نقدی بر اعتبارات  قرآن


اگر به قرآن، کتاب مسلمانان مراجعه کنیم، خواهیم دید که به نزول آهن اشاره شده است.

 در قرآن چنین آمده که : وانزلنا الحدید فیه باس شدید و منافع للناس .  

 همچنین در این کتاب، کمبود اکسیژن در بالای ارتفاعات آسمان ذکر گردیده است.

در همین ابتدا باید به این موضوع اشاره کنم که بیان موضوعات علمی زمانی ارزشمند است  که به روشهای علمی اثبات شده باشد. حال اگر شخصی موضوع علمی را مطرح نموده و فرد دیگری موضوع کاملا متضادی در مقابل موضوع مطرح شده ارائه کند، این نظریه هیچگونه ارزش علمی نخواهد داشت؛ زیرا در هر صورت صحت یکی از موضوعات متناقض، اثبات می گردد.

پس در واقع نظرات قرآن هیچگونه ارزش علمی نداشته و کاملاً از لحاظ علمی مردود بحساب می آیند.

آیا اگر نظرات قرآن را به عنوان یک موضوع خبری در نظر بگیریم، باز ارزش خبری به خود می گیرد؟

فرض کنید قبل ازیک مسابقه دو میدانی، شخصی ادعای پیشگویی در مورد نتیجه مسابقه کرده باشد و بگوید که هر دو نفر بطور مساوی به خط پایان خواهند رسید.  اگر بعد از پایان مسابقه هر دو نفر بطور مساوی به خط پایان برسند، این پیشگویی به وقوع پیوسته است. ولی اگر به جای رسیدن همزمان هر دو نفر به خط پایان، یکی از دوندگان جلوتر از دیگری به خط پایان رسیده باشد، آنگاه پیشگو باید اعتراف نماید که پیشگویی وی، درست از آب در نیآمده است؛  نه اینکه مجدداً مدعی صحیح بودن پیشگویی خود باشد و در توجیه آن بگوید که منظور من از مساوی رسیدن آنها، نسبت برابری شانس هر دو نفر برای رسیدن به خط پایان بوده است!!!

 وقتی پیشگویی های قرآن نیز اینگونه است، آیا می توان به چنین کتابی اعتماد کرد؟

مفسران قرآن مدعی هستند که قرآن از نزول آهن صحبت کرده و به سوره الحدید آیه 25 اشاره می کنند.

لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَالْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ

به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند و و آهن را نازل كرديم كه در آن قوت شديدي است، و منافعي براي مردم، تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان، او و پيامبرانش را يارى مى ‏كند. آرى خدا نيرومند شكست ناپذير است.

ترجمه از مکارم شیرازی

"و آهن را نازل کردیم". 

حتی اگر علم ثابت نماید که آهن از آسمان نیامده و از همان ابتدا در زمین وجود داشته است، باز مفسران اسلامی به پیروان خود نمی گویند که گفته قرآن درست  نیست؛ بلکه در توجیه آن می گویند که منظور قرآن از کلمه انزل، پایین آمدن از آسمان نبوده و مغرضان به قرآن چون با زبان قرآنی و عربی آشنایی ندارند چنین می گویند. پس منظور از" انزل"  آمدن از آسمان نیست بلکه خلقت آن می باشد و اینگونه وانمود می کنند که: " وقتی قرآن مدعی است که خدا آن را نازل کرده یعنی خدا آهن را خلق کرده." و در واقع معنای دلخواه خود را جایگزین جملات می کنند به این معنا که خدا آهن را آفریده است.

 به ترجمه دکتر الهی قمشه ای در مورد این آیه توجه کنید:

.... و آهن (و دیگر فلزات) را که در آن هم سختی (جنگ و کارزار) و هم منافع بسیار بر مردم است (نیز برای حفظ عدالت) آفریدیم.....

 برخی از مفسران اسلامی می گویند که این نوع نزول، نزول مقامی است. یعنی از مقام بالا به مقام پایین نازل شده است و بدین گونه برای اظهارات خود، توجیهی نیز دارند.  برای مثال می گویند که قرآن برای حیوانات هم از کلمه انزل استفاده کرده است." وانزل لکم من الانعام"   

 سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که: " مگر حیوانات از آسمان به زمین فرستاده شده اند؟"

آنها در توجیه خود چنین می گویند که منظور از کلمه انزل، پایین آمدن از آسمان نیست. اگر علم اثبات نماید که واقعا آهن از آسمان بر زمین آمده، درآن صورت انزل برای این عزیزان، پایین آمدن از آسمان معنا پیدا خواهد کرد تا این آیه در حد یک آیه ی خبری و درست، ارزش و اعتبار پیدا کند.

در این صورت، هر آنچه قرآن تا کنون در مورد معنای خلقت، نزول مقامی و غیره گفته، بی ارزش و اعتبار شمرده خواهند شد.

 با این توصیف، تمامی آیاتی که کلمه انزل در آنها نوشته شده و به آنها استناد می گردد، اگر به معنای پایین آمدن نباشند، از اساس ساقط هستند. مفسران اسلامی به هر دری می زنند تا معانی دلخواه را در جملات قرآن جایگزین نمایند تا گفته های  قرآن درست از آب درآمده و بگویند که قرآن خبر از نزول آهن داده است.

وقتی مفسران قرآن، هر عبارتی از آن را به دلخواه تفسیر و معنا می کنند، حتی اگر آن معنا درست باشد، دیگر هیچ ارزش و اعتباری نخواهد داشت.

به این آیه و ترجمه های متفاوت آن توجه کنید.

و انزلنا الحدید   سوره الحدید آیه 25

مکارم شیرازی:    و آهن را نازل کردیم.

الهی قمشه ای:     و آهن و فلزات را آفریدیم.

معزی :            و آهن را فرستادیم.

فولادند:           و آهن را پدید آوردیم.

خرمدل:           و آهن را پدیدار کردیم.

 

پس با این تفاسیرمی توان به این نتیجه رسید که، چه زمین کروی باشد و چه صاف، یا اینکه زمین بزرگتر جلوه کند و یا آسمان و یا جو زمین از هفت لایه تشکیل شده باشد و یا نه لایه، باید نظرات قرآن را به عنوان نظرات صحیح قبول کرده و پذیرای این مطلب باشیم که قرآن کتابی صحیح و هماهنگ با علم است و اگر باور نمی کنید بروید و همانند آن بیاورید.

در حقیقت باید گفت که اگر شخصی مسلمان خود را روشنفکر می داند و از معجزات علمی قرآن نامی نمی برد، به این دلیل است که نمی خواهد مورد تمسخر دیگران قرار گیرد؛ زیرا آنها به خوبی می دانند که سخنان این کتاب با عقل، منطق و علم هماهنگ نیست.

مشکل اینجاست که مفسران اسلامی پا را فراتر از منطق گذاشته و اعداد و ارقام سوره ها را به عنوان موضوعات علمی به پیروان خود معرفی کرده و این اعداد را نیز، معجزات علمی قرآن بیان می کنند.

برای مثال به سوره الحدید  اشاره کرده و مدعی هستند که چون این سوره، پنجاه وهفتمین سوره ی قرآن است، پس می توان به این نتیجه رسید که عدد پنجاه و هفت جرمی، یکی از ایزوتوپ های آهن محسوب گردیده و این موضوع را به عنوان معجزات قرآنی تلقی می کنند.

در این رابطه باید به عرض مفسران محترم اسلامی برسانم که از عدد چهل و پنج تا هفتاد و دو، عدد جرمی یکی از ایزوتوپ های  آهن محسوب می شود.  حتی اگر عدد این سوره، از نوزده تا عدد  چهل و شش بود، در نهایت برابر با تعداد نوترون های یکی ازایزوتوپ های آهن است.

آیا حقیقتاً این اعداد برای شما معجزات آسمانی محسوب می شوند؟ اگر آیه بیست و پنج سوره الحدید که در مورد پدیدار شدن آهن صحبت می کند را با عدد اتمی آهن که عدد بیست و شش است  مقایسه نماییم،اختلاف واضحی به چشم خواهد خورد. مفسران اسلامی باز در توجیه این موضوع مدعی هستند که چون سوره الحدید عدد پنجاه و هفت است و آیه الحدید در همین سوره بسیت و پنج است، پس باید عدد بیست و پنج را از عدد پنجاه و هفت کسر کرد تا عدد چهار بدست بیاید.

پس با این تفاسیر عدد چهار نشانه تعداد ایزوتوپ های پایدار آهن است. آیا حقیقتاً این است منطق مفسران اسلامی در مورد معجزات الهی؟

اگر واقعاً این اعداد و ارقام نشان دهنده این است که قرآن و محمد از اعداد جرمی و اتمی آهن با خبر بودند، پس احتمالاً ارقام و اعداد مس، طلا، نقره و غیره نیز در قرآن ذکر شده ولی چون اعداد و ارقام این فلزات با همدیگر جور نمی شوند، قرآن از ارقام و اعداد آنها سخنی به میان نمی آورد.

آیا بهتر نیست که مفسران اسلامی از کشفیات و معجزات من درآوردی قرآنی باز ایستند تا بیش از این، مورد تمسخر پیروان سایر مکاتب غیر اسلامی وحتی پیروان فرهیخته اسلامی و هم کیشان خود نشوند؟

حال بگذارید کمی در مورد عنصر آهن بنویسم. آهن از نظر جرم بزرگترین عنصر سازنده کره زمین است و از همان ابتدا زمین با آهن شکل گرفته است.  هسته درونی زمین  به شکل جامد و هسته بیرونی آن که به شکل مایع بوده،از آهن و نیکل ساخته شده است. هسته بیرونی در لایه بیرونی تر یعنی گوشته زمین  که از سنگها تشکیل شده قرار گرفته که این سنگها نیز از آهن و منیزیم تشکیل شده اند. بالاخره پوسته زمین هم از آهن که چهارمین عنصر فراوان زمین است، تشکیل گردیده است.

ترکیب آهن و نیکل در شهاب سنگها هم دیده می شود. گرچه شهاب سنگها به همراه خود آهن وارد زمین می کنند، اما اگر شهاب سنگی هم به زمین برخورد نمی کرد، باز آهن در کره زمین وجود داشت. بهرحال تمام این عناصر هیچ ارتباطی به عبارت انزل قرآن ندارد؛ زیرا در قرآن برای موارد دیگری هم عبارت انزل را بکار گرفته است. به همین دلیل نمی توان از این عبارت به نفع اهداف خاصی استفاده کرد.

در قرآن آیه دیگری وجود دارد که مفسران اسلامی مدعی هستند که این آیه به کمبود اکسیژن اشاره می کند.

فَمَنْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّمَا يَصَّعَّدُ فِي السَّمَاءِ كَذَلِكَ يَجْعَلُ اللَّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ 

آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند سينه اش را براي (پذيرش) اسلام گشاده مي‏سازد و آن كس را كه (بخاطر اعمال خلافش) بخواهد گمراه سازد سينه اش را آنچنان تنگ مي‏سازد كه گويا مي‏خواهد به آسمان بالا برود، اينچنين خداوند پليدي را بر افرادي كه ايمان نمي‏آورند قرار ميدهد. (سوره الانعام آیه 125)  

طبق گفته مفسران قرآن، این آیه هم یکی از بزرگترین معجزات علمی قران بحساب می آید. سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که آیا قرآن و محمد خبر داشتند که در ارتفاعات بالای آسمان تنگی نفس ایجاد می شود؟

در پاسخ باید بگویم خیر. چنین تعبیری در آیه فوق نگنجیده است.  یشرح صدر و ضیقا صدر اصطلاح رایجی در آن زمان بوده است. برای مثل در داستان موسی در قرآن چنین روایت شده که موسی می فرماید: سینه ام را گشاده بگرداند. امیدوارم مفسران اسلامی نخواهند گفت که منظور موسی از این لفظ این است که خداوندا بمن اکسیژن برسان!!  منظور آیه فوق این است که موسی از خداوند درخواست توانایی و قدرت را کرده که بتواند با فرعون روبرو شود.

به همین منظور درآن آیه  به کسانی که ایمان می آورند می گوید: یشرح صدره للا سلام یعنی سینه اش را برای اسلام گشاده می کند. این جمله می خواهد به نوعی پذیرفتن را به سمع خواننده برساند.

پس متوجه خواهیم شد که گشادی سینه، ارتباطی به اکسیژن و نفس کشیدن نداشته و فقط یک اصطلاحی است که در قرآن بکار رفته است. حتی بالا رفتن از آسمان نیز، یک اصطلاح محسوب می گردد که منظور یک عمل نشدنی و غیر ممکن می باشد؛ زیرا در آن زمان رفتن به آسمان کاری نشدنی محسوب می شد.

امروزه هم استفاده از عبارت تنگی نفس باز یک اصطلاح می باشد؛ زیرا در ارتفاعات، ریه و مجاری ریه تنگ نمی شوند. بلکه فقط یک اصطلاح برای نرسیدن اکسیژن به بدن است.

در وب سایت پایگاه جامع کریم از آقای مکارم شیرازی در مورد این آیه چنین تفسیری گذاشته شده است.

ایشان میگویند: منظور از صدر(سینه) در آنجا روح و فکر است و این کنایه در بسیاری از موارد بکار می رود و از لفظ شرح (گشاد ساختن) می توان به یک معجزه علمی قرآنی پی برد. وی در ادادمه می گوید : هر قدر به طرف بالا حرکت کنیم هوا رقیقتر و میزان اکسیژن آن کمتر می شود که این نیز معجزه علمی قرآن می باشد. در ابتدا صدر به معنای روح و فکر اعلام می شود  ولی در ادامه به ریه و اکسیژن تغییر یافته است.

متأسفانه این مفسران با استفاده از الفاظ و ترجمه های من درآوردی، بدنبال معجزات قرآنی هستند غافل از اینکه افرادی هم هستند که به زبان عربی تسلط داشته و می توانند با مراجعه به قرآن و وب سایتهایشان حقیقت را برای دیگران افشاء کنند.

وقتی چیزی را بالاتر از جایگاهی که هست بدیگران جلوه دهیم و یا به عبارتی دیگر در مورد آن غلو کنیم، جز تمسخر و خنده و رد شدن آن، چیز دیگری عاید ما نخواهد شد!

نویسنده: آبیلا یوحنا مارو

 

 

Feb/13/2019 پاسخ به اسلام کشیش ورژ باباخانی 5258 بازدید 27  

نظرات کاربران


ارسال نظر