شعر: پرستش مشاهده پاسخ

پرستش کن مرا، آن دَم که می دانی و می دانم پرستش کن مرا امشب، پرستش کن مرا فردا پرستش کن مرا، هر لحظه و هردَم     پرستش کن مرا، در خواب و بیداری پرستش کن مرا، در عالَم رویا

Sep/13/2019 هنر و ادبیات کشیش ورژ باباخانی 38 بازدید 0  

شعر: پسر گمشده مشاهده پاسخ

بود یکی تاجر با اعتبار داشت دو فرزند در آن روزگار زاده کهتر زغرور و شره نزد پدر شد یکی روز ره گفت، پدر مطلب من گوش کن آز و شره پاک فراموش کن

Sep/13/2019 هنر و ادبیات کشیش ورژ باباخانی 137 بازدید 0  

شعر: تنها یک تنها می داند مشاهده پاسخ

تنها یک تنها می داند که تنهائی تنها درد یک تنهاست تنها، درد یک تنها بی کسی نیست تنهائیست در بین صدتن، که تن - هاشان ندیدست هرگز رنگ تنهائی چه داند در خیال آزاد، درد یک دربند زندانی، دربند نبو

Sep/13/2019 هنر و ادبیات کشیش ورژ باباخانی 21 بازدید 0  

شعر: به یاد آر مشاهده پاسخ

به یاد آرنه بخاطر آفتاب          نه بخاطر حماسه بخاطر سایه ی بام کوچکش         بخاطر ترانه ای کوچک تر از دست های تو نه بخاطر جنگل ها     &n

Sep/13/2019 هنر و ادبیات کشیش ورژ باباخانی 30 بازدید 0  

شعر: وطنم مشاهده پاسخ

وطنم سرزمین عشق و غزل وطنم چشمه سپیده و شیر وطنم دست خط تاریخی گل لبخند از لبش جاری وطنم آنکه سینه جایش بود خفته بر بام آسیا وطنم وطنم مرغ زنده بید

Sep/13/2019 هنر و ادبیات کشیش ورژ باباخانی 25 بازدید 0