زنها و مردها با هم فرق دارند!!!

رابطه بین من و همسرم بسیار عالی است. او براستی بهترین دوست من است و من از گذراندن وقتم با او، بیشتر از هر کس دیگری لذت می برم.

ما در عین حال، هرکدام دارای خصوصیتهای منحصر بفردی هستیم و بر سر اختلاف سلیقه هایمان از قدیم با هم در کشمکش بوده ایم.

مهمترین اختلافی که باهم داریم، بیست و هفت سال ما را باهم درگیر کرده و به نظر نمی رسد که حل شدنی باشد.

مسئله این است که سوخت و ساز بدن ما با یکدیگر کاملاً متفاوت است. من یک انسان واقعاً گرمایی هستم و اگر امکان داشته باشد ترجیح می دهم که در قطب شمال زندگی کنم، اما همسرم به جای خون، یخ در رگهایش جریان دارد و حتی در روزهای آفتابی بهار، از سرما می لرزد.

اکثر اوقات به سمت شوفاژ رفته و درجه آنرا چنان بالا می برد که باکتری ها جشن می گیرند وبه سرعت شروع به زاد و ولد می کنند. همین مسئله مرا به جوش می آورد ودرها وپنجره ها را تماماً باز می کنم تا بتوانم نفس بکشم.

این کشمکش مسخره از روزی شروع شد که ما به ماه عسل رفتیم و به همین طور هم ادامه خواهد داشت تا روزی که مرگ ما را از هم جدا سازد.

دلم می خواهد بدانم که آیا در دنیا، زوجهای دیگری نیز وجود دارند که برسر چنین موضوعاتی، درگیر اختلاف هستند؟ البته این مشکلات فقط برای زن ومرد اتفاق نمی افتد زیرا بسیاری از رؤسا نیز همین مشکل را با منشی خود دارند. میزان درجه دمای بدن بین زن و مرد یکی از مواردی است که رابطه بین آنان را تحت فشار قرار می دهد. براستی چرا؟

اگر ما انسانها می خواهیم در هماهنگی و آرامش با یکدیگر زندگی کنیم، باید آگاهی کامل از اینگونه ویژگیهای فیزیکی یکدیگر داشته باشیم .

در کتاب پیدایش می خوانیم که خداوند دو جنس مختلف را خلق کرد. هر یک از این دو برای هدف ویژه ای خلق شده اند. اگر با دقت به استخوان بندی و ترکیب بدن زن و مرد نگاه کنیم در می یابیم که آنها برای شراکت در یک زندگی با یکدیکر خلق شده اند.

منظور از زوج و یا جفت شدن، فقط رابطه جنسی بین آن دو نیست، بلکه از لحاظ روحانی نیز باید به این قضیه نگاه کرد. خداوند حوا را معاونی (یاور) موافق آدم آفرید.

امروزه دنیا تلاش می کند که روابط خانوادگی را از این شکل خارج کرده و بصورت مجموعه ای از همجنس ها دربیاورد. این تلاش ناموفق خواهد بود، زیرا برخلاف طبیعت انسان است.

ما با یکدیگر فرق داریم

در اینجا به خلاصه ای از برخی تفاوتهای بین زنها و مردها اشاره می کنیم:

  1. تک تک سلولهای بدن مردها با سلولهای بدن زنها متفاوت هستند. این تفاوت در ترکیب کروموزوم های داخل سلولهای تعیین کننده جنسیت انسان دخیل می باشد.
  2. زنها به طور متوسط عمر طولانی تری دارند. عمر متوسط زن در غرب بین سه تا چهار سال بیشتر از مرد است.
  3. میزان سوخت و ساز در بدن مردها و زنها متفاوت است. زنها معمولاً انرژی کمتری مصرف می کنند.
  4. استخوان بندی زنها با مردها متفاوت است. زنها دارای جمجمه کوتاهتر،چهره پهن، چانه و پاهای کوتاهتر و بدن کشیده تری هستند. دندانهای مردها قوی تر هستند.
  5. زنها دارای شکم، کلیه، کبد و آپاندیس بزرگتری هستند ولی ریه آنها از ریه مردها کوچکتر است.
  6. برخی از کارآیی ها فقط ویژه بدن زنان می باشد و بدن مردان فاقد آن است، که از آن قبیل:

قاعدگی، حاملگی و تولید شیر می باشند. این فعالیت های فیزیکی روی رفتار و احساسات زنان تأثیر فراوانی دارد.

عملکرد بعضی از غدد در بدن مرد با زن متفاوت است. مثلاً غده تیروئید زنها بزرگتر و فعالتر است بخصوص در دوران قاعدگی و یا حاملگی بزرگتر نیز می شود و مشکلات حاکی از گواتر در زنها بیشتر از مردهاست. همچنین مقاومت زنها در برابر برخی مشکلات و مسائل بالاتر می باشد و نیز زنها از پوست نرم تری برخوردار می باشند و بدنشان نسبت به مردها موی کمتری دارد.

همچنین زیرِ پوست زنها لایه ای از چربی وجود دارد که در زیبایی آنها تأثیرگذار است. بزرگی و فعالیت بیشترغدد تیروئید همچنین باعث عدم ثبات احساس و عواطف در زنان می شود و درنتیجه میزان خنده و گریه در زنها بیشتر از مردان است.

  1. خون زنها دارای آب بیشتر و 20 درصد گلبول قرمز کمتری هستند، بنابراین بدن زن اکسیژن کمتری تولید می کند و آنها زودتر خسته می شوند و امکان از هوش رفتن آنها بیشتر است. در انگلستان ساعات کار در روزهای گرم از 10 ساعت به 12 ساعت افزایش داده شده است و درنتیجه حوادث موجود در محیط کار بین زنان کارگر 150 درصد افزایش یافته است، درحالیکه در مردها ثابت مانده است.
  2.  توانایی فیزیکی (توان و زور) در مردها 50 درصد بیشتر از زن می باشد.
  3.  قلب زن به مراتب بیشتر از مرد می تپد (80 بار در دقیقه، در مقابلِ 72 بار در مردان)، فشار خون زن که به طور متوسط 10 درجه کمتر از مرد است، دائم در نوسان است، اما امکان ابتلا به بیماری فشار خون در آنها کمتر از مردها می باشد (حداقل تا قبل از دوران یائسگی).
  4. گنجایش ریه های زنان کمتر از مردهاست.
  5. از آنجا که میزان سوخت و ساز بدن زنها در هوای گرم کمتر از مردها      مختل می شود، زنها هوای گرم را بهتر تحمل می کنند.

سایر تفاوت ها

علاوه بر تمام این تفاوتهای فیزیکی که بین زن و مرد وجود دارد، این دو جنس مخالف، از نظر احساس و عواطف نیز با یکدیگر تفاوت فاحشی دارند. همسر خردمند و متعهد، کسی است که برای پی بردن به نیازهای روحی همسرش کوشا بوده و برای برآورده کردن آن سعی کافی به عمل آورد.

به طور خلاصه، در زنان عشق و اتکاء به نفس مانند حلقه های زنجیر به هم متصل می باشند. داشتن لحظه های رومانتیک با همسر، برای مردها خوش و بیادماندنی است اما ضروری نیست. درصورتی که این لحظه ها برای زنان بقدری حیاتی می باشد که گویی خون بدینوسیله در رگهایشان جریان می یابد. اعتماد، اطمینان، میل جنسی و انگیزه ادامه زندگی در زنها، اغلب رابطه مستقیمی با اینگونه لحظات رومانتیک دارد و به آنان این احساس را می بخشد که عمیقاً مورد احترام همسرشان قرار گرفته اند. برای همین است که هدایایی  اگرچه کوچک مانند یک شاخه گل و یا یک جعبه شیرینی یا شکلات و یا یک یادداشت عاشقانه از طرف همسرشان آنان را به وجد می آورد، در حالیکه برای مرد اهمیت چندانی ندارد و معمولاً باز به همین دلیل است که خانمها تلاش می کنند تا توجه همسرشان را با تماشای برنامه تلویزیونی و یا خواندن روزنامه به سوی خود معطوف سازند. و باز به همین دلیل است که زنان در حفظ کردن سالگردها و یا تاریخ تولدها اهمیت بیشتری می دهند وهرگز آنها را فراموش نمی کنند.

البته اشخاصی هستند که با مشاهده چنین اعمالی در زنان، به اشتباه فکر می کنند که زنان بیشتر در رؤیا به سر می برند و از روی خودخواهی و به خاطر شخصیت بی ثباتی که دارند به اینگونه مسائل اهمیت می دهند. درحالی که خلقت زن اینگونه می باشد.

نکته دیگری که مردها باید به آن اهمیت بدهند این است که: زنان بیشتر از مردان به خانه و وسایل آن اهمیت می دهند. برای مثال شاید بهترباشد با غریزه لانه سازی در پرندگان آنرا مقایسه کرد.

من به شخصه سالها شاهد این توجه خاص جنس مؤنث نسبت به خانه و کاشانه بوده ام. البته این غریزه در تمام زنان قوی نمی باشد وتمامی زنان به یک نسبت به آن توجه ندارند ولی حتی در آن گروه از زنان که در مرتب و تمیز نگاه داشتن منزل توجهی ندارند این غریزه را می توان مشاهده کرد.

گاهی اوقات همسران اهمیت وجود این غریزه را در زنان به خوبی درک نمی کنند.

این مسأله خاطره ای را به یاد من می اندازد که بیان آن به جا می باشد.

چند سال پیش ما یک کباب پز گازی خریدیم و برای نصب آن از یک لوله کش کمک خواستیم، از آنجا که من و همسرم هر دو کار می کردیم، لوله کش بدون دخالت ما آنرا در حیاط منزل نصب کرد. بعدازظهر همان روز وقتی من و همسرم به منزل برگشتیم، متوجه اشکال آن شدیم، زیرا کباب پز حدود 20 سانتی متر بالاتر از حد معمول نصب شده بود. هر دو به آن نگاه کردیم و واکنشهای مختلفی نشان دادیم از آن جمله:

من گفتم، بله کار لوله کش جالب نبوده، کمی بلندتر از معمول است. خوب عزیزم امشب شام چی داریم؟

اما برای همسرم موضوع بسیار جدی بود. او گفت: کباب پز توی هوا نصب شده. باید لوله کش برگرده و آن را از نو درست کنه.

من می توانستم آن وضع را تحمل کنم، برای من فقط کمی بلند بود. مسئله چندان مهمی نبود. اما برای همسرم مسئله خیلی مهم بود. چرا؟

زیرا دیدگاه ما نسبت به   خانه و نسبت به یکدیگر فرق داشت. در نهایت با لوله کش تماس گرفتیم و از او خواستیم برگردد و اشکال آنرا اصلاح کند.

توصیه من به شوهران این نیست که در اینگونه موارد خود را حتماً با خواسته های همسرشان هماهنگ کنند، بلکه از زنها هم انتظار دارم که به علایق و نظرهای شوهرشان توجه نشان دهند.

برای یک مرد رعایت خواسته هایش از طرف همسرش بسیار اهمیت دارد.

در یک نتیجه گیری در رابطه با اینکه چه چیزی برای شوهرها از همه مهمتر است و توقع دارند که همسرشان آن را درک کند، بسیار جالب بوده. مردان به دنبال مبلمان گران قیمت، اتاق اختصاصی و از این قبیل مسائل نبوده اند. آنها خواهان آرامش در خانه بودند.

رقابت و جلب رضایت مدیران در محیط کار چنان فشار سنگینی وارد می سازد و انرژی می برد که خانه باید مانند لنگرگاهی باشد که مرد بتواند در آن با آرامش ساکن شود.

یک زن حکیم همه سعی خود را می کند تا محیطی آرام و دلپذیر و به دور از هیاهو در خانه ایجاد کند تا همسرش در آرامش، ساعاتی را که در خانه است به سر ببرد.

اما امروزه به خاطر مشکلات اقتصادی که وجود دارد، بسیاری از خانمها نیز کار می کنند و آنها نیز نیازمند آرامش در منزل می باشند و این مشکل اساسی در منازلی است که زن و شوهر هر دو شاغل هستند.ولی این مسئله در منازلی که پدر و یا مادر مجرد هستند از این هم پیچیده تر می شود. البته راه حل ساده ای برای این مشکل در دست ندارم که ارائه کنم. اما اطمینان دارم که زندگی در یک محیط «ناامن» می تواند باعث بی ثباتی روحی و حتی بیماری جسمی بشود.

ترکیب خانواده به هر شکلی که باشد، اولویت را باید به ایجاد محیط امن و آرام دهد.

هدف از این مقاله کوتاه فقط بیان کردن ویژگیهای متفاوت در جنسیت نیست. البته این نیز قابل تذکر است که خداوند زن و مرد را متفاوت آفریده است و ما نیز باید به این تفاوتها احترام بگذاریم.

همین ویژگی های منحصر به فرد است که به زندگی زن و مرد رنگ و تازگی می بخشد و آنها را به یکدیگر نیازمند می کند.

اگر خداوند آدم را خواب کرده و از دنده وسط او آدمی کاملاً مشابه اولی درست می کرد، کاری تکراری انجام داده بود. ولی خداوند از دنده آدم زنی موافق او آفرید.

خداوند آدم را قوی تر و خشن تر آفرید و در حوا لطافت و غریزه پروریدن را نهاد و آن دو را برای خواسته ها و نیازهای یکدیگر موافق کرد، و رابطه بین آنها را به رابطه بین عیسی خداوند و ایمانداران تشبیه کرد که مثال بسیار زیبایی می باشد.

در اینجا شما را دعوت می کنم که قدر ویژگیهای خود را بدانید و از آنها شاد باشید، و به خود بیاموزید که چنین تفاوتهایی باعث اختلافات فاحش بین شما نگردد، و نهایت کوشش خود را در هماهنگ کردن با یکدیگر به ثبوت برسانید.

ترجمه سیروس ترابی

May/20/2019 ازدواج مسیحی کشیش ورژ باباخانی 24 بازدید 2  

نظرات کاربران


ارسال نظر