بنيادهاي‌ انديشة‌ ظهور مسيح‌ در كتاب‌ عهد عتيق‌

بنيادهاي‌ انديشة‌ ظهور مسيح‌ در كتاب‌ عهد عتيق‌

 

 بنيادهاي‌ انديشة‌ ظهور مسيح‌...

  راهنماي‌ مطالعه‌ كتاب‌مقدس‌

  دورنماها و پيشگويي‌هاي‌ مربوط‌ به‌ ظهور مسيح‌

 

عهد عتيق‌ به‌ منظور آماده‌ ساختن‌ و هموار نمودن‌ راه‌ جهت‌ ظهور عيسي‌ مسيح‌ و بوجود آوردن‌ انتظار لازم‌ در اين‌ زمينه‌ نوشته‌ شده‌ است‌. عهد عتيق‌ دربرگيرندة‌ شرح‌ وقايع‌ قوم‌ يهود مي‌باشد كه‌ تا حدّ زيادي‌ به‌ بحث‌ پيرامون‌ وقايع‌ و مقتضيات‌ عصر آنان‌ مي‌پردازد. اما در سراسر اين‌ ماجرا انتظار و اميدي‌ خستگي‌ ناپذير و نبوت‌هايي‌ در خصوص‌ ظهور شخصيت‌ برجسته‌اي‌ كه‌ بر كلّ جهان‌ حكومت‌ كرده‌ و آن‌ را بركت‌ خواهد داد، به‌ چشم‌ مي‌خورد. اين‌ شخص‌، خيلي‌ پيش‌ از آنكه‌ ظهور كند، تحت‌ عنوان‌ «ماشيح‌» (مسيح‌) شناخته‌ مي‌شد.

پيشگويي‌ و بارقه‌هاي‌ ظهور او، تشكيل‌ دهندة‌ بنيادهاي‌ انديشة‌ ظهور مسيح‌ در كتاب‌ عهد عتيق‌ مي‌باشند. اين‌ نبوت‌ها اگرچه‌ در كتب‌ متعدد و مختلف‌ عهد عتيق‌ مي‌باشند اما همچون‌ دانه‌هاي‌ تسبيح‌ بر يك‌ رشتة‌ طلايي‌ بدنبال‌ هم‌ قرار گرفته‌اند، بطوري‌ كه‌ نه‌ فقط‌ با يكديگر مربوط‌ مي‌شوند بلكه‌ به‌ گونه‌اي‌ عجيب‌ با يكديگر در وحدت‌ مي‌باشند.

اگرچه‌ اين‌ موضوع‌ با اشارات‌ مبهمي‌ آغاز مي‌گردد، اما به‌ مرور نبوت‌هاي‌ مشخص‌ و دقيقي‌ نمايان‌ مي‌شوند، بطوري‌ كه‌ جريان‌ مورد نظر را به‌ پيش‌ مي‌برد تا جايي‌ كه‌ اين‌ موضوع‌ مشخص‌تر، دقيق‌تر و غني‌تر مي‌گردد.

همچنين‌ به‌ منظور روشن‌تر شدن‌ اين‌ پيشگويي‌ها، آنها را با سمبول‌ها و تمثيلات‌، تصاوير و دورنماها، نشانه‌ها و كنايات‌ و تنويرات‌ غير مستقيم‌، در هم‌ آميخته‌اند.

اين‌ امر به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ هر چه‌ به‌ پايان‌ كتاب‌ نزديك‌تر مي‌شويم‌، داستان‌ كامل‌ ظهور مسيح‌ كه‌ از پيش‌ بصورت‌ كلامي‌ يا سمبوليك‌ نقل‌ و به‌ تصوير كشيده‌ شده‌ بود، شكل‌ تكاملي‌ به‌ خود مي‌گيرد، بطوري‌ كه‌ نمي‌توان‌ آن‌ را به‌ هيچ‌ شخص‌ ديگري‌ جز او در تاريخ‌ نسبت‌ داد.

علاوه‌ بر پيشگويي‌ها و نشانه‌هايي‌ كه‌ بسيار روشن‌ و آشكار مي‌باشند، احتمالاً اشارات‌ نهفته‌ و مبهمي‌ نيز دربارة‌ مسيح‌ موعود وجود دارند كه‌ در ظاهر و با نگرشي‌ سطحي‌ نمي‌توان‌ آنها را به‌ آساني‌ تشخيص‌ داد.

در عهد عتيق‌ يك‌ سري‌ رويدادها يا پيغام‌هايي‌ وجود دارند كه‌ با توجه‌ به‌ اوضاع‌ و احوال‌ آينده‌، معني‌ و مفهوم‌ مي‌يابند و تا زمان‌ تحقق‌ و بوجود آمدن‌ شرايط‌ بعدي‌، قابل‌ بررسي‌ و تفسير نمي‌باشند.

با وجود اين‌، به‌ استثناي‌ مواردي‌ كه‌ در كتاب‌مقدس‌ زياد توضيح‌ داده‌ شده‌اند يا آنهايي‌ كه‌ آنچنان‌ آشكار مي‌باشند كه‌ در مورد آنها هيچ‌ شك‌ و شُبهه‌اي‌ وجود ندارد، ما عقيده‌ داريم‌ كه‌ بهتر است‌ در مبحث‌ مربوط‌ به‌ آيات‌ و نشانه‌ها از افراط‌ و زياده‌ روي‌ اجتناب‌ نماييم‌.

در اينجا قصد داريم‌ خلاصه‌اي‌ از نكات‌ بخش‌هاي‌ مختلف‌ عهد عتيق‌ را كه‌ بيش‌ از ساير موارد ظهور مسيح‌ را پيشگويي‌ كرده‌اند، با استفاده‌ از آيات‌ مربوطه‌ مطرح‌ سازيم‌.

پيدايش‌ 3 : 15 . ذريّت‌ زن‌

«ذريّت‌ زن‌ ، سَرِ مار را خواهد كوبيد و مار پاشنة‌ او (مسيح‌) را خواهد كوبيد.»

چنين‌ بنظر مي‌رسد كه‌ عليرغم‌ گناهي‌ كه‌ بشر مرتكب‌ شد، خدا مقدّر فرموده‌ كه‌ مخلوق‌ خود يعني‌ بني‌ بشر را سرانجام‌ فيروز گرداند. همانطور كه‌ انسان‌ بواسطة‌ زن‌ سقوط‌ كرد، همچنان‌ بشر از طريق‌ زن‌ نجات‌ خواهد يافت‌. اين‌ عمل‌ توسط‌ يك‌ مرد، يعني‌ مسيح‌، كه‌ از ذريّت‌ زن‌ و فاقد پدري‌ جسماني‌ بود، تحقق‌ خواهد يافت‌. اين‌ پيشگويي‌ اولين‌ اشارة‌ تولد مسيح‌ از باكره‌ است‌، چرا كه‌ فقط‌ يك‌ نفر از نسل‌ حوّا وجود داشته‌ كه‌ بدون‌ تماس‌ يك‌ مرد با زن‌ متولد شده‌ است‌.

 

 

پيدايش‌ 4 : 3 - 5 . هدية‌ قابيل‌

«قائن‌ هديه‌اي‌ از محصول‌ زمين‌ براي‌ خداوند آورد. و هابيل‌ نيز از نخست‌ زادگان‌ گلة‌ خويش‌ ... و خداوند هابيل‌ و هدية‌ او را منظور داشت‌. اما قائن‌ و هدية‌ او را منظور نداشت‌.»

چنين‌ بنظر مي‌رسد كه‌ اشاره‌ به‌ قرباني‌ خون‌ در ابتداي‌ كتاب‌ بعنوان‌ عاملي‌ كه‌ رضامندي‌ خدا را تحصيل‌ مي‌كند، از اشارات‌ مهم‌ بلكه‌ در ابتداي‌ سلسله‌ پيشگويي‌ها و دورنماهاي‌ مربوط‌ به‌ مرگ‌ مسيح‌ بعنوان‌ كفارة‌ گناهان‌ بشري‌ قرار دارد.

 

 

پيدايش‌ 12 : 3 ؛ 18 : 18 ؛ 22 : 18 . دعوت‌ ابراهيم‌

«و از تو جميع‌ قبايل‌ جهان‌ بركت‌ خواهند يافت‌.»

عبارت‌ فوق‌ شرح‌ روشن‌ و صريحي‌ است‌ از اينكه‌ خداوند خطاب‌ به‌ ابراهيم‌ مي‌گويد كه‌ خداوند از او قومي‌ برخواهد آورد كه‌ آن‌ قوم‌ عامل‌ اجراي‌ نقشة‌ الهي‌ خواهد شد بطوريكه‌ تمامي‌ اقوام‌ را بركت‌ خواهد داد. خداوند اين‌ مطلب‌ را سه‌ بار تكرار كرد (رجوع‌ كنيد به‌ ذيل‌ پيدايش‌ 12:1-3). از اين‌ قوم‌، بارها بعنوان‌ قوم‌ مسيح‌ موعود ياد شده‌ است‌.

 

 

پيدايش‌ 14 : 18 - 20 . ملكيصدق‌

ملكيصدق‌ پادشاه‌ ساليم‌ و كاهن‌ خداي‌ تعالي‌ بود كه‌ نان‌ و شراب‌ آورد و ابراهيم‌ را بركت‌ داد. ابراهيم‌ نيز او را از هر چيز ده‌ يك‌ داد. در مزمور 110 : 4 اين‌ مسئله‌ در رابطه‌ با آمدن‌ مسيح‌ ذكر شده‌ است‌: «تو كاهن‌ هستي‌ تا ابدالا´باد، به‌ رتبة‌ ملكيصدق‌.» در عبرانيان‌ باب‌ هفت‌، ملكيصدق‌ بعنوان‌ پادشاه‌ و كاهني‌ ذكر شده‌ كه‌ از آيات‌ و نشانه‌هاي‌ عيسي‌ مسيح‌ بشمار مي‌رود.

بنابراين‌ ما در اينجا با سايه‌اي‌ از تصوير ظهور تاريخي‌ شخص‌ خارق‌العاده‌اي‌ روبرو هستيم‌ كه‌ از نسل‌ ابراهيم‌ پا به‌ عرصة‌ وجود خواهد گذاشت‌ و نجات‌ دهندة‌ بشر خواهد بود. اين‌ اتفاق‌ در ساليم‌ كه‌ همان‌ اورشليم‌ باشد رخ‌ خواهد داد؛ يعني‌ همان‌ شهري‌ كه‌ عيسي‌ در آنجا مصلوب‌ گرديد. منظور از نان‌ و شراب‌ اشارة‌ بسيار زيبايي‌ است‌ از شام‌ خداوند و كلّ معناي‌ مستتر در آن‌.

 

 

پيدايش‌ 22 : 1 - 19 . ابراهيم‌، اسحق‌ را قرباني‌ مي‌كند

قرباني‌ شدن‌ پسري‌ بدست‌ پدرش‌: اين‌ پدر به‌ مدت‌ 3 روز مرگ‌ پسر خود را در نظر مي‌آورد (22:4)؛ قرباني‌ ديگري‌         جايگزين‌ پسر مي‌شود (22 : 13)؛ اين‌ عمل‌ بر كوه‌ موريا اتفاق‌ مي‌افتد (22:2)، يعني‌ همان‌ كوهي‌ كه‌ عيسي‌ مسيح‌ بر آن‌ مصلوب‌ شد، و همان‌ جايي‌ كه‌ ابراهيم‌ به‌ ملكيصدق‌ ده‌ يك‌ داد (14 : 18). لازم‌ به‌ ذكر است‌ كه‌ ساليم‌ بر كوه‌ موريا واقع‌ شده‌ بود.

همچنان‌ كه‌ بنظر مي‌رسد ملكيصدق‌ تصويري‌ از عيسي‌ مسيح‌ باشد، همچنين‌ اين‌ واقعه‌ در زندگي‌ ابراهيم‌ يعني‌ كسي‌ كه‌ قرار بود شخص‌ مورد نظر از نسل‌ او مولود گردد، نيز سايه‌اي‌ است‌ از رويدادي‌ كه‌ در زندگي‌ شخص‌ مورد نظر اتفاق‌ خواهد افتاد و او آن‌ را بعمل‌ خواهد آورد. چه‌ دورنماي‌ مناسبي‌ از مرگ‌ و قيام‌ عيسي‌ مسيح‌!

 

 

پيدايش‌ 26:4؛ 28:14 . تكرار وعده‌

وعدة‌ فوق‌ الذكر كه‌ سه‌ بار به‌ ابراهيم‌ داده‌ شده‌ بود، در اين‌ آيات‌ مجدداً به‌ اسحق‌ و يعقوب‌ نيز داده‌ مي‌شود. در اين‌ وعده‌، خدا مي‌فرمايد كه‌ نسل‌ آنان‌ را بركت‌ خواهد داد.

 

 

پيدايش‌ 49 : 10 و 11 . شيلوه‌

«عصاي‌ سلطنت‌ از يهودا دور نخواهد شد تا شيلوه‌ بيايد. در او جميع‌ امّت‌ها گرد هم‌ جمع‌ خواهند شد. او جامة‌ خود را به‌ شراب‌ و رخت‌ خويش‌ را به‌ عصير انگور مي‌شويد.»

اين‌ نبوت‌، نخستين‌ پيشگويي‌ روشن‌ و قطعي‌ دربارة‌ كسي‌ است‌ كه‌ از نسل‌ ابراهيم‌ بوده‌، بر جميع‌ امّت‌هاي‌ جهان‌ سلطنت‌ خواهد كرد، و شيلوه‌ مكاني‌ است‌ كه‌ دقيقاً محل‌ چنين‌ رخدادي‌ است‌.

او كسي‌ است‌ كه‌ ملكيصدق‌ سمبول‌ و نشانه‌اي‌ از اوست‌. او از سبط‌ يهودا ظهور خواهد كرد. احتمالاً منظور از اينكه‌ رخت‌ او در عصير انگور و شراب‌ شسته‌ خواهد شد، اشاره‌اي‌ تشبيهي‌ است‌ از صليب‌ عيسي‌ مسيح‌.

 

 

خروج‌ 12 . عيد گذر (پِسَح‌)

اين‌ باب‌ به‌ موضوع‌ نجات‌ و خروج‌ اسرائيل‌ از مصر و مرگ‌ نخست‌ زادگان‌ مصري‌ اختصاص‌ دارد. خانه‌هاي‌ اسرائيليان‌ با خون‌ بره‌اي‌ علامت‌ گذاري‌ شدند. خداوند از خانه‌هاي‌ علامت‌گذاري‌ شده‌، عبور كرد. و اين‌ رويداد، يادگار و عيدي‌ شد تا آن‌ را نسل‌ اندر نسل‌ برگزار كنند.

اين‌ عيد به‌ مدت‌ 1400 سال‌ بعنوان‌ محبوب‌ترين‌ واقعة‌ قوم‌ اسرائيل‌ نگاه‌ داشته‌ شد. بدون‌ هيچ‌ ترديدي‌ خداوند چنين‌ رويداد عظيم‌ تاريخي‌ را با اين‌ قصد و تعمّد معين‌ نمود تا دورنمايي‌ باشد از واقعة‌ حقيقي‌ و اساسي‌ نجات‌ بشر در مرگ‌ عيسي‌ مسيح‌ كه‌ همانا برة‌ خدا بود و در عيد فصح‌ بر صليب‌ مصلوب‌ شده‌، بمرد تا آناني‌ را كه‌ خون‌ او را بر خود دارند از موت‌ به‌ حيات‌ ابدي‌ منتقل‌ سازد. دقيقاً به‌ همانطوري‌ كه‌ در اولين‌ عيد فصح‌ نيز قوم‌ اسرائيل‌ از مصر يعني‌ زمين‌ اسارت‌ نجات‌ يافت‌. اين‌ امر دلالت‌ بر آن‌ دارد كه‌ تا چه‌ اندازه‌ خدا از قديم‌الايام‌ و پيش‌ از ظهور مسيح‌ در انديشة‌ تجلي‌ عيسي‌ مسيح‌ بود.

 

 

لاويان‌ 16 . روز كفاره‌

اين‌ روز سالي‌ يكبار بجا آورده‌ مي‌شد، يعني‌ در دهمين‌ روز ماه‌ هفتم‌. طي‌ اين‌ مراسم‌ دو بز نر انتخاب‌ مي‌شدند كه‌ يكي‌ از آنها بعنوان‌ قرباني‌ گناه‌ ذبح‌ مي‌شد. كاهن‌ اعظم‌ دست‌هاي‌ خود را بر سر بز ديگر كه‌ به‌ عنوان‌ وجه‌المصالحه‌ انتخاب‌ مي‌شد، قرار مي‌داد و سپس‌ گناه‌ جميع‌ قوم‌ را اعتراف‌ مي‌كرد. پس‌ از آن‌ اين‌ بز كه‌ به‌ عزازيل‌ ناميده‌ مي‌شد، در بيابان‌ رها مي‌شد تا گناه‌ قوم‌ اسرائيل‌ را با خود به‌ بيرون‌ لشكرگاه‌ ببرد.

اين‌ مورد و بطور كلّي‌ تمام‌ فلسفة‌ قرباني‌هاي‌ لاويان‌ كه‌ بخش‌ مهم‌ و قابل‌ توجهي‌ از حيات‌ قوم‌ اسرائيل‌ را شامل‌ مي‌شد، دورنماي‌ روشني‌ هستند از كفاره‌اي‌ كه‌ در عيسي‌ مسيح‌ صورت‌ تحقق‌ بخود گرفت‌.

 

 

اعداد 21 : 6 - 9 . مار برنجين‌

مارها عدة‌ زيادي‌ از قوم‌ اسرائيل‌ را در بيابان‌ گزيده‌ و ايشان‌ را هلاك‌ كردند. پس‌ موسي‌ ماري‌ از جنس‌ برنج‌ درست‌ كرد كه‌ به‌ مجرد آنكه‌ مار گزيده‌اي‌ به‌ آن‌ نگاه‌ مي‌كرد، شفا مي‌يافت‌.

عيسي‌ مسيح‌ از اين‌ واقعه‌ بعنوان‌ تصويري‌ از صليب‌ كه‌ بر آن‌ بلند كرده‌ مي‌شد، ياد كرد (يوحنا 3:14). انسان‌ كه‌ در باغ‌ عدن‌ با نيش‌ گناه‌ گزيده‌ شد، با نگاه‌ كردن‌ به‌ صليب‌ عيسي‌ مسيح‌ از هلاكت‌ نجات‌ يافته‌، صاحب‌ حيات‌ جاوداني‌ مي‌شود.

 

 

اعداد 24 : 17 و 19 . ستاره‌

ستاره‌اي‌ از يعقوب‌ طلوع‌ خواهد كرد. عصاي‌ سلطنت‌ از اسرائيل‌ خواهد برخاست‌. او سلطنت‌ خواهد نمود.

اين‌ آيات‌ پيشگويي‌ روشن‌ ديگري‌ است‌ از كسي‌ كه‌ فرمانرواي‌ برجسته‌اي‌ خواهد بود. اين‌ شخص‌ مشخصاً همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ بعنوان‌ شيلوه‌ مذكور در كتاب‌ پيدايش‌ بر جميع‌ امّت‌ها سلطنت‌ خواهد كرد (49 : 10).

 

 

تثنيه‌ 18 : 15 - 19 . وعدة‌ ظهور پيامبري‌ همچون‌ موسي‌

خدا از ميان‌ قوم‌ اسرائيل‌ نبي‌اي‌ همچون‌ موسي‌ مبعوث‌ خواهد گردانيد كه‌ از طريق‌ او با بشر سخن‌ خواهد گفت‌. ظاهراً اين‌ پيشگويي‌ جنبة‌ ديگري‌ است‌ از شخصيت‌ شيلوه‌ و ستاره‌ كه‌ قبلاً از آنها ياد شد.

بدين‌ ترتيب‌ ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ در نخستين‌ پنج‌ كتاب‌ عهد عتيق‌، پيشگويي‌ مخصوص‌ و معيني‌ وجود دارد كه‌ پنج‌ بار تكرار مي‌شود و آن‌ عبارت‌ است‌ از اينكه‌ قوم‌ اسرائيل‌ در جهان‌ مأموريت‌ يافته‌ تا يك‌ هدف‌ الهي‌ را برقرار سازد كه‌ همانا بركت‌ جميع‌ اقوام‌ روي‌ زمين‌ است‌.

همچنين‌ نبوت‌هاي‌ صريح‌ و دقيقي‌ وجود دارند مبني‌ بر ظهور كسي‌ كه‌ به‌ شيلوه‌، ستاره‌  و نبي‌ شهرت‌ دارد بطوري‌ كه‌ اشارات‌ واضح‌ و بسيار روشن‌ موجود بيانگر آن‌ است‌ كه‌ قوم‌ اسرائيل‌ از طريق‌ اين‌ شخص‌، موفق‌ به‌ انجام‌ مأموريت‌ جهاني‌ خود خواهد شد.

همچنين‌ اشارات‌ پوشيده‌ و استعارگونة‌ گوناگوني‌ پيرامون‌ ماهيت‌ خدمت‌ اين‌ شخص‌ وجود دارند كه‌ بالاخص‌ به‌ مرگ‌ كفاره‌ كنندة‌ او اشاره‌ مي‌كنند. بدين‌ ترتيب‌ 1400 سال‌ پيش‌ از ظهور مسيح‌ آيات‌ آشكاري‌ وجود دارند بطوري‌ كه‌ برخي‌ از آنها حاكي‌ از صفات‌ مشخصة‌ زندگي‌ مسيح‌ مي‌باشند.

 

 

يوشع‌

اگرچه‌ اعتقاد بر اين‌ است‌ كه‌ خود يوشع‌ تا اندازه‌اي‌ نشانه‌اي‌ از عيسي‌ مسيح‌ مي‌باشد، اما چنين‌ بنظر مي‌رسد كه‌ هيچ‌ نبوت‌ مستقيمي‌ دربارة‌ مسيح‌ در اين‌ كتاب‌ وجود ندارد. نام‌ هر دوي‌ آنها يكي‌ است‌ و نام‌ «عيسي‌» شكل‌ يوناني‌ همان‌ نام‌ «يوشع‌» در زبان‌ عبري‌ است‌. همانطور كه‌ يوشع‌ قوم‌ اسرائيل‌ را به‌ سرزمين‌ وعده‌ داخل‌ نمود، به‌ همان‌ طريق‌ عيسي‌ نيز قوم‌ خود را به‌ آسمان‌ رهنمون‌ خواهد ساخت‌.

 

 

روت‌

روت‌ جدّة‌ داود بود كه‌ از طريق‌ او اساس‌ و شالودة‌ خاندان‌ و نسلي‌ كه‌ مسيح‌ موعود از آن‌ به‌ ظهور مي‌رسيد، پايه‌ ريزي‌ شد (رجوع‌ كنيد به‌ توضيحات‌ ذيل‌ كتاب‌ روت‌).

بوعز اهل‌ بيت‌لحم‌ بود. عيسي‌ مسيح‌ نيز در بيت‌لحم‌ متولد شد. بر اساس‌ يكي‌ از روايات‌ قديمي‌ زماني‌ كه‌ بوعز، روت‌ را به‌ همسري‌ برگزيد، نطفة‌ خانداني‌ كه‌ مسيح‌ از آن‌ در جهان‌ ظهور مي‌كرد در مكاني‌ بسته‌ شد كه‌ 1100 سال‌ بعد مسيح‌ در آنجا متولد شد.

 

 

اول‌ سموئيل‌ 16 . داود

داود بعنوان‌ پادشاه‌ بر كلّ اسرائيل‌ به‌ پادشاهي‌ انتخاب‌ شد. از اينجا به‌ بعد داود بعنوان‌ شخصيت‌ كانوني‌ تاريخ‌ عهد عتيق‌ جلوه‌گر مي‌شود. نام‌ داود محور اصلي‌ شاخص‌ترين‌ و بيشترين‌ نبوت‌هاي‌ مربوط‌ به‌ عيسي‌ مسيح‌ در سراسر عهد عتيق‌ مي‌باشد. در حالي‌ كه‌ ابراهيم‌ بنيان‌ گذار قوم‌ مسيح‌ بود، داود سر سلسلة‌ خاندان‌ مسيح‌ در قوم‌ خدا بشمار مي‌رود.

 

 

دوم‌ سموئيل‌ 7 : 16 . وعدة‌ خداوند به‌ داود دربارة‌ كرسي‌ ابدي‌

«كرسي‌ تو تا به‌ ابد استوار خواهد ماند.» اين‌ وعده‌ آغازگر رشتة‌ طويلي‌ از وعده‌هاي‌ خدا در مورد سلطنت‌ ابدي‌ خاندان‌ داود بر قوم‌ خدا مي‌باشد. (به‌ توضيحات‌ مربوط‌ به‌ دوم‌ سموئيل‌ 7 مراجعه‌ كنيد.)

اين‌ وعده‌ در سراسر عهد عتيق‌ با ذكر جزئيات‌ و به‌ شكل‌ مشروحي‌ به‌ كرّات‌ تكرار شده‌ است‌ و بيانگر آن‌ است‌ كه‌ اين‌ وعده‌ با ظهور پادشاه‌ عظيمي‌   تحقّق‌ خواهد يافت‌ كه‌ خود او تا ابد زنده‌ خواهد بود و ملكوتي‌ بي‌انتها بر پا خواهد داشت‌.

بديهي‌ است‌ كه‌ اين‌ پادشاه‌ ابدي‌ همان‌ شخصي‌ است‌ كه‌ قبلاً از او بعنوان‌ كاهني‌ به‌ رتبة‌ ملكيصدق‌، شيلوه‌، ستاره‌ و نبي‌اي‌ همچون‌ موسي‌ ياد شده‌ است‌.

 

 

اول‌ پادشاهان‌ 9 : 5 . تكرار وعدة‌ خدا به‌ سليمان‌

«كرسي‌ سلطنت‌ تو را بر اسرائيل‌ تا به‌ ابد برقرار خواهم‌ گردانيد.» خداوند اين‌ وعده‌ را چندين‌ بار به‌ داود و سليمان‌ يادآوري‌ كرده‌ بود.

با وجود اين‌، كتب‌ پادشاهان‌ و تواريخ‌ ايام‌ كه‌ بيانگر ماجراي‌ سقوط‌ سلطنت‌ داود و به‌ اسارت‌ رفتن‌ قوم‌ يهود مي‌باشند، علي‌الظاهر وعدة‌ خدا به‌ خاندان‌ داود مبني‌ بر ابدي‌ بودن‌ كرسي‌ سلطنت‌ را از اعتبار ساقط‌ مي‌كنند.

اما در دوراني‌ كه‌ اين‌ كتب‌ از نظر زماني‌ آن‌ را پوشش‌ مي‌دهند، انبياي‌ بسياري‌ ظهور كردند و اعلام‌ داشتند كه‌ وعدة‌ الهي‌ به‌ قوت‌ خود باقي‌ است‌ و تحقق‌ خواهد يافت‌.

كتب‌ عزرا، نحميا و استر كه‌ فاقد نبوت‌هاي‌ مستقيمي‌ در مورد عيسي‌ مسيح‌ مي‌باشند به‌ ماجراي‌ بازگشت‌ و اسكان‌ قوم‌ شكست‌ خوردة‌ يهود اختصاص‌ دارند. اما با وجود اين‌ حيات‌ دوبارة‌ قوم‌ در سرزمين‌ اجداديشان‌ تضمين‌ كنندة‌ تحقق‌ وعده‌هاي‌ ديرين‌ الهي‌ در خصوص‌ كرسي‌ داود بشمار مي‌رفت‌.

 

 

ايوب‌ 19 : 25 - 27

كتاب‌ ايوب‌ دربرگيرندة‌ مباحثاتي‌ در خصوص‌ موضوع‌ درد و رنج‌ مي‌باشد. آنچه‌ در اين‌ كتاب‌ به‌ چشم‌ مي‌خورد آن‌ است‌ كه‌ به‌ نقش‌ قوم‌ اسرائيل‌ در ظهور مسيح‌ آنچنان‌ اشارة‌ مستقيمي‌ نشده‌ است‌ و صرفاً جوشش‌ ايمان‌ ايوب‌ است‌ كه‌ تلويحاً بيانگر نكاتي‌ در اين‌ زمينه‌ مي‌باشد. آنجا كه‌ مي‌گويد: «اما من‌ مي‌دانم‌ كه‌ رهاننده‌ام‌ زنده‌ است‌ و سرانجام‌ بر زمين‌ خواهد ايستاد.»

 

 

مزامير

بخش‌ عمدة‌ كتاب‌ مزامير را خود داود تحرير نموده‌ كه‌ آكنده‌ از پيشگويي‌ها و اشارات‌ مربوط‌ به‌ ظهور پادشاه‌ ابدي‌ در خاندان‌ داود است‌. بعضي‌ از اين‌ مزامير منحصراً و يا عمدتاً دربارة‌ خود داود مي‌باشند. اما اكثر آنها به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ بر هيچ‌ شخصيت‌ ديگري‌ در تاريخ‌ جز عيسي‌ مسيح‌ دلالت‌ نمي‌كنند؛ لازم‌ به‌ يادآوري‌ است‌ كه‌ اين‌ مزامير 1000 سال‌ پيش‌ از ظهور مسيح‌ نوشته‌ شده‌اند.

 

 

مزمور 2 . پادشاه‌ برگزيدة‌ خداوند

«مسيح‌ او (آية‌ 2) ... و من‌ پادشاه‌ خود را بر كوه‌ مقدس‌ خود، صهيون‌ نصب‌ كرده‌ام‌ (آية‌ 6) ... تو پسر من‌ هستي‌ (آية‌ 7) ... و امّت‌ها را به‌ ميراث‌ تو خواهم‌ داد (آية‌ 8) ... پسر را ببوسيد (آية‌ 12) ... خوشابحال‌ همة‌ آنانيكه‌ بر او توكّل‌ دارند.»

آنچه‌ از مفهوم‌ آيات‌ فوق‌ برمي‌آيد اين‌ است‌ كه‌ پادشاه‌ ابدي‌ از خاندان‌ داود به‌ ظهور خواهد رسيد.

اين‌ مزمور بيان‌ بسيار صريحي‌ است‌ از الوهيت‌ مسيح‌، حكومت‌ جهاني‌ او، و بركت‌ آناني‌ كه‌ بر او توكل‌ دارند.

 

 

مزمور 16 : 10 . قيام‌ او از مردگان‌

«قدوس‌ خود را نخواهي‌ گذاشت‌ كه‌ فساد را ببيند.» اين‌ آيه‌ در كتاب‌ اعمال‌ رسولان‌ 2 : 27 و 31 در اشاره‌ به‌ قيام‌ مسيح‌ از مردگان‌ نقل‌ قول‌ شده‌ است‌. قبلاً به‌ مرگ‌ مسيح‌ موعود اشارات‌ زيادي‌ شده‌ بود. اين‌ آيه‌ پيشگويي‌ آشكاري‌ است‌ از پيروزي‌ و غلبة‌ او بر مرگ‌ و مژدة‌ حيات‌ ابدي‌.

مزمور 22 . دورنمايي‌ از تصليب‌ عيسي‌ مسيح‌

«اي‌ خداي‌ من‌، اي‌ خداي‌ من‌، چرا مرا ترك‌ كرده‌اي‌؟» (آية‌ 1). مسيح‌ اين‌ كلمات‌ را به‌ هنگام‌ مرگ‌ بر زبان‌ آورد (متي‌ 27 : 46).

«هر كه‌ مرا مي‌بيند، مسخره‌ مي‌كند ... آيا اين‌ همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ بر خدا توكل‌ داشت‌؟ اگر خدا او را دوست‌ دارد پس‌ چرا نجاتش‌ نمي‌دهد؟» (7 و 8). تمسخر دشمنان‌ او كاملاً در كلمات‌ آنها نمايان‌ است‌ (متي‌ 27 : 43).

«دست‌ها و پايهاي‌ مرا سوراخ‌ كرده‌اند» (آية‌ 16). اين‌ آيه‌ چگونگي‌ مرگ‌ او را بر صليب‌ پيشگويي‌ مي‌كند (يوحنا 20 : 20 و 25).

«رخت‌ مرا در ميان‌ خود تقسيم‌ كردند، و بر لباس‌ من‌ قرعه‌ انداختند» (آية‌ 8). اين‌ جزئيات‌ نيز ذكر شده‌اند (متي‌ 27 : 35).

چطور مي‌توان‌ اين‌ مطالب‌ را به‌ چيزي‌ جز صليب‌ مسيح‌ نسبت‌ داد؟ جالب‌ اينجاست‌ كه‌ اين‌ وقايع‌ 1000 سال‌ پيش‌ از آنكه‌ اتفاق‌ بيافتند، نوشته‌ شده‌اند.

 

 

مزمور 41 : 9 . تسليم‌ شدن‌ به‌ دشمن‌ به‌ دست‌ يك‌ دوست‌

«دوست‌ خالص‌ من‌ كه‌ بر او اعتماد مي‌داشتم‌ كه‌ نان‌ مرا نيز مي‌خورد، پاشنة‌ خود را بر من‌ بلند كرد.»

ظاهراً داود اين‌ مطلب‌ را در مورد دوست‌ خود، اخيتوفل‌ مي‌گويد (دوم‌ سموئيل‌ 15 : 12). اما عيسي‌ مسيح‌ اين‌ آيه‌ را بعنوان‌ نبوتي‌ از تسليم‌ شدن‌ خودش‌ به‌ دشمن‌ توسط‌ يهودا، نقل‌ قول‌ مي‌كند (يوحنا 13 : 18 - 27؛ لوقا 22 : 47 و 48).

 

 

مزمور 45 . سلطنت‌ مسيح‌ خداوند

«خدا، خداي‌ تو، تو را به‌ روغن‌ شادماني‌ بيشتر از رفقايت‌ مسح‌ كرده‌ است‌» (آية‌ 7). «اي‌ خدا، تخت‌ تو تا ابدالا´باد است‌» (آية‌ 6). «به‌ كبريايي‌ خود سوار شده‌ غالب‌ شو» (آية‌ 4). «قوم‌ها در همة‌ دهرها تو را حمد خواهند گفت‌ تا ابدالا´باد» (آية‌ 17).

در اين‌ باب‌ از سلطنت‌ شكوهمند پادشاه‌، و خدايي‌ كه‌ بر تخت‌ ابدي‌ نشسته‌ است‌ سخن‌ بميان‌ آمده‌ است‌. اين‌ توصيفات‌ را نمي‌توان‌ به‌ هيچ‌ شخص‌ ديگري‌ نسبت‌ داد مگر پادشاه‌ ابدي‌ كه‌ از خاندان‌ داود ظهور نمود. اين‌ باب‌ سرود نكاح‌ مسيح‌ با عروس‌ خويش‌ يعني‌ كليسا مي‌باشد.

 

 

 

مزمور 69 : 21 . زرداب‌ و سركه‌

«مرا براي‌ خوراك‌ زرداب‌ دادند و چون‌ تشنه‌ بودم‌، مرا سركه‌ نوشانيدند.»

اين‌ پيشگويي‌ بيانگر يكي‌ ديگر از رويدادهايي‌ است‌ كه‌ از پيش‌ زحمات‌ مسيح‌ موعود را به‌ تصوير مي‌كشد (متي‌ 27 : 34 و 48).

 

 

مزمور 72 . سلطنت‌ شكوهمند او

«در زمان‌ او صالحان‌ خواهند شكُفت‌» (آية‌ 7). «و او حكمراني‌ خواهد كرد از دريا تا دريا و از نهر تا اقصاي‌ جهان‌» (آية‌ 8). «جميع‌ سلاطين‌ او را تعظيم‌ خواهند كرد و جميع‌ امّت‌ها او را بندگي‌ خواهند نمود» (آية‌ 11). «متبارك‌ باد نام‌ مجيد او تا ابدالا´باد. و تمامي‌ زمين‌ از جلال‌ او پر بشود»
 (آية‌ 19).

چنين‌ بنظر مي‌رسد كه‌ اين‌ مزمور تا اندازه‌اي‌ حاكي‌ از سلطنت‌ سليمان‌ بوده‌ است‌. اما بطور قطع‌، بعضي‌ از عبارات‌ آن‌ به‌ شخصي‌ بزرگتر از سليمان‌ اشاره‌ مي‌كنند.

 

 

مزمور 78 : 2 . سخن‌ گفتن‌ با مثل‌ها

«دهان‌ خود را به‌ مَثَل‌ باز خواهم‌ كرد.» اين‌ آيه‌ بيانگر يكي‌ ديگر از جزئيات‌ زندگي‌ مسيح‌ مي‌باشد بطوريكه‌ عيسي‌ مسيح‌ از اين‌ شيوه‌ در امر آموزش‌ و تعليم‌ استفاده‌ مي‌كرد (آيات‌ متي‌ 13 : 34 و 35 بعنوان‌ گواهي‌ بر تحقق‌ اين‌ نبوت‌ نقل‌ قول‌ شده‌اند).

 

 

مزمور 89 . كرسي‌ ابدي‌ داود

«با برگزيدة‌ خود داود عهد بسته‌ام‌» (آية‌ 3). «ذريّت‌ (نسل‌) تو را پايدار خواهم‌ ساخت‌ تا ابدالا´باد» (آية‌ 4). «من‌ نيز او را نخست‌زادة‌ خود خواهم‌ ساخت‌ و بلندتر از پادشاهان‌ جهان‌» (آية‌ 27). «و عهد من‌ با وي‌ استوار خواهد بود» (آية‌ 28). «يك‌ چيز را به‌ قدوسيت‌ خود قسم‌ خوردم‌ ... تخت‌ او ... ثابت‌ خواهد بود تا ابدالا´باد» (آيات‌ 35 الي‌ 37).

سوگند خداوند مبني‌ بر استواري‌ تخت‌ داود، بارها و بارها با استناد به‌ نخست‌زادة‌ خدا تكرار شده‌ است‌.

 

 

مزمور 110 . سلطنت‌ و كهانت‌ مسيح‌

«يهوه‌ خداوند به‌ من‌ گفت‌ بدست‌ راست‌ من‌ بنشين‌ تا دشمنانت‌ را پاي‌ انداز تو سازم‌» (آية‌ 1). «تو كاهن‌ هستي‌ تاابدالا´باد، به‌ رتبة‌ ملكيصدق‌» (آية‌ 4).

در اين‌ باب‌ از سلطنت‌ و كهانت‌ ابدي‌ پادشاه‌ موعود سخن‌ به‌ ميان‌ آمده‌ است‌. عيسي‌ مسيح‌ اين‌ آيات‌ را بعنوان‌ مطالبي‌ كه‌ بر او دلالت‌ دارند، نقل‌ قول‌ كرد (متي‌ 22 : 42 - 44).

 

 

مزمور 118 : 22 . مسيح‌ از جانب‌ رؤسا طرد مي‌شود

«سنگي‌ را كه‌ معماران‌ رد كردند، همان‌ سر زاويه‌ شده‌ است‌.» عيسي‌ مسيح‌ اين‌ آيه‌ را به‌ گونه‌اي‌ كه‌ مربوط‌ به‌ اوست‌ نقل‌ قول‌ كرد (متي‌ 21 : 42 - 44).

 

 

اشعيا 2 : 2 - 4 . رؤياي‌ دوران‌ حاكميت‌ باشكوه‌ مسيح‌

«و در ايام‌ آخر واقع‌ خواهد شد كه‌ كوه‌ خانة‌ خداوند بر قلة‌ كوهها ثابت‌ خواهد شد ... و جميع‌ امّت‌ها بسوي‌ آن‌ روان‌ خواهند شد. و قومهاي‌ بسيار عزيمت‌ كرده‌ خواهند گفت‌، بياييد تا به‌ كوه‌ خداوند و به‌ خانة‌ خداي‌ يعقوب‌ برآييم‌. او طريق‌هاي‌ خويش‌ را به‌ ما تعليم‌ خواهد داد و ما به‌ راههاي‌ او سلوك‌ خواهيم‌ نمود.»

«كلام‌ خداوند از اورشليم‌ صادر خواهد شد ... و جميع‌ قومها ... شمشيرهاي‌ خود را براي‌ گاوآهن‌ و نيزه‌هاي‌ خويش‌ را براي‌ ارّه‌ها خواهند شكست‌. و امّتي‌ بر امّتي‌ شمشير نخواهد كشيد و بار ديگر جنگ‌ را نخواهند آموخت‌.»

كتاب‌ اشعيا، برجسته‌ترين‌ كتاب‌ عهدعتيق‌ در خصوص‌ نبوت‌هاي‌ مربوط‌ به‌ عيسي‌ مسيح‌ مي‌باشد كه‌ از نظر شيوة‌ نگارش‌ سرآمد تمام‌ نوشتجات‌ ادبي‌ بشمار مي‌رود؛ بطوري‌ كه‌ در حالت‌ جذبه‌ و رؤيا به‌ شكوه‌ و جلال‌ سلطنت‌ مسيح‌ موعود گام‌ مي‌نهد.

 

 

اشعيا 4 : 2 - 6 . شاخة‌ خداوند

«در آن‌ روز، شاخة‌ خداوند زيبا و جليل‌ خواهد بود» (آية‌ 2). «ابر در روز ... و درخشندگي‌ آتش‌ مشتعل‌ در شب‌» (آية‌ 5) ... «سايه‌ باني‌ ... و پناهگاه‌ خواهد بود» (آية‌ 6).

در اينجا مسيح‌ به‌ شاخه‌اي‌ تشبيه‌ شده‌ كه‌ از ريشة‌ درخت‌ خاندان‌ داود بيرون‌ آمده‌ و بجهت‌ قوم‌ خود راهنما و پناه‌ خواهد بود (در اين‌ خصوص‌ در اشعيا 11 : 1 - 10 شرح‌ جامع‌تري‌ آورده‌ شده‌ است‌).

 

 

 

اشعيا 7 : 13 و 14 . عمانوئيل‌

«اي‌ خاندان‌ داود ... اينك‌ باكره‌ حامله‌ شده‌، پسري‌ خواهد زاييد، و نام‌ او را عمانوئيل‌ خواهند خواند.»

چنين‌ بنظر مي‌رسد كه‌ گفته‌ شده‌ شخصي‌ با نام‌ عمانوئيل‌، از يك‌ باكره‌ در خاندان‌ داود زاده‌ خواهد شد. اين‌ بيان‌ آشكارا حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ اين‌ شخص‌ همان‌ كسي‌ است‌ كه‌ در 4 : 2 و 11 : 1 از او به‌ «شاخه‌» و در 9 : 6 از او تحت‌ عنوان‌ «عجيب‌» ياد شده‌ است‌. الوهيت‌ اين‌ كودك‌ از نام‌ او كه‌ عمانوئيل‌ و به‌ معناي‌ خدا با ماست‌، فهميده‌ مي‌شود. در اين‌ نبوت‌ از باكره‌ و الوهيت‌ مسيح‌ سخن‌ بميان‌ آمده‌ است‌. اين‌ نبوت‌ در متي‌ 1 : 23 و در رابطه‌ با عيسي‌ مسيح‌ نقل‌ قول‌ شده‌ است‌.

 

 

اشعيا 9 : 1 و 2 و 6 و 7 . مولودي‌ عجيب‌

«در جليل‌ ... قوم‌ نور عظيمي‌ خواهند ديد» (آيات‌ 1 و 2). «زيرا كه‌ براي‌ ما ولدي‌ زاييده‌ و پسري‌ به‌ ما بخشيده‌ شد و سلطنت‌ بر دوش‌ او خواهد بود  اسم‌ او عجيب‌ و مُشير و خداي‌ قدير و پدر سرمدي‌ و سرور سلامتي‌ خوانده‌ خواهد شد. ترقي‌ سلطنت‌ و سلامتي‌ او را بر كرسي‌ داود و بر مملكت‌ وي‌ انتها نخواهد بود ... از الا´ن‌ تا ابدالا´باد.»

بي‌ترديد، اين‌ كودك‌ همان‌ پادشاه‌ ابدي‌   است‌ كه‌ به‌ خاندان‌ داود وعده‌ داده‌ شد (دوم‌ سموئيل‌ 7:16). و البته‌ همان‌ شخصي‌ كه‌ در قرون‌ پيشين‌ از او بعنوان‌ شيلوه‌، ستاره‌ و پيامبري‌ همچون‌ موسي‌ ياد شده‌ بود.

در اين‌ آيات‌، الوهيت‌ اين‌ شخص‌ موعود مورد تأكيد قرار گرفته‌ است‌. خاستگاه‌ او در جليل‌ خواهد بود. نبوتي‌ كه‌ دقيقاً با عيسي‌ مسيح‌ مطابقت‌ دارد.

 

 

اشعيا 11 : 1 - 10 . سلطنت‌ شاخه‌

«و نهالي‌ از تنة‌ يِسّي‌ بيرون‌ آمده‌ و شاخه‌اي‌ از ريشه‌هايش‌ خواهد شكفت‌» (آية‌ 1).

اين‌ نهالي‌ است‌ كه‌ از ريشة‌ درخت‌ خاندان‌ داود بيرون‌ مي‌آمد كه‌ همانا مسيح‌ موعود بود.

«و روح‌ خداوند بر او قرار خواهد گرفت‌، يعني‌ روح‌ حكمت‌ و فهم‌» (آية‌ 2)... «آن‌ پادشاه‌ نوظهور خاندان‌ داود پرچم‌ نجاتي‌ براي‌ تمام‌ قومها خواهد بود و مردم‌ بسوي‌ او خواهند آمد» (آية‌ 10).

«او جهان‌ را به‌ عصاي‌ دهان‌ خويش‌ خواهد زد» (آية‌ 4). و گرگ‌ با بره‌ سكونت‌ خواهد داشت‌ و پلنگ‌ با بزغاله‌ خواهد خوابيد و گوساله‌ و شير و پرواري‌ با هم‌، و طفل‌ كوچك‌ آنها را خواهد راند» (6).

«و گاو با خرس‌ خواهند چريد و بچه‌هاي‌ آنها با هم‌ خواهند خوابيد و شير مثل‌ گاو، كاه‌ خواهد خورد ...

«و در تمامي‌ كوه‌ مقدس‌ من‌ ضرر و فسادي‌ نخواهند كرد زيرا كه‌ جهان‌ از معرفت‌ خداوند پُر خواهد بود، مثل‌ آبهايي‌ كه‌ دريا را مي‌پوشاند» (آيات‌ 6 - 9).

اين‌ نبوت‌، توصيف‌ باشكوهي‌ است‌ از صلحي‌ جهاني‌ كه‌ در ملكوت‌ مسيح‌ موعود بر كلّ جهان‌ حكمفرما خواهد بود.

 

 

اشعيا 25 : 6 - 9 ؛ 26 : 1 و 19 . قيامت‌ مردگان‌

«يهوه‌ صبايوت‌ در اين‌ كوه‌ ... موت‌ را تا ابدالا´باد نابود خواهد ساخت‌ و اشكها را از هر چهره‌ پاك‌ خواهد نمود» (آيات‌ 6 و 8)... «در آن‌ روز ... مردگان‌ تو زنده‌ خواهند شد و جسدهاي‌ من‌ خواهند برخاست‌ ... و زمين‌ مردگان‌ خود را بيرون‌ خواهد افكند» (26 : 1 و 19).

اين‌ بخش‌، نبوتي‌ است‌ از قيام‌ عيسي‌ مسيح‌ در كوه‌ صهيون‌ و همچنين‌ قيامت‌ مردگان‌ بطوركلّي‌.

 

 

اشعيا 32 : 1 و 2 . سلطنت‌ پادشاه‌ موعود

«اينك‌ پادشاهي‌ به‌ عدالت‌ سلطنت‌ خواهد نمود ... و مردي‌ مثل‌ پناهگاهي‌ از باد و پوششي‌ از طوفان‌ خواهد بود و مانند جويهاي‌ آب‌ در جاي‌ خشك‌ و ساية‌ صخره‌اي‌ عظيم‌ در زمين‌ تعب‌ آورنده‌ (بي‌ آب‌ و علف‌) خواهند بود.»

در اشعيا 9 : 6 به‌ الوهيت‌ پادشاه‌ موعود اشاره‌ شده‌ بود. و در اينجا از جنبة‌ بشري‌ او سخن‌ بميان‌ آمده‌ است‌؛ (مردي‌) در آية‌ 2. مردي‌ كه‌ به‌ منزلة‌ پناهگاهي‌ شخصي‌ براي‌ هر يك‌ از افراد قومش‌ در هنگام‌ بروز هر گونه‌ مصيبت‌ بشمار مي‌رود.

 

 

اشعيا 35 : 5 و 6 . معجزات‌ مسيح‌

«آنگاه‌ چشمان‌ كوران‌ باز خواهد شد و گوشهاي‌ كران‌ مفتوح‌ خواهد گرديد ... لنگان‌ جست‌ و خيز خواهند نمود و زبان‌ گُنگ‌ خواهد سراييد» (آيات‌ 5 و 6).

اين‌ آيات‌ بيان‌ دقيقي‌ است‌ از خدمت‌ عيسي‌ مسيح‌ بصورت‌ معجزات‌.

 

 

اشعيا 35 : 8 - 10 . شاهراه‌ مسيح‌

«و در آنجا شاهراهي‌ و طريقي‌ خواهد بود و به‌ طريق‌ مقدس‌ ناميده‌ خواهد شد» (آية‌ 8). «و فديه‌ شدگان‌ خداوند بازگشت‌ نموده‌، با ترنم‌ به‌ صهيون‌ خواهند آمد و خوشي‌ جاوداني‌ بر سر ايشان‌ خواهد بود و شادماني‌ و خوشي‌ را خواهند يافت‌ و غم‌ و ناله‌ فرار خواهد كرد.» قداست‌، شادماني‌، سراييدن‌ (ترنم‌)، خوشي‌، نبودن‌ غم‌ و ناله‌، مواهبي‌ است‌ كه‌ به‌ قوم‌ مسيح‌ موعود تعلق‌ دارند.

اشعيا 40 : 5 ، 10 ، 11 . سخنان‌ تسلي‌ بخش‌ مسيح‌

«و جلال‌ خداوند مكشوف‌ گشته‌، تمامي‌ بشر آن‌ را با هم‌ خواهند ديد» (آية‌ 5). «اينك‌ خداوند يهوه‌ با قوت‌ مي‌آيد و بازوي‌ وي‌ برايش‌ حكمراني‌ مي‌كند» (آية‌ 10). «او مثل‌ شبان‌ گلة‌ خود را خواهد چرانيد و با بازوي‌ خود بره‌ها را جمع‌ كرده‌، به‌ آغوش‌ خويش‌ خواهد گرفت‌ و شيردهندگان‌ را به‌ ملايمت‌ رهبري‌ خواهد كرد» (آية‌ 11).

اين‌ نبوت‌ يكي‌ ديگر از جلوه‌هاي‌ جلال‌، قوت‌ و ملايمت‌ عيسي‌ مسيح‌ نسبت‌ به‌ گلة‌ كم‌ بنيه‌اش‌ مي‌باشد.

 

 

اشعيا 42 : 1 - 11 . امّت‌ها

«اينك‌ بندة‌ من‌ (آية‌ 1) ... تو را عهد قوم‌ و نور امّت‌ها خواهم‌ گردانيد (آية‌ 6) ... و جزيره‌ها منتظر شريعت‌ او باشند (آية‌ 4) ... ساكنان‌ اقصاي‌ زمين‌ سرود نو را به‌ خداوند بسراييد» (آية‌ 10).

پادشاه‌ موعود اسرائيل‌ بر جميع‌ امّت‌هاي‌ جهان‌ نيز حكمراني‌ خواهد كرد و بدين‌ ترتيب‌ سرودهاي‌ حمد و شادماني‌ سراسر جهان‌ را فرا خواهد گرفت‌.

 

 

اشعيا 53 . رنجهاي‌ مسيح‌

«خوار و نزد مردمان‌ مردود و صاحب‌ غمها و رنج‌ ديده‌ ... او غمهاي‌ ما را بر خود گرفت‌ و دردهاي‌ ما را بر خويش‌ حمل‌ نمود ... به‌ سبب‌ تقصيرهاي‌ ما مجروح‌ و به‌ سبب‌ گناهان‌ ما كوفته‌ گرديد ... و از زخم‌هاي‌ او ما شفا يافتيم‌.»

«و خداوند گناه‌ جميع‌ ما را بر وي‌ نهاد ... او مظلوم‌ شد اما تواضع‌ نموده‌ دهان‌ خود را نگشود ... و مثل‌ برّه‌اي‌ كه‌ براي‌ ذبح‌ مي‌برند ... از زمين‌ زندگان‌ منقطع‌ شد و به‌ جهت‌ گناه‌ قوم‌ مضروب‌ گرديد ... »

«اما خداوند را پسند آمد كه‌ او را مضروب‌ نمايد ... چون‌ جان‌ او را قرباني‌ گناه‌ ساخت‌... و مسرّت‌ خداوند در دست‌ او مُيسر خواهد بود ... و به‌ معرفت‌ خود بسياري‌ را عادل‌ خواهد گردانيد.»

مشخص‌ترين‌ جنبة‌ نبوت‌هاي‌ موجود در خصوص‌ پادشاه‌ موعود حاكي‌ از آن‌ است‌ كه‌ او خدمتگزار رنجديدة‌ خداوند خواهد بود. اين‌ نكته‌ در قرباني‌ هابيل‌، همچنين‌ تقديم‌ اسحاق‌ توسط‌ ابراهيم‌ و نيز بصورت‌ آشكارتري‌ در انجام‌ مراسم‌ عيد فصح‌ و همچنين‌ در تصويري‌ كه‌ از كفارة‌ گناهان‌ در مزمور 22 ارائه‌ شده‌، بخوبي‌ نمايان‌ است‌. و در اين‌ باب‌، يعني‌ اشعيا باب‌ 53، جزئيات‌ دقيق‌تري‌ مطرح‌ مي‌شوند كه‌ نماي‌ مسيح‌ در عهد عتيق‌ را كاملتر مي‌سازد. در بابهاي‌ 54 ، 55، 60 و 61 همين‌ پادشاه‌ رنجديده‌، جهان‌ را از سرود شادماني‌ مملو مي‌گرداند. و بدين‌ ترتيب‌ اين‌ نبوت‌هاي‌ شگفت‌ انگيز به‌ دورة‌ مسيحي‌ اختصاص‌ مي‌يابند.

 

اشعيا 60 . نور جهان‌

«تاريكي‌ جهان‌ را خواهد پوشانيد» (آية‌ 2). «برخيز و درخشان‌ شو، زيرا نور تو آمده‌ و جلال‌ خداوند بر تو طالع‌ گرديده‌ است‌» (آية‌ 1). «يهوه‌ براي‌ تو نور جاوداني‌ خواهد بود و روزهاي‌ نوحه‌گري‌ تو تمام‌ خواهد شد» (آية‌ 20).

در عهدجديد به‌ كرّات‌ از عيسي‌ مسيح‌ بعنوان‌ نور جهان‌ ياد شده‌ است‌.

 

 

اشعيا 62 : 2 ؛ 65 : 15 . نام‌ جديد

«و تو به‌ اسم‌ جديدي‌ مسمّي‌ خواهي‌ شد» (62 : 2). «پس‌ خداوند يهوه‌ ... بندگان‌ خويش‌ را به‌ اسم‌ ديگر خواهد ناميد» (65 : 15).

قوم‌ خدا در زمان‌ عهد عتيق‌، اسرائيليان‌ ناميده‌ مي‌شدند. اما از زمان‌ عيسي‌ مسيح‌ به‌ بعد، مسيحي‌ خوانده‌ مي‌شوند.

 

 

ارمياء 23 : 5 و 6 . شاخه‌

«خداوند مي‌گويد اينك‌ ايامي‌ مي‌آيد كه‌ شاخة‌ عادل‌ براي‌ داود بر پا مي‌كنم‌ و پادشاهي‌ ... و اسمي‌ كه‌ به‌ آن‌ ناميده‌ مي‌شود اين‌ است‌: يهوه‌ عدالت‌ ما.»

همانطوري‌ كه‌ اشعيا در بابهاي‌ 4 و 11 از پادشاه‌ موعودي‌ سخن‌ مي‌گويد كه‌ همچون‌ شاخه‌اي‌ از خاندان‌ داود بيرون‌ خواهد آمد؛ ارميا نيز از او نام‌ مي‌برد و در عين‌ حال‌ الوهيت‌ او را نيز مورد تأكيد قرار مي‌دهد.

 

 

حزقيال‌ 34 . رئيس‌ خاندان‌ داود

«بندة‌ من‌ داود ... شبان‌ ايشان‌ خواهد بود ... و پادشاه‌ ايشان‌ خواهد بود ... و تا ابدالا´باد رئيس‌ ايشان‌ خواهد بود» (34 : 22 - 24 ؛ 37 : 24 و 25).

بر اساس‌ آنچه‌ در حزقيال‌ 47 : 1 - 12 نقل‌ شده‌، در خصوص‌ حكومت‌ اين‌ پادشاه‌، تصوير بسيار زيبايي‌ از تأثير بركات‌ او ترسيم‌ شده‌ بطوريكه‌ همچون‌ رودخانة‌ حيات‌ بخشي‌ از اورشليم‌ و از زير آستانة‌ هيكل‌ خداوند بطرف‌ جهان‌ جاري‌ مي‌شود.

 

 

حزقيال‌ 47 : 1 - 12 . رودخانة‌ حيات‌بخش‌

«و مرا نزد دروازة‌ خانه‌ آورد و اينك‌ آبها از زير آستانة‌ خانه‌ بسوي‌ مشرق‌ جاري‌ بود ... آن‌ مرد با چوب‌ اندازه‌گيري‌ خود... هزار ذراع‌ پيموده‌ و مرا از آب‌ عبور داد و آبها به‌ قوزك‌ پا مي‌رسيد.»

«و باز هزار ذراع‌ (پانصد متر) پيمود (اندازه‌گيري‌ كرد) و مرا از آب‌ عبور داد و آب‌ به‌ كمر مي‌رسيد.»

«پس‌ هزار ذراع‌ پيمود و نهري‌ بود كه‌ از آن‌ نتوان‌ عبور كرد. و مرا گفت‌ اي‌ پسر انسان‌ ... اين‌ آبها به‌ دريا مي‌رود ... و هر جايي‌ كه‌ نهر جاري‌ مي‌شود، همه‌ چيز زنده‌ مي‌گردد.»

 

 

دانيال‌ 2 . چهار سلسلة‌ سلطنت‌

«و در ايام‌ اين‌ پادشاهان‌ ... سلطنت‌ چهارم‌ ... خداي‌ آسمانها سلطنتي‌ را كه‌ تا ابدالا´باد زايل‌ نشود بر پا خواهد نمود.» (2 : 40 و 44).

از زمان‌ دانيال‌ نبي‌ تا عيسي‌ مسيح‌ يعني‌ در مدت‌ اين‌ 600 سال‌، چهار امپراطوري‌ بر جهان‌ حكومت‌ كردند كه‌ عبارتند از: بابليان‌، پارسيان‌، يونانيان‌ و روميان‌. شرح‌ دقيق‌ اين‌ چهار امپراطوري‌ در باب‌ دوم‌ كتاب‌ دانيال‌ به‌ تفصيل‌ آمده‌ است‌. شرح‌ كاملتر اين‌ چهار امپراطوري‌ در باب‌ 7 كتاب‌ دانيال‌ نوشته‌ شده‌ است‌. عيسي‌ مسيح‌ در ايام‌ زمامداري‌ امپراطوري‌ روميان‌ ظهور نمود.

 

 

دانيال‌ 9 : 24 - 27 . زمان‌ دقيق‌ ظهور مسيح‌

«از صدور فرمان‌ به‌ جهت‌ تعمير نمودن‌ و بنا كردن‌ اورشليم‌ تا ظهور مسيح‌ رئيس‌، هفتاد هفته‌ و شصت‌ و دو هفته‌ خواهد بود ... و بعد از شصت‌ و دو هفته‌ ... در نصف‌ هفته‌ ... مسيح‌ منقطع‌ خواهد گرديد ... و كفاره‌ به‌ جهت‌ عصيان‌ كرده‌ شود و عدالت‌ جاوداني‌ آورده‌ شود» (آيات‌ 24 - 27).

دانيال‌ طي‌ اين‌ نبوت‌، تاريخ‌ دقيق‌ ظهور مسيح‌ را مشخص‌ مي‌كند. علاوه‌ بر اين‌، 600 سال‌ پيش‌ از ظهور مسيح‌ پيشگويي‌ مي‌كند كه‌ پس‌ از سه‌ سال‌ و نيم‌ كه‌ زمان‌ خدمت‌ عمومي‌ مسيح‌ است‌، بعنوان‌ كفاره‌ به‌ جهت‌ گناهان‌ منقطع‌ خواهد گرديد. چه‌ پيشگويي‌ شگفت‌ انگيزي‌!

 

 

هوشع‌ 1 : 10 . دعوت‌ جهان‌ شمول‌

«و در مكاني‌ كه‌ به‌ ايشان‌ گفته‌ مي‌شد، شما قوم‌ من‌ نيستيد، در آنجا گفته‌ خواهد شد، پسران‌ خداي‌ حيّ مي‌باشيد.»

در اينجا نيز هوشع‌ به‌ همان‌ مطلبي‌ اشاره‌ مي‌كند كه‌ تا كنون‌ بارها تكرار شده‌ است‌ يعني‌ اينكه‌ ملكوت‌ مسيح‌ دربرگيرندة‌ جميع‌ امت‌ها است‌.

«پسر خود را از مصر خواندم‌» (11 : 1). آنچه‌ از اين‌ نبوت‌ استنباط‌ مي‌شود اين‌ است‌ كه‌ چنين‌ مقدر بود كه‌ بخشي‌ از دوران‌ طفوليت‌ مسيح‌ در مصر سپري‌ شود (متي‌ 2 : 15).

يوئيل‌ 2 : 28 و 32 ؛ 3 : 13 و 14 . دوران‌ بشارت‌

«روح‌ خود را بر همة‌ بشر خواهم‌ ريخت‌ ... و واقع‌ خواهد شد هر كه‌ نام‌ خداوند را بخواند، نجات‌ يابد ... داس‌ را پيش‌ آوريد؛ زيرا حاصل‌ رسيده‌ است‌ ... جماعت‌ها، جماعت‌ها در وادي‌ قضا.»

مسيح‌، پديد آورندة‌ فصل‌ جديدي‌ از اعلام‌ بشارت‌ ملكوت‌ تحت‌ هدايت‌هاي‌ روح‌القدس‌ تا اقصاي‌ جهان‌ مي‌باشد (اعمال‌ رسولان‌ 2 : 16 - 21).

 

 

عاموس‌ 9 : 11 و 12 و 14 . احياي‌ اسرائيل‌

«و اسيري‌ قوم‌ خود را خواهم‌ برگردانيد... من‌ ايشان‌ را در زمين‌ ايشان‌ غرس‌ خواهم‌ نمود ... و در آن‌ روز خيمة‌ داود را كه‌ افتاده‌ است‌ بر پا خواهم‌ نمود ... و همة‌ امت‌ها را كه‌ اسم‌ من‌ بر ايشان‌ نهاده‌ شده‌ است‌ به‌ تصرف‌ درآورند.»

 

 

يونس‌ 1 : 17 . آيت‌ نينوا

«و يونس‌ سه‌ روز و سه‌ شب‌ در شكم‌ ماهي‌ ماند.» عيسي‌ مسيح‌ از اين‌ مطلب‌ براي‌ بيان‌ معجزة‌ قيام‌ خود از مردگان‌ ياد مي‌كند كه‌ سه‌ شبانه‌ روز در شكم‌ زمين‌ خواهد بود و اين‌ آيتي‌ است‌ كه‌ به‌ جهان‌ داده‌ خواهد شد (متي‌ 12 : 40).

 

 

ميكاه‌ 5 : 2 - 5 . بيت‌ لحم‌، زادگاه‌ مسيح‌

«و تو اي‌ بيت‌ لحم‌ ... از تو كسي‌ بيرون‌ خواهد آمد كه‌ بر قوم‌ اسرائيل‌ حكمراني‌ خواهد نمود و از ايام‌ ازل‌ بوده‌ است‌ ... او تا اقصاي‌ زمين‌ بزرگ‌ خواهد شد. و او سلامتي‌ خواهد بود.»

اين‌ نبوت‌ صريحاً به‌ پادشاهي‌ اشاره‌ مي‌كند كه‌ قبلاً از او ياد شده‌ است‌.

 

 

صفنيا 3 : 9 . زبان‌ پاك‌

«زيرا كه‌ در آن‌ زمان‌ زبان‌ پاك‌ به‌ امّت‌ها باز خواهم‌ داد تا جميع‌ ايشان‌ اسم‌ يهوه‌ را بخوانند و به‌ يك‌ دل‌ او را عبادت‌ نمايند.» اين‌ مطلب‌ حاكي‌ از طريقة‌ درست‌ تفكر دربارة‌ خدا مي‌باشد، كه‌ آشكارا به‌ مفهوم‌ انجيل‌ عيسي‌ مسيح‌ است‌.

 

 

 

حجّي‌ 2 : 6 و 7 . آرزوي‌ امّت‌ها

«بعد از اندك‌ زماني‌ ... فضيلت‌ جميع‌ امّت‌ها خواهند آمد ... اين‌ خانه‌ را از جلال‌ پُر خواهم‌ ساخت‌.» منظور از آن‌ روز در آية‌ 2 : 23، روز تاجگذاري‌ و شهرياري‌ فرزند داود است‌ كه‌ در اينجا به‌ زروبابل‌ اشاره‌ شده‌ است‌.

 

 

زكريا

«اينك‌ من‌ بندة‌ خود شاخه‌ را خواهم‌ آورد.» (3 : 8). «اي‌ دختر اورشليم‌ ... اينك‌ پادشاه‌ تو مي‌آيد ... حليم‌ مي‌باشد و بر كرة‌ بچه‌ الاغ‌ سوار است‌» (9 : 9). «در آن‌ روز ... خاندان‌ داود مثل‌ فرشتة‌ خداوند خواهد بود» (12 : 8). «عصيان‌ اين‌ زمين‌ را در يك‌ روز رفع‌ خواهم‌ نمود» (3 : 9). «به‌ جهت‌ من‌ سي‌ پاره‌ نقره‌ وزن‌ كردند ... آنها را نزد كوزه‌گر انداختم‌» (11 : 12 و 13). «و بر من‌ كه‌ نيزه‌ زده‌اند خواهند نگريست‌» (12 : 10). «در آن‌ روز ... چشمه‌اي‌ به‌ جهت‌ گناه‌ و نجاست‌ مفتوح‌ خواهد شد» (13).

 

 

ملاكي‌ 3 : 1 ؛ 4 : 5

«اينك‌ من‌ رسول‌ خود را خواهم‌ فرستاد ... ايلياي‌ نبي‌ را قبل‌ از روز عظيم‌ خداوند ... و او طريق‌ را پيش‌ روي‌ من‌ مهيا خواهد ساخت‌.» عيسي‌ مسيح‌ در صحبت‌ از يحيي‌ تعميد دهنده‌ در انجيل‌ متي‌ 11:7 - 14 به‌ اين‌ بخش‌ از پيغام‌ ملاكي‌ نبي‌ استناد كرد و صريحاً تأكيد نمود كه‌ اين‌ نبوت‌ به‌ يحيي‌ تعميد دهنده‌ اشاره‌ مي‌كند.

 

 

خلاصه‌

در آستانة‌ آغاز عهد عتيق‌ اين‌ نكته‌ مورد تأكيد قرار گرفت‌ كه‌ هدف‌ از بنياد قوم‌ يهود اين‌ بود كه‌ از طريق‌ آن‌، جميع‌ ملل‌ جهان‌ بركت‌ يابند. پس‌ از آن‌ از همان‌ ابتدا به‌ دورنماي‌ «شخص‌ موعودي‌» برمي‌خوريم‌ كه‌ از طريق‌ او، رسالت‌ قوم‌ يهود به‌ انجام‌ خواهد رسيد.

نخست‌ از او با نام‌ شيلوه‌ ياد شد كه‌ در سبط‌ يهودا به‌ ظهور خواهد رسيد و در او جميع‌ امت‌ها گرد هم‌ جمع‌ خواهند شد. سپس‌ او تحت‌ عنوان‌ ستاره‌، سلطنت‌ خواهد نمود. همچنين‌ از او بعنوان‌ نبي‌اي‌ همچون‌ موسي‌ ياد مي‌شود كه‌ خدا از طريق‌ او با بشر سخن‌ خواهد گفت‌.

در ادامه‌ به‌ دفعات‌ از او بعنوان‌ پادشاهي‌ كه‌ در خاندان‌ داود به‌ ظهور خواهد رسيد سخن‌ به‌ ميان‌ مي‌آيد. همچنين‌ القابي‌ چون‌ شاخه‌، پادشاه‌، مسيح‌ (مسح‌ شده‌)، نخست‌ زادة‌ خدا، خداي‌ قدير، پدر سرمدي‌ و سرور سلامتي‌ به‌ او نسبت‌ داده‌ مي‌شوند.

زمان‌ دقيق‌ ظهور او و اينكه‌ از باكره‌ و در بيت‌لحم‌ متولد خواهد شد پيشگويي‌ مي‌شود. همچنين‌ گفته‌ شد كه‌ بخشي‌ از دوران‌ طفوليت‌ او در مصر سپري‌ شده‌ كه‌ نهايتاً به‌ ناصره‌ آورده‌ خواهد شد.

او توسط‌ رسولي‌ همچون‌ ايلياي‌ نبي‌ به‌ قوم‌ خود شناسانده‌ مي‌شود. جليل‌ مركز و كانون‌ خدمت‌ و فعاليت‌هاي‌ او خواهد بود. او با مَثَل‌ها سخن‌ گفته‌ و معجزات‌ شفا به‌ ظهور خواهد رساند. او از سوي‌ سران‌ قوم‌ يهود رد مي‌شود. او شبانِ زده‌ شده‌، رنجديده‌ و صاحب‌ غم‌ها معرفي‌ شده‌ و در حاليكه‌ سوار بر كرة‌ الاغ‌ مي‌باشد، وارد اورشليم‌ مي‌شود. او توسط‌ دوست‌ خالص‌ خود به‌ سي‌ پارة‌ نقره‌ تسليم‌ شده‌، كه‌ آن‌ سي‌ پارة‌ نقره‌ نيز جهت‌ خريد زمين‌ كوزه‌گر هزينه‌ مي‌شود. او همانند بره‌اي‌ كه‌ براي‌ ذبح‌ مي‌برند، خواهد بود.

او بدست‌ شريران‌ كشته‌ شده‌ و بدين‌ ترتيب‌ چشمه‌اي‌ به‌ جهت‌ گناه‌ مفتوح‌ و عصيان‌ زمين‌ در يك‌ روز رفع‌ خواهد شد. حتي‌ كلماتي‌ كه‌ او به‌ هنگام‌ مرگ‌ بر زبان‌ راند، پيشگويي‌ شده‌اند. بر روي‌ صليب‌ به‌ او زردآب‌ و سركه‌ نوشانده‌ و دستها و پاهاي‌ او را سوراخ‌ خواهند كرد. استخوانهاي‌ او را نخواهند شكست‌. بر رخت‌ او قرعه‌ خواهند انداخت‌. قبر او را با ثروتمندان‌ تعيين‌ خواهند نمود. سه‌ روز در قبر خواهد ماند. سپس‌ از مردگان‌ قيام‌ كرده‌ و به‌ آسمان‌ صعود خواهد نمود و به‌ دست‌ راست‌ خداي‌ پدر خواهد نشست‌.

چنين‌ نبوت‌ شده‌ كه‌ او زبان‌ تازه‌اي‌ (زبان‌ پاك‌) را بنياد خواهد نهاد و يا به‌ عبارت‌ ديگر انديشة‌ جديدي‌ را جايگزين‌ خواهد ساخت‌ كه‌ همانا نجات‌ و رستگاري‌ است‌. او عهد جديدي‌ به‌ بشر اعطاء نموده‌، نامي‌ جديد به‌ قوم‌ خدا خواهد بخشيد. او فصل‌ نويني‌ در امر كار روح‌القدس‌ خواهد گشود. ملكوت‌ او جهاني‌ و زوال‌ ناپذير بوده‌، جميع‌ امت‌هاي‌ جهان‌ را در بر خواهد گرفت‌.

شرح‌ داستان‌ عيسي‌، قرن‌ها پيش‌ از ظهور او پيشگويي‌ شد. جزئيات‌ زندگي‌ و خدمت‌ او به‌ گونه‌اي‌ است‌ كه‌ شخص‌ با خواندن‌ آن‌ مي‌پندارد كه‌ گويي‌ شاهدي‌ عيني‌ آنها را تحرير نموده‌ است‌.

چنين‌ تصور كنيد كه‌ عده‌اي‌ از انسانهاي‌ كشورهاي‌ مختلف‌ كه‌ هرگز يكديگر را نديده‌اند و به‌ هيچ‌ طريق‌ ديگري‌ نيز با يكديگر در ارتباط‌ نبوده‌اند، در يك‌ اطاق‌ گرد يكديگر جمع‌ شوند سپس‌ هر يك‌ از آنان‌ قطعه‌ سنگي‌ تراشيده‌ شده‌ روي‌ ميز بگذارد، بطوري‌ كه‌ اگر آنها را در كنار هم‌ قرار دهند، مجسمة‌ كاملي‌ حاصل‌ آيد. حال‌ چطور مي‌توان‌ اين‌ عمل‌ را توجيه‌ كرد؟ آيا غير از اين‌ است‌ كه‌ بگوئيم‌ يك‌ شخص‌ واحد مجسمه‌ را قبلاً طراحي‌ كرده‌ و قطعات‌ مختلف‌ آن‌ را براي‌ افراد مربوطه‌ فرستاده‌ است‌؟ همچنين‌، چگونه‌ مي‌توان‌ وقوع‌ اين‌ همه‌ پيشگويي‌هاي‌ شگفت‌انگيز توسط‌ نويسندگان‌ متفاوت‌ را كه‌ در زندگي‌ عيسي‌ مسيح‌ بوقوع‌ پيوسته‌ توجيه‌ كرد، جز اينكه‌ بگوئيم‌ يك‌ نيروي‌ فوق‌ بشري‌ در نوشتن‌ اين‌ پيشگويي‌ها نظارت‌ داشته‌ است‌؟ اين‌ پديده‌ را بايد شگفت‌انگيزترين‌ پديدة‌ جهان‌ بشمار آورد!

 

نقل از کتاب راهنمای کتاب مقدس

Jun/08/2017 عیسی مسیح Vrezh Babakhani 343 بازدید 0  

نظرات کاربران


ارسال نظر