پسر انسان در کتاب مقدس به چه معناست؟ مطالعه ای در مورد یکی از القاب عیسی

بسیاری از مسلمین مشکلات عمیقی با هویت عیسی مسیح دارند. بنا به ادعای مسلمانان، شواهد بسیار کمی در کتاب مقدس وجود دارد مبنی بر اثبات این باور مسیحیت که عیسی خدا است. هر مسیحی که زمان زیادی را با مسلمین سپری کرده باشد، بی شک به این چالش فرا خوانده شده که: کجای کتاب مقدس آمده که عیسی بگوید "من خدا هستم و مرا بپرستید". به این بیان، البته که وجود ندارد. از این رو به کرات به این موضوع استناد می شود. با این حال، آیا این بدان معناست که چنین حسی از طریق کتاب مقدس تداعی نمی شود؟ آیا الوهیت عیسی، ساخته ذهن مسیحیت است؟ و به نحوی، یک یادگاری از دوران جاهلیت و بت‌پرستی است، طوریکه دین واقعی الله را دچار فساد کند؟ قطعاً این به هیچ وجه موضوعیت ندارد و در اثبات این عدم موضوعیت، هدف این مقاله پرداختن به یکی از هزاران دلیلی است که چرا خواندن کتاب مقدس با فکر روشن و بدون غرض ورزی، هیچ راه دیگری برای خواننده به جز رسیدن به این نتیجه که عیسی خدا است باقی نمی گذارد.

 

پیش از آغاز، این را باید بدانیم که یهودیان زمان عیسی، برای نام خداوند، چنان احترام زیادی قائل بودند، که حتی مکث طولانی برای ادای آن می گذاشتند تا مرتکب ادای کامل آن نشوند. این به آن علت بوده که نمی خواستند محکوم به شکستن یکی از بزرگترین احکام تورات موسی بشوند – "نام یهوه خدایت را به ناشایستگی مبر، زیرا خداوند کسی را که نام او را به ناشایستگی بَرَد بی‌سزا نخواهد گذاشت." (خروج 20: 7). و همچنین این را می توان در یکی از احکام بنیادین یهودیت، در تثنیه 6: 4 نیز یافت، که به آن در مرقس 12: 29 نیز توسط عیسی تاکید شده است. پس چنین می گوید:

بشنو، ای اسرائیل: یهوه، خداوند (LORD همه با حروف بزرگ) ما، خداوندِ (LORD همه با حروف بزرگ) یکتاست.

البته که این، ادعای مسیحیت مبنی بر الوهیت عیسی را رد نمی کند، و همینطور کتاب مقدس نیز ادعا نمی کند که عیسی خدایی است غیر از و در کنار الله (آنچه بنظر می رسد قرآن به آن معتقد است). مفهوم خدای تثلیث این امکان را فراهم می کند که برای الوهیت، یک تعدد در شخصیت را قائل شویم: سه شخص در یک خدا.

کلمه "عبری"، که در اینجا به "خداوند" (LORD همه با حروف بزرگ) ترجمه شده است، نام اختصاصی خدای اسرائیل، غالباً "یَهُوَه" یا "یِهُوا" می باشد. هر زمان که یهودیان این آیه را تلاوت می کردند، که دعای شِما نامیده می شود، آنها نام خدا را ادا نمی کردند، و به جای آن از اَدونَی استفاده می کردند، کلمه ای که در اکثر ترجمه های انگلیسی از کتاب مقدس، "خداوند" (Lord، که همه حروفش بزرگ نیست) معنی شده است.

مثال دیگر این که وقتی یهودیان انگلیسی می خواهند در مورد خدا (God) بنویسند، اغلب کلمه وسط را می اندازند و مینویسند G-d، که به اینصورت احترام خود را به آن نشان دهند.

با توجه به این پس زمینه، ، و به دلایلی که در بالا ذکر شد، هیچ جای تعجب نیست که عیسی هیچگاه نگوید: "من خدا هستم – مرا پرستش کنید". در مقابل، بسیاری استنتاجات از عهد جدید را هنگامی درمی یابیم که عیسی در مورد خدا صحبت میکند. برای مثال، او از خدا به عنوان "پدر" یاد می کند. در مثال پسر گم شده (لوقا 15: 18)، پسر به پدر می گوید: "پس برمی‌خیزم و نزد پدر می‌روم و می‌گویم: ’پدر، به آسمان و به تو گناه کرده‌ام.‘" از این متن به روشنی پیداست که او به خدا اشاره دارد وقتی "آسمان" را ذکر می کند.

تا حالا باید برای سوژه اصلی این مقاله آماده شده باشیم. عبارت "پسر انسان" 200 بار در کل کتاب مقدس و 82 بار در چهار روایت از زندگی و سخنان عیسی آورده شده است که ما از آنها به اناجیل اربعه یاد می کنیم. در بسیاری از این موارد به سادگی به یک مرد اشاره شده است که هیچ ویژگی بارزی ندارد. این را می توان در 100 ارجاع یا بیشتر در کتاب حزقیال نبی یافت، که در همه آنها حزقیال نبی از این طریق به خود اشاره کرده است.

در اعداد 23: 19، این حکم را می بینیم، "خدا انسان نیست که دروغ گوید، و نه "بنی‌آدم" که از تصمیم خود منصرف شود." بی شک، برخی از مسلمانان این مرجع را مدرکی در رد ادعای مسیحیت، برخواهند گزید. با این حال، خواندن بی طرفانه عبارات این متن نشان می دهد که بسادگی بیان می کند، شخصیت معنوی و روحانی خدا در مسیری ورای مسیر مردمان بد می باشد، احساسی که هر دوی مسیحیان و مسلمانان هیچ مشکلی با آن ندارند.

در مقام دلیل برای این بحث، این متن اساسی را می توان در دانیال 7: 13 و 14 یافت:

"چون در رؤیاهای شب می‌نگریستم، دیدم که به ناگاه کسی مانند پسر انسان، با ابرهای آسمان می‌آمد. او نزد قدیم‌الایام رسید، و او را به حضور وی آوردند. حکومت و جلال و پادشاهی به او داده شد، تا تمامی قومها و ملتها و زبانها او را پرستش کنند. حکومت او حکومتی است جاودانه و بی‌زوال، و پادشاهی او زایل نخواهد شد."

در اینجا، از دید دانیال، او دو نفر بخصوص را می بیند. یکی را از قدیم الایام، عنوانی که به خدا 3 بار در دانیال 7 داده شده. و شخص دیگری که به آن اشاره شده است، حکم یک پسر انسان را دارد، که اشاره به این حقیقت است که او در ظاهر انسان بوده است. برخی از حقایق در مورد این شخص بسیار آموزنده است:

  • به او قدرت مطلق عطا شده است
  • همه ملتها او را می پرستیدند (سایر ترجمه های انگلیسی این را به "خدمت می کردند" معنی کرده اند، اما این کلمه به زبان آرامی تنها در کتاب مقدس برای اشاره به خدمت به خدا به کار رفته است)
  • او پادشاه یک پادشاهی عظیم بوده است.

می بایست این سؤال را از خود بکنیم که آیا ممکن است رؤیای دانیال اشاره به یک انسان محض می کند و نه چیزی بیشتر؟ این یک توهین بزرگ است که چنین در نظر بگیریم که تمام جهان، کسی غیر از خدا را عبادت و خدمت کرده اند در حالیکه در حضور خدا بوده‌اند. بعلاوه، چطور می شود تصور کرد که خدا قدرت مطلق (کامل) به کس دیگری بدهد، چه رسد به اینکه آن شخص یک انسان عادی باشد. هیچ یک از پیامبران از نسل بشر از جانب خداوند، نه در مسیحیت و نه در اسلام، چنین ادعایی نداشته است. این ما را تنها به یک نتیجه گیری سوق می دهد، و آن اینکه که این شخص که شبیه پسر انسان است کسی است فراتر از یک انسان محض است.

این مرجع یکی از بسیاری در متون مقدس عبری (به عبارت بهتر، عهد قدیم) محسوب می شود، که به آمدن یک پادشاه بزرگ اشاره دارد که آفریدگان خدا را از گناهانشان نجات می دهد و از بردگی آزاد می سازد. و مطابق با آن انتظار آمدن یک فرستاده بنام مسیح  می رفت که به معنای "مسح شده" است. در عهد عتیق، افراد مختلف با روغن مخصوص مسح می شدند، تا برای وظایف خاص آماده شوند، از جمله نبی، کاهن ، و پادشاه. بنابراین می توان به این نتیجه رسید که مسیح موعود وظایف نبی، کاهن، و پادشاه را توأمان خودش انجام می داد.

از زمان نوشته شدن کتاب دانیال (در حدود 400 سال پیش از تولد مسیح)، یهودیان به درستی این شخص را در آیات 7: 13 و 14 میدیدند: "چون در رؤیاهای شب می‌نگریستم، دیدم که به ناگاه کسی مانند پسر انسان با ابرهای آسمان می‌آمد. او نزد قدیم‌الایام رسید، و او را به حضور وی آوردند. حکومت و جلال و پادشاهی به او داده شد، تا تمامی قومها و ملتها و زبانها او را خدمت کنند. حکومت او حکومتی است جاودانه و بی‌زوال، و پادشاهی او زایل نخواهد شد." بنابراین در اناجیل لفظ  "پسر انسان" تنها یک اصطلاح برای دلالت بر وجود هر نوع انسان پیر نداشته، بلکه به صورت عنوانی که اشاره به یک شخص خاصی در نبوت دانیال می کند بوده است. در ادامه از این دست بیشتر خواهیم دید.

در زیر من باید فهرستی از تمام ارجاعات به پسر انسان در اناجیل را فراهم می کردم، به طوری که هر کسی که برایش قابل توجه است می تواند وقت صرف کند تا ببیند و آنچه را که در اینجا گفته شده مورد بررسی قرار دهد. پس از آن، آنها را که بیشتر مورد بحث ما خواهند بود از این مراجع نقل می کنم. لطفاً توجه داشته باشید که این منابع همه به یک شخص خاص اشاره دارند و مرجعی کلی برای اشاره به یک انسان عادی محسوب نمی شود.

تکرار عنوان پسر انسان در اناجیل:

متی

8:20

9:5,6

10:23

11:19

12:8

12:32

12:40

13:37

13:41

16:13-17

16:27

16:28

17:9

17:12

17:22,23

19:28

20:18,19

20:28

24:27

24:30 x2

24:37

24:39

24:44

25:31

26:2

26:24 x2

26:45

26:64

   

Mark

مرقس

2:10

2:28

8:31

8:38

9:9

9:12

9:31

10:33,34

10:45

13:26

14:21 x2

14:41

14:62

   

Luke

لوقا

5:24

6:5

6:22

7:34

9:22

9:26

9:44

9:58

11:30

12:8

12:10

12:40

17:22

17:24

17:26

17:30

18:8

18:31-33

19:10

21:27

21:36

22:22

22:48

22:69

24:7

John

یوحنا

1:51

3:13

3:14

5:27

6:27

6:53

6:62

8:28

9:35-38

12:23

12:34 x2

13:31

     

و حال میخواهم نقل قولی از مناسبترین رخدادها داشته باشم و سپس در مورد مفاهیم آنها بحث را پیش ببرم.

متی 9: 5 و 6

گفتن کدام‌یک آسانتر است: اینکه ”گناهانت آمرزیده شد،“ یا اینکه ”برخیز و راه برو“؟ حال تا بدانید که پسر انسان بر زمین اقتدار آمرزش گناهان را دارد» - به مفلوج گفت: - «برخیز، تشک خود برگیر و به خانه برو.»

متی 12: 8

زیرا پسر انسان صاحب شَبّات است.

متی 12: 40

زیرا همان‌گونه که یونس سه روز و سه شب در شکم ماهیِ بزرگی بود، پسر انسان نیز سه روز و سه شب در دل زمین خواهد بود.

متی 13: 41

پسر انسان فرشتگان خود را خواهد فرستاد و آنها هر چه را که باعث گناه می‌شود و نیز تمام بدکاران را از پادشاهی او جمع خواهند کرد

متی 16: 13-17

چون عیسی به نواحی قیصریۀ فیلیپی رسید، از شاگردان خود پرسید: «به گفتۀ مردم، پسر انسان کیست؟» آنان پاسخ دادند: «برخی می‌گویند یحیای تعمیددهنده است. بعضی دیگر می‌گویند ایلیا، و عده‌ای نیز می‌گویند اِرمیا یا یکی از پیامبران است.» عیسی پرسید: «شما چه می‌گویید؟ به نظر شما من کیستم؟» شَمعون پطرس پاسخ داد: «تویی مسیح، پسر خدای زنده!» عیسی گفت: «خوشا به حال تو، ای شَمعون، پسر یونا! زیرا این حقیقت را جسم و خون بر تو آشکار نکرد، بلکه پدر من که در آسمان است.

 

متی 17: 9

هنگامی که از کوه فرود می‌آمدند، عیسی به آنان فرمود: «آنچه دیدید برای کسی بازگو نکنید، تا زمانی که پسر انسان از مردگان برخیزد.»

متی 17: 22و 23

هنگامی که در جلیل گرد هم آمدند، عیسی به ایشان گفت: «پسر انسان به دست مردم تسلیم خواهد شد. آنها او را خواهند کُشت و او در روز سوّم بر خواهد خاست.» و شاگردان بسیار اندوهگین شدند

متی 20: 18 و 19

«اینک به اورشلیم می‌رویم. در آنجا پسر انسان را به سران کاهنان و علمای دین تسلیم خواهند کرد. آنها او را به مرگ محکوم خواهند نمود و به اقوام بیگانه خواهند سپرد تا استهزا شود و تازیانه خورَد و بر صلیب شود. امّا در روز سوّم بر خواهد خاست.»

متی 20: 28

چنانکه پسر انسان نیز نیامد تا خدمتش کنند، بلکه آمد تا خدمت کند و جانش را چون بهای رهایی در راه بسیاری بنهد.

متی 26: 2

«می‌دانید که دو روز دیگر، عید پِسَخ فرا می‌رسد و پسر انسان را تسلیم خواهند کرد تا بر صلیب شود.»

متی 26: 45

سپس نزد شاگردان آمد و بدیشان گفت: «آیا هنوز در خوابید و استراحت می‌کنید؟ اکنون ساعت مقرر نزدیک شده است و پسر انسان به دست گناهکاران تسلیم می‌شود.

مرقس 8: 31

آنگاه عیسی به تعلیم دادن آنها آغاز کرد که لازم است پسر انسان زحمتِ بسیار بیند و از سوی مشایخ و سران کاهنان و علمای دین رد شده، کشته شود و پس از سه روز برخیزد.

مرقس 9: 31

زیرا شاگردان خود را تعلیم می‌داد و در این باره بدیشان سخن می‌گفت که: «پسر انسان به دست مردم تسلیم خواهد شد و او را خواهند کشت. امّا سه روز پس از کشته شدن، بر خواهد خاست.»

مرقس 10: 33 و 34

فرمود: «اینک به اورشلیم می‌رویم. در آنجا پسر انسان را به سران کاهنان و علمای دین تسلیم خواهند کرد. آنان او را به مرگ محکوم خواهند نمود و به اقوام بیگانه خواهند سپرد. ایشان استهزایش کرده، آبِ دهان بر وی خواهند انداخت و تازیانه‌اش زده، خواهند کشت. امّا پس از سه روز بر خواهد خاست.»

مرقس 14: 41

آنگاه عیسی سوّمین بار نزد شاگردان آمد و بدیشان گفت: «آیا هنوز در خوابید و استراحت می‌کنید؟ دیگر بس است! ساعت مقرر فرا رسیده. اینک پسر انسان به دست گناهکاران تسلیم می‌شود. 42برخیزید،

لوقا 9: 22

و گفت: «می‌باید که پسر انسان رنج بسیار کِشد و مشایخ و سران کاهنان و علمای دین ردش کنند و کشته شود و در روز سوّم برخیزد.»

لوقا 12: 40

پس شما نیز آماده باشید، زیرا پسر انسان در ساعتی خواهد آمد که انتظار ندارید.»

لوقا 18: 31-33

آنگاه آن دوازده تن را به کناری کشید و به ایشان گفت: «اینک به اورشلیم می‌رویم. در آنجا هرآنچه انبیا دربارۀ پسر انسان نوشته‌اند، به انجام خواهد رسید. زیرا او را به اقوام بیگانه خواهند سپرد. آنها او را استهزا و توهین خواهند کرد و آب دهان بر او انداخته، تازیانه‌اش خواهند زد و خواهند کشت. امّا در روز سوّم بر خواهد خاست.»

لوقا 22: 48

امّا عیسی به او گفت: «ای یهودا، آیا پسر انسان را با بوسه تسلیم می‌کنی؟»

یوحنا 3: 13-15

هیچ‌کس به آسمان بالا نرفته است، مگر آن که از آسمان فرود آمد، یعنی پسر انسان [که در آسمان است]. همان‌گونه که موسی آن مار را در بیابان برافراشت، پسر انسان نیز باید برافراشته شود، تا هر که به او ایمان آوَرَد، حیات جاویدان داشته باشد.

یوحنا 9: 35-38

چون عیسی شنید که آن مرد را اخراج کرده‌اند، او را یافت و از وی پرسید: «آیا به پسر انسان ایمان داری؟» پاسخ داد: «سرورم، بگو کیست تا به او ایمان آورم.» عیسی به وی گفت: «تو او را دیده‌ای! همان است که اکنون با تو سخن می‌گوید.» گفت: «سرورم، ایمان دارم.» و در برابرش روی بر زمین نهاد.

مراجع فوق اطلاعات بیشتری دقیقاً درباره این "پسر انسان" می دهد. متی 16: 13-17، لوقا 22: 48، و یوحنا 9: 35-38 به روشنی مشخص میکند که این تنها میتواند به عیسی اشاره داشته باشد. مثالهای دیگری نیز هستند که به ما در مورد شخصیت و هدف او می آموزند و ما میبینیم که:

  • او قدرت آمرزیدن گناهان را دارد (متی 9: 6).
  • او پروردگار سبت است (متی 12: 8).
  • او پادشاه یک پادشاهی است و فرشتگان از آن اویند (متی 13: 41).
  • او مسیح، پسر خدای زنده است (متی 16: 13-17).
  • او کشته شد و از مردگان برخاست (رستاخیز) (متی 17: 9، 22، 23، 20: 18، 19، 26: 2، مرقس 8:31، 9: 31، 10: 33، 34، لوقا 9: 22، 18: 31-33).
  • او است که زندگی خود را خونبهای بسیاری قرار داد (متی 20: 28).
  • او یگانه بود و از آسمان آمد (یوحنا 3: 13).
  • هر که به او ایمان دارد زندگی جاودان خواهد داشت (یوحنا 3: 14، 15)
  • او پرستش را پذیرفت (یوحنا 9: 35-38)

در پرتو نوشته های فوق، دیده می شود که دیدگاه مسیحی در باره شخص عیسی به اندازه کافی در کتاب مقدس پشتیبانی شده است. جدا از سادگی برای یک پیامبر الله بودن، او منحصربه فرد، و به مراتب بالاتر از سایر پیامبران است. مرجع زیر از مکاشفه 1: 12-18 نیز در این خصوص آموزنده است. یوحنا، در رؤیای خود از خدا می گوید:

" پس رو به عقب برگردانیدم تا ببینم آن چه صدایی است که با من سخن می‌گوید؛ و چون برگشتم، هفت چراغدان طلا دیدم، و در میان آن چراغدانها یکی را دیدم که به ’پسر انسان‘ می‌مانست. او ردایی بلند بر تن داشت و شالی زرّین بر گرد سینه. سر و مویش چون پشم سفید بود، به سفیدی برف، و چشمانش چون آتشِ مشتعل بود. پا‌هایش چون برنجِ تافته بود در کوره گداخته، و صدایش به غرّش سیلابهای خروشان می‌مانست. و در دست راستش هفت ستاره داشت و از دهانش شمشیری بُرّان و دو دم بیرون می‌آمد، و چهره‌اش چونان خورشید بود در درخشش کاملش.

چون او را دیدم همچون مرده پیش پا‌هایش افتادم. امّا او دست راستش را بر من نهاد و گفت: بیم مدار، من اوّلم و من آخر؛ و من آن که زنده اوست. مرده بودم، امّا اینک ببین که زندۀ جاویدم و کلیدهای مرگ و جهانِ مردگان در دست من است."

مسیحیان و مسلمانان باید بسیار مراقب باشند که در برخورد خود با این موضوع به اشتباه نیافتند، که این موضوع از اهمیت بسزایی برخوردار است. همه ما باید به خوبی به یاد داشته باشیم که عیسی در لوقا 12: 37-40 چه گفت:

« پس شما نیز آماده باشید، زیرا پسر انسان در ساعتی خواهد آمد که انتظار ندارید.»

نویسنده: تابی جپسون

ترجمه: علیرضا مربی

منبع مقاله: / debate.org.uk/debate-topics/apologetic/sonofman

Jan/19 پاسخ به اسلام Vrezh Babakhani 251 مشاهده شده 0Dislike 1  

نظرات کاربران


ارسال نظر