پاسخ به اولین اتهام از هفت ایراد اساسی اسلام از مسیحیت: کتاب مقدس شما تحریف شده است!

1- اتهام اول: کتاب مقدس شما مسیحیان و یهودیان تحریف شده است!

مسلماً تلاش برای در میان گذاشتن خبر خوش انجیل با شخص مسلمانی که معتقد است کتاب مقدس تحریف شده، امری بیهوده است. چرا که حتی اگر متقاعد  می شد که قرآن را انکار کند، تا زمانی که به اعتبار کتاب مقدس ایمان نیاورد، پیام آنرا نمی پذیرد. در نظر داشته باشید که یک مسلمان بر این باور است که قرآن از جانب خدا است و توسط جبرئیل به محمد وحی شده است. جای تعجب نیست که آنها به کتاب مقدس، که توسط 40 نفر انسان عادی از جمله یک وزیر(دانیال)، ماهیگیر(همچون پطرس)، یک پزشک ( به نام لوقا) و زندانیانی (همچون ارمیا و پولس) در طی 2000 سال نوشته شده و در مقایسه با قرآن تحریف‌ پذیرتر است، چنین دیدگاهی داشته باشند. بنابراین کتاب مقدس به هیچ عنوان شباهتی به قرآن ندارد و قابل قیاس نیست. ولی با این وجود همانگونه که متعاقباً خواهیم دید، تحریف متن کتاب مقدس امری غیرممکن است.

بگذارید با آنچه خود قرآن در باره کتاب مقدس معترف است، آغاز کنیم. بسیاری از آیات در واقع مؤید این است که کتاب مقدس کلام خداست و تحریفی در آن صورت نگرفته است.  به عنوان نمونه:

(سوره 5: 43 ) " و چگونه تو را داور قرار مى‏ دهند با آنكه تورات نزد آنان است كه در آن حكم خدا [آمده] ست‏ سپس آنان بعد از اين [طلب داورى] پشت مى كنند و [واقعا] آنان مؤمن نيستند"..

(سوره 5: 44)  " ما تورات را كه در آن رهنمود و روشنايى بود نازل كرديم پيامبرانى كه تسليم [فرمان خدا] بودند به موجب آن براى يهود داورى میکردند و [همچنين] الهيون و دانشمندان به سبب آنچه از كتاب خدا به آنان سپرده شده و بر آن گواه بودند پس از مردم نترسيد و از من بترسيد و آيات مرا به بهاى ناچيزى مفروشيد و كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكرده‏ اند آنان خود كافرانند"..

(سوره 5: 46) " و عيسى پسر مريم را به دنبال آنان [=پيامبران ديگر] درآورديم در حالى كه تورات را كه پيش از او بود تصديق داشت و به او انجيل را عطا كرديم كه در آن هدايت و نورى است و تصديق‏ كننده تورات قبل از آن است و براى پرهيزگاران رهنمود و اندرزى است"

(سوره 5: 68 ) " بگو اى اهل كتاب تا [هنگامى كه] به تورات و انجيل و آنچه از پروردگارتان به سوى شما نازل شده است عمل نكرده‏ ايد بر هيچ [آيين بر حقى] نيستيد و قطعا آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده بر طغيان و كفر بسيارى از آنان خواهد افزود پس بر گروه كافران اندوه مخور".

(سوره 4: 136)  " اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد به خدا و پيامبر او و كتابى كه بر پيامبرش فرو فرستاد و كتابهايى كه قبلا نازل كرده بگرويد و هر كس به خدا و فرشتگان او و كتابها و پيامبرانش و روز بازپسين كفر ورزد در حقيقت دچار گمراهى دور و درازى شده است."

(سوره 10: 94) " اگر شک و ریبی از آن‌چه به تو فرستادیم در دل داری از خود علمای اهل کتاب که کتاب آسمانی پیش از تو را می‏خوانند بپرس. همانا (کتاب آسمانی) حق از جانب خدایت بر تو آمد و ابداً نباید شک و ریبی در دل راه دهی."

(سوره 6: 34)  "و پيش از تو نيز پيامبرانى تكذيب شدند ولى بر آنچه تكذيب شدند و آزار ديدند شكيبايى كردند تا يارى ما به آنان رسيد و براى كلمات خدا هيچ تغييردهنده‏ اى نيست و مسلما اخبار پيامبران به تو رسيده است" ."

(سوره 10: 64) " در زندگى دنيا و در آخرت مژده براى آنان است وعده ‏هاى خدا را تبديلى نيست اين همان كاميابى بزرگ است" ."

سؤالی پیش می آید: اگر در کتاب مقدس تحریفی صورت پذیرفته، آیا این تحریف پیش از زمان حیات محمد بوده یا پس از آن؟ اگر قبل از وی بوده، چگونه خداوند به محمد می گوید که برای دریافت هدایت، به متون کتاب مقدس مراجعه کند؟  و چگونه ممکن است که در مورد تورات و انجیل بگوید: " که هدایت و نور در آنها وجود دارد"، به جای اینکه بگوید: " پیش از آنکه خدشه‌ای در آن وارد شود از آن استفاده کند.". اگر پس از زمان حیات محمد دچار نقصان شده، پس چرا مسلمانان کتاب مقدس فعلی را قبول نمی کنند که همه ترجمه‌های فعلی آن، هنوز براساس نسخ یافت شده پیش از محمد می باشند؟

سؤال دیگر این است که: اگر تحریفی در آن بوجود آمده، توسط یهودیان بوده یا مسیحیان؟ از قرار معلوم مطابق سوره 2: 113 هیچکدام از آنها با یکدیگر توافق نداشتند: ("و يهوديان گفتند ترسايان بر حق نيستند و ترسايان گفتند يهوديان بر حق نيستند با آنكه آنان كتاب [آسمانى] را مى‏ خوانند افراد نادان نيز [سخنى] همانند گفته ايشان گفتند پس خداوند روز رستاخيز در آنچه با هم اختلاف میکردند ميان آنان داورى خواهد كرد" قرآن در این آیات، از کتاب مقدس زمان محمد، به عنوان کتابی که به آن استناد می کند، یاد می کند. به این آیه نیز توجه کنید. (سوره 5: 82) " مسلماً يهوديان و كسانى را كه شرك ورزيده‏ اند دشمن‏ترين مردم نسبت به مؤمنان خواهى يافت و قطعا كسانى را كه گفتند ما نصرانى هستيم نزديكترين مردم در دوستى با مؤمنان خواهى يافت زيرا برخى از آنان دانشمندان و رهبانانى‏ اند كه تكبر نمى ‏ورزند."  چطور ممکن بود که آنها همه کتاب مقدسها را بطور یکسان تغییر دهند؟ چرا هیچ اشاره ای به تغییر در کتب مقدسه مسیحیان و یهودیان در قرآن نشده است؟ و نیز چرا کسی سعی نکرده از این کار جلوگیری کند و یا کتاب مقدس اصلی را پنهان نماید؟

کتب عهد جدید به محض نگارش، به طرزی گسترده و وسیع منتشر می شده – "پاپیروس عیسی" از متی 26، که در کالج مجدلیه یافت می شود و تاریخ نگارش آن 68 میلادی تعیین شده، در مصر یافت شده! به احتمال قوی خودِ متی که نویسنده آن است، وقتی این فصل نوشته شده، در قید حیات بوده! پس چرا او سعی نکرده که اگر دستکاری یا تحریفی در آن صورت گرفته آنرا اصلاح نماید؟ چرا مسیحیان داستانهای خجالت آوری مانند انکار مسیح توسط پطرس (متی 26: 69-75) یا بحث و مجادله میان پولس و برنابا (اعمال رسولان 15: 39) را حذف نکرده اند؟

خودِ کتاب مقدس در باره خود، چگونه شهادت می دهد؟  (دوم تیموتاؤس 3: 16): " تمام کتاب‌مقدّس از الهام خداست و برای تعلیم حقیقت، سرزنش خطا، اصلاح معایب و پرورش ما در نیکی مطلق مفید است." و دوم پطرس 3: 16 می فرماید: " او در تمام نامه‌های خود دربارهٔ این چیزها می‌نویسد. در این نامه‌ها گاهی مطالب دشواری هست كه مردمان جاهل و ناپایدار از آنها تفسیر غلط می‌کنند، همان‌طور كه با قسمت‌های دیگر کتاب‌ مقدّس هم رفتار می‌کنند و از این راه، هلاكت را نصیب خود می‌سازند."  و (یوحنا 1: 17) می فرماید: " زیرا شریعت به وسیلهٔ موسی عطا شد، امّا فیض و راستی توسط عیسی مسیح آمد."  و (یوحنا 6: 63): " روح است كه حیات می‌ بخشد ولی جسم فایده‌ای ندارد. سخنانی كه به شما می‌ گویم روح و حیات است." و (یوحنا 6: 68): " شمعون پطرس در جواب گفت: «ای خداوند، نزد كه برویم؟ كلمات حیات جاودانی نزد توست."

چگونه می تواند کسی که از کتاب مکاشفه 22: 18-19 مطلع است، جرأت افزودن یا حذف بخشی از کتاب مقدس را به خود راه دهد که می فرماید: "'من به تمام کسانی‌ که پیشگویی‌های این كتاب را می‌شنوند اعلام می‌ کنم كه: اگر كسی چیزی بر آنها بیافزاید، خدا بلایایی را كه در این كتاب آمده است، نصیب او خواهد كرد. و اگر كسی از این پیشگویی‌ها چیزی كم كند، خدا او را از درخت حیات و شهر مقدّس كه در این كتاب آمده است، بی ‌بهره خواهد ساخت.."

به طور قابل توجهی مفسران متقدم مسلمان (به عنوان مثال بخاری و الرازی) همه بر این نکته توافق داشته‌اند که کتاب مقدس نمی توانسته تحریف شده باشد، چندین قرن پس از اسلام بود که مسلمانان به دقت متون قرآن و کتاب مقدس را با یکدیگر مقایسه کردند و متوجه تفاوت فاحش میان آنها شدند. آیاتی که از قرآن توسط مسلمانان برای اثبات تحریف در کتاب مقدس از آن زمان به بعد استفاده شد، سوء تعبیری از آن آیات بود. برای مثال: در سوره 2: 42 می گوید: "و حق را به باطل درنياميزيد و حقيقت را با آنكه خود می دانید كتمان نكنيد" ." گفته می شود که این آیه زمانی به محمد نازل شده که دو یهودی به اتهام زنا نزد وی به قضاوت آورده می شوند. یهودیان دیگر می خواسته اند وی را بیازمایند که آیا در مقام پیامبر خدا از آنچه در تورات آمده اطلاع داشته یا نه. و او یک تورات می خواهد و از یک پسرمی خواهد که آنچه در تورات به عنوان مجازات این نافرمانی آورده شده، بخواند. وقتی پسر به کتاب لاویان 20: 10 می رسد که می فرماید: " اگر شخصی با زن شخص دیگری زنا کند، باید زن و مرد هر دو کشته شوند." یهودی متهم به زنا، دست خود را برروی آیه می گذارد تا پسر نتواند آنرا بخواند (منبع: ابو داوود 4449 (عربی) یا 4432 (انگلیسی)). توجه می کنید که این مسئله فرسنگها دور از ارتباط آیه با تحریف در کتاب مقدس می باشد.

آیات دیگر می گویند که گروهی از یهودیان عادت به گوش دادن به کتاب مقدس و تغییر آن داشته‌اند – اما (اولاً) باید دقت کرد که این تنها اشاره به گروهی از یهودیان در مکه شده و نه همه یهودیان سرتاسر جهان. (ثانیاً) آنها می بایست نسخه اصلی را در اختیار می داشتند تا اتهام تحریف، برایشان وارد باشد. و (ثالثاً) آنها متن نوشته شده یا مکتوب را تحریف نکرده‌اند، بلکه به سادگی به منظور گمراه کردن محمد به وجود مطالبی در کتاب مقدس اشاره می کردند که در آن وجود نداشت.

منبع: www.debate.org.uk

Apr/02/2019 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 36 بازدید 2  

نظرات کاربران


ارسال نظر