مسیحیان چگونه باید مبحث عمر کره زمین را بفهمند؟

کلیسا تا به حال فقط با سه  مباحثه عمده علمی – کتاب مقدسی رو برو بوده: ۱- مباحثه کوپرنیکی، ۲- مباحثه داروینی، ۳- مباحثه عمر کره زمین. مباحثه عمر کره زمین تا پیش از سه دهه آخر قرن بیستم هنوز به گونه جدی مطرح نشده بود. بحث کنندگان عمده امروزی دو گروه هستند که یکی "آفرینش جدید" و دیگری "آفرینش قدیم"را باور دارد. توضیح مترجم: هواداران "آفرینش جدید" بر این باورند که جهان در شش روز ۲۴ ساعته آفریده شده و عمر زمین بیش از ۶۰۰۰ سال نمیباشد. هواداران  "آفرینش قدیم"روز ها را، در رابطه با آفرینش در کتاب مقدس، خیلی طولانی تر از یک روز ۲۴ ساعته میدانند. خدا شناسانی که هوادار فرضیه تکاملی داروین هستند و کسانی که برای باور های لغزش ناپذیر کتاب مقدس ارزشی قائل نیستند، به این مبحث علاقه چندانی نشان نمیدهند. بگو مگو در باره زمان آفرینش آدم نیست. اختلافی هم بر سر عمر جهان وجود ندارد زیرا برخی از هواداران "آفرینش جدید" معتقدند که جهان دارای عمر طولانی میباشد. و هر دو گروه مخالف انحطاط کلی داروینی میباشند. آنچه لازم است روشن شود، این است که فهم بهتری از باور های هر گروه به دست آید، و اینکه این موضوع تا چه اندازه برای ایمان مسیحی اهمیت دارد. نقطه نظر برخی از هواداران "آفرینش قدیم"این است که گروه "آفرینش جدید"با ایجاد تضاد ساختگی میان دانش و کتاب مقدس، به اعتبار کلام خدا آسیب میزنند. اما عمده ترین ستیز میان دو گروه این است که برخی از "آفرینش جدید" ها اصرار دارند که عمر کوتاه زمین، تنها اعتقادی است که با تعلیمات کتاب مقدس همخوانی دارد. آنها باور دارند که این موضوع به قدری روشن است که نپذیرفتن آن اعتبار کتاب مقدس را زیر سوال میبرد. در حالی که  هواداران "آفرینش قدیم"میگویند نسب نامه ها در کتاب مقدس از آفرینش انسان جدید تعلیم میدهد و قبول ندارند که منظور از روز های آفرینش در کتاب مقدس، دقیقا روز های ۲۴ ساعته میباشد. هواداران "آفرینش جدید"میگویند که نظریه  "آفرینش قدیم" در باره مرگ حیوانات، پیش از سقوط آدم، با تعلیمی که در رومیان ۵ آیه ۱۲ میباشد در تضاد است. پاسخ افراد "آفرینش قدیم" این است که این آیه هیچ چیز در باره مرگ حیوان ها نمیگوید و موضوعی که پولوس رسول عنوان کرده فقط آغاز تسلط گناه و مرگ بر نسل انسان میباشد. نگرانی برخی از هواداران "آفرینش جدید" این است که تفسیر های مربوط به "آفرینش قدیم"، کتاب مقدس را وابسته و دنباله رو دانش میکند. و در حقیقت تفسیر های "آفرینش قدیم"هم پیش از دوران داروین و پس از کشف های  باقی مانده های حیواناتی که نسلشان از بین رفته بود (مانند دایناسورها)، آغاز شد. لیکن هواداران "آفرینش جدید"نیز با بهره برداری از همین آگاهی ها بخش هایی از کتاب مقدس را تفسیر کردند (مانند توضیح در باره دایناسور در تفسیر کتاب ایوب).   توضیح مترجم: در کتاب ایوب فصل ۴۰ و ۴۱ اشاره به دو حیوان بسیار بزرگ و ناشناخته به نام های بهیموت و لویاتان شده. همچنین "آفرینش جدید" از علم زمین شناسی برای تفسیر آفرینش ۱۰ آیه ۲۵ استفاده کرده و برخی از هواداران آن، فرضیه بیگ بنگ را، یک توضیح احتمالی برای تفسیر چهار روز نخست آفرینش در کتاب مقدس میدانند.  در ضمن، تقریبا همه قبول دارند که موضوع ثابت بودن و مرکزیت زمین و گردش خورشید به دور آن، که در کتاب مقدس آمده، جنبه فنی و آگاهی دهنده ندارد و فقط مشاهدات انسانی میباشد.   برخی از هواداران "آفرینش جدید" افراد "آفرینش قدیم" را متهم میکنند که در تئوری تکامل کند و کاو کرده و ادعا مینمایند که عمر های طولانی در کتاب مقدس با نظریه تکامل همخوانی دارد.  نظریه "تکامل درشت" به زمین با عمر طولانی نیاز دارد، اما گرفتن این نتیجه که عمر طولانی زمین همان "تکامل درشت" میباشد، باید همراه با سفسطه بازی های منطقی باشد ( چون x و y اغلب با هم روی میدهند، پس x علت و y معلول میباشد). توضیح مترجم: Macroevolutionary  که در اینجا "تکامل درشت" ترجمه شده، گونه ای از تکامل است که دگرگونی های بزرگ و پیچیده را ایجاد میکند. و Microevolution  که در زیر "تکامل خرد" ترجمه گردیده، یعنی تغیرات تکاملی کوچکی که در گونه های زیستی صورت میگیرد. اما با همین استدلال، بر هواداران "آفرینش جدید" هم این خورده را میتوان گرفت که با بهره گیری از مشاهدات خود در طبیعت، پذیرای "تکامل خرد" میباشند. فرضیه "تکامل درشت" داروینی به "تکامل خرد" نیاز دارد، ولی این مستلزم آن نیست هر دو مترادف یکدیگر باشند. نئو داروینیست ها ادعا میکنند زمینشناسی لایه های فسیلی، دلیل اصلی است که "تکامل درشت" را اثبات میکند. لیکن هواداران "آفرینش جدید" و "آفرینش قدیم" بر این موضوع با یکدیگر هم رای هستند که باقیمانده های فسیلی، که به ندرت آثار تکامل درشان دیده میشود، هیچ تاریخچه چشمگیری از گذار تکاملی را نشان نمیدهد. هواداران "آفرینش جدید"، فسیل ها را گواهی بر توفان نوح میدانند، و افراد "آفرینش قدیم" آنرا دست پرداخته کار های فوق طبیعی آفرینش، در طی سالیان دراز می انگارند. برخی از هواداران "آفرینش جدید" حتی ادعا دارند که  "آفرینش قدیم" در انحطاط فرهنگ غربی سهیم میباشد، لیکن اینگونه اتهام ها در طول زمان محکوم شده و پذیرفته نمیباشد. برچسب هایی مانند "تکاملی های انجیلی"، "سازشگران" و غیره ، از سوی "آفرینش جدید" به  "آفرینش قدیم"، به جای آنکه فضای بگو مگو میان دو گروه را روشن و آرام سازد، آنرا بیشتر آلوده کرده است. در حقیقت "آفرینش جدید" هنوز بر سر تعریف "تکامل" در مواردی مانند عصر یخبندان، شکل گیری ستارگان، و منشاء اولیه جانداران به توافقی نرسیده اند. شاید درس گرفتن از بگو مگو های پیشین بتواند به ما کمک کند.  در اوایل قرن بیستم، برخی از ایمانداران ربوده شدن پیش از روز داوری را ستون اصلی ایمان معرفی کردند. این موضوع  بحث های زیادی را به دنبال داشت، اما در نهایت بیشتر ایمان داران کتاب مقدسی دریافتند که ارزش اختلاف و بگو مگو را ندارد. شاید یک روز موضوع عمر زمین هم به همین نتیجه برسد. سردمداران معتقد به اصل آفرینش باید همه کوشش خود را برای فهمیدن دانسته ها بکنند. و کار درست و پذیرفته این است که نقطه نظر های معتقدان به آفرینش را یافته، حمایت، حفاظت و تشویق نمایند. اما دامن زدن به اختلاف ها که به اتحاد کلیسا آسیب میزند، روی هم رفته درست نیست.   نویسنده: تد گابال اسماعیل ترجمه: سیروس ترابی


Jan/18 کتاب مقدس کشیش ورژ باباخانی 476 مشاهده شده 5  

نظرات کاربران


ارسال نظر