا  نیست که تمام آیه ها دیگر آیه ها را باطل کنند.
  • دیگر محققان مسلمان بر این اعتقادند که قرآن ممکن است برخی از آیه های  قرآن و سنت را نَسخ کند و بالعکس (سنت اعمال و یا نمونه ای است که از محمد به جا مانده)
  • برخی دیگر از محققان مسلمان معتقدند که قرآن نه تنها برخی از آیه های خودش را بلکه تمام کتاب های مقدس پیشین را نَسخ می کند به خصوص کلام خدا که از طریق عیسی و موسی آمده.
  •  برخی دیگر از محققان مسلمان، به خصوص در زمان حاضر بطور کلی مساله نَسخ را رد می کنند.

 

توجه داشته باشید که مطابق سوره بقره آیه 106 که در بالا به آن اشاره شد، به وضوح اعلام می کند که قرآن وقتی آیه بهتری از آیه های قبل در دسترس قرار می‌گیرد ، آن را تغییر می‌دهد و لذا آیه های قدیمی به دست فراموشی سپرده می شوند. برای فهمیدن بهتر موضوع در ادامه این آیه می‌گوید که خداوند بر همه چیز قدرت دارد. این موضوع من را متعجب می کند که خدای حکیم چرا باید آیه های بهتری از آیه های قبل بیاورد. شاید این موضوع در مورد کتاب های آسمانی پیشین که به موسی و عیسی داده شده بود ودر نهایت قران که به محمد نازل شد، اشاره  می کند. اما آیه های قرآن که در طول زندگی محمد پیامبر بودند چه می شوند؟ خدا مدعی است که برخی از آیه های قران که پیشتر آمده بودند با آیه های بهتری جایگزین شده اند پس این موضوع نشان می دهد که قران کامل و برای تمام زمان ها نمی باشد.

مثال واضحی  که همیشه از قرآن در مورد نسخ آیه ها آورده می شود که بسیار روشن و واضح است، در رابطه با نوشیدن مشروبات الکلی  است. در صدر اسلام نوشیدن مشروب و قمار کردن مجاز بود. سوره بقره  آیه ۲۱۹ :

"درباره شراب و قمار از تو مى ‏پرسند بگو در آن دو گناهى بزرك و سودهايى براى مردم است و[لى] گناهشان از سودشان بزرگتر است و از تو مى ‏پرسند چه چيزى انفاق كنند بگو مازاد [بر نيازمندى خود] را اين گونه خداوند آيات [خود را] براى شما روشن مى‏ گرداند باشد كه بينديشيد "

در اینجا  تعلیم داده می‌شود که قمار کردن و شرابخواری می‌تواند مزایایی داشته باشد در حالی که می تواند اثرات بدی هم داشته باشد. برای نشان دادن اینکه شراب خواری در بین مسلمانان غیر معمول نبود به آیه دیگری که  نازل شده تا مسلمانان را از نماز خواندن وقتی که مست هستند، منع می کند ،اشاره می کنم.  سوره النساء آیه ۴۳  :

"اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد در حال مستى به نماز نزديك نشويد تا زمانى كه بدانيد چه مى‏ گوييد و [نيز] در حال جنابت [وارد نماز نشويد] مگر اينكه راهگذر باشيد تا غسل كنيد و اگر بيماريد يا در سفريد يا يكى از شما از قضاى حاجت آمد يا با زنان آميزش كرده‏ ايد و آب نيافته‏ ايد پس بر خاكى پاك تيمم كنيد و صورت و دستهايتان را مسح نماييد كه خدا بخشنده و آمرزنده است ."

توجه داشته باشید که" یوسف علی "در ترجمه اش از عبارت "حواس پرت" استفاده کرده است. دیگر محققان مسلمان که قرآن را ترجمه کرده اند این عبارت را کمی متمایزتر ترجمه کردند." پیکت هال "کلمه "مست" را به کار برده." شاکر" کلمه "از خود بی خود" را به کار برده. کاملا مشخص است که "از خود بیخود "معنی مورد نظر در این آیه می‌باشد. همچنین در حین جنگ  "اُحُد" تعدادی از مسلمانان کشته شدند که برخی از آنها در همان صبح زمان جنگ،  نوشیدنی‌های الکلی نوشیده بودند  و این موضوع از کتاب  حدیث " صحیح بخارایی" که منبع مؤثقی است قابل رؤیت است.

جلد 6 کتاب ۶۰ باب ۱۴۲ :

"نقل شده از جابر،

 برخی از مردم در همان صبح روز جنگ "اُحُد" نوشیدنی‌های الکلی نوشیده بودند و در همان روز کشته شدند و به عنوان شهید شمرده شدند و این درست قبل از این بود که شراب ممنوع اعلام شود ."

سپس  سوره المایده آیه ۹۳ وحی شد که  نوشیدن شراب متوقف شود.

"بر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‏ اند گناهى در آنچه [قبلا] خورده‏ اند نيست در صورتى كه تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند و كارهاى شايسته كنند سپس تقوا پيشه كنند و ايمان بياورند آنگاه تقوا پيشه كنند و احسان نمايند و خدا نيكوكاران را دوست مى دارد. "

و در نهایت یک آیه نازل شده بود که نوشیدن مشروبات را منع کرده بود و آن را نجس اعلام کرده بود. بنابراین اجازه نوشیدن مشروبات در اسلام منتفی شد. از آنجایی که جزئیات بیشتری در مورد این موضوع در قرآن نیست بگذارید به صحیح بخارایی که همه چیز را توضیح می‌دهد مراجعه کنیم .

جلد ۶ کتاب ۶۰ باب ۱۴۴

به نقل از اناس

مشروبات الکلی که دور ریخته شده بود الفادیخ بود. من قبلا از مردم در منزل ابوطلحه با مشروب پذیرایی می کردم. سپس ممنوعیت مصرف مشروبات الکلی مکشوف شد و پیامبر دستور داد که یک نفر این موضوع را اعلام کند .ابوطلحه به من گفت برو و ببین این چه صدایی (اعلانی) است؟ من بیرون رفتم و در برگشت گفتم کسی دارد ممنوعیت نوشیدنی های الکلی را اعلام می کند. ابوطلحه به من گفت برو و شراب را دور بریز. سپس این (مشروبات الکلی) در خیابانهای مدینه سرازیر شد. در آن زمان شراب الفادیخ بود .مردم گفتند برخی از مسلمانان در جنگ احد در حالی که مشروب در معده ها یشان بود کشته شدند. پس الله چنین وحی کرد که برای آنها که ایمان دارند و اعمال خوب انجام می دهند برای آنچه که در گذشته خوردند مورد قضاوت قرار نمی‌گیرند .سوره المایده آیه ۹۳ ."

 همانطور که درمتن  بالا می بینید به  سوره المایده آیه ۹۳ اشاره می کند. از آنجایی که تمام مترجمین  ترتیب شماره گذاری یکسانی را برای سوره های قران اجرا نمی‌کنند در ترجمه یوسف علی که از آن نقل کردم این موضوع در سوره المایده  آیه ۹۶ آمده است که به وضوح اعلام می کند هیچ تقصیری گردن آنهایی که قبل از تصویب ممنوعیت شراب از آن استفاده می کردند، نمی باشد. تعدادی از محققین و دوستان مسلمان من برای توجیه نَسخ معتقدند که این یک مکاشفه  پیش رونده است .از آن جایی  که جامعه عرب در آن زمان مشروبات الکلی استفاده می کردند، بنابراین از این روش استفاده شده  تا به تدریج مصرف مشروبات الکلی متوقف شود. هرچند که برای من استفاده از این روش دلایل معقول و منطقی نداشت ودستور و حکم خدا در مورد مشروبات الکلی  هیچ تشابهی با دیگر دستورات خدا ندارد و حتی من نتوانستم هیچ حدیث صحیحی که این بحث را تأیید کند، پیدا کنم. در واقع  تحقیقات من در این زمینه دقیقا برعکس این مسئله را ثابت کرد. برای مثال عرب ها خدایان زیادی را می پرستیدند و یا برای ارتباط با خدا باید یک رابط می داشتند  ودستور پرستش خدای یگانه به طور مستقیم و از همان ابتدا تعیین شد. در این قبیل مسائل هیچ تغییر تدریجی نداشتیم .چیزی که مرا متعجب می کند آن است که سوره بقره آیه 106 تنها آیه ای نیست که موضوع نسخ را عنوان می کند. بلکه مفهوم نَسخ در آیه های دیگری هم مطرح است. برای مثال به این آیه دقت کنید: سوره النحل آیه 101:

"و چون حكمى را به جاى حكم ديگر بياوريم و خدا به آنچه به تدريج نازل مى ‏كند داناتر است مى‏ گويند جز اين نيست كه تو دروغ‏بافى [نه] بلكه بيشتر آنان نمى‏ دانند"

(در متن نوشته شده در بالا کلماتی که در پرانتز آورده شده است در ترجمه انگلیسی از آن استفاده شده و در اصل عربی آن موجود نمی باشد.)

 از آیه بالا کاملا واضح است که برخی از مردم ازموضوع نسخ  کاملا ناراحت هستند و در پاسخ به وحی آیه های جدید که بهتر و جایگزین آیه های قدیمی تر بودند به محمد پیامبر گفتند جز این نیست که تو دروغ بافی. برخی از محققین اسلامی این آیه را پاسخی به سؤالی که توسط یهودیان مطرح می‌شود می‌پندارند و آنها این آیه را دلیل بر ضدیت تورات با قرآن می‌دانند. هرچند برای من نکته چالش‌ برانگیز کلمه عربی "آیه" به جای "کتاب" در سوره النحل  آیه ۱۰۱ می باشد  و هیچ  کلمه خاص دیگری را نیافتم که به تورات یهودیان دلالت کند  به طوری که معمولا" قرآن از چنین کلماتی برای اشاره به تورات یهودیان استفاده می کند. چیزی که بیشتر مرا متعجب می کند این است که نه تنها الله نَسخ را به روشنی بیان می کند بلکه قویا ادعا می کند که این خواست الله است که هر چیزی را بخواهد ثابت می‌کند یا تغییر می دهد، همانطور که در سوره ۱۳ آیه ۳۹ آورده شده است :

" الله آنچه را بخواهد محو يا اثبات مى ‏كند و اصل كتاب نزد اوست. "

همانطور که من بیشتر در مورد این موضوع بررسی کردم، متوجه شدم که نظرات پژوهشگران  اسلامی در مورد نَسخ متفاوت است. و این کاملا واضح است که آیه های جایگزین برای  آیه های نَسخ شده  موجود می باشد . تحقیقات من در این رابطه  به وضوح نشان داد که قران نَسخ را می پذیرد و تعلیم می دهد ، به طوری که برخی از آیات در قرآن باطل اعلام شده و آیات جدیدی به عنوان جایگزین آنها آمده است و این موضوع  توسط اسلام پذیرفته شده است. همانطور که بیشتر تحقیق کردم متوجه شدم که براساس شرایط تاریخی و اعتبار احادیث و محققانی که آیات را ترجمه کردند، لیست آیه هایی که نَسخ را بیان می کنند متفاوت است. اکنون آیه ای را به عنوان مثال از  نَسخ مورد بررسی قرار می دهیم. برخی از محققان می گویند که آیه 85 سوره آل عمران  آیه 62 سوره بقره  و آیه 69 سوره المایده  را نسخ  می کند. بگذارید نگاهی به هر کدام از آنها بیاندازیم .

سوره بقره  آیه 62 (برخی ادعا دارند که این آیه، توسط آیه 85 سوره آل عمران که در زیر آمده، نسخ شده):

"در حقيقت كسانى كه [به اسلام] ايمان آورده و كسانى كه يهودى شده‏ اند و ترسايان و صابئان هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان داشت و كار شايسته كرد پس اجرشان را پيش پروردگارشان خواهند داشت و نه بيمى بر آنان است و نه اندوهناك خواهند شد" (سوره بقره آیه 62)

سوره المایده آیه 69 (برخی معتقدند که این آیه نیز توسط آیه 85 سوره آل عمران که در زیر آمده، نسخ شده):

". كسانى كه ايمان آورده و كسانى كه يهودى و صابئى و مسيحى‏ اند هر كس به خدا و روز بازپسين ايمان آورد و كار نيكو كند پس نه بيمى بر ايشان است و نه اندوهگين خواهند شد"(سوره المایده آیه ۶۹)

"و هر كه جز اسلام دينى [ديگر] جويد هرگز از وى پذيرفته نشود و وى در آخرت از زيانكاران است" (سوره آل عمران آیه 85)

وقتی شخص این آیات را در نظر می گیرد،  به نظر می رسد ادعایی که در آیه ۸۵ سوره آل عمران آورده شده چنین ابراز می دارد که تنها کسانی که اسلام را پیروی کنند درآخرت پذیرفته می شوند. این موضوع  به نظر می رسد که آیه ۶۲ سوره بقره  و آیه ۶۹ سوره المایده  را باطل می کند که در آن نه تنها مسلمانان بلکه غیر مسلمانانی که عمل نیکو و صالح انجام می دهند به خاطر ایمانشان در نزد الله پاداش خواهند یافت. چالش های زیادی در این آیات وجود دارند، اول مسئله متن یا کانتکست می باشد و دیگر اینکه از دیدگاه  ترتیب تاریخی، این آیه چه وقت نازل شده است. اگر شخص فقط به متن این سه آیه نظری بیندازد، هر دو تفسیر می توانند پذیرفته شوند. حال اگر کسی از دیدگاه ترتیب تاریخی این مسئله بخواهد آن را بررسی کند که این آیات چه موقع نازل شده اند، چالشهای آن حتی بیشتر نیز می شوند. این به آن دلیل است که متون قرآنی بر اساس ترتیب تاریخی گردآوری نشده اند .به طور کلی سوره های بلندتر (که تعداد آنها کمتر است) بیشتردردوران مدینه بوده است در حالیکه سوره های کوتاه تر (که تعداد آنها بیشتر است) مربوط به دوران مکه می باشد. به هر ترتیب آیات کوتاه مکی و سوره های مدنی در هم آمیخته شده اند و نیز بالعکس. احادیث زیادی وجود دارند اما هیچ موضوع اساسی در این باره در آنها نمی توان یافت. بنابراین در این حالت من ناچارا تصمیم گرفتم که این آیه یعنی ۸۵ سوره آل عمران را به عنوان آیه نَسخ شده انتخاب کنم  .اگر این فرضیه صحیح باشد، به این معناست که  تنها مسلمانان مطابق آنچه  قرآن برایمان آشکار می کند، درآخرت پاداش می‌گیرند اما مسیحیان و یهودیان در آخرت بخاطر اینکه محمد پیامبر را نپذیرفته اند پاداش نخواهند داشت. یا اینکه من باید خودم را جزو کسانی بدانم که معتقدند هیچ نَسخی در قرآن نیست و قانع شوم که مسلمانان ،مسیحیان، یهودیان و حتی افراد عادی و نیکوکار امروزه  توسط خداوند پاداش می گیرند .هر دوی این تفاسیر محتملند، چرا که شواهد موجود از قرآن و احادیث قطعی و نهایی نبودند.

 همین طور که پیش می رویم مثال دیگری در قرآن و سنت در رابطه با نَسخ موجود می باشد .من  مجازات زنا و رابطه نامشروع را حتی خیلی جالب تر از موضوع بالا یافتم ، چرا که نشان می دهد یا در قرآن آیه هایی حذف،  گم و یا حتی  به فراموشی سپرده شده است و یا اینکه سنت، قرآن را نَسخ  کرده است. در هر صورت این موضوع برای تحقیق و بررسی نَسخ بسیار جذاب است. ابتدا بگذارید ببینیم قرآن در مورد مجازات زنا و رابطه نامشروع در سوره نور چه می گوید. سوره نور آیه ۲ :

"به هر زن زناكار و مرد زناكارى صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد در [كار] دين خدا نسبت به آن دو دلسوزى نكنيد و بايد گروهى از مؤمنان در كيفر آن دو حضور يابند"

 

"مرد زناكار جز زن زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد و زن زناكار جز مرد زناكار يا مشرك را به زنى نگيرد و بر مؤمنان اين [امر] حرام گرديده است"(سوره نور آیه 3)

کاملا واضح است که در قرآن حکم رابطه نامشروع یا زنا صد ضربه شلاق است. توجه داشته باشید که در سوره نور آیه  ۲۴ مردمی که این گناه را مرتکب می شوند به آنها اجازه داده می شود به زندگی ادامه دهند و حتی ازدواج کنند که نشان دهنده آن است که مجازاتشان مرگ نمی باشد .اما آنچه که ما از قانون شریعت می‌دانیم، مجازات رابطه نامشروع، مرگ توسط سنگسار است. این قانون از سنت آمده و  این موضوع توسط مترجم قرآن یوسف علی، در یادداشت های تفسیری اش خیلی روشن مطرح شده  است .( یادداشتهایی در باره سوره ۲۴ آیه ۲ یادداشت ۲۵۹۴)

" یادداشت ۲۹۵۴

 زنا یعنی داشتن رابطه جنسی یک مرد و زن که ازدواج نکرده اند بنابراین هر دو طرف دست به رابطه نامشروع زده اند. (که نشان می‌دهد یکی از دو طرف یا هر دو با شخص دیگری غیر از فرد  مورد نظرشان ازدواج کرده است)  در قوانین زنا احکام قطعی است که نشان می دهد  هر دو طرف مجرد هستند. هرچند مفهوم زنا ،هم رابطه نامشروع و هم فحشا را در بر می گیرد. از  نظر حقوقدانان مسلمان زنا مجازاتی دارد که در اینجا نوشته شده است و این مجازات فقط در مورد افراد مجرد می باشد. چرا که برای افراد متأهل مجازاتشان بر اساس سنت پیامبر (سلام بر او باد) سنگسار می باشد که کتاب احادیث صحیح بخارایی که قوانین شریعت را تأیید می کنند ، مجازات زنا و رابطه نامشروع را از هم جدا می کند."

جلد ۸ کتاب ۸۲ باب ۸۱۵

" نقل شده  از ابوحریره و زید بن خالد

وقتی که ما با پیامبر بودیم یک مرد ایستاد و به پیامبر گفت: من تو را به نام الله قسم دادم که تو باید ما را بر اساس قانون الله  قضاوت کنی. یکی از مخالفان که از وی عاقل‌تر بود بلند شد و به رسول الله گفت: ما را بر اساس شریعت الله قضاوت کن و به من اجازه سخن گفتن بده. پیامبر گفت: بگو. گفت: پسر من کارگری است که برای این مرد کار می کرده و با همسر این مرد رابطه نامشروع برقرار کرده و من یک گوسفند و یک غلام به عنوان غرامت گناه پسرم به این مرد پرداخت کردم. سپس از یک فرد آگاه در این رابطه سؤال کردم و او به من گفت که پسرم باید صد ضربه شلاق بخورد و یک سال هم زندانی شود و همسر این مرد نیز باید سنگسار شود. پیامبر گفت در نام او  که روحم در اختیار اوست من شما را طبق شریعت الله قضاوت می‌کنم. تمام صد گوسفند و غلام شما باید به شما پس داده شود و پسر شما باید صد ضربه شلاق بخورد و یک سال تبعید شود. به سراغ زن این مرد بروید و اگر به این رابطه اقرار کرد، او را سنگسار کنید. یونس سراغ او رفت و آن زن اعتراف کرد و سپس او را سنگسار کردند."

در حالیکه احادیث صحیح بخارایی منحصراً زنا و رابطه نامشروع را به شرح زیر توضیح می دهد:

جلد 8 کتاب 82 باب 818

(نقل از زید بن خالد الجهانی)

من شنیدم که پیامبر دستور شلاق زدن و یک سال تبعید شدن شخصی که مجرد بود و رابطه نامشروع جنسی برقرار کرده بود را داد .عُمَر بن خطاب نیز این شخص  را تبعید کرد و این سنت همچنان باقی است ."

جلد هشت کتاب ۸۲ باب ۸۰۶

(نقل از ابوحریره)

روزی مردی در مسجد به رسول الله گفت: ای رسول الله من رابطه نامشروع داشتم. پیامبر روی از وی برگردانید. اما آن مرد اظهاراتش را چهار بار تکرار کرد و وقتی که چهار بار علیه خودش شهادت داد پیامبر به او گفت :آیا تو دیوانه ای؟  آن مرد گفت: نه. پیامبر به او گفت: آیا تو متأهل هستی؟ آن مرد گفت: بله. سپس پیامبر گفت: این مرد را سنگسار کنید. جابر بن عبدالله گفت من جزو کسانی بودم که آن مرد را سنگسار کردند و ما وی را در مصلا سنگسار کردیم. وقتی که سنگها اورا مصدوم کرد، فرار کرد و ما او را گرفتیم و آنقدر به سنگسار ادامه دادیم تا جان داد."

بنابراین در اینجا می بینیم که قانون جاری مسلمانان براساس سُنَت است ونه قرآن. پس همانطور که برخی از محققان مسلمان می گویند سُنَت، قرآن را نَسخ می کند. و این موضوع را در مورد مجازات داشتن رابطه نامشروع، مشاهده می کنیم. مسلما احتمال کمی هم وجود دارد که آیه ای وحی شده که در قرآنی که امروزه در دسترس است، موجود نمی باشد. به این رسم که در کتاب حدیث صحیح بخارایی آورده شده است توجه کنید:

 جلد هشت کتاب ۸۲ باب ۸۱۷

(نقل از ابن عباس)

در حالی که مُکبِرین پایان نماز را اعلام کردند و عُمَر بر منبر نشسته بود، بلند شد و الله راهمانگونه که شایسته و سزاوار  ستایش و پرستش است، سپاس گفت. سپس گفت: چیزی را می گویم که الله برایم نوشته است تا با شما در میان بگذارم. بنابراین هرکسی که آن را فهمید و حفظ کرد، به دیگران هم منتقل کند. اما اگر کسی مفهوم آن را نفهمید سزاوار نیست که در این رابطه از جانب من دروغ بگوید. الله محمد را برای حقیقت فرستاد و کتاب مقدس را بر وی وحی کرد. آیه ای براو نازل شده که  در مورد سنگسار شخص متأهلی (زن و مرد) که مرتکب رابطه جنسی نامشروع شده، می باشد. ما این آیه را می خوانیم و به خاطرمان می سپاریم. رسول الله مجازات سنگسار را به اجرا درآورد و ما نیز پس از او این کار را خواهیم کرد . می ترسم که پس از گذشت زمان، کسی بگوید که ما آیه ای که حکم سنگسار را در کتاب خدا نشان دهد، نیافتیم و در نتیجه این حکم لازم الاجرایی که توسط الله نازل شده به فراموشی سپرده شود. اگر شواهد و مدارک موجود باشد و یا آبستنی رخ دهد و یا شخص خودش به زنا  اعتراف کند، حکم سنگسار باید در مورد هر فرد متأهل (زن و مرد) اجرا گردد."

من در اینجا وقت بیشتری را در این رابطه صرف نمی کنم، چرا که نیاز  به یک بحث اساسی در رابطه با پیچیدگی قرآن دارد که من پیشتر به طور خلاصه کمی در رابطه با چیدمان و نظم آیه ها که به نوبه خود یک موضوع بسیار بزرگ و با اهمیت است، توضیح دادم.

آنچه در اینجا می خواهم به آن اشاره کنم این است که تعداد زیادی از محققان مدرن اسلامی و مدرسین، در رابطه با نَسخ  چه نظری دارند. نظرات آنها را در کل می توان به دو گروه تقسیم بندی کرد:

  • نَسخ یعنی باطل شدن  کتاب های مقدس پیشین، یعنی تورات و انجیل و نه  قرآن .
  • قرآن مدعی آن  است که هیچ بخشی از آن با دیگر بخش‌هایش مغایرت ندارد. پس  اصول نَسخ در درون قرآن تأیید نشده است.

 من می دانم که مسلمانان همگی با نقطه نظر اول موافقند، چرا که قرآن مدعی آن است که آخرین و کاملترین مکاشفه الله است. اما در نظر گرفتن این  موضوع باعث نمی‌شود مواردی که درباره اش بحث کردیم و نشان دادیم مستثنی باشند. من موضوع  نَسخ کتاب‌های مقدس قدیمی‌تر، یعنی تورات و انجیل را از جانب قرآن مورد تأئید نیافتم. در این رابطه وقتی نگاهی به شواهد موجود انداختم هیچ جایی را در قرآن نیافتم که در آن به موضوع  نَسخ  با اشاره به کتاب های آسمانی پیشین مورد بررسی و بحث قرار داده باشد. بلکه فقط به آیه که به معنی نشانه بود اشاره دارد. به طور کلی وقتی در قرآن به کتاب های آسمانی مسیحیان و یهودیان اشاره می شود کلماتی که استفاده می شود "کتاب "ها است یا به طور خاص به اسم تورات و انجیل یا کلامی که به موسی و عیسی داده شده است اشاره می شود. من آیاتی در قرآن که موافق با نظر اول (یعنی نسخ تورات و انجیل توسط قرآن) را نشان دهد نیافتم. به عنوان مثال ببینیم در آیه ۶۲ سوره بقره و آیه ۶۹ سوره المایده  که پیشتر به آن اشاره شده، چطور به کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان اشاره شده است.

به علاوه همه اینها کلمه ای که در کل قرآن برای اشاره به نَسخ به کار برده شده، کلمه "آیه " است که  به معنای علامت و نشانه است و می‌تواند بر هر نشانه ای دلالت کند  که خدا آن را برای آشکار کردن خود و یا کلام و خواست خود از آن استفاده می کند. این می تواند شامل یک معجزه، مثل آنچه که عیسی انجام داد یا تولد معجزه‌آسای او از  باکره یا برخی از جنبه های آفرینش که به او نسبت داده شده، باشد. به طور اخص از آن برای اشاره به مکاشفات قرآنی که برمحمد پیامبر به عنوان نشانه (آیه) مکشوف می شده استفاده شده. برای مثال سوره بقره  آیه ۹۹ توضیح می دهد که یک نشانه  یا همان آیه معمولاً چیزی است که در قرآن مکشوف شده است و فاسقان آن را انکارمی کنند .

"و همانا بر تو آياتى روشن فرو فرستاديم و جز فاسقان [كسى] آنها را انكار نمى ‏كند." (سوره بقره آیه 99)

همچنین در سوره بقره  آیه ۹۹ به وضوح می گوید که ممکن است آیات بهتر یا مشابهی بیاید و قدیمی‌ترها به دست فراموشی سپرده شوند. کتابهای عهد عتیق یهودیان و عهد جدید مسیحیان شواهد تاریخی مستند طولانی مدت دارند که به وضوح نشان می دهد این کتابهایی که آنها امروزه در دسترس دارند با  آنچه که در زمان  محمد پیامبر یا قبل از آن، در دسترس بوده است، کاملا" مطابقت دارند. بنابراین هیچ متن یا شواهد مستندی که نشان دهد چیزی از کتاب مقدس مسیحیان و یهودیان فراموش شده باشند، وجود ندارد. این خود مطلبی مفصل می باشد که بررسی و تحقیق جزئیات آن نیاز به زمان خاص خود دارد.

 با توجه به نقطه نظر دوم، که در بالا آمده است مفهومی که از نَسخ  توسط یک سری از پژوهشگران مدرن اسلامی مورد قبول واقع می شود ، این است که اگر آیه ای توسط آیه ای دیگر نَسخ شود در حالیکه مفهوم آنها با هم نتوانند آشتی کنند، این موضوع با تعالیم قران در تضاد است. این به آن مفهوم است که هیچ بخشی ازقران  در تضاد با دیگری نمی باشد. برای مثال  به سوره النساء آیه ۸۲ که در آن این ادعا آمده است توجه کنید:

"آيا در [معانى] قرآن نمى‏ انديشند اگر از جانب غير خدا بود قطعا در آن اختلاف بسيارى مى‏ يافتند."

من با آنها کاملا موافقم. قرآن این موضوع را صراحتا" تعلیم می‌دهد. هرچند تضاد آیات مورد نظر(در رابطه با نَسخ)  با دیگر آیات هنوز هم موضوعی حل نشده برای بنده می باشد و مشتاقم که به آن در یک مقاله جداگانه بپردازم. البته  این هم موضوعی است که خیلی به موضوع نَسخ  نزدیک است. در حالیکه قرآن  چنین ادعایی دارد (یعنی منکرنَسخ می شود) مدارک محکمی وجود نَسخ  را به وضوح در قرآن نه فقط یک بار بلکه چندین بار آشکار می کنند . مثال نوشیدن شراب و مجازات زنا و رابطه نامشروع به علاوه موارد دیگر، صحت این موضوع را تصدیق می کند. در حالی که موضوع پاداش گرفتن غیر مسلمانان در بهشت را می توان جزو آیات نسخ شده در نظر گرفت و یا خیر، باید دانست که  هردو امکان وجود دارد و بر اساس مدارک موجود در قرآن آیات دیگری در سوره های قرآن موجود است که برخی از پژوهشگران اسلامی به نَسخ  در آن معتقدند و من تعدادی از آنها را به طور خلاصه لیست می‌کنم. اما نمیتوانیم به جزئیات بپردازیم چرا  که این پاسخ ما را خیلی طولانی تر خواهد کرد . موارد زیر در این فهرست وجود  دارند:

  • سوره التوبه آیه ۲۹ سوره بقره آیه ۱۰۹ را نَسخ  می‌کند
  •  سوره بقره آیه ۱۸۵ سوره بقره آیه ۱۸۴ را نَسخ می کند
  •  سوره التوبه آیه ۳۶ سوره بقره آیه ۲۱۷ و سوره الجاثیه آیه ۱۴ را نَسخ می کند

 در خاتمه برای بسیاری از مسلمانان این تصور که خدا به عنوان حاکم مطلق می‌تواند دستوراتش را مطابق خواست و اراده خود تغییر دهد با دیدگاهشان از خدایی که دارند کاملا مطابقت می کند. در نظر آنها، اراده  یا خواست خدا برترین است. در حالی که من به افکار و عقاید شان احترام می‌گذارم، پذیرش این دیدگاه، با تصور من از یک خدای دانا و حکیم مطلق عجیب به نظر می رسد. به نظرم می رسد که انسانی مانند من محدود و نیازمند است و باید از اشتباهاتش درس بگیرد و پس از آوردن دستوراتی که کاربردی نداشته اند، دستورات بهتری را ارائه دهد. اما پذیرش این که خالق و نگهدارنده جهان اینچنین باشد خیلی عحیب به نظر می رسد. بر اساس این بررسی ها من به این نقطه می رسم که دیگر نمی توانم از قرآن دفاع کنم که قرانی که امروز در دسترس ماست  به عنوان یک حقیقت و وحی و مکاشفه کامل الله است .تمام این مطالب باعث شک و تردید در سندیت و اعتبار ادعای قرآن عربی امروزی به عنوان مکاشفه کامل و نهایی الله می شود. برای کسانی که به مطالعات بیشتری در این زمینه علاقه دارید لطفاً به منا بع مربوط به نَسخ  در سایت  www.answering-islam.org و دیگر سایت ها و منابع که به زبان انگلیسی موجود می باشند مراجعه کنید .

نویسنده: فاروق ابراهیم

منبع مقاله: www.answering-islam.org

Dec/28/2017 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 173 بازدید 2  

نظرات کاربران


ارسال نظر